محسن صادقزاده در گفتوگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره وضعیت تیم ملی بسکتبال در آستانه قهرمانی آسیا اظهار کرد: اهمیت موضوع در این است که باید حرکت اردوها و زمانبندی آمادهسازی تیم ملی در جهت رسیدن به اهداف باشد. هماکنون تمام اردوها و مسابقههای تدارکاتی برای آمادهتر شدن تیم است که در مسیر هدف قهرمانی قرار میگیرد. هماکنون ملیپوشان در ترکیه زیر نظر کادر فنی خود تمرین دارند و بازیهای تدارکاتی را انجام میدهند اما نتیجه در این مسابقهها اهمیتی ندارد چرا که اصل رقابت در قهرمانی آسیا به میزبانی فیلیپین است.
سرمربی تیم فولاد ماهان اصفهان ادامه داد: تیم ملی نیاز به حمایت دارد اما صرف تعریف و تمجید، حمایت از ملیپوشان نیست. حمایت حتی میتواند نقد موثر و سازنده باشد. به نظر من اگر رسانهها، کارشناسان و هر کسی که میخواهد به تیم ملی کمک کند یکی از نقاط ضعف را به گوش تیم ملی برساند از آنها حمایت کرده است. ما رقابتهای بسیار بااهمیتی پیش رو داریم که با توجه به قدرت ایران به عنوان یک مدعی در آن حاضر میشویم.
او در ادامه به گروهبندی قهرمانی آسیا اشاره کرد و به ایسنا گفت: تیم ملی ایران در گروه سوم باید با چین و کرهجنوبی رقابت کند. شاید سختی این گروه این است که مدعیان در ابتدای کار برابر هم قرار میگیرند اما شرایط در ادامه مسابقهها آسان خواهد شد تا اینکه این تیمها به مرحله نیمه نهایی برسند. به اعتقاد من نمیشود گفت که در گروه سخت یا گروه مرگ قرار داریم بلکه معتقدم این موقعیت را باید به یک فرصت تبدیل کنیم تا با قدرت بیشتر برابر حریفان به میدان برویم.
صادقزاده در پاسخ به این سوال که آیا رقابت ایران و چین در مرحله گروهی و شناختی که دو تیم از هم به دست میآورند کار ما را در مراحل بعدی دشوار نمیکند بیان کرد: این اتفاق پیش از اینکه تهدید باشد فرصت است. ما چه بخواهیم چه نخواهیم در رقابتهای کادرهای فنی دیگر تیمها به دقت تیم ما را بررسی میکنند. در طول یک تورنمنت آنالیز دقیقی صورت میگیرد و به نظر من تفاوتی ندارد ایران و چین در ابتدا با هم مسابقه دهند یا در انتها اما اگر اتفاقی بیفتد دو طرفه است. پس چینیها هم باید از ایران بترسند و نگران این وضعیت باشند.
سرمربی سابق تیم ملی جوانان در پاسخ به سوال دیگر ایسنا مبنی بر اینکه ملیپوشان به چه چیزی نیاز دارند تا اتفاق دوره گذشته تکرار نشود بیان کرد: به نظر من اگر غرور در تیم ملی وجود داشته باشد مطمئنا نتیجه دیدار با اردن تکرار خواهد شد اما اگر هدف قهرمانی شود و ملیپوشان با تفکر به مصاف حریفان بروند نگرانی وجود نخواهد داشت. زمانی بود که ما در رقابتهای آسیا نگران این بودیم تا با اختلاف زیادی شکست نخوریم اما حال هدف قهرمانی و رسیدن به جام جهانی است. زمانی که شخصیت فردی ملیپوشان ما در قالب تیم قرار میگیرد آنها قدرتمندتر میشوند. نکته مهم اینجاست که نباید استرس و نگرانی را به تیم وارد کنیم. کلیه عوامل حاضر در بسکتبال اگر میخواهند کاری انجام دهند باید تیم ملی را در جهت هدف آن سوق دهند.
او در پایان به نقش رسانهها اشاره کرد و گفت: رسانهها اکنون رسالتی مهم پیش رو دارند. باید نقد کنند اما نقدی موثر و سازنده حالا که فرصت پیش رو برای تیم ملی مناسب است، با ریزبینی رسانهای خود نکات لازم را به کادر فنی برسانند تا ملیپوشان در حرکت هدفمند خود راحتتر گام بردارند.

ادامه مطلب
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بهزاد افرادی کاپیتان پیشین تیم ملی بسکتبال است از سال 78 تا 82 کاپیتان تیم ملی ایران بود و زیر نظر سعید ارمغانی و نناد صربستانی کار می کرد. او به تازگی رییس کمیته مینی بسکتبال فدراسیون شده و برنامه ریزی های مناسبی نیز برای این کمیته انجام داده است. خبرنگار ورزشی ایسنا در ادامه ارزیابی و کنکاش در بسکتبال ایران با بهزاد افرادی به گفت و گو نشسته است. او معتقد است که بسکتبال در بین رشته مظلوم واقع شده و با تمام بی مهری ها نتایج مناسبی گرفته است. افرادی به ایسنا گفت که نتایج بسکتبال نشان می دهد این رشته رشد خوبی داشته است.
*آقای افرادی به عنوان کاپیتان پیشین تیم ملی وضعیت بسکتبال ایران را چطور ارزیابی می کنید؟
نتایج نشان می دهد که بسکتبال در سال های گذشته رشد کرده است. بسکتبال ایران به همه مدال های آسیایی رسیده و این حاصل تلاش فدراسیون، مربیان و بازیکنان ایران است. هم اکنون نیز بسکتبال در مسیر پشتوانه سازی قرار دارد تا بتواند برای نسل طلایی خود که اندک اندک از ورزش ملی کنار می روند جایگزین های مناسبی ایجاد کنند. نسل طلایی بسکتبال ایران آنقدر قدرتمند بود که برای ساخت بازیکنانی شبیه به آنها باید تلاش های زیادی انجام بگیرد که فکر می کنم فدراسیون به خوبی وظیفه اش در این مسیر را انجام می دهد.
*یعنی روند پشتوانه سازی در بسکتبال خوب است؟
توجه کنید که این روند فعالیت باشگاه ها و فدراسیون را در کنار هم می خواهد. ادامه روند فدراسیون مناسب بوده اما باشگاه ها از فعالیت های سازندگی خود دور شده اند. به نظر من فعالیت باشگاه ها در زمینه پرورش بازیکن ضعیف شده و این موضوع نیز دلایل مختلفی دارد.
*چرا فعالیت باشگاه ها ضعیف شده است؟
بخش اصلی بازیکن سازی در ورزش برعهده باشگاه ها است. مشکلات اقتصادی باعث شده پتانسیل تیم ها در لیگ های مختلف پایین بیاید. زمانی بود که ما در لیگ 14 تیم خوب داشتیم که رقابت نزدیکی داشتند. 36 بسکتبالیست خارجی در لیگ ایران بازی می کردند که فوق العاده بودند. همین بازیکنان بودند که نسل طلایی بسکتبال در کنارشان رشد کردند و حالا به بهترین های آسیا تبدیل شده اند. این شرایط در بسکتبال بود که حالا می بینیم تیم ها توانایی جذب بازیکنان خوب ندارند. ضعیف کار کرده اند و همین مساله باعث شده تا سطح کیفی لیگ نیز کاهش پیدا کند. از طرف دیگر توجه کنید که تیم ملی از لیگ بیرون می آید و هرچه لیگ قوی باشد تیم ملی نیز قدرتمند خواهد بود.
*چرا سرمایه گذاری باشگاه ها کاهش پیدا کرده است؟
تیم های دولتی که نمی توانند راحت تیم داری کنند. خصوصی ها نیز که وارد کار می شوند در اندیشه سرمایه گذاری و سود آوری هستند. هزینه های آنها برگشتی ندارد و تنها برخی که با عشق وارد کار شده اند می مانند. فدراسیون تا چه حدی می تواند به دنبال باشگاه ها برود و به آنها کمک کند؟ هم اکنون شنیده ام مهرام نمی خواهد در بسکتبال سرمایه گذاری کند. چرا؟ مهرام قلب بسکتبال ایران است و اگر برود ضربه بزرگی به بسکتبال خورده می شود. دلیل تمام این اتفاق ها نیز مشکلات اقتصادی است.
*پس چرا این اتفاق ها در والیبال دیده نمی شود؟
والیبال در تاریخ ورزش ایران یک قدم بالاتر است. این رشته مردمی است و همه با آن ارتباط دارند. بسکتبال در دهه گذشته بود که توانست بین مردم نفوذ و جا باز کند. زمانی که در قزوین بودم برای تمرین های تیم والیبال این شهر 2 هزار تماشاگر به سالن می آمد اما مسابقه های بسکتبال چنین تماشاگرانی نداشت. بسکتبال در سال های اخیر با حضور در جام جهانی و المپیک در کانون توجه قرار گرفت اما به یکباره با از دست دادن المپیک لندن و شکست برابر اردن دوباره از نگاه مردم دور شد. واقعا شکست برابر اردن چند قدم رو به عقب بود. احساس کردیم که این اتفاق به ما ضربه زد.
*هم اکنون در سال های گذشته تعداد بازیکنان خارجی محدود شده است. این وضعیت به نفع بسکتبال است؟
خودم مخالف این محدودیت هستم. پیشرفت بسکتبال ما با حضور بازیکنان خوب خارجی ایجاد شد. حامد حدادی، مهدی کامرانی و صمد در کنار خارجی ها بودند که رشد کردند. بسکتبال جهان از حضور بازیکنان خارجی نتیجه گرفته و ایران نیز حضور خارجی ها را تجربه کرده و می داند که به نفعش است.
*اما فدراسیون معتقد است با حضور خارجی ها بازیکنان ایرانی نیمکت نشین می شوند.
به نظر من باید نگاه خود را تغییر دهیم. باید بازیکنان در این تمرین ها از دانش و تجربه خارجی ها بهره ببرند. شاید یک فصل پشت خط بمانند اما از حضور در کنار بازیکنان خوب خارجی بهره مند می شوند و در فصل بعدی می توانند به بهترین شکل بازی کنند.
*فعالیت کمیته های فدراسیون را چطور می بینید؟
کمیته های فدراسیون برای انجام برنامه های خود تلاش می کنند. نه اینکه چون در فدراسیون کار می کنم اینگونه بگویم اما رفتار شخص محمود مشحون برابر فعالتی کمیته ها را از نزدیک می بینم. تلاش زیادی در رده های پایه شده که به نظر من نیز جواب گرفته ایم. تیم ملی با یک سری بازیکن جوان در کاپ آسیا به قهرمانی رسید. کمیته های فدراسیون برنامه ریزی و فعالیت دارند اما بدون بودجه و منایع مالی به مشکل می خورند. باید سرمایه باشد که بتوان با هزینه های مناسب بستر سازی کرد. برنامه ریزی و مدیریت فدراسیون خوب است اما نیاز به پول داریم. اگر از دولت و وزارت ورزش نیز توقع داشته باشیم آنها نیز دچار مشکلات اقتصادی شده اند. به نظر من باید راهکاری اندیشیده شود تا در جذب منابع مالی گام برداریم.
*فدراسیون بسکتبال در جذب اسپانسر و منابع مالی چه فعالیتی داشته است؟
در دل کار نبودم که بخواهم پاسخ بدهم.مطمئنا فدراسیون برنامه هایی داشته است اما مشکلات اقتصادی ورزش را تحت تاثیر قرار داده است.
*به تازگی یک اسپانسر که در بسکتبال تیم داری می کرد و دیگر کارش را ادامه نداد حامی مالی والیبال در سال جاری شده است. دلیل این تمایل ها برای حضور در والیبال چیست؟
همانطور که گفتم والیبال هم اکنون در کانون توجه است. حضور در لیگ جهانی فرصتی است که می توانند برای تبلیغات از آن استفاده کنند. شاید به یاد نداشته باشید اما زمانی که ایران در انتخابی المپیک برابر اردن مغلوب شد چند تیم از حضور در لیگ کنار رفتند که نمونه آن توزین الکتریک کاشان بود.
* ضعف در امکانات به این مساله دامن نمی زند؟
شک نکنید. بسکتبال هم اکنون سالن ندارد و سال ها است که به دنبال گرفت یک سالن برای خود است. امکاناتی نداریم که در اختیار مردم قرار دهیم. نگاه مردم با همین امکانات تغییر می کند. با بی توجهی مسوولان مواجه هستیم و نتیجه می گیریم. به نظر من بسکتبال با تمام این بی امکاناتی ها نتایج خوبی پیش گرفته و گام های محکمی برداشته است.بسکتبال واقعا در رشته های ورزشی مظلوم واقع شده است.
به گزارش خبرگزاری فارس، برگزاری لیگ بسکتبال در چند سال گذشته انتقادهایی را متوجه مسئولان برگزاری مسابقات و کمیته مسابقات کرده است. زمان کوتاه برگزاری مسابقات و تصمیمهایی که پیش و میان فصل گرفته میشود از مهمترین مشکلاتی است که وجود دارد.
خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس در ادامه بررسی لیگ بسکتبال، راهکارها برای بهتر برگزار شدن این لیگ و تشکیل سازمان لیگ و اتحادیه باشگاهها به سراغ محمد مهدی ایزدپناه، مربی و بازیکن سابق تیم ملی رفته است.
وی که چند سالی در تیم شهرداری گرگان در لیگ برتر حضور داشت، فصل گذشته لیگ را یکی از ضعیفترین دورهها میداند و معتقد است برای برگزاری هرچه بهتر لیگ باید از کشورهای اسپانیا و ترکیه الگو بگیریم.
فارس: لیگ برتر بسکتبال با قهرمانی پتروشیمی به پایان رسید، برگزاری لیگ را چطور دیدید؟
به نظر من این دوره یکی از ضعیف ترین لیگها در دهه گذشته بود. چند تیم هم اولین حضور خود را تجربه میکردند و لیگ آن اقتدار گذشته را نداشت. یکی از دلایل اصلی این بود که 2، 3 تیم مانند ماهان، پتروشیمی و مهرام بازیکنان شاخص را جذب کرده و نفرات به خوبی تقسیم نشده بودند و تیم چهارم تا دهم شرایط یکسانی داشتند و قدرتشان برابر بود.
از سوی دیگر زمان کوتاه لیگ بود که کیفیت مسابقات را هم تغییر داده بود. من زمانی هم که مربی شهرداری گرگان بودم، به فدراسیون پیشنهاد دادم که لیگ در مدت زمان طولانی برگزار شود و باید زیادی درگیر مسابقه باشند و از تعطیلات بی خود جلوگیری شود.
فارس: سهمیه بندی بازیکنان را چطور ارزیابی میکنید؟
با سهمیه بندی موافق هستم، اما به شرط اینکه بازیکنان به صورت مناسب تقسیم شوند.
فارس: حضور مربیان باشگاهها قبل از فصل را چطور ارزیابی میکنید؟
این اتفاق بسیار خوب است و میتوانند نظرات خود را بیان کرده و به بهتر برگزار شدن لیگ کمک کنند. شاید در یکی 2 مورد هم اختلاف نظر وجود داشته باشد، اما در کلیات نقطه نظرات مربیان در نظر گرفته میشود. در هر صورت مربیان کشور هستند که با تلاشهای خود بسکتبال را به پیشرفت میرسانند.
فارس: تشکیل سازمان لیگ یکی از ضرورتهاست و بسیاری از کارشناسان بر این موضوع تاکید دارند، ارزیابی شما از تشکیل آن چیست؟
به نظر من حضور چند نفر و خرد جمعی برای برگزاری مسابقات بسیار بهتر از خرد فردی است و اگر سازمان لیگ تشکیل شود، بسیار ایدهآل خواهد بود. تمام کشورهای مطرح دنیا سازمان لیگ دارند و ما هم باید از آنها الگو بگیریم. به عنوان مثال کشورهایی مانند اسپانیا یا حتی ترکیه چه لیگهای قدرتمندی دارند و برنامهریزیشان دقیق و مدون است. با تشکیل سازمان لیگ باید به مسائل کلیدی که یکی از آنها حضور بازیکنان خارجی است، توجه کنیم. اینکه برخی میگویند با حضور بازیکن خارجی وقت به بازیکن ایرانی نمیرسد را اصلا قبول ندارم. چون بازیکنان ما میتوانند از آنها الگو بگیرند. به عنوان مثال اگر مهدی کامرانی، کامرانی شد حضور آندره پیت بود و پیشرفت زیادی کرد.

فارس: تشکیل اتحادیه باشگاهها هم مورد تاکید باشگاهها است، ارزیابی شما چیست؟
قطعاً باید تشکیل شود. چون اتحادیه وقتی ایجاد می شود در خیلی از موارد به بسکتبال و باشگاهها کمک خواهد کرد و با این کار میتوانیم خیلی از مسائل را کنترل کنیم. در حال حاضر که اتحادیه نیست یک بازیکن قیمتهای کاذب برای خود میدهد یا اینکه با بیشترین مسائل انضباطی از یک تیم به تیم دیگر میرود بدون اینکه اتفاقی بیفتد. از سوی دیگر باشگاههایی که میخواهند سرمایهگذاری کنند، با اطمینان بیشتری میآیند و باید با تشکیل آن بهای بیشتری به باشگاهها بدهیم. یکی از مسائلی که باعث شد بسکتبال ما ضربه بخورد کاهش سرمایه گذاری بود.
فارس: یکی از دلایل کم شدن تیمها را باخت به اردن و عدم حضور در المپیک میدانند؟
این یکی از دلایل باشد. یکی از دلایل آن هم میتواند عدم تشکیل اتحادیه باشد. اتحادیه میتواند بررسی کند که چرا برخی باشگاهها دیگر سرمایهگذاری نکردند یا کمتر شدند.
فارس: حضور اسپانسرها را چطور میبینید؟ گفته میشود برخی اسپانسرها به دلیل برخورد بد به بسکتبال نیامده و سمت والیبال میروند.
اسپانسرها در چند سال گذشته کم شده است و بیشتر به سمت والیبال رفتهاند و من هم این را قبول دارم، اما به نظر من مقصر آن هم فدراسیون نیست، چون خود من زمانی که در لیگ مربیگری میکردم، شاهد بودم که محمود مشحون، رئیس فدراسیون اسپانسرها را تشویق به حضور کرده و کمکشان میکرد. البته این اتفاق نسبت به دهه گذشته خیلی بهتر شده است، اما سال گذشته یک سال خاص بود که علت اصلی آن هم مشکلات اقتصادی محسوب میشود.
فارس: وضعیت مربیان باشگاهها را چگونه ارزیابی میکنید؟
یکی از بحثها این است که برخیمربیان مطرح چند سالی که در لیگ برتر مربیگری میکنند رو به بازیکن سازی نمیآورند. غیر از یکی، 2 باشگاه سازندگی ندارند و بازیکن شاخص جوان خیلی کم شده است. زمانی که من بودم همه بازیکنان تقریباً در یک سطح بودند و انتخاب 5 نفر اصلی بسیار سخت بود و ساعتها باید جلسه میگذاشتیم و انتخاب میکردیم. فدراسیون باید توجه بیشتر کرده و سخت گیری کند تا باشگاهها و مربیان بیشتر بازیکن سازی کنند. به نظر من باید مربیان جلسات زیادی با یکدیگر بگذارند و از دانش و اطلاعات خود بهرهمند شوند. فدراسیون و کمیته مربیان فدراسیون نیز شرایط حضور مربیان را در کلینیکهای مربیگری فراهم کند.
به گزارش خبرگزاری فارس، برگزاری لیگ بسکتبال در چند سال گذشته انتقادهایی را متوجه مسئولان برگزاری مسابقات و کمیته مسابقات کرده است. زمان کوتاه برگزاری مسابقات و تصمیمهایی که پیش و میان فصل گرفته میشود از مهمترین مشکلاتی است که وجود دارد.

خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس
در مورد عملکرد لیگ بسکتبال، راهکارها برای بهتر برگزار شدن این لیگ و
تشکیل سازمان لیگ و اتحادیه باشگاهها به سراغ عباس آقاکوچکی، مربی و
بازیکن سابق تیم ملی رفته است.
وی که اخیرا با تیم ملی 3 نفره ایران به مقام سوم آسیا رسیده است، زمان
کوتاه لیگ را خوب ارزیابی نمیکند و معتقد است باید سازمان لیگ و اتحادیه
باشگاه باید هرچه زودتر تشکیل شود.
فارس: لیگ برتر فصل گذشته را چطور ارزیابی کردید؟
مسابقات از نظر کیفی خوب بود به خصوص مرحله نهایی، اما از نظر کیفیتی با
10 تیم برگزار شد که کاهش داشتیم و باید به آن توجه شود. البته بازیکنانی
که شایستگی حضور در لیگ برتر را داشتند، همه در تیمها قرار گرفتند و کسی
بیرون نماند. کیفیت اگر بالا برود کمیت را هم تحت تاثیر خود قرار میدهد.
اگر بازیکنی بیرون میماند، کاهش تعداد تیمها ضعف بود؛ اما در مجموع بیشتر
باشد بهتر است. بحث دیگر اینکه متاسفانه همه تیمها به دنبال مقام و
پیروزی هستند و دنبال بازیکن سازی نمیروند و در لیگ سال گذشته نیز شاهد آن
بودیم. کم بودن مدت زمان برگزاری مسابقات هم یکی از ضعفهای لیگ است. اگر
ما بتوانیم مدت آن را افزایش دهیم، بازیکنان بیشتر دیگر میشوند و در طول
سال آماده خواهند بود.
فارس: دعوت از مربیان برای حضور در جلسات پیش از فصل چه قدر میتواند مثبت باشد؟
از قدیم گفتهاند که هرکه بیشتر مشورت کند، کمتر اشتباه میکند. این کار
بسیار خوبی است و به شرط اینکه کسانی که مورد مشورت قرار میگیرند، باید
ظرفیت داشته باشند و نگاهشان ملی باشد نه باشگاهی. باشگاهی باشد، اما تا
حدودی. با این کار میتوان از تجربیات دیگران استفاده کرد و تصمیمگیری
بهتری کرد و سال به سال بهتر شد.
فارس: سهمیه بندی بازیکنان چه قدر میتواند کمک کند؟
فدراسیون به دنبال این است که رقابتها نزدیک باشد و هم بازیکنان سطح اول
به خاطر بضاعت در یک تیم جمع نشوند. یقیناً مسابقهای که از قبل قابل پیش
بینی نباشد، جذابتر خواهد بود. امسال شاهد بودیم به دلیل همین سهمیه بندی
بهتر تا بازیهای آخر مشخص نبود کدام تیم قهرمان میشود.
فارس: میگویند مربیان نظر میدهند و تصمیم میگیرند، اما در نهایت فدراسیون کار خودش را میکند!
فکر نمیکنم این طور باشد. فدراسیون خودش منافعی ندارد و میخواهد که
بسکتبال ملی پیشرفت کند. اصلا قصد حمایت و دشمنی ندارم، اما کسانی که در
فدراسیون هستند، چند سالی است در کارهای اجرایی هستند و همه چیز را به خوبی
میدانند. البته هیچ کس نمیتواند با قاطعیت بگوید که تصمیمی که میگیرد
بعدها به مشکل نخواهد خورد.
فارس: ضرورت تشکیل سازمان لیگ را چطور ارزیابی میکنید؟
قطعا باید یک واحد جداگانهای باشد و برنامههای لیگ را پیگیری کند. با
داشتن نیروهای بیشتر چون در تمام رشته ها نه تنها بسکتبال نمود کار از دل
لیگ است. بنابراین توجه به لیگ و یک سازمان جداگانه که بتواند برنامههای
لیگ، داوران و در نظر گرفتن مسابقات تیم ملی را در نظر بگیرد، یک ضرورت
است.
فارس: با این وجود باید تغییر و تحولاتی صورت بگیرد؟
نمیخواهم بگویم تغییر و تحول صورت بگیرد، اما نیروهای بیشتری جذب شوند و
کمک کنند. ما در برنامه ریزی و اجرا مشکلی نداشتیم، اما توجه بیشتر
میتواند بهتر باشد. اینکه میگویند همه کارها در مورد مسابقات را یک نفر
انجام میدهد، خوب نیست. من سوالی دارم و آن اینکه اگر یک نفر بتواند نظری
بدهد که بتواند نظر جمع را جلب کند، اشکالی دارد؟ به عنوان مثال اگر محمود
مشحون که چندین سال است در بسکتبال حضور دارد، نظری بدهد، نپخته خواهد بود؟
یک مقدار باید منصفانه قضاوت کنیم. شنیدهام که میگویند یک نفر یا 2 نفر
تصمیم میگیرد، خودشان بیایند جلو و کمک کنند؟ چرا نمیآیند؟ کسانی که این
صحبتها را مطرح میکنند باید به گذشته خودشان هم نگاه کنند.
فارس: همان کسانی که شما میگویید، معتقدند مسئولان فدراسیون اجازه نمیدهند کسی به فدراسیون نزدیک شود؟
نمی خواهم از کسی نام ببرم، اما همانها تا حالا آمدهاند که بگویند
میخواهیم کمک کنیم؟ حتما باید دنبالشان بروند؟ آنها باید پستی بگیرند تا
بخواهند کار کنند.
فارس: تشکیل اتحادیه بسکتبال از سوی برخی مطرح شده است، این کار را چطور ارزیابی میکنید؟
من چند سال پیش نیز این موضوع را مطرح کردم که باشگاههای ما نیاز دارند
که اتحادیه داشته باشند. خودشان مسابقات را برگزار کنند و فدراسیون فقط
ناظر بر اجرا باشد. فکر کنم خود باشگاهها به این موضع میرسند که باید
هرچه زودتر تشکیل شود. نقل و انتقالهایی که صورت میگیرد و مسائل مالی که
وجود دارد در اتحادیه باید بررسی شود. اتحادیه به راحتی می تواند از بازار
گرمیهای مربیان و بازیکنان جلوگیری کند و حد و مرزی را تعیین کند، اما
متاسفانه برای برخی باشگاهها آنقدر بردن و قهرمان شدن مهم شده است که
دنبال آن نمیروند. چون میخواهند حتما قهرمان شوند، هیچ سقفی را رعایت
نمیکنند.
فارس: فصل گذشته تعداد اسپانسرها کم شد. وضعیت آنها چطور است؟
اسپانسری که میآید هدف خاص خود را دارد و اگر به آن برسد، ادامه میدهد و
نشود کنار میکشد. در چند سال گذشته هم شاهد آن بودیم که آمدند و رفتند.
اگر تیمها به دنبال این باشند که بازیکن سازی کنند و چند سالی روی آن کار
کنند، هنگامی که بخواهند او را بفروشند قطعاً میتوانند هزینههای خود را
تامین کنند. به عنوان مثال دورتموند را ببینید. هزینه زیادی را انجام نداده
بود، اما حالا اگر بازیکنان خود را بخواهد بفروشد چه سود کلانی میتواند
داشته باشد و باشگاهش هم ارزش زیادی پیدا کرده است. از سوی دیگر با توجه به
مشکلات اقتصادی کشور حاکم است پا پس میکشند و راغب نیستند که سرمایه
گذاری کرده و تیمداری کنند.
فارس: فدراسیون چه قدر میتواند در حفظ اسپانسرها نقش داشته باشد؟
با برگزاری لیگ منظم، احترام به اسپانسرها و پخش مستقیم شدن بازیها میتواند کمک کند و آنها را به اهدافشان نزدیک تر کند.
فارس: چرا نسبت به والیبال تیمهای کمتری در بسکتبال سرمایه گذاری میکنند؟
باخت ایران به اردن و عدم حضور در المپیک لندن خیلی به بسکتبال ما ضربه
زد و در جامعه یک مقدار کمرنگ شد، اما خوشبختانه به روزهای اوج خود باز
میگردد. همان طور که گفتم برخی اسپانسرها به دنبال تبلیغات هستند و به محض
اینکه مطرح شدند، کنار میکشند. در سالهای گذشته نیز چند تیم از شیراز
آمدند و به یک باره رفتند. فدراسیون با این وضعیت نمی تواند کاری انجام
دهد.
فارس: وضعیت مربیان باشگاهها را چطور میبینید؟
به نظر من باید فدراسیون یک نظارتی روی مربیان لیگ داشته باشد و مربیانی
که میتوانند در لیگ برتر مربیگری کنند را فهرست کرده و معرفی کند تا
باشگاهها انتخاب کنند. چون در غیر صورت کسی که میخواهد تیمداری کند تا
بخواهد متوجه شود که چه کسی بهتر است بازی های زیادی را از دست داده است.
فارس: در این صورت فکر نمیکنید اعتراضهای زیادی صورت بگیرد؟
شاید اعتراض صورت بگیرد، اما فدراسیون نمیآید مربی توانا را حذف کند. اگر شاخصهایی در نظر گرفته شود، مشکلی نخواهد بود.
به گزارش خبرگزاری فارس، برگزاری لیگ بسکتبال در چند سال گذشته انتقادهای زیادی را متوجه مسئولان برگزاری مسابقات و کمیته مسابقات کرده است. زمان کوتاه برگزاری مسابقات و تصمیمهایی که پیش و میان فصل گرفته میشود از مهمترین مشکلاتی است که وجود دارد.
خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس در مورد عملکرد لیگ بسکتبال، ضعفها و نقاط قوت کمیته مسابقات و برگزاری بازیها به سراغ علی شاکری، دبیر سابق فدراسیون، مربی تیم ملی امید و سرپرست تیم ملی در سالهای گذشته رفته است.
مشروح گفتوگوی شاکری را در زیر میخوانید:
فارس: آقای شاکری لیگ برتر 91 پیش از پایایان سال به پایان رسید، ارزیابی شما از نحوه برگزاری مسابقات چه بود؟
من اکثر مسابقات را از نزدیک مشاهده کردم و در روند برگزاری مسابقات بودم. اینکه لیگ را ما در 4 ماه برگزار کنیم هیچ بهرهای نخواهد داشت و با این وضعیت نباید به دنبال این باشیم که چهرهای مطرح و پدیده شود. البته شاید معذوراتی داشته باشند، اما در مجموع خوب نیست. جدا از این موضوع قانونهای من درآوردی مانند 2 بازیکن از جوانان و 3 بازیکن ملی را به اجرا درآوردند که این قانونها دست و پای باشگاهها را بست و کیفیت بازیها را پایین آورد.
فارس: اینکه فدراسیون باشگاهها را دعوت میکند و نظرات آنها را جویا میشود را چطور ارزیابی میکنید؟
اینها همه «شو» است. دعوت میکنند، اما در نهایت چیزی که خودشان میخواهند را به اجرا میگذارند. اگر هم به مشکلی خوردند میگویند که مربیان تصمیم گرفتهاند. مربیان هم تقصیری ندارند و اگر بخواهند اصرار کنند، مورد غضب فدراسیون قرار میگیرند و مجبورند برای حفظ منافع باشگاه خود شرکت کنند. اینها کار ناسالمی است که فدراسیون انجام میدهد. بسکتبال ما قائم به فرد است. تصمیمها پشت پرده گرفته میشود و آن وقت از زبان شخص دیگری در جلسات گفته میشود.
فارس: راهکار شما برای بهتر برگزار شدن لیگ چیست؟
لیگ بسکتبال باید در طول 9 ماه برگزار شود، آن هم نه لیگی که با طراحی فدراسیون باشد. باشگاهها باید این کار را کنند. اگر باشگاهها نباشند فدراسیون چه کاری میتواند انجام دهد؟ میگویند که فدراسیون بازیکن سازی را در چند سال گذشته بر عهده داشته است، اما دیگر دستشان برای همه رو شده است. هنر آنها این بوده است که پرورش یافتهها را استفاده کردهاند.
فارس: ضرورت تشکیل سازمان لیگ بسکتبال را چطور میبینید؟
نباید یک نفر هم مجری باشد و هم ناظر. نوربخش این 2 کار را با هم انجام میدهد. مگر میشود یک نفر این 2 کار را انجام دهد. اگر داوری اشتباه کند چطور میتواند جلوی آن را بگیرد؟ این همه داور مستعد در کشور وجود دارد، اما چرا غیر از 3، 4 نفر پیشرفت نکردهاند؟ آن تعدادی هم که به جایی رسیدهاند به مسئولان فدراسیون نزدیک بودهاند. باید کمیتههای فدراسیون جدا از هم باشند و هرکدام مسئول مشخصی داشته باشند و سازمان لیگ بسکتبال هم بر آنها نظارت داشته باشد. مشحون گفته است نوربخش چند پست دیگر هم میتواند بگیرد، اینکه یک نفر بتواند چند کار را انجام دهد مشکلی نیست، اما درست انجام دادن آن مهم است.
فارس: تشکیل اتحادیه باشگاهها چه قدر میتواند به برگزاری بهتر لیگ کمک کند؟
تشکیل این اتحادیه یک ضرورت است و باید مدتها پیش تشکیل میشد. در این صورت خود باشگاهها برای خودشان تصمیم میگیرند و نظریات مختلف بسیار موثر تر از نظر یک نفر خواهد بود. شاید یکی دو سال ابتدایی اتحادیه با بحث و درگیری همراه باشد که در همه جا اینطور بوده است، اما بعدا قطعاً درست میشود.
متاسفانه همان مشکل همیشگی وجود دارد و اینکه اجازه نمیدهند این کار صورت بگیرد. مسئولان فدراسیون اتاقی را برای خود درست کردهاند و برای آن پنجرهای نگذاشتهاند که خودشان هم نفس بکشند!

فارس: وضعیت اسپانسرها چگونه بوده است؟
میخواهم با یک مثال همه چیز مشخص شود. من چند سال پیش در باشگاه پرسپولیس کار میکردم و معاون فنی بودم. 11 تیم داشتیم. یکی از رشتهها والیبال بود. سال اول در لیگ شرکت کردیم، اما در سال دوم مدیرعامل تیم گفت این سرمایهگذاری ما هیچ سودی نداشته است و به جایی نرسیدیم. پس از این اتفاق پیش داورزنی، رئیس فدراسیون رفتم و موضوع را به آنها انتقال دادم. پس از آن داورزنی و همکارانش او را راضی کردند که یک سال دیگر بماند و سرمایهگذاری کند، اما متاسفانه در بسکتبال این طور نیست. تا حالا شده است که در بسکتبال رئیس فدراسیون و اعضای هیئت رئیسه به دنبال اساپنسری بروند؟
فارس: اما مشحون، رئیس فدراسیون اعلام کرده است که هر اسپانسری میآید به دنبال منافع خودش است؟
اصلا چنین نیست. اسپانسر به دنبال چه منافعی است؟ تنها مشکل او مالیات است و عمده پول اسپانسر به جیب فدراسیون میرود. پس چرا حمایت نمیکنند؟
فارس: دلیل کم شدن تیمها هم به این بی توجهیها باز میگردد؟
دقیقا همین طور است. شما مشاهده کنید در چند سال گذشته بیشتر تیمها دنبال بسکتبال نمیآیند و راغباند در والیبال سرمایه گذاری کنند. دلیلش هم برخورد خوب و احترام به باشگاهها در والیبال است. یک تیمی در والیبال بود که مشکل مالی زیادی داشت و قصد انصراف داشت که فدراسیون چند بازی پخش زنده برای آنها گرفت تا احیا شوند.
فارس: مشحون هم بارها اعلام کرده است که ما تیمها را حمایت میکنیم؟
رئیس فدراسیون بسکتبال زبانش گیرا است و همه را محو خود میکند، اما متاسفانه فقط برای منافع خودشان تلاش میکنند. شما ببینید با داوران و ناظران چطور برخورد میکنند؟ به عنوان مثال پنجشنبه بازی است، سهشنبه به داوران زنگ میزنند که به فدراسیون بیایند و هزینه رفت و برگشت خود را به مسابقات دریافت کنند. هر داوری هم که زمینی سفر کند، حق الزحمه بیشتری میگیرد. داوران هم که هیچ منبع درآمدی ندارند، مجبورند زمینی بروند آن وقت به مسابقه که میرسند، خسته هستند و نمیتوانند قضاوت خوبی کنند. اما در سایر فدراسیونها ببینید بلیت رفت و برگشت داوران جلوی در منزل آنها فرستاده میشود و احترام میگذارند.
فارس: فکر نمیکنید مشکلات مالی فدراسیون در این کارها دخیل باشد؟
مشکل مالی همهاش بهانه است. هزینه ورودی که از باشگاهها میگیرند را جدا از پول داوران و ناظران حتی میتوانند برای اردوهای تیم ملی هم خرج کنند. هزینه برگزاری یک فصل چهقدر میتواند باشد؟ جدا از این وزارت ورزش به فدراسیونها اجازه داده است که کار اقتصادی کرده و درآمدزایی کنند.
فارس: اما برخی تیمها ورودی خود را پرداخت نمیکنند و بدهکار هستند؟
زمان ما هم برخی تیمها ورودی را با تاخیر میدادند، اما این بحثها نبود. ما با هزینهای که از باشگاهها میگرفتیم برای اردوهای تیم ملی هم خرج میکردیم و مشکلی وجود نداشت.
فارس: وضعیت مربیان باشگاهها چطور است؟
مربیان ما افراد دلسوزی هستند که داشتههای بسکتبال تماماً به تلاش آنها بازمیگردد، اما برخورد خوبی با انتقادهای سازنده آنها نمیشود. مگر مهران شاهینطبع نبود که با یک مصاحبه چند ماه او را از بسکتبال دور نگه داشتند؟ متاسفانه به هیچکس اجازه نمیدهند که حرف خود را بزند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ، مهدی نمازی زاده در زمان ریاست علی غضنفری در فدراسیون بسکتبال به عنوان نایب رییس فعالیت می کرد. او که دکترای تربیت بدنی دارد پیش از ریاست محمود مشحون در کنفدراسیون غربآسیا نایب رییس این منطقه بود. او که این روزها مشغول فعالیت های آکادمیک است می گوید فدراسیون قبلی به بازیکن سازی و رده های پایه اهمیت می داد که نتیجه آن مدالآوری نسل طلایی بسکتبال است. خبرنگار ایسنا در ادامه ارزیابی و کنکاش در بسکتبال ایران با دکتر مهدی نمازی زاده به گفت و گو نشسته است. او تاکید دارد به طور دقیق از فعالیت های فدراسیون کنونی باخبر نیست به همین دلیل بیشتر از فعالیت های فدراسیون قبلی صحبت کرد. او می گوید حلقه کنونی بسکتبال محدود شده است.
*آقای نمازی زاده وضعیت بسکتبال در زمانی که شما به عنوان نایب رییس مشغول به کار بودید چگونه بود؟
فضای کنونی بسکتبال به خوبی فعالیت های آن زمان را نشان می دهد. در دوران ریاست آقای غضنفری در فدراسیون بسکتبال تلاش و کار بر روی رده های پایه و بازیکن سازی بود. ثمره و نتیجه آن تلاش ها نیز نسل کنونی تیم ملی است که به مدالهای ممکن رسیده است. همین بازیکنان به جام جهانی و المپیک رفتند و درخشیدند. تلاش و زحمت برای سازندگی وجود داشت. در آن زمان با استفاده از نیروهای متخصص سعی می کردیم تا بازیکنانی تربیت کنیم که از هر نظر بهترین باشند؛ مساله ای که به نظر من این روزها به آن توجه نمی شود. احتمال می دهم که به نتایج گرفته شده اکتفا شده است. ویترین بسکتبال پر شده اما اینکه ساختاری کار شده یا نه نیاز به مطالعه علمی است.
*با توجه به اینکه می گویید از امروز بسکتبال اطلاعات دقیق ندارید درباره گذشته و نحوه فعالیت فدراسیون خودتان توضیح دهید.
دکتر غضنفری علاقه مند به بسکتبال بود. نیت عملیاتی و ساختاری داشت و برای رسیدن به اهدافش از تمام نیروها بهره می برد. برنامه ریزی در زمان فدراسیون ما سیستماتیک بود و تمام کشور را تحت پوشش قرار می داد. در همان زمان هم خیلی ها به دلیل عدم نتیجه گیری انتقاد می کردند اما بالاخره همین تلاش ها نتیجه داد که متاسفانه قبلش آقای غضنفری برکنار شد و نتوانست نتیجه کارش را ببیند. در آن زمان در کنار بازیکنان، مربیان نیز رشد کردند. مهران شاهین طبع، مصطفی هاشمی، فرزاد کوهیان و دیگر مربیان کنونی به خوبی رشد کردند. همه آنها به طور علمی بسکتبال را دنبال کردند که امروز موفق هستند. همین ها امروز تا جایی که می توانند بازیکن سازی و دانش روز را به بسکتبالیست های جوان منتقل می کنند.
*فعالیت های سخت افزاری فدراسیون چطور بود؟
همین بازسازی سالن آزادی نیز در زمان ما اتفاق افتاد. هر بخشی که در توسعه بسکتبال موثر بود فدراسیون در آن گام می گذاشت و کار می کرد. برنامه ریزی حرف اول را می زد و ان شالله که این تفکر در شرایط موجود نیز باشد اما چیزی که در ظاهر می بینم این است که شاهد حضور بازیکنان شاخص جدید نیستم.
*ویژگی اصلی فدراسیون شما چه بود؟
ویژگی کاری ما استفاده از نیروی متخصص در هر بخش بود. این کار را بعد از ما والیبال هم آغاز کرد اما آنها ادامه دادند. بسکتبال ظاهرا محدود شده به چند نفر که فعالیتهای اجرایی، مدیریتی، فنی و همه کارها را انجام می دهند. انتقادی نمی کنم اما دلسوخته ها و دلسوزان بسکتبال باید به فکر باشند. خود من می توانستم بهترین مدرس در آسیا باشم. قهرمان ملی و مربی بودم، دکترای تربیت بدنی داشتم و در کنفدراسیون غربآسیا نیز کار می کردم اما چرا در شرایطی که علاقه مند به کارم دعوت نمی شوم؟ اکثر فعالان کنونی شاگردان من هستند اما دعوت نشدم. متاسفانه حلقه کنونی بسکتبال محدود و محدودتر شده است.
* دلیل این اتفاق چیست؟
دلیل این موضوع خود ما ایرانی ها هستیم. همیشه می گوییم اگر من هستم دیگری نباید باشد. می خواهیم به راس هرم برسیم. اما توجه کنیم کسی که توانایی دارد به راس هرم می رسد اما باید بتواند داشته هایش را مدیریت کند. نباید کارکشته های بسکتبال دور باشند. افرادی که دور افتاده اند از نخبه ها هستند. از همین افرادی که مشغول هستند هم بپرسید چقدر از شرایط راضیاند؟ مهندس فتحی کجاست؟ چند نفر همانند او می توانند کار کنند؟ باید این افراد بیایند و دوباره همانند گذشته با جان و دل برای بسکتبال تلاش کنند.
* فعالیت کمیته های فدراسیون در زمان شما چطور بود؟
آقای غضنفری در زمان ریاستش تاکید زیادی بر استقلال کاری کمیته ها داشت. او تنها نظارت می کرد و در صورت نیاز تقش اصلاح کننده داشت. به طور مثال کمیته مربیان ایران می توانست در انتخاب یا برکناری سرمربی تیم ملی نظر دهد. در حدی که جلسه می گذاشتند و عملکرد مربی ملی را زیر سوال می بردند. صورت جلسه ها و فعالیت کمیته ها در زمان گذشته هست. می توانید تمام آنها را مطالعه کنید. کمیته استعدادیابی بسیار فعال بود. مهندس فتحی و برخی از همکارانش به جد استعدایابی را دنبال می کردند اما احساس می کنم فضای کنونی فدراسیون محدود به چند نفر شده است. فعالیت ما در کل کشور بود. بازیکنان را تحت پوشش قرار و پرورش می دادیم. اگر فدراسیون در آن زمان به سراغ حامد حدادی نمی رفت او هیچوقت وارد دنیای بسکتبال نمی شد.
*پروسه استعدایابی شما چطور بود؟
خود من یک طرح پژوهشی برای استعدادیابی دارم. 12 شاخصه در حیطه های مختلف در استعدادیابی نقش دارند. استعدادیابی نیاز به دانش و ابزار روز دنیا دارد. هم اکنون در کل ورزش ایران بسیاری از بازیکنان اصلا دیده نمی شوند. آنها تحت پوشش قرار نمی گیرند چون استعدادیابی درست انجام نمی گیرد. استعدادیابی در هر مقطع زمانی نیاز به بنیاد علمی قوی و دقیق دارد و آکادمی ملی المپیک نیز باید بیشتر در این زمینه فعالیت کند. هم اکنون ببینید قطر و امارات با چه سرعتی در حال پیشرفت هستند. فدراسیون بسکتبال در آن زمان نیروهای خود را به استان های مختلف می فرستاد و بازیکنان را زیر نظر می گرفت.
*نقش هیات ها در رشد بسکتبال چقدر است؟
هیات ها بازوهای اجرایی فدراسیون در کشور هستند.
*وضعیت استان ها در بسکتبال امروز را چطور می بیند؟
فعالیت استان ها کم شده است. متاسفانه استان ها دیگر فعال نیستند و باید با یک کار گروهی دوباره آنها فعالیت خود را شروع کنند.
* یکی از انتقادهایی که امروز به بسکتبال می شود ریزش اسپانسرها است. دلیل این موضوع چیست؟
یک مساله مشکلات اقتصادی است. مساله دیگر نیز این است که علاقه مندان و سرمایه گذاران زمانی که هزینه می کنند اما در جریان کار با بی عدالتی و تبعیض هایی که به ضرر خود سیستم است مواجه می شوند دلسرد می شوند و می روند. به طور مثال زنجان تیم خوبی در لیگ داد که شنیدم در جریان مسابقات دچار برخی اتفاق ها شد و نتیجه نگرفت. خب آنها دلسرد می شوند و سرمایه گذاری نمی کنند.
* شما نایب رییس کنفدراسیون غربآسیا بودید. فضای آن زمان چطور بود؟
از صمیم قلب باید بگویم که قرار گرفتن ایران در رشته های ورزشی این منطقه از آسیا به هیچ وجه به نفع ایران نیست. کمیته ملی المپیک باید حمایت کند تا ایران بتواند در بخش توسعه یافته دیگری از آسیا فعالیت کند. در آن زمان نیز کشورهای عربی برای بسکتبال ایران خیلی کار ها انجام می دادند تا ضربه بزنند اما برابرشان می ایستادیم. به طور مثال مساله صغر سنی بود که با تاکید و پافشاری ما لیست تمامی بازیکنان ملی آنها ثبت شد تا در رده های دیگر فعال نشوند. در هر حال آنها همیشه به دنبال منافع خود بودند و امروز نیز سمتی تشریفاتی به ایران داده اند و کار خود را انجام می دهند در حالی که باید برابرشان بایستیم.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، رضا رهنما از مربیان پیشین تیم های ملی است که به همراه سعید فتحی در تیم ملی جوانان کار می کرده است. او نیز همانند بسیاری از مربیان قدیمی ایران نقش پررنگی در ساختن نسل طلایی داشته اما امروز همانند همان مربیان قدیمی از بسکتبال دور است. خبرنگار ایسنا در ادامه ارزیابی و کنکاش در بسکتبال ایران با این مربی باسابقه به گفت و گو نشسته است. او می گوید بسکتبال امروز نتیجه می گیرد چرا که در زمان آقای غضنفری بستر سازی شده اما این بستر سازی ادامه پیدا نکرده است. او که فوق لیسانس علوم سیاسی دارد و مربی تیم ملی نوجوانان نیز بوده در گفت و گو با ایسنا فدراسیون بسکتبال را به جامعه ای تشبیه کرد که به صورت "آریسیتوکراسی" (دیکتاتوری) اداره می شود و هرکس انتقاد کند مورد غضب قرار خواهد گرفت.
*آقای رهنما وضعیت بسکتبال ایران را چطور ارزیابی می کنید؟
بسکتبال در گذشته توسط آقای غضنفری بستر سازی شد. رییس سابق فدراسیون با استفاده از سرمایه گذاری مناسب و نفوذی که داشت توانست بستری در این رشته ایجاد کند که پایه رشد و شکوفایی را شکل داد. با استفاده از هزینه های مناسب و کمک برخی دوستان چون آقای فتحی و میرزاآقابیک توانست ایران را به قطبهای مختلف بسکتبال تقسیم کند. بسکتبال پایه ریزی شد و نسلی طلایی شکل داد که امروز به بهترین شکل ممکن نتیجه می گیرد و موفق است. خب، جامعه ایران نتیجه گرا بود و در آن ابتدا این نسل هنوز نمی توانست نتیجه بگیرد. لوبیا هم که کاشته شود باید پس از چند سال برداشت کنیم اما سازمان تحمل نکرد و فدراسیون عوض شد. شاید اگر یکسال بیشتر صبر می کردند نتیجه ها نیز شروع می شد و نسلی که آقای غضنفری ایجاد کرد در زمان خود او نیز نتیجه می گرفت. با این حال فدراسیون جدید وارد کار شد و از همان ابتدا نیز با نتایج درخشان که نتیجه همان نسل ساخته شده بود کارش را آغاز کرد. هم اکنون نیز بسکتبال ایران همچنان با همین نسل طلایی در حال ادامه دادن به کارش است و نتیجه می گیرد.
*وضعیت پشتوانه سازی برای این نسل چطور است؟
ابتدا بگویم که تمام این پیشرفت ها حاصل همان بستری است که در گذشته شکل گرفته است و فدراسیون کنونی تنها توانسته به خوبی برداشت کند. برداشت محصول آقایان خوب است اما بستری برای پشتوانه سازی ایجاد نشده است. اگر نسل طلایی ما رنگ ببازد جایگزینی برای آنها نداریم. شاهد هم بودیم با مصدومیت یک بازیکن کسی نتوانسته جای آن را پر کند. اگر بخواهیم دوباره روند نسل سازی را احیا کنیم باید چند سال کار کنیم که در این شرایط هم به نظر من فدراسیون کنونی نمی تواند موفق باشد چرا که اگر می توانست، در این یک دهه بازیکن سازی می کرد. آقایان که از سال 80، 81 آمده اند بهترین زمان را در اختیار داشتند تا دو نسل بازیکن حرفه ای بسازند که اینطور نشده است.
*تیم ملی جوانان هم اکنون جهانی شده است. آیا این بازیکنان نمی توانند پشتوانههای خوبی باشند؟
باید به سبک اعتماد به این جوانان دقت کنیم. آیا به آنها اعتماد شده است؟ کدام یک از آنها در قهرمانی آسیا و در تیم بزرگسالان حضور فعال داشته اند؟ چند نفر از آنها استفاده شده اند؟ چند دقیقه بازی کرده اند؟ در چه شرایطی از مسابقه وارد میدان شده اند؟ در این شرایط است که نشان می دهند جوانان چقدر رشد کرده اند.
*دلیل شما برای این وضعیت چیست؟
به نظر من عدم برنامه ریزی مشکل ساز شده است. من نشانهای از برنامه ریزی در فدراسیون نمی بینم. بسکتبال یعنی برنامه ریزی بر روی پایه که من هیچ فعالیتی نمی بینم. ایران امروز نیز صاحب همان استعداد های گذشته است حتی استعدادهایی بسیار بهتر اما چرا نمی تواند بازیکن سازی کند؟ بسکتبال امروز، پول، دیدگاه، تفکر و بسیاری از فاکتورهای دیگر ورزش حرفه ای را دارد اما چرا نتایج خوب نمی گیریم؟ چرا نفرات برتر نداریم؟ آیا دلیلش چیزی جز عدم برنامه ریزی است؟
*وضعیت لیگ کشور را چطور ارزیابی می کنید؟
در تمامی رشته های ورزشی لیگ فاکتور کمک کننده به ورزش است. هم اکنون لیگ برتر ایران افت کرده است اما مقصر فدراسیون نیست. خیلی شنیده ام که فدراسیون را مقصر این وضعیت عنوان کرده اند اما اظهار نظر باید منصفانه باشد. وضعیت کنونی از شرایط اقتصادی کشور نشات می گیرد. لیگ پویا در شرایطی ایجاد می شود که اقتصاد شکوفا باشد و سرمایه گذار ها با دستی باز وارد کار شوند. هم اکنون کدام بسکتبالیست با باشگاهی قرارداد سه یا چهارساله دارد؟ همه قرارداد ها یک ساله است چون باشگاه از آینده خود خبری ندارد. ثبات اقتصادی وجود ندارد که باشگاه از سرمایه گذاری بلند مدت خود با خبر باشد.
با این شرایط نیز باشگاه ها هیچ وقت از رده پایه کار خود را آغاز نمی کنند. هرکس پول داشته باشد وارد لیگ برتر می شود. گاهی دیده شده در زمان قرعه کشی ها تیمی به لیگ اضافه شده است. همین تیم نیز نتوانسته لیگ را درست به پایان برساند. به نظر من دلیل این اتفاق ها وضعیت اقتصادی سرمایه گذاران ورزشی است.
*پس چرا این شرایط بر والیبال حاکم نشده است؟
با تمام انتقادهایی که به فدراسیون بسکتبال دارم باید قبول کنیم که برخی مدیران به والیبال به عنوان یک ورزش علاقه بیشتری دارند. دوست ندارند در بسکتبال باشند. از طرف دیگر باید سیستم پول ساز باشد. اگر خود این مدیران احساس کنند که سیستم والیبال برایشان بهتر است با توجه به علاقه ای که دارند به سمت آن ورزش می روند.
*برخی مدیران باشگاه ها اعتقاد دارند که نقشی در برنامه ریزی بسکتبال ندارند. به همین دلیل دلسرد می شوند. آیا این موضوع نمی تواند یکی از دلایل ریزش اسپانسرها باشد؟
به نظر من بهانه است. تاکید می کنم که به هیچ وجه خودکامه بودن فدراسیون بسکتبال را رد نمی کنم. بسکتبال هم اکنون صد در صد خودکامه اداره می شود اما وضعیت باشگاه ها به فدراسیون مربوط نیست. زیر ساخت ورزش ما درست نیست. هم اکنون در هیچ رشته ای اتحادیه باشگاه ها وجود ندارد. اگر باشد همه چیز طبق قانون حرکت می کند. فدراسیون مجری نظر اتحادیه است. حق کسی هم خورده نمی شود. مشکل اقتصادی وجود دارد و این فضا شکل گرفته است. ثباتی در وضعیت اسپانسرها نداریم و به همین دلیل بهره برداری نامعلوم است. هم اکنون در بسکتبال جز باشگاه مهرام و پتروشیمی وضعیت کدام یک مشخص است؟
*وضعیت کیفی لیگ را چطور ارزیابی می کنید؟
هرچه لیگ قوی تر باشد استعدادهای درخشان تری به وجود می آیند. نخبه پروری زایده همین لیگ خوب است. برگزاری یک لیگ با کیفیت نیز به مسائل مختلفی مربوط می شود. شرایط خوب اقتصادی اجازه می دهد تیم ها بازیکنان خارجی خوبی جذب کنند و در کنار آن بدون دغدغه وارد میدان شوند. هم اکنون با توجه به مساله اقتصادی، سازندگی مالی نداریم و تنها باشگاه ها تلاش می کنند. تا امروز نیز با دست و پایی که زده شده توانایی دیده شده است. هنوز باشگاه های ما وارد فضای درآمدزایی نشده اند. یکی از این راهها پرورش چند ساله یک جوان و فروش او است. اگر این فضا شکل بگیرد و کمی ثبات اقصادی در بسکتبال شکل بگیرد مطمئنا شاهد کیفیت خوبی در لیگ خواهیم بود.
*وضعیت خارجی هایی که به ایران می آیند را چگونه دیدید ؟
گاهی بازیکنان خارجی ارزان تر می شوند. خارجی ها نظم پذیر تر هستند و مرتب تر کار می کنند. تنها آمده اند که بسکتبال بازی کنند. برخی بازیکنان ایرانی مبالغ زیادی می گیرند که تعدادی از باشگاه ها توان خرید آنها را ندارند و به نظر من جای خالی شان را با بسکتبالیست خارجی پر می کنند. حال اگر این خارجی ها ضعیف باشند مقصر باشگاه ها هستند که دقت نکرده اند.
* در دو فصل گذشته بازیکنان خارجی محدودتر شده اند. به نظر شما این قانون چطور بود؟
اگر فدراسیون تصمیمی گرفته حتما آسیب هایش را در نظر دارد. در این دو فصل با تمام تغییراتی که ایجاد شد دیدیم که بازیکنان ایرانی بیشتر به کار گرفته شدند که به نظر من حرکت و تصمیمی مثبت بود.
* فعالیت کمیته های فدراسیون را چطور می بینید؟
خیلی رک بگویم که با توجه به خودکامگی فدراسیون کمیته ها هیچ نقشی در برنامه ریزی ندارند و تنها مجری اند. تصمیم گیرنده تنها یک نفر است و اگر ضعفی می بینیم دلیلش خود همین یک نفر است. کمیته ها به جای اینکه تصمیم گیرنده و مجری باشند تنها مجری اند. این وضعیت در زمان غضنفری وجود نداشت. در زمان گذشته کمیته ها برنامه ریزی داشتند و کارشان را انجام می دادند. ریاست هم تنها نظارت داشت. اصلاحات شکل می گرفت اما تغییر و دخالت نبود. در معنای واقعی شاهد یک "آریستوکراسی" کامل در جامعه بسکتبال هستیم؛ یک نوع اشراف گرایی که همه چیز را از بالا می بینند. من در جلسه های فدراسیون بوده و دیده ام که همه تصمیم ها از پیش گرفته شده بود و کسی حق نظر نداشت. منتقدان هم مورد غضب بودند و در ادامه کار و در جریان مسابقات به وسیله برخی داوران نتیجه انتقاد خود را می دیدند.
*جایگاه پیشکسوتان را در بسکتبال چطور می بیند؟
صد در صد از بسکتبال دور شده اند. داریوش نبوی کجاست؟ من تمام داشته هایم را از آقای نبوی دارم. برخی از افرادی که جلوی دوستان سر خم نکرده اند امروز کجا کار می کنند؟ سعید فتحی چرا نیست؟ چرا مهران شاهین طبع کمرنگ شده است؟ من در البرز هستم و در استان خودم کار نمی کنم. تمام نفراتی که برای آقایان مانده اند در همه جا کار می کنند. یک روز نوجوانان، یک روز جوانان، یک روز سرپرست، یک روز مربی و یک روز سرمربی. هیچ کدام از آنها نیز در یک امر متخصص نشده اند و سابقه و تفکر ندارند. هرکس برای خودش تفکر داشته باشد در فدراسیون جایی ندارد. باید چیزی نداشته باشی تا بمانی.
در گذشته به یکباره دیدیم که تمام رده های پایه به همکاران رسانه ای ما داده شد تا نظر رسانه ها نیز جلب شود. آقایان از دوستان خوب من هستند اما اگر بخواهیم برای کشور کار کنیم رفاقت و این حرف ها نتیجه ندارد. یک اشتباه، خیانت به کشور است. تا انتقادی می شد سر تیم ها را در جریان بازی می بریدند. آنقدر تیم من را آزار دادند که به آقایان گفتم نگران نباشید؛ آخرین سال مربی گری من است. در آن زمان اجازه ندادند تیم ستاره بنز کار کند چون من مربی آن تیم بودم. یک انتقادی داشتم و همین مساله باعث شد کمر به قتل تیم ببندند.
*وضعیت هیات های بسکتبال را چطور می بینید؟
فعالیت هیات ها کم نشده بلکه به حد مرگ رسیده است. هم اکنون یک مدیر فوتبالی رییس هیات البرز شده است و کاری نمی کند. مشکل بزرگ فدراسیون عدم فعالیت هیات ها است. استان البرز همیشه ملی پوش داشت اما امروز چه؟ هم اکنون سرپرست هیات آنقدر فعالیت ضعیفی دارد که کسی با او کار نمی کند. در حالی که افرادی تحصیل کرده و با دانش داریم، رییس کمیته مربیان هیات دیپلمه است و مدرک درجه سه دارد. کسی نتوانست با هیات کار کند چون به فکر بسکتبال نبودند. در هیات نیز خودکامگی وجود دارد و انتخابات نیز برگزار نمی شود. مجموعه کوچکی از فدراسیون بسکتبال از نظر خودکامگی به عنوان هیات در استان البرز کار می کند. در لیگ های دسته یک و دو تیم داریم و همه بازی ها را باختیم چون تیم در اختیار کسانی است که کاری نمی توانند انجام دهند.
هیچ بازیکن سازی در استان انجام نشده است. پس مانده های تهران به کرج آمده و مجانی بازی می کنند. دو سال از سرپرستی این آقا در هیات گذشته و انتخاباتی هم برگزار نمی شود. وضعیت هیات ها خوب نیست و فدراسیون نیز از آنها حمایت می کند و این مساله نگران کننده خواهد بود.
*چرا این وضعیت ایجاد شده است؟
فدراسیون کاری به کار هیات ها ندارد و تنها رای آنها در مجمع را می خواهد. هر کس به دنبال منافع شخصی خودش است. فدراسیون با این تفکر که در کل 12 بسکتبالیست می خواهد و خودش می تواند آنها را پرورش دهد کارش را ادامه می دهد و به هیات ها فکر نمی کند. با این شرایط بسکتبال اداره می شود و کسی هم کاری به کاری دیگری ندارد.
*با توجه به بستر کنونی، آینده بسکتبال را چطور می بینید؟
ایران آنقدر قوی هست که در آینده نیز سرپا بماند اما اینکه به اوج می رسیم یا نه به برنامه ریزی نیاز داریم. می توانیم غربآسیا را ببریم و در آسیا مدال بگیریم اما حد و اندازه ایران همین است؟ حق کشور ما در بسکتبال این است؟ وقتی آقایان از قهرمانی در غربآسیا خوشحال می شوند باید نگران بود. نباید اجازه دهیم بلایی که سر فوتبال آمده برای بسکتبال تکرار شود.
مصطفی هاشمی در گفتوگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره احتمال میزبانی ایران در بسکتبال باشگاههای آسیا عنوان کرد: به نظر من میزبانی باشگاههای آسیا برای بسکتبال مناسب است. برگزار شدن مسابقهای با کیفیت بالا میتواند دوباره مردم را به سمت بسکتبال بکشاند. این موضوع میتواند از هر نظر به نفع ما باشد.
او در پاسخ به این سوال که چرا غرب آسیا کیفیت همیشگیاش را نداشت، بیان کرد: مهرام و الریاضی که در این دوره شرکت نکردند و شانفیل هم همانند همیشه نبود. به نظر من دو تیم ایرانی میتوانستند اول و دوم باشند؛ چرا که پتانسیل و قدرت بسکتبال ایران اینگونه است اما به دلیل همان میانگین گل شانفیل به قهرمانی رسید. به نظرم هر دو نماینده ایران میتوانستند به مقام قهرمانی برسند، چون واقعا قویتر بودند.
هاشمی در پاسخ به سوال دیگر ایسنا مبنی بر این که به همین دلیل از نتایج انتقاد داشت، گفت: انتقاد نکردم. بسکتبال ایران ساخته دست همین مربیان ایرانی است. مهران حاتمی، محسن صادقزاده و سعید ارمغانی افتخار بسکتبال ایران هستند اما درباره عملکرد در غرب آسیا معتقدم، تیمهای قدرتمندی داشتیم که میتوانستند قهرمان شوند. به نظر من این تیمها خیلی خوب کار کرده بودند و در عراق میتوانستند نتایج بهتری بگیرند. انتقاد من از همکاران خودم نیست. چطور میتوانم از خودم انتقاد کنم؟ مربیان ایرانی در هر شرایطی برای بسکتبال تلاش کرده و میکنند. اتفاقهای بسکتبال و دیر آمدن خارجیهای پتروشیمی و برخی مسائل دیگر باعث شد تا تیمهای ایرانی دوم و سوم شوند. چنین اتفاقهایی نیز در قهرمان نشدن تیمهای ایرانی تاثیر داشت.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سیامک ویسی ملی پوش پیشین بسکتبال ایران است که در تیم ملی جوانان زیر نظر سعید فتحی کار کرد و در تیم ملی بزرگسالان نیز زیر نظر فردریک اونیکا بود. او هم اکنون به عنوان مربی در لیگ دسته یک فعالیت می کند و به تازگی مربی تیم ملی نوجوانان شده و در کنار علی توفیق ملی پوشان را برای غربآسیا آماده می کند. ویسی می گوید روند حرکتی بسکتبال در سالهای اخیر رو به رشد بوده و این رشته در هر زمینه ای پیشرفت کرده است. خبرنگار ایسنا در ادامه ارزیابی و کنکاش در بسکتبال ایران با ویسی صحبت کرده است. این ملی پوش سابق بسکتبال ایران و مربی کنونی تیم ملی می گوید هیچ وقت انتظار نداشته این رشته دانشگاهی اینقدر سریع رشد کند.
*آقای ویسی وضعیت بسکتبال در این سالها را چطور می بینید؟
همه می دانیم که روند بسکتبال در این سال ها رو به رشد بوده و این ورزش دانشگاهی به جایگاه خوبی رسیده است. از زمانی که خودم بسکتبال را آغاز کردم هیچ وقت انتظار نداشتم اینقدر سریع به چنین شرایطی برسیم. زمانی که بازیکن لیگ بودم سطح رقابت ها آنقدر بالا نبود و بازیکنان تاثیرگذار نیز کم بودند اما امروز در بسکتبال ایران بازیکنان قدرتمندی حضور دارند و رقابتشان بسیار نزدیک است. هم اکنون سطح بسکتبال ایران بالا رفته است و این نشان می دهد که رشد خوبی کرده ایم. از طرف دیگر باید تاکید کنم که رشد تنها به بازیکنان ختم نمی شود. مربیان ایرانی نیز با دانشتر شده اند و هم اکنون جزو بهترینها در آسیا هستند. به نظر من در سالهای اخیر یک موج مثبت در بسکتبال ایجاد شد و نتیجه اش جایگاه کنونی این رشته در آسیا است که ملی پوشان ما به همهی مدالهای آسیایی رسیده اند.
*وضعیت پشتوانه سازی برای نسل طلایی چگونه است؟
در جریان هستید که تیم ملی جوانان ایران با کسب مقام سوم آسیا جواز حضور در جام جهانی 2013 جمهوری چک را بدست آورده است. این جوانان شرایط خوبی دارند تا جایی که گاهی وارد ترکیب تیم ملی بزرگسالان نیز شده اند و نتیجه گرفته اند. به نظر من این بازیکنان جایگزین های خوبی هستند و آینده بسکتبال ایران نیز در اختیار بازیکنانی قدرتمند خواهد بود. نباید نگران آینده بود چرا که نسل طلایی بسکتبال ایران ادامه دار خواهد بود. البته در نظر بگیریم که بازیکنان کنونی تیم ملی در اوج هستند و سالهای سال می توانند بازی کنند پس مطمئنا هنوز زمان برای بهتر شدن جوانان وجود دارد.
*به نظر شما بسکتبال به جز کسب نتیجه، در بین مردم گسترش پیدا کرده و مردمی تر شده است؟
بسکتبال در سالهای گذشته از هر نظر رشد کرده است. در این زمینه نیز روند رو به رشد بوده است. بسکتبال در جامعه ریشه دوانده و حالا مردم علاقه دارند تا فرزندانشان وارد این رشته ورزشی شوند. یک زمانی بود که بسکتبال دیده نمی شد و قشر خاصی از آن خبر داشتند اما هم اکنون می بینیم که همه به دنبال آن هستند. متقاضیان بسکتبال زیاد شده است و این مساله می تواند رشد را مستمر کند.
*آیا در این سالها بسکتبال شاهد ریزش اسپانسر نبوده؟
بله. در سال های گذشته اسپانسرهای زیادی از بسکتبال رفته اند که دلیلش می تواند عدم حمایت صدا و سیما از این رشته ورزشی باشد. پوشش رقابتهای بسکتبال مناسب نیست و به همین دلیل حامیان مالی به رشته های ورزشی دیگر روی آورده اند. اگر این ضعف برطرف شود مطمئنا کمک زیادی به بسکتبال می شود. از طرف دیگر برخی مشکلات اقتصادی نیز در این موضوع نقش دارد. هزینه کردن پول در ورزش کاهش پیدا کرده است. از یک نگاه دیگر باید سعی کنیم تا روند باشگاه داری در کشور تغییر کند. باید شرایط به گونه ای ایجاد شود که اسپانسرها بتوانند در جریان رقابت درآمد نیز داشته باشند.
به طور مثال باشگاه های سازنده بتوانند با پرورش و فروش بازیکن تامین درآمد داشته باشند. در این روند مربیان سازنده نیز نقش می پذیرند و یک چرخه پولی و شغلی ایجاد می شود. بازیکنان باید در یک باشگاه رشد کنند و پس از فروش آن بازیکن، باشگاه بتواند پولی بدست آورد. در کنار این مساله طرح فروش لباسها و پیراهن های ورزشی و نماد باشگاه ها نیز مطرح می شود که به چرخه اقتصادی باشگاه در کشور کمک می کند.
*نقش باشگاه ها در برنامه ریزی بسکتبال را چطور می بینید؟
تا جایی که می دانم در جلسه هایی که برگزار می شود باشگاه ها نیز حضور دارند اما در این زمین دخالتی نکنم بهتر است. قطعا باید اینگونه باشد که باشگاه ها نیز در جلسه ها حاضر باشند که همیشه هستند.
*آیا موافق ایجاد اتحادیه ها هستید؟
فکر نمی کنم مشکلی پیش روی ایجاد اتحادیه ها باشد اما من اطلاع خاصی در این زمینه ندارم.
*فعالیت کمیته های فدراسیون چطور است؟
من در کمیت مربیان درگیر هستم و فعالیت هایش را می بینم. کار خودشان را می کنند و ارتباط خوبی با کل کشور دارند. به نظر من کمیته های فدراسیون وظایفشان را به خوبی انجام می دهند. کمیته مینی بسکتبال فعال تر شده و این اهمیت رده های پایه را نشان می دهد.
*آیا فعالیت ها به اندازه پتانسیل بسکتبال کشور است؟
به نظر من تا جایی که در توان بوده وظایف انجام شده است. کمیته ها فعالیت های خوبی دارند.
*برخی از پیشکسوتان می گویند از بسکتبال دور هستند. به نظر شما دلیل این اتفاق چیست؟
شاید علمی شدن بسکتبال دلیل این اتفاق بوده اما تا جایی که دیده ام فدراسیون همیشه با احترام خاصی با پیشکسوتان برخورد می کند. همیشه به همه فعالیت های بسکتبال دعوت شده اند اما حاضر نشده اند. شاید دلیلش این است که خودشان نمی خواهند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، احمد نوروزی یکی از مربیان پیشین تیم ملی است که این روزها در یک تیم دسته یکی به نام پارسه فعالیت میکند. او در گذشته مربی تیم ملی بود و به همراه "فردریک اونیکا" ملی پوشان را هدایت میکرد اما تقریبا از سال 85 فعالیتش در تیم ملی به پایان رسید. ایسنا در ادامه ارزیابی و کنکاش در بسکتبال ایران با این مربی ملی به گفت و گو نشسته است. نوروزی در صحبتهای خود تاکید میکند که بسکتبال نیاز دارد تا افراد متخصص و با تجربه بیشتری وارد کار شوند.
*آقای نوروزی به عنوان یکی از مربیان ملی قدیمی شرایط بسکتبال این روزها را چطور میبینید؟
بسکتبال با توجه به نتایجی که گرفته ویترین افتخارهایش را پرکرده است. ایران در آسیا به عنوانهای مختلفی رسیده و برای رسیدن به تمام آنها زحمتهای زیادی نیز کشیده شده است. در بسکتبال کمتر خبری از خرد جمعی است و در این رشته نیاز است تا افراد متخصص و با تجربه بیشتری وارد کار شوند. به هر حال برای پیشرفت بیشتر در مقطع کنونی باید سوالاتی پرسیده شود که آیا بستر سازی برای نیروهای بعدی انجام شده است؟ آیا حرکت بازیکن سازی ما با توجه به پتانسیل بسکتبال است؟ آیا این بازیکن سازی اصولی بوده است؟
*شما چه پاسخی دارید؟
من اینگونه ادامه میدهم که اگر از نیروهای اهل فن استفاده نکنیم نقاط ضعف کارمان بزرگ و بزرگتر میشود. ضعفها بیشتر خواهد شد و این به نفعمان نیست. باید در هر بخش نیروهای متخصص و با تجربه وارد کار شوند تا بهترین نتیجه گرفته شود.
*هم اکنون تیم ملی جوانان که سهمیه جام جهانی گرفت چه شرایطی دارد؟ آیا این جوانان پشتوانه خوبی محسوب میشوند؟
این جوانان مستعد هستند و تلاش میکنند اما باید دانش روز به آنها منتقل شود و بتوانند از تمام توان خود بهره ببرند. ایران جوانان زیادی دارد که قابلیت بازی در تیم ملی را دارند اما تحت پوشش نیستند. باید فعالیت ما گسترده باشد.
*در ابتدا گفتید در بسکتبال خرد جمعی وجود ندارد. دلیل شما چیست؟
یک نگاهی به اطراف خود بیندازیم. حریفان ما چه شرایطی دارند؟ کشورهای آسیایی در این سالها چقدر پیشرفت کردهاند؟ در این سالها در بسکتبال ایران برخی تصمیمها گرفته شده که کارشناسانه نیست. به طور مثال همین تغییر سن ردههای پایه بود که کلی مشکل ایجاد کرد و حالا شنیدهام دوباره قصد دارند شرایط را همانند روز اول کنند. اگر کار اشتباه بوده چرا انجام گرفت و اگر خوب است چرا دوباره تغییر؟!
در این سالها چه اهدافی در برنامهریزیها بوده است؟ برنامهریزیهای بلند مدت در چه مسیری گام برداشتهاند؟ قرار بوده در سال جاری به چه دستآوردی برسیم؟ این یک نگاه اصولی است که باید به آن توجه شود. باید اصولی کار کرد. همان ابتدا گفتم بسکتبال نیاز دارد تا هر بخشش در اختیار نیروی متخصص و کار بلد قرار بگیرد. باید یک تیم پایه در اختیار فردی قرار بگیرد که خاک خورده این بخش باشد.
*به نظر شما نیاز بسکتبال چیست؟
به نظر من بسکتبال نیاز دارد تا از فکرها و نظرهای مختلف استفاده کند. باید از تجربههای مختلف بهره ببرد. نباید نگاه ما به هر تفکر و انتقاد حذفی باشد.
*وضعیت حضور اسپانسرها در بسکتبال را چطور میبینید؟
زمانی که یک اسپانسر وارد عرصه سرمایهگذاری میشود با دو نگاه کار میکند. یک نگاه تجارتی است و یک نگاه علاقه. زمانی که این حامیان مالی وارد میشوند باید برنامهریزی مناسب فضا برای حضور و ادامه کار آنها مهیا شود. باید با علاقه کار کنند. تبلیغات داشته باشند. از همه مهمتر یک حامی ورزشی باید در خودش نقشی ببیند که علاقه به سرمایه گذاری داشته باشد.
*به نظر شما چه کاری باید برای حضور اسپانسرها انجام داد؟
باید فضای کاری برای آنها مهیا باشد. تبلیغات کنند و بتوانند وارد چرخه اقتصادی شوند. به طور مثال قانونی باشد تا باشگاهها بتوانند از پرورش و فروش بازیکنان سود داشته باشند. با این شرایط وارد چرخه میشوند و میتوانند سرمایهگذاریشان را ادامه بدهند. باید باشگاهها نقش داشته باشند و بدانند که در بسکتبال جز سرمایهگذاری و تیمداری میتوانند کار دیگری هم انجام دهند. تنها این نباشد که باشگاه پول بدهد، بازی کند و برود.
*آیا با ایجاد اتحادیههای چون اتحادیه مربیان، باشگاهها و مربیان این اتفاقها نیز حل نمیشود؟
خود من اقدامهایی برای اتحادیه مربیان انجام دادم. در این راستا کار کردیم که تشکلی شکل بگیرد و طبق نظم و قانون ورزشی مربیان را تحت نظر یک سیستم قرار بدهد. متاسفانه برخی عزل و نصبها باعث شد تا انسجام لازم شکل نگیرد.
*به عنوان سوال پایانی، نظر شما در مورد مربیان ایرانی چیست؟
ایران کشور بیاستعدادی در بسکتبال نیست. مربیانی داریم که با تیمهای ایرانی قهرمان آسیا شدهاند. قدرت مربیان ایران بارها و بارها ثابت شده است. برخورد صحیح با این افراد شکل نمیگیرد. انتقاد همیشه عامل پیشرفت است و اگر انتقادی نباشد مشکلات ایجاد خواهد شد. بستر انتقاد نباشد محیط بسته خواهد ماند و هیچ اقدامی شکل نخواهد گرفت. یکی از مشکلات همین مساله انتقاد است که مربیان را تحت تاثیر قرار میدهد. از طرف دیگر مربیان باهم فاصله گرفتهاند چون آنها را برای گردهمایی و هم فکری کنار هم جمع نمیکنیم. در استان تهران یا در کل کشور مربیان گردهمایی ندارند. نظر آنها را نمیشنویم. اگر مشکلی دارند حل نمیکنیم. زمانی که مربیان هم میبینند جایگاه و اعتباری ندارند ترجیه میدهند تنها به کارشان ادامه دهند.
در المپیک لندن برای نخستین بار بسکتبال ایران معرفی شد و حرکت های بعدی این ورزش در ایران بعد از المپیک شکل گرفت.

تاسیس تیم های بسکتبال تاج، دارایی و بوستان ورزش به گسترش این ورزش کمک کرد. در زمان برپایی المپیک لندن بازیکنان دو رشته والیبال و بسکتبال به طور همزمان در رقابت های داخلی این دو رویداد شرکت می کردند، مانند حسین جبارزادگان که بعدها پایه گذار والیبال نوین در ایران شد.
کاپیتانی مشترک
قبل از آن که جبارزادگان والیبال را به طور رسمی در ایران راه اندازی کند به همراه حسین سرودی از بهترین بازیکنان تیم ملی بسکتبال بودند. در رقابت های المپیک لندن، کاپیتانی به تناوب به هر دو می رسید به طوری که یک بازی جبارزادگان کاپیتان بود و بازی بعدی سرودی.
این وضع تا چند سال بعد از المپیک ادامه پیدا کرد. بعد از بازی های
المپیک، نسل بازیکنان ایران تغییر یافت و بسیاری از بازیکنان در دهه 30
معرفی شدند.
از جمله این چهره ها حسین ماهتابانی بود. ستاره بسکتبال این دهه به همراه
بیژن قهرمانلو وارد بسکتبال شدند تا پایه گذار نسل جدید بسکتبال باشند.
ماهتابانی در بین جوانان آن روزهای بسکتبال ایران از بهترین بازیکنان بود و خیلی زود در جمع ملی پوشان بسکتبال قرار گرفت. او از همان زمان تا روز درگذشتش در تیم ملی بسکتبال کاپیتان بود.
ماهتابانی ستاره دهه 30
ماهتابانی در رقابت های بین المللی چند جانبه در ترکیه، هند، پاکستان و ایران کاپیتان ایران بود و بازیکنان بزرگ آن دوره نظیر قهرمانلو با وجود حضور ماهتابانی کمتر فرصت کاپیتانی داشتند.
بعد ها که ماهتابانی در یک حادثه در دریا غرق شد، کاپیتانی تیم ملی بین چند نفر از جمله قهرمانلو، محمود مشحون و محمود عدل دست به دست شد.
بازیکنانی مانند محمود عدل نیز در دو رشته والیبال و بسکتبال به موفقیت های زیادی رسیدند؛ اما در نهایت بازیکنانی که تمرکز بیشتری روی یک ورزش می گذاشتند موفق تر عمل می کردند.
بسکتبال با این روش پیش رفت تا این که نوبت به نادرکاشانی در اواخر دهه 30 و اوایل دهه 40 رسید.
کاپیتان 2 دهه بسکتبال ایران
با همان توپ پارچه ای که نادرکاشانی درست کرده بود و در اتاقش هر بار به دلیل بازی کردن بسکتبال، اشیای قیمتی می شکست یک روز کاپیتان تیم ملی شد. پیرمرد امروز بسکتبال ایران کاپیتان بی حرف و حدیث دوران ورزشی خود بود.
وقتی مربیان قدیمی مانند بیژن قهرمانلو از بازی های نادر کاشانی می گویند تصور این که کسی دیگر می توانست بجای او کاپیتان ایران باشد، سخت است.
کاشانی نزدیک به دو دهه کاپیتانی بسکتبال ایران را تجربه کرد. در دهه 50 با وجود بازیکنانی مانند خلخالی، قره خانی، ایلیاوی و محمدرضا مشحون، انتخاب کاپیتان تیم ملی کار ساده ای نبود؛ اما تجربه و بازی های درخشان کاشانی او را در صدر بازیکنان همدوره خود قرار داد.
کاپیتان های بعد از انقلاب
بعد از انقلاب، کاپیتان های بسکتبال ایران نسل به نسل تغییر کرد. این ورزش به حدی گسترش پیدا کرد که هر روز تعداد بازیکنان آن بیشتر شد و بالطبع رقابت بر سر کاپیتانی اوج گرفت.
امیر ایلیاوی، عباس مرشدی، امیر سبکتکین و حسن میرزاآقابیگ، کاپیتان های بسکتبال ایران در بحبوحه انقلاب و جنگ تحمیلی بودند.
بعد از عزیمت سبکتکین به آمریکا و دوران بازنشستگی مرشدی، حسن میرزاآقابیگ تنها کاپیتان بسکتبال ایران در اواخر دهه 60 شد، اگرچه بازیکنانی مانند بهمن فرزانه و مصطفی هاشمی در دوره هایی کاپیتانی را بین خود تقسیم کردند.
انتخاب کاپیتان برای تیم ملی علاوه بر شایستگی های اخلاقی و فنی که بازیکنان داشتند به سلیقه و انتخاب مربیان هم مربوط بود. مربیان تیم های رنگی، کاپیتان ها را از بین بازیکنان خود برمی گزیدند و حتی در سال های پیش تر، کاپیتان ها در تعیین مربیان نقش مهمی به عهده داشتند.
در آغاز دهه 70 سعید ارمغانی بسکتبال منظمی را در بین بازیکنانی که تا پیش از او آمده بودند در پست های بیرونی بازی کرد و به دلیل رفتار ستایش آمیزی که داشت بعنوان کاپیتان ایران برگزیده شد.
او چندی بعد به توصیه مربیانی مانند جورج شیرالیو که به ایران آمده بود به مجارستان رفت تا کاپیتانی تیم ملی بسکتبال در سال های بعد بین بازیکنانی مانند محمد ایزدپناه و محسن صادق زاده دست به دست شود. صادق زاده چند دوره در بازی های آسیایی و جام ملت ها برای بسکتبال ایران کاپیتانی کرد.
با خداحافظی او، مهران حاتمی این مسئولیت را عهده دار شد و سپس تاریخچه کاپیتان های بسکتبال ایران با نام هایی چون بهزاد افرادی، کرم احمدیان و سعید تابش نیا پر شد.
در این بین برخی بازیکنان مانند سعید خانی یا مهدی دوانی زاده در مدت کوتاهی کاپیتان شدند اما زمان کاپیتانی پویا تاجیک بیشتر ادامه داشت تا این که در سال های اخیر نوبت به محمدصمد نیکخواه بهرامی رسید.
کاپیتان پرافتخار
نیکخواه بهرامی متعلق به نسل طلایی بسکتبال است و در تاریخچه بسکتبال ایران از همه کاپیتان های دورهای قدیم و جدید، افتخارات بیشتری دارد.
او دوبار در سال های 2007 و 2009 برق طلای قهرمانی آسیا را بر سینه خود دید. صمد نیکخواه بهرامی چه به عنوان بازیکن کمکی و چه اصلی بارها جام قهرمانی باشگاه های آسیا را مال خود کرد.
در روزهایی که بسکتبال ایران بازیکنانی مانند حامد حدادی و مهدی کامرانی را به عنوان بازیکنان برتر بسکتبال در تاریخ این ورزش دارد، کاپیتانی صمد نیکخواه بهرامی به مدت چند سال، نشان از اقتدار و ثبات این بازیکن دارد.
محمد رضاپور - گروه ورزش
مصطفی هاشمی در گفت وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس در مورد عملکرد نمایندگان ایران در مسابقات بسکتبال غرب آسیا اظهار داشت: ابتدا باید این را بگویم که بسکتبال ایران مدیون مربیان ایرانی است که در هر جا حضور داشتهاند تحولاتی را ایجاد کردهاند. یقینا محسن صادقزاده، مهران حاتمی و سعید ارمغانی از این قشر هستند که باید قدر آنها را بدانیم.
وی گفت: این نظر شخصی من است و هیچ قصد و قرضی در آن وجود ندارد و باید بگویم ماهان و پتروشیمی شانس اول و دوم قهرمانی بودند و باید به فینال میرسیدند و یکی از آنها قهرمان شد. شانفیل که توانست در این دوره قهرمان شود، ضعیفترین قهرمان تاریخ مسابقات غرب آسیا بوده است.
سرمربی سابق مهرام در پاسخ به این سوال که علت قهرمان نشدن نمایندگان ایران را با وجود پایین بودن سطح رقابتها چه میداند، عنوان کرد: باید مسئولان این دو تیم بگویند که چرا با وجود شایستگی نتوانستهاند قهرمانی را از آن خود کنند.
هاشمی که چند سالی با مهرام در مسابقات غربآسیا و باشگاههای آسیا عنوان قهرمانی را از آن خود کرده است، در پاسخ به این سوال که آیا قبول دارید این دوره از مسابقات ضعیفترین دوره بوده است، عنوان کرد: مهرام و الریاضی قهرمان چندین ساله غربآسیا در این رقابتها حضور نداشتند. ذوب آهن اصفهان هم که در چند سال گذشته خوب نتیجه گرفته بود امسال حضور نداشت. به نظر من باید برنامهریزی بهتری برای این رقابتها صورت بگیرد چون اگر به همین شکل پیش رود این منطقه ضعیفتر هم میشود.
وی در مورد اینکه ماهان در این رقابتها بازیکن خارجی نداشت عنوان کرد: صمد نیکخواه بهرامی و مهدی کامرانی بهترین خارجیهایی بودند که ماهان توانست آنها را جذب کند. این دو بازیکن نمایش عالی داشتند و به خوبی ظاهر شدند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، رضا هنگامپور ملی پوش پیشین بسکتبال ایران است که همچنان در لیگ برتر بسکتبال دست به توپ می شود. او از جمله با اخلاقترین های بسکتبال محسوب میشود که سابقه کاپیتانی در تیم ملی جوانان را نیز دارد. توسط سعید فتحی وارد تیم ملی شد و با مربیان خارجی چون فردریک اونیکا کار کرد. خبرنگار ایسنا در ادامه ارزیابی و کنکاش در بسکتبال ایران با ملی پوش سابق بسکتبال ایران به گفت و گو نشسته است. او که نسل قبل از بسکتبالیستهای طلایی ایران بود بv قدرت این نسل طلایی تاکید می کند و می گوید باید از همین امروز برای این بزرگان جایگزینهایی داشته باشیم. رضا هنگام می گوید باید پشتوانهسازی ها بهتر باشد تا در آینده موفق شویم. او تاکید می کند که بسکتبال پتانسیل بالایی پیدا کرده و باید از آن استفاده شود.
*آقای هنگام پور به عنوان یکی از ملی پوشان قدیمی ایران وضعیت بسکتبال را چطور ارزیابی می کنید؟
بسکتبال ایران در سال های اخیر پیشرفت چشم گیری داشته که برای ورزش اهمیت زیادی داشت. ما در این سال ها نتایج خوبی گرفته ایم که با توجه به ظرفیتی است که داریم. بسکتبال پتانسیل بالایی پیدا کرده و به همین دلیل در مسیر حرفه ای اش خیلی قدرتمند ظاهر شد. به نظر من این روزها بسکتبال بیش از هرچیز باید در اندیشه ادامه این روند و ایجاد فضایی باشد که بسکتبال در آینده با همین شرایط به کارش ادامه دهد.
*وضعیت پشتوانه این نسل طلایی چطور است؟
جوانان ما خوب کار کرده اند و در قهرمانی آسیا سوم شدند. به نظر من اگر پشتوانه سازی بیشتر باشد در آینده موفق تر خواهیم بود. تیم ملی جوانان ما چند ماه دیگر در جام جهانی شرکت می کند که این نشان می دهد پتانسیل بسکتبال در کشور بالا است. با این شرایط باید فضا را به سمتی حرکت دهیم که تمامی این نیرو به کار گرفته شود. حالا که قدرت زیادی داریم باید برای آینده از آن استفاده کنیم تا پس از چند سال دچار رکود نشویم.
شما توجه کنید هم اکنون بسکتبال نسلی طلایی دارد که بهترین های آسیا هستند. مهدی،صمد،حدادی و دیگر ملی پوشان که با هم وارد بسکتبال شدند و نتیجه های فوق العاده ای نیز گرفتند. آنها حرفه ای تمرین می کردند و هنوز هم جزو بهترین ها هستند. پس بسکتبال ایران باید جایگزینهایی برای چنین بازیکنانی داشته باشد. البته این ملی پوشان هنوز در ابتدای راه هستند و نشان داده اند کسی بهتر از آن ها نیست اما در هر حال باید از همین امروز به فکر باشیم تا اگر اتفاقی افتاد نگران نشویم.
*چه تفاوتی بین نسل طلایی و نسل کنونی وجود دارد؟
من تمام این بازیکنان را دیده ام. تفکر قدیمی ها حرفه ای بود. آنها واقعا در تمرین و مسابقه حرفه ای بودند و کار می کردند. هیچ وقت بیکار نبودند. بازیکنی چون صمد همیشه در حال تمرین است. به نظر من نسل کنونی با این بازیکنان فاصله دارد و حالا برای از بین بردن این فاصله باید راه حلی پیدا شود. تیم ملی جوانان در گذشته دوم آسیا و سپس در رده امید قهرمان قاره شد اما این جوانان سوم شدند. یعنی یک پله عقب هستند. به نظر من باید از همین امروز آنها را تقویت کنیم. اگر این اتفاق بیفتد مطمئنا موفق خواهیم بود.
*چرا این فاصله ایجاد شده است؟
ببینید هم اکنون مربیان خوبی با رده های پایه کار می کنند. علی توفیق و محمد رضا اسلامی جزو مربیان خوب هستند که با نونهالان و نوجوانان کار می کنند اما به نظر من از دست دادن سعید فتحی ضربه بزرگی به بسکتبال زد. معقتدم چنین افراد متخصص باید در هر شرایطی برای بسکتبال حفظ شوند. نسل ما و نسل بعد از ما از فیلتر سعید فتحی رد شدند و 90 درصد بسکتبالیستها خودشان را مدیون او می دانند. یکی چون حامد حدادی بسکتبالش را مدیون سعید فتحی است. او در کنار بسکتبال به ما اخلاق و زندگی حرفه ای را آموزش داد. مگر در ایران چند نفر همانند او هستند؟ باید این افراد برای بسکتبال حفظ شوند و به بسکتبال کمک کنند.
*جایگاه پیشکسوتان در بسکتبال را چطور می بینید؟
پیشکسوتان دور شده اند. من خیلی کم افراد قدیمی را در بسکتبال می بینم. مثال ساده اش هم این است که اگر بخواهند به سالن آزادی بیایند و یک مسابقه را از نزدیک تماشا کنند جایگاه مناسب و شایسته ای ندارند. در کل جایگاه کسانی که خاک بسکتبال را خورده اند بالا است و باید همیشه قدرشان را بدانیم. هر حرفی که پیشکسوتان به ما گفتند 5 سال بعد به آن رسیدیم. حالا هم باید فضایی ایجاد شود که جوانان امروز بتوانند از این تجربه بهره ببرند. بسکتبال ایران افرادی چون سعید فتحی و نصرت الله جعفریان کم دارد. چرا باید این ها از بسکتبال دور باشند. چرا دیگر پیشکسوتان در بسکتبال نیستند؟ تمام این ها سوال هایی است که باید جواب داده شود.
*وضعیت اسپانسرها در بسکتبال را چطور ارزیابی می کنید؟
در این سال ها با ریزش اسپانسر مواجه بوده ایم. زمانی که لیگ کوتاه باشد این ضرر ها نیز ایجاد می شود. لیگ فصل گذشته دو یا سه ماه بود. این وضعیت هم انگیزه اسپانسرها را از بین می برد و هم به ضرر بازیکنان است. به طور مثال یک شرکت که در لیگ سرمایه گذاری می کند به طور مثال یک میلیارد تیم می بندد و 300 میلیون هزینه های جاری اش را برآورد می کند. مطمئن باشید این شرکت حاضر است هزینه های جاریاش 500 میلیون باشد اما به جای دو ماه، هشت ماه تیم داری کند و نامش بر سر زبان ها باشد. تیم مهرام با سه ماه حضور در لیگ راضی می شود یا هشت ماه؟این فضا شرایط تبلیغات برای فدراسیون بسکتبال را نیز ایجاد می کند و چرخه اقتصادی ورزش تقویت می شود.
*دلایل دیگری نیز برای ریزش اسپانسرها وجود دارد؟
بله. در این سال ها مشکلات اقتصادی نیز وجود داشته که همه چیز را تحت تاثیر قرار داده است. باید به هر طریقی که می شود اسپانسرها حفظ شود. هم اکنون والیبال از این نظر از ما جلو زده است. اسپانسرهای قدیمیاش حفظ شده و حامیان جدید نیز جذب شده اند.باید موانع پیش رو اسپانسرها برداشته شود تا آنها با فضای بهتری وارد سرمایه گذاری شوند.
*گفتید لیگ کوتاه به ضرر بازیکنان است. چرا؟
زمانی که لیگ کوتاه باشد ملی پوشان وارد اردو می شوند و تمرین می کنند اما دیگر بازیکنان نزدیک به 7، 8 ماه باید انفرادی کار کنند و هیچ آمادگی ندارند. زمانی که فصل جدید هم آغاز می شود هفته های ابتدایی بسیار بی کیفیت خواهد بود. دلیل این موضوع لیگ کوتاه است.
*وضعیت کمیته های فدراسیون را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا فعالیت آنها در اندازه پتانسیل بسکتبال است؟
من آمار دقیقی از کمیته ها ندارم و اجازه بدهید در باره این موضوع پاسخی ندهم.
*روند حرکتی بسکتبال با توجه به پتانسیل کشور در چه حد است؟
برای پیشرفت نیاز به امکانات است. هم اکنون تهران از نظر امکاناتی وضعیت خوبی ندارد.در چند ساله گذشته امکانات هیچ تغییری نکرده اند. تنها برخی استان ها صاحب سالن شده اند. ماهشهر و اصفهان سالن های خوبی دارند. هم اکنون استعدادهای زیادی در تهران بدون امکانات کار می کنند و این مساله باید حل شود.
*مقصر ضعف در امکانات کیست؟
به نظر من بیش از همه به ساختار ورزش برمی گردد. وزارت ورزش یک سالن استاندارد برای بسکتبال ایجاد نمی کند. بالاخره متولی ورزش هستند و باید توجه کنند جوان های بسیاری به دلیل نبود امکانات ضربه خورده اند.
*با توجه به شرایط کنونی می توان به آینده بسکتبال امیدوار بود یا فضا نگران کننده است؟
اگر نگاه بلند مدت داشته باشیم شرایط نگران کننده است. اگر به یکی دو سال آینده نگاه کنیم من امیدوارم چون می دانم تیم های ملی ما بهترین نتایج را می گیرند اما اگر نگاه ما سال 2020 باشد باید مراقب باشیم. امکانات ما برای آن سال در حد صفر است.
* فعالیت استان ها را در بسکتبال چطور می بینید؟
درباره استان هرمزگان می گویم. به نظر من یک رییس هیات یا باید سرمایه وارد بسکتبال بیاورد و خرج کند یا عاشق کار باشد و مبارزه کند. اگر کسی برای اسم رییس هیات وارد کار شود و تنها این نام را یدک بکشد اتفاقی نخواهد افتاد. باید افراد عاشق بیایند و سازندگی در استان ها را آغاز کنند. کسانی که دعای چند نسل پشتشان باشد نه اینکه تنها برای نام رییس هیات گام در عرصه بگذارند و کاری انجام ندهند. اگر هیات خاک بخورد چه تفاوتی دارد؟ تعطیلش کنند که بهتر است.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درحالی که فینال بیست و سومین دوره رقابت های بسکتبال باشگاه های آسیا به دلیل ناامنی در لبنان ناتمام باقی ماند کنفدراسیون بسکتبال آسیا در تصمیمی غیر قانونی قصد دارد جام قهرمانی را به لبنانی ها بدهد. درحالی است که خود باشگاه الریاضی در فراهم کردن امنیت مسابقه فینال ناموفق بود و حالا مهرامی ها باید تاوان بمب گذاری در بیروت را بدهند. در جریان بازیهای باشگاه های آسیا در شهر بیروت بمب گذاری صورت گرفت که این رقابتها را تحت تاثیر قرار داد تا جایی که فینال رقابت ها به تعویق افتاد اما در نهایت با دستور مسوولان امنیتی این کشور بازی ها نیمه تمام ماند و نماینده ایران به کشور بازگشت.
در جریان فصل گذشته لیگ برتر ایران در اواسط ماه دی کنفدراسیون بسکتبال آسیا از دو باشگاه الریاضی و مهرام خواست تا زمانی برای برگزاری فینال اعلام کنند که نماینده ایرانی خواست تا فینال چند روز بعد از پایان لیگ ایران برگزار شود. در همان زمان کنفدراسیون بسکتبال آسیا و شخص هاکوپ خاجیریان اعلام کرد که بیست و سومین دوره باشگاه های آسیا بدون فینال خواهد بود اما حالا پس از چند ماه دوباره این زخم قدیمی سرباز کرده است.
در شرایطی که بازیکنان مهرام در اختیار ماهان اصفهان بودند و در باشگاه های غربآسیا مبارزه می کردند باشگاه الریاضی لبنان با به میان کشیدن پای سفیر ایران در لبنان برای برگزاری فینال باشگاه های آسیا، زمان اعلام کرده است و از طرف دیگر کنفدراسیون گفته اگر هر تیمی در این مسابقه که قرار است امروز برگزار شود حاضر نباشد به عنوان بازنده معرفی خواهد شد.
چه اتفاقی افتاده است؟
حمیدرضا صمد زاده در گفت و گو با ایسنا درباره این شرایط اظهار کرد: کنفدراسیون بسکتبال آسیا در حالی که می دانست مهرام نیروهایش را در اختیار ندارد این شرایط را ایجاد کرده است. ما گفته بودیم یک هفته بعد از لیگ حاضر هستیم تا مسابقه بدهیم اما خودشان گفتند که فینال دیگر برگزار نمی شود. پس از چند ماه گفته اند بین 25 اردیبهشت تا 9 خرداد زمان برگزاری فینال است. مگر آنها نمی دانند که مهرام در شرایط مسابقه نیست؟ اما به خوبی می دانند که الریاضی به دلیل لیگ لبنان و جام عرب در بهترین شرایط آمادگی اش به سر می برد.
وی ادامه داد: مگر چه اتفاقی در این چند ماه افتاده است؟ چرا همان اول زمان بازی را اعلام نکردند تا ما بتوانیم آماده سازی کنیم؟ خود کنفدراسیون بسکتبال آسیا اعلام کرد که فینال برگزار نخواهد شد حالا پشت پرده چه شده که اینگونه کار می کنند؟ باشگاه مهرام به عنوان نماینده ایران به این دلیل که به قدرت بسکتبال ایران اعتماد دارد از همان اول گفت حاضر است فینال برگزار شود اما شرط و شروط داشت، چرا که حق ما پایمال شده بود.
باید شرایط منصفانه باشد
صمدزاده با بیان این مطلب که باید شرایط منصفانه باشد به ایسنا گفت: مهرام حاضر است مسابقه بدهد اما باید شرایط منصفانه باشد. باید زمان باشد تا آماده سازی کنیم. باید هر دو تیم در شرایطی یکسان به مصاف هم بروند. نکته دیگر اینجا است که چه کسی خسارت های مهرام را می دهد؟ ما بازیکن گرفتیم، اردو داشتیم، به جام ویلیام جونز رفتیم، یک روز بیشتر در لبنان ماندیم و جریمه دادیم. چه کسی این هزینه ها را پرداخت می کند؟ فینال به دلیل ناتوانی میزبان کنسل شده و چرا مهرام باید تاوان بدهد؟ مگر خودشان ما را بیشتر نگه نداشتند؟ پس چرا ما باید ضرر کنیم؟
وی ادامه داد: گفته اند هزینههای برگزاری فینال به پای الریاضی است اما مگر حرف ما این است؟ ما به دنبال حق بسکتبال ایران هستیم و کوتاه نخواهیم آمد. ما که نمی توانیم هزینه بکنیم و ناتوانی دیگران به ما ضرر بزند. آقای خاجیریان چطور این تصمیم ها را می گیرد؟ اگر به جای لبنان این اتفاق ها در ایران می افتاد و بازی کنسل می شد شاهد همین تصمیم ها بودیم؟ الریاضی چطور رقابت ها را برگزار کرد؟ چرا جریمه نشد؟
لبنان پشت پرده دارد و ما شرط داریم
سرپرست مهرام ادامه داد: مگر تماشاگران مهرام توهینی کردند؟ اگر توهین می کردند آیا کنفدراسیون با ما تعامل می کرد؟ یا به دنبال برگزاری دوباره فینال بود؟ الریاضی در اوج آمادگی است. در مرحله پلیآف لیگ داخلی است و برای جام عرب آماده می شود. پشت پرده کار کردند که در باشگاه های غربآسیا شرکت نکنند و پس از آن به دنبال برگزاری فینال باشگاههای آسیا بودند. با این حال باشگاه مهرام شرط و شروطی دارد تا در فینال حاضر شود.
وی افزود: اول اینکه باید جوابگوی خسارتهای ما باشند. دوم اینکه تمام هزینههای ما را پرداخت کنند. شرط سوم ما نیز مکان برگزاری مسابقه است. چرا باید در لبنان بازی کنیم؟ مگر آنها امنیت دارند؟ چه کسی تضمین می دهد آن اتفاقها تکرار نشود؟ مگر در بیروت بمب گذاری نشد؟ خود بازیکنان لبنانی امنیت نداشتند. چطور می خواهند دوباره در این کشور بازی برگزار کنند؟ تاکید می کنم که طبق قانون، میزبان در برگزاری مسابقه ناتوان است و با تمام شرایط این مهرام است که باید قهرمان شود حال که آنها پشت پرده کارهایی انجام می دهند باید شروط ما هم پذیرفته شود.
فدراسیون به جد پیگیری می کند وزارت خانه هم حمایت کند
صمد زاده به ایسنا گفت:فدراسیون بسکتبال تمام این موارد را به کنفدراسیون منعکس کرده و به جد پیگیر ماجرا است. نامه نگاری ها انجام شده است. آنها با ورود وزیر ورزش خود پای سفیر ایران را وسط کشیده اند. سوال من اینجاست چرا وزارت ورزش و جوانان از ما حمایت نمی کند. درست که خصوصی هستیم اما مگر باشگاه های خصوصی نقشی در پیشرفت ورزش نداشته اند؟ فدراسیون به جد در حال پیگیری است و امیدوارم وزارت ورزش ایران نیز وارد کار شود تا حق تیم ایرانی خورده نشود. مشکل از لبنان بوده و این حق ما است که قهرمان باشیم. نباید اجازه دهیم آن ها هر کاری انجام دهند.
از طریق فیبا شکایت می کنیم
وی ادامه داد: با تمام این شرایط اگر فضا مهیا باشد مهرام بازی خواهد کرد در غیر این صورت حرکت لبنانی ها غیر قانونی است. اگر این اتفاق بیفتد باشگاه مهرام با کمک فدراسیون از طریق فیبا و دادگاه ورزشی به این موضوع شکایت می کند تا آقای خاجیریان بداند که دیگر نمی تواند هرکاری که دوست دارد در بسکتبال آسیا انجام دهد.
انتهای پیام
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بیژن قهرمانلو از جمله پیشکسوتان بسکتبال ایران است که هم اکنون به عنوان رییس هیات رییسه فدراسیون بسکتبال کار می کند. او در کنار محمود مشحون است و معتقد است که بسکتبال در این سال ها روندی رو به رشد داشته و نتایج قابل قبولی گرفته است. قهرمانلو که از قدیمیهای بسکتبال ایران محسوب میشود می گوید نسل طلایی بسکتبال ایران را مشحون پرورش داده و حالا هم برای پشتوانه آنها جوانانی برومند را آماده کرده تا هر لحظه بتوانند به تیم ملی ایران کمک کنند. خبرنگار ایسنا در ادامه ارزیابی و کنکاش در بسکتبال کشور با رییس هیات رییسه فدراسیون بسکتبال به گفت و گو نشسته است. او در این گفت و گو تاکید کرد فدراسیون بسکتبال هیچ نقطه ضعفی جز نداشتن امکانات ندارد.
*آقای قهرمانلو به عنوان عضو هیات رییسه فدراسیون بسکتبال وضعیت این رشته دانشگاهی در ایران را چطور ارزیابی می کنید؟
از زمانی که آقای مشحون وارد فدراسیون شده است من و همکارانم در کنار او بودیم و همکاری می کردیم. آقای مشحون از همان ابتدا تاکیدش بر ساختن رده های پایه و بازیکنانی برای آینده بود. در این مدت هم می بینیم که در رده های پایه فعالیت های خوبی شکل گرفته و همه تیمهای ملی ما در شرایط مطلوبی به سر می برند. این شرایط در حالی است که محمود مشحون فدراسیون را با بدهکاری های زیادی از آقای غضنفری تحویل گرفت. در روزهای ابتدایی فقط طلبکاران به فدراسیون می آمدند که دیگر صبر محمود تمام شد و به سازمان تربیت بدنی رفت تا وضعیت مشخص شود.
بالاخره با به پایان رسیدن این بدهکاری ها او بهترین مربیان را به خدمت گرفت و با برنامه ریزی مناسب از رده های پایه بازیکن سازی کرد. باور نمی کنید زمانی که فراخوان می دادیم نزدیک به 250 بازیکن در رده های سنی مختلف به تهران می آمدند که خود محمود مشحون نمی دانست چطور تمام آنها را تحت پوشش قرار دهد. با تمام این شرایط این بازیکنان تحت نظر فدراسیون و هیات ها قرار گرفتند و حالا هم به ملی پوشانی با اعتماد به نفس تبدیل شده اند.
*نتایج را چطور می بینید؟
نتایج هم که در این دهه کاملا درخشان است. ناظر و شاهد بودم که چگونه مشحون این بازیکنان را پرورش داد که به جام جهانی و المپیک رسیدند. بسکتبال ایران در این سال ها تمام افتخارهای ممکن را بدست آورد که حاصل برنامه ریزی های خوب فدراسیون و فعالیت های گروهی است.
*بسکتبال ایران هم اکنون یک نسل طلایی دارد. پشتوانه این نسل را چطور ارزیابی می کنید؟
وضعیت تیم ملی جوانان ما خوب است. اکثر آنها در لیگ برتر بازی می کنند و به همین دلیل پیشرفت خوبی داشته اند. به نظر من با برنامه ای که فدراسیون داشت و باشگاه ها را ملزم به استفاده از جوانان کرد شرایط بچه ها بهتر نیز خواهد شد. هم اکنون هم جوانان و هم نوجوانان ایران در اوج هستند و هرکدام برای رقابتی بین المللی آماده می شوند. جوانان باید به پراگ بروند و در جام جهانی شرکت کنند. تیم قدری هم هستند و با اینکه گروه دشواری دارند می توانند بدرخشند.
*حضور مربیان ایرانی در تیم های ملی چطور است؟
آقای مشحون تمام مربیان ایرانی را قبول دارد. همیشه دانش آنها را تایید می کند. می داند که این مربیان با استعداد و به روز هستند و با دنیای بسکتبال ارتباط دارند. در بازه های زمانی نیز از تمام این نیروهای ایرانی استفاده می کند. برای این که حرف و حدیثی نباشد برای تیم ملی بزرگسالان از مربی خارجی استفاده می کند اما ببینید که هدایت تیم های پایه همه به عهده نیروهای داخلی است. یک زمان شاهینطبع بود، زمانی هاشمی آمد و حالا هم توفیق و حاتمی کار می کنند.
با این شرایط برخی مربیان نمی توانند با دستمزد های فدراسیون کار کنند و در تیم های ملی نمی مانند. کمیته ملی المپیک بودجه را برای مربی خارجی می دهد اما دستمزد مربیان ایرانی کم است. با این حال همیشه محمود مشحون می گوید که اگر یک مربی می خواهد با فدراسیون کار کند اعلام آمادگی کند چرا که فدراسیون همیشه از تمام نیروهایش بهره می برد. مربیان ایرانی خودشان اعلام کردند که نمی خواهند کار کنند.
*فعالیت کمیته های فدراسیون درچه حد است؟
مسوولانی که کمیته های فدراسیون را برعهده دارند افراد مورد تایید خانواده بسکتبال هستند. شاید برخی بگویند که فردی دیگر بهتر است اما این کمیته ها خوب کار می کنند. رییس کمیته باید هماهنگ با رییس فدراسیون برنامه هایش باشد. عملکرد تمام این افراد هم زیر ذره بین رییس فدراسیون قرار دارد. در کمیته مربیان کلاس های مربی گری و آموزشی به خوبی انجام شده است. رییس هیات ها با کمک کمیته کلاس برگزار می کنند و شرایط مناسب است. شما می بینید که گسترش بسکتبال در استان های زیادی در کشور وجود داشته و این نشان از فعالیت خوب کمیته است. کمیته داوران و مسابقات هم زیر نظر یکی از بهترین نیروهای کشور است که با برنامه ریزی دقیقش می بینیم که چقدر نظم و دقت در کارش وجود دارد. به نظر من در سال های اخیر کمیته ها با نفوذ در استان ها باعث گستردگی بسکتبال در کشور شده اند. تمام استان ها فعال هستند و کار می کنند.
*چرا برخی استان ها همانند کردستان، همدان، آذربایجان و حتی تهران فعالیت زیادی ندارند؟
نمی شود همه چیز را از فدراسیون خواست. از طرف دیگر باید بگویم خود استان ها هم فعال باشند. به طور مثال کردستان را قبول می کنم اما خود این استان ها هم فعالیتی انجام نمی دهند. از طرف دیگر باید به دنبال مسائل ریشه ای باشیم. نقش آموزش و پرورش در ورزش کجاست؟ در زمان ما مدارس و آموزشگاه ها مکان ساختن بازیکن بودند اما حالا همه کارها را فدراسیون انجام می دهد. مگر فدراسیون چقدر زمان و نیرو دارد؟ فدراسیون باید به کارهای خودش برسد. هم اکنون چقدر معلم ورزش مدارس در پرورش بازیکن نقش دارند؟ دیگر فدراسیون که نمی تواند وارد مدارس شود.
*آیا نمی شود از مربیان ایرانی استفاده کنیم و برای کشف استعداد آنها را به استان های مختلف بفرستیم تا بازیکن سازی کنند؟
بله، این کار انجام می شود. به طور مثال فدراسیون بوبان میتف را به استان ها فرستاد. اما اینکه شما می گویید مربیان ایرانی را به استان ها بفرستیم خود این مربیان نمی خواهند. من تمام این مربیان را می شناسم و با آنها کار کرده ام. خود آقای شریعت نژاد را من به آمریکا بردم تا در کلاس مربی گری شرکت کند. من هاشمی، شاهین طبع، کوهیان و کبیر را تایید می کنم و می دانم از بهترین مربیان ایران هستند و در بازه های زمانی به فدراسیون کمک کرده اند اما برخی مربیان که رفته اند دیگر چه کارشان کنیم؟ هم اکنون فدراسیون از علی توفیق، محمد رضا اسلامی، مهران حاتمی و صفاعلی کمالیان استفاده می کند و بازهم یکسری حرف زده شده است که حاضرم رو در رو جواب همه را بدهم.
*وضعیت نسل طلایی را چطور می بینید؟
خب این نسل طلایی نیز دستپخت محمود مشحون است. او این بازیکنان را پرورش داد. قبلا از مشحون کاری نشده بود تا بازیکنی ساخته شود. شما عملکرد فدراسیون را می توانید در رفتار و اخلاق محمود مشحون ببینید. نمی دانم چه کسانی می گویند این بازیکنان را این یا آن ساخته اما همه در زمان محمود مشحون به وجود آمدند. من فعالیت سعید فتحی را رد نمی کنم اما نقش اصلی را محمود مشحون به عنوان رییس فدراسیون انجام داده است. این نسل طلایی نیز در سال های گذشته همه افتخارها را بدست آورده است. مدالی نمانده که نگیریم. به همین دلیل است که می گویم روند حرکتی بسکتبال با سرعتی زیاد، صعودی است.
* آیا فعالیت ها به اندازه پتانسیل بسکتبال کشور است؟
برای رسیدن به صد در صد توانایی نیاز به امکانات داریم. وسایل و سالن نداریم. بسکتبال یک سالن دارد که خارج از شهر است. زمانی که بودجه نداریم تا تاسیسات را آماده کنیم چه کاری می توان انجام داد؟ با توجه به اینکه هیچ امکاناتی نداریم فدراسیون بسکتبال شاهکار انجام داده و خیلی خوب نتیجه گرفته است. در هر دوره روسای تربیت بدنی به ما قول دادند و بچهها مدال گرفتند اما هیچ چیز تغییر نکرد. من به فدراسیون بسکتبال نمره قبولی می دهم. ما با تمام این بی امکاناتی ها قهرمان آسیا شدیم و به جام جهانی و المپیک رفتیم.
*اما انتقادهای زیادی وجود دارد.
انتقاد باید با دلیل و سند باشد. هرکس دلیل و سند دارد بیاورد من پاسخ آنها را می دهم. زمانی که هیچ امکاناتی در اختیار ما نیست چه کار کنیم؟ فدراسیون بسکتبال سالن ندارد اما بازیکنی مثل حامد حدادی را پرورش داده است. ما ادعایی برای ارسلان کاظمی که خودش رشد کرد نداریم اما حامد حدادی زیر نظر فدراسیون به چنین بازیکنی تبدیل شد.
*یکی از انتقادها به فدراسیون ریزش اسپانسرها در سال های اخیر است
کسانی که به عنوان اسپانسر وارد کار می شوند به دنبال منافع هستند. فدراسیون بسکتبال تا جایی که می تواند امکانات را در اختیار این حامیان قرار می دهد تا کار کنند. یک سری مسائل در اختیار فدراسیون است که آنها تمام و کمال انجام می شود اما یکسری به ما ربطی ندارد. وقتی سالن نداریم تا مردم وارد آن شوند چه باید کرد؟ مسوولان فقط قول داده اند. یک سالن 12 هزار نفری در اختیار والیبال است اما بسکتبال چه؟
*وزیر ورزش اعلام کرده بسکتبال هم می تواند از آن استفاده کند.
مگر والیبال می گذارد؟ اجازه نمی دهند وارد آن سالن شویم. از طرف دیگر خود والیبالی ها هم از آن سالن استفاده می کنند. آقای عباسی سالن دو و میدانی را به ما پیشنهاد دادند. فدراسیون ارزیابی و برنامه ریزی کرد اما با مدال نقره المپیک دیگر نمی شد این سالن را از دو و میدانی گرفت. نمی گویند مشحون دست روی امکانات دو و میدانی گذاشته است؟

*با این شرایط دیگر امیدی به سالن نیست؟
خود مشحون هم ناراحت و می خواهد تصمیمی جدی بگیرد. او دلخور است که سالنی در اختیارش قرار نمی دهند و به همین دلیل تصمیمی جدی خواهد گرفت. از زمان آقای مهرعلیزاده قول داده اند و هنوز عملی نشده است.
*در پایان به نظر شما نقطه ضعف بسکتبال در چیست؟
از نظر مدیریتی هیچ نقطه ضعفی ندیدهام. نقطه ضعف ما نداشتن پول است. امکانات نداریم. اگر بسکتبال امکانات داشته باشد خدا می داند مشحون چه کارهایی که انجام نمی دهد تا این ورزش رشد کند. او این موضوع را نیز بارها ثابت کرده است.
طی چند سال اخیر چندین بار شاهد تغییرات سنین پیشنهادی فدراسیون بوده ایم بطوریکه چند سال پیش جوانان متولد 1368 قربانی تصمیم کاهش رده سنی شدند و یکسال فعالیت رده سنی جوانان را از دست دادند که بعد از آن طی دو سه سال گذشته دوباره فدراسیون تصمیم به کاهش رده سنی به یکسال پایین تر را گرفت که با انتقاد ها ومقاومت اذهان بسکتبال مواجه شد که سریعا ًفدراسیون از تصمیم خود برگشت و به همان یکسال کاهش اولیه بسنده کرد .سوال اینجاست اگر اخذ چنین تصمیماتی پشتوانه منطقی و هدفمندی را یدک می کشد چرا به راحتی از این تصمیم انصراف داده می شود؟ و یا اینکه اگر کاهش سنی کار درستی بوده چرا بعد از گذشت 5-4 سال و انجام این تغییرات دوباره فدراسیون برگشت به عقب داشته و بدنبال بزرگ کردن رده سنی مینی بسکتبال است؟
این موضوع حاکی از تصمیمات عجولانه و غیر منطقی است که طی سنوات گذشته اخذ شده بوده است حال فرض بر آن بگیریم که رده های اعلام شده کار منطقی و صحیحی است که بعد از گذشت چند سال توسط کمیته ای که بررسی هایی را در این خصوص انجام داده اخذ شده است سوال اینجاست چرا ابلاغ این موضوع قبل از شروع مسابقات مینی بسکتبال تهران که یکی از بزرگترین تورنمنت های بسکتبال کشور است و با این همه تاخیر صورت گرفته است؟ حال تکلیف تیم هایی که یکسال با رده سنی قبلی تمرین کرده اند و استعدادیابی انجام داده اند و در عرض دو هفته کل شاکله کارشان به هم می خورد چیست؟

آیا این حق برای مربیان و مسوولین تیم ها جایز نیست که بعد از پایان
مسابقات فصل گذشته نسبت به برنامه سال آتی شان اطلاعی داشته باشند تا
بتوانند نسبت به این موضوع با برنامه ریزی کنند؟ یا اینکه باید منتظر
بمانند تا مسوولین یکماه مانده تا شروع مسابقات جدول رده های سنی را اعلام
کنند؟ این قبیل تصمیمات در سنوات گذشته نیز جهت رده مینی بسکتبال توسط
فدراسیون بسکتبال اخذ شده بطوریکه در سال گذشته بعد از شروع مسابقات مینی
بسکتبال تهران فدراسیون بسکتبال نسبت به ارائه قوانین برگزاری مسابقات مینی
بسکتبال اقدام کرده.اینگونه تصمیمات به مثابه تصمیمات شب امتحانی است که
نمی توان پشتوانه منطقی وهدفمندی را برای آن متصور بود.
آنچه پرواضح است عدم لمس و احساس این رده سنی حساس توسط تصمیم گیرندگان این
موضوع بوده است؛ به نحوی که مسوولین کمیته مینی بسکتبال فدراسیون به هیچ
عنوان تجربه هدایت تیم مینی بسکتبال را نیز در کارنامه فعالیت خود نداشته
اند و چگونه می توانند در خصوص حساس ترین رده سنی بسکتبال تصمیماتی حیاتی و
تاثیر گذار بگیرند یکی دیگر از این قبیل تصمیمات نحوه برگزاری مسابقات
نونهالان است که طی سالهای اخیر دستخوش تغییراتی از نوع کاملا ًانحصاری شده
است به طوریکه برگزاری مسابقات نونهالان در همه جای دنیا با قوانین و
شرایط مختص این رده سنی برگزار می شود اما در ایران کلیه قوانین و شرایط
مطابق با قوانین رده بزرگسالان است و حتی بازیکنان رده نونهالان بایستی با
توپ های بزرگسالان سایز 7 بازی کنند و شرایط بزرگسالان را تجربه کنند بطور
مثال در رده نونهالان موضوعی به نام پرتاب 3 امتیازی معنی ندارد و با توجه
به افزایش فاصله سه امتیازی از حلقه بسکتبال از 25/6 به 75/6 متر اعمال
پرتاب 3 امتیازی در رده سنی نونهالان آیا تاثیر منفی روی شکل گیری دامنه
حرکتی و استیل بازیکنان نخواهد داشت ؟اینها موضوعاتی است که نه تنها بایست
به آن توجه شود بلکه نیازمند واکاوی و کارشناسی منطقی است وتوجه به آن
بایست به صورت دقیق و موشکافانه باشد.
جلیل یعقوب زاده مربی بسکتبال
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مطمئنا لیگی قدرتمند و پویا باعث رشد بسکتبال می شود. هرچه لیگ قوی تر باشد بازیکنان بیشتری به بسکتبال معرفی می شوند؛ بازیکنانی که می توانند با برنامه ریزی وارد تیم های ملی شوند و نتیجه بگیرند. خبرنگار ایسنا در ادامه ارزیابی و کنکاش در بسکتبال ایران با محمد مهدی ایزدپناه به گفت و گو نشست. ایزدپناه که سال ها سابقه هدایت تیم های ملی را داشته هم اکنون در گرگان آکادمی دارد و کارهای پایه انجام می دهد. او معتقد است در فصل گذشته ضعیفترین لیگ در دهه گذشته بسکتبال برگزار شد.
* آقای ایزدپناه به عنوان سرمربی پیشین تیم ملی وضعیت بسکتبال را چطور ارزیابی می کنید؟
اگر بخواهیم درباره وضعیت بسکتبال صحبت کنیم نمی توانم تنها به گفتن کلمه خوب یا بد قناعت کرد. باید با توجه به اتفاق هایی که افتاده است حرفی منطقی زده شود . توجه کنید که تکیه گاه هر رشته ورزشی لیگ داخلی اش است. در این فصل لیگ بسیار ضعیفی داشتیم و جز سه تیم نخست دیگر تیم ها در یک سطح قرار داشتند. در این فصل دیگر خبری از سرمایه گذاران پیشین بسکتبال نبود و تازه واردها گام در عرصه گذاشتند. برخی تیم ها واقعا در حد لیگ برتر نبودند و نمی توانستند رقابت کنند. به نظر من از همان ابتدا مشخص بود که رقابت بین ماهان، پتروشیمی و مهرام است. بین تیم های چهارم تا دهم هیچ تفاوتی وجود نداشت.
اگر تاریخ لیگ برتر بسکتبال ایران را مرور کنیم می بینیم که حتی قوی ترین تیم ها نیز در خانه حریفان به مشکل می خوردند و حتی شکست را قبول می کردند اما در این فصل خبری از این مسائل نبود. از طرف دیگر غیبت برخی تیم ها چون ذوبآهن،کم شدن بازیکنان خارجی و حضور بازیکنان خارجی ضعیف دیگر دلایلی بودند که باعث شدند لیگ پرباری نداشته باشیم. به نظر من این فصل ضعیف ترین لیگ در دهه گذشته بسکتبال بود.
* وضعیت جوانان را چطور می بینید؟
جوانان نتایج بدی نگرفتند اما توجه کنید که در سال های 82 یا 83 جوان هایی مثل مهدی، صمد،مرحوم آیدین و برخی دیگر در تیم ملی بودند. در آن زمان ترافیک بازیکن بود و زمانی که می خواستیم به طور مثال فوروارد انتخاب کنیم به مشکل می خوردیم. حتی به یاد دارم یک سال برای دعوت کردن آیدین به تیم ملی با آقای بوسنیاک جر و بحث می کردیم. هم اکنون دیگر این مسائل نیست. جوانان شاخصی نداریم و ترافیک نیز وجود ندارد. شاید این تیم در آسیا سوم شده اما باید نگاه کنیم که وضعیت بسکتبال در آسیا چطور است. واقعا بازیکن شاخصی به چشم نیامده و من پشتوانه قدرتمندی در میان آنها نمی بینم.
* آیا این کم شدن بازیکن به دلیل کم شدن فعالیت هیات های استانی نیست؟
به موضوع خوبی اشاره کردید. خود من نیز در گلستان این مشکل را می بینم. هم اکنون در گلستان آکادمی دارم اما چرا نباید با هیات همسو باشم؟ رییس هیات هفته ای یکبار به هیات می آید و دو ساعت می ماند. هرچه فشار آوردیم که او تغییر کند بازهم دوستان از او حمایت کردند و چیزی تغییر نکرد. به همین دلیل است که دیگر بازیکنی بومی نداریم و گرگان برای لیگ برتر باید از استان های دیگر بازیکن جذب کند. توجه کنید مدیر مجموعه هرکه باشد اما برنامه نباشد نتیجه ای گرفته نمی شود. واقعا در بسکتبال استان کار پایه ای انجام نشده است. برخی مربی ها هم که زحمت می کشند نتیجه ای نمی گیرند.
* دلیل این که استان ها کم کار شده اند چیست؟
نباید تمام این موضوع را به فدراسیون نسبت دهیم. به نظر من ساختار ورزش مناسب نیست. به یاد دارم زمانی که در خدمت آقای مشحون بودیم در تمام استان ها فعالیت می کردیم و فراخوان می دادیم اما دیگر این موضوع ها دیده نمی شود. هم اکنون توجهی به شرایط استان ها نمی شود.
* یعنی چه؟
به طور مثال قشر ترکمن ایران مستعد حضور در رشته دو و میدانی است اما اگر در این منطقه کشتی فعال شود نتیجه ای گرفته نمی شود. در قسمت ساری کشتی نتیجه می دهد و نباید برای بسکتبال سرمایه گذاری کرد. به نظر من خراسان، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان صاحب بسکتبال بودهاند و باید در این رشته برای آنها سرمایه گذاری شود. هم اکنون این استان ها فراموش شده اند.
* دلیل همین فراموشی چیست؟
دلیل این فراموشی عدم مدیریت صحیح، عدم برنامه ریزی مناسب، عدم سرمایه گذاری و عدم استفاده از نیروهای متخصص است. نیروهای متخصص اکثرا سرخورده و بی انگیزه هستند و یک عده افراد سودجو و منفعت طلب وارد کار شده اند. به همین دلیل است که دیگر تیمی قدرتمند نداریم. مشهد سال ها است که نمی تواند در لیگ برتر باشد. ذوبآهن می رود. دیگر تیم ها نیز ضعیف شده اند و شهرداری گرگان نیز با چنگ و دندان خودش را حفظ کرده است.
* این موضوع چه اتفاق هایی را ایجاد می کند؟
تیم ها ضعیف می شوند و استمرار از بین می رود. عدم ثبات و عدم توجه به پیشکسوتان و نیروهای متخصص به بسکتبال ضربه می زند و قدرت از بین می رود.
* اما هم اکنون بازهم بسکتبال ایران قدرت بلامنازع است.
بی تعارف صحبت کنیم. دیگر نباید خودمان را با عرب ها مقایسه کنیم. خودمان را گول نزنیم. وضعیت آسیا را ارزیابی کنیم. در این چند ساله بسکتبال ایران خیز بلندی برداشته و از آسیا بالا رفته اما حد و پتانسیل ما همین است؟هم اکنون بسکتبال ایران به اروپا نزدیک شده و باید قدرش را بدانیم. تیم ملی امید ایران یک روز چین را با اختلاف 43 امتیاز شکست داد. توقع ها از بسکتبال بالا است و این توقع نیز به حق است. مغرور نشویم که در غرب آسیا قهرمان می شویم.
*در صحبت هایتان به رفتن تیم ها اشاره کردید. آیا در این چند ساله بسکتبال شاهد ریزش اسپانسر بوده است؟
بله ریزش های زیادی داشتیم. در همین دو یا سه سال گذشته تیم های خوبی را از دست دادیم. ذوبآهن، توزین الکتریک، نماینده شیراز،بیم مازندران و چند تیم دیگر از بسکتبال رفته اند. باید بررسی شود و دلیل این موضوع بیان شود. باید فضا بهتر باشد تا تیم ها در بسکتبال بمانند.
* آیا این اسپانسرها بستر مناسبی در بسکتبال در اختیار نداشتند؟
بسکتبال ورزش مفرحی است. هم اکنون والیبال با چنین مشکلی مواجه نیست. باید بدانیم که بین والیبال و بسکتبال فرقی نیست و حتی بسکتبال جذاب تر نیز است. باید به طور دقیق بررسی شود تا بدانیم چرا سرمایه گذاران از بسکتبال رفته اند. چرا باید چند تیم که میلیاردی هزینه می کردند دیگر در بسکتبال نباشند؟ معتقدم دوباره باید تعامل و ارتباط شکل بگیرد و بتوانیم همانند گذشته بستری مناسب برای حضور اسپانسرها در بسکتبال ایجاد کنیم.
* به عنوان یک پیشکسوت جایگاه این قشر در بسکتبال را چطور می بینید؟
نمی دانم. هرچه به اطراف نگاه می کنم همه پیشکسوتان و کاربلدان از بسکتبال دور شده اند. حرفی را که یک روز به آقای هاشمی طبا گفتم اکنون به شما می گویم. بزرگان یک رشته ورزشی با کوچکترین کم لطفی ناراحت می شوند و می روند چون کمبودی ندارند اما افراد کوچک را اگر از در بیرون کنید از پنجره وارد می شوند و همیشه می مانند. هم اکنون ورزش ایران از این افراد مملو شده است. من که سابقه زیادی در بسکتبال دارم نمی توانم در استان برابر مدیری که لباس ورزشی تنش نکرده است بله قربان بگویم. بدانید آنهایی که عاشق هستند و بزرگ اگر بی مهری ببینند می روند و در گوشه ای به کارشان ادامه می دهند.
* با توجه به فضای کنونی، آینده بسکتبال را چطور می بینید؟
والله چه بگویم؟ امیدوارم با برنامه ریزی مناسب دوستان نتیجه خوبی بگیریم. هرکس نقطه نظری دارد و ممکن است خیلی ها در بسکتبال حرف های من را قبول نکنند. باید به ریشه ها توجه و آنها را تقویت کرد. امیدوارم در هر حال بسکتبال آینده بهتری داشته باشد.
بسكتبالیستهای تهرانی حتما زمین روباز خیابان حافظ روبهروی پارك ملت را به خاطر میآورند؛ زمینی كه پیشترها به دلیل مربیگری فردی به نام چارلی به این نام معروف بود. بازیكنان بزرگی از همین زمین در بسكتبال ایران مطرح شدند تا نقش زمینهای روباز و بازیكنان محلی در تیمهای سازمان یافته نمایان شود. زمین چارلی یا حافظ سالهای قبل، اكنون به تالار شهید همت تبدیل شده، اما همانجا و در رفت و آمد بازیكنان نوجوان و جوان با خانوادههای خود، كسی نمیتواند خاطرات خوب بازیكنپروری را فراموش كند.

بسكتبال در زمینهای روباز معمولا به صورت سه به سه بازی میشود. برگزاری بازیهای سه به سه در ایران سابقهای طولانی دارد، اما شكل منظمتر این نوع بازیها را میتوان در رقابتهای قهرمانی تهران یا در جشنوارههایی كه 12 سال پیش برگزار میشد، پیدا كرد. زمینهای مجموعه بهاران و حافظ دورههای زیادی را شاهد برگزاری بازیهای سه به سه بود و بازیكنان محلی بسیاری را در خود جای داد. همانهایی كه بعدها در بسكتبال پنج نفره به بازیكنان مطرح و ملی تبدیل شدند، مانند محمد رضا خلیلی كه یكی از تكنیكیترین بازیكنان دوره خود بود.
كمتر از 15 سال پیش، در تهران حسن میرزا آقابیگ، رئیس وقت هیات بسكتبال علاوه بر برپایی این بازیها در زمینهای روباز، بسكتبال سه به سه در سالن را نیز راه انداخت. در آن زمان هنوز فدراسیون جهانی بسكتبال (فیبا) طرحهای امروزی را برای گسترش بازی سه نفره نداشت، اما این بازیها باشكوه خاصی در تهران و میان علاقهمندان بیشمار بسكتبال برگزار شد.
بسكتبال سه به سه فقط در تهران مورد توجه اهالی توپ و سبد نبود، بلكه زمینهای روباز در شهرستانها نیز این امكان را برای بازیكنان محلی ایجاد میكرد تا تواناییهای خود را به منصه ظهور برسانند، مانند اصفهان كه زمین آبشار این شهر برای بسكتبالیستهای سالنی و زمینهای روباز كاملا آشناست.
برگزاری بازی سه به سه در سالن و زمینهای روباز نشاندهنده فراگیربودن این ورزش است كه بر اساس توجه به این ویژگیها میتوان برنامههای متعددی را برای آن در نظر گرفت. در بسكتبال سه نفره، بازیكنان به تیمهای بسكتبال سازماندهی شده متصل نیستند بنابراین امكان حضور در عرصههای جدید را پیدا میكنند. ستارههای جدید در حال ظهور بسكتبال را میتوان در این سری از بازیها دید. همچنین بهدلیل ویژگیهای محیطی كه این بازی دارد، برگزاركنندگان آن میتوانند بازیها را در برنامههای مردمی گنجانده و در مراكز شهرها، میدانها، پاركها، مراكز خرید و دیگر مكانها برگزار كنند. این كار سبب میشود فرصتهای جدید تبلیغاتی برای برگزاركنندگان بازیها بهوجود آید.
فیبا در ده سال گذشته برنامههایی برای توسعه و ترویج بازیهای سه به سه در نظر گرفته است. تعریفی كه فیبا از این بازیها دارد، این است كه بسكتبال سه نفره، هم ساده و هم سرگرمكننده است. در بسكتبال سه نفره بیشتر ترجیح داده شده بسكتبال در قالبی تفریحی در زمینهای روباز سراسر دنیا انجام شود. فیبا نخستین بار در آسیا و در حین برگزاری بازیهای داخل سالن ماكائو سال 2007 به برپایی بازیها اقدام كرد كه حضور رئیس و دبیر كل فدراسیون جهانی بسكتبال همراه مسئول مسابقههای آن در این بازیها باعث شد بسكتبال سه به سه در آسیا شروعی جدی داشته باشد. پس از آن المپیك نوجوانان 2010 در سنگاپور از اراده قوی فیبا برای متقاعدكردن كمیته بینالمللی المپیك خبر داد تا به حضور بسكتبال سه نفره در المپیكها رسمیت داده شود. دورنمای فیبا، حضور بازیهای سه نفره در المپیك 2020 است و تا آن زمان فیبا در حال برنامهریزی برای لذت بخشتر كردن این بازی در سطح دنیاست. رقابتهای منطقهای، قارهای و جهانی با كمك فدراسیونهای تابعه در بیشتر نمایاندن این ورزش و به ثمر رساندن اهداف فیبا مهم است. بر این اساس برگزاری بازیها جنبه بینالمللیتری به نسبت قبل به خود گرفته است.
چشمانداز فیبا بر چهار اصل پایهگذاری شده كه عبارتند از:
- توسعه بسكتبال سه نفره در تورنمنتهای نقاط مختلف دنیا
- اتصال همه تورنمنتها به شبكه رقابتهای جهانی
- تاسیس تورنمنتهای سلسله مراتبی برای رتبه بندی بازیكنان
- تاسیس تورهای جهانی از سال 2013 مبتنی بر دستاوردهای شهری
چند نكته از قوانین
پس از سوابق روشن بسكتبال سه به سه در ایران، تشكیل تیمهای ملی این ورزش در معرفی بیشتر آن به علاقهمندان بسكتبال كمك كرد. تیم جوانان ایران با ارسلان كاظمی، فربد فرمان، مهدی شیرجنگ و محمد امجد در بازیهای داخل سالن ماكائو در برابر دیدگان مسئولان فدراسیون جهانی بسكتبال با غلبه بر چین قهرمان شد تا نخستین قهرمانی در عرصه بینالمللی بسكتبال سه نفره نصیب ایران شود.
قوانین بسكتبال سه نفره بر اساس تعریف كلی این بازی، ساده و آزاد وضع شده است. چند مورد از این قوانین را بخوانید:
تركیب تیم: سه بازیكن + یك جانشین
مدت مسابقه: دو زمان پنج دقیقهای (یك دقیقه استراحت در نیمه)
امتیازها: یك و دو امتیازی
مالكیت توپ: 12 ثانیه
مالكیت اولیه توپ: پرتاب سكه
محدوده امتیاز: 21 امتیاز
محدوده زمین: نصف زمین بازی بسكتبال
چهرههای آشنا
تیمهای ملی بسكتبال سه نفره تاكنون نتایج خوبی از بازیهایی كه در آن شركت كردهاند، به دست آوردند. این نتایج گواه وجود استعدادهای درخشان در بسكتبال سه نفره است كه بیشتر بازیكنان خلاق و تكنیكی را به خود جذب میكند. هر چند فدراسیون بسكتبال ایران در تشكیل تیمهای ملی از بازیكنان در تیمهای سازمان یافته و ملی پوش استفاده میكند، اما به نظر میرسد این ساختار در آینده باید تغییر كند و جای خود را به نامنویسی بازیكنان و تعیین رتبهبندی آنها بدهد.
تیم ملی فعلی بسكتبال سه نفره از بیست و پنجم اردیبهشت در رقابتهای قهرمانی آسیا در قطر به میدان میرود تا شانس خود را برای ورود به بازیهای جهانی مسكو امتحان كند. سرمربی این تیم عباس آقاكوچكی است و در فهرست او بازیكنانی مانند آرن داوودی، سعید داورپناه، محمد حسنزاده، موسی نبیپور و محمد جمشیدی دیده میشود كه از افراد تیم ملی بسكتبال هستند.
گروهها:
گروه A : مغولستان ـ قطر1 ـ فیلیپین ـ سریلانكا
گروه B : ایران ـ اندونزی ـ هندوستان ـ تركمنستان
گروه C : لبنان ـ نپال ـ تایوان ـ عربستان
گروه D : ژاپن ـ اردن ـ هنگكنگ ـ قطر2
محدودیتهای ملیت
در قوانین بازی سه به سه فیبا آمده است بازیكنان از هر ملیت، سن، جنس و مهارت ممكن است در بسكتبال سه نفره شركت كنند، اما سازماندهندگان رویدادها ممكن است محدودیتهای سنی، جنسی، قد و مهارتی ایجاد كنند. در گروهبندی تیمهای نخستین دوره مسابقههای آسیا گفته میشود قطر با دو تیم بدون رعایت بخشی از این قوانین وارد بازیها میشود. دو بازیكن تبعه قطریها باز هم موضوع تغییر ملیتدادن توسط این كشور را مطرح میكنند همانگونه كه در تیم پنج نفره آنها این موضوع بارها اتفاق افتاده یا در دیگر ورزشها نیز تبعیت دادن به خارجیها كار تكراری آنهاست. با وجود این تا زمان بازیها در قطر باید منتظر ماند و دید تیمهای میزبان با چه نفراتی وارد بازیها میشوند. آیا بازیكنان آزاد هستند تیمهایی بدون محدودیت ملیت تشكیل دهند یا فیبا برای رقابتهای ملی، محدودیتهایی را در نظر میگیرد.
محمد رضاپور / گروه ورزش/جام جم
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، نادر کاشانی از جمله پیشکسوتان بسکتبال ایران است که در بازیهای آسیایی 1974 تهران پیراهن تیم ملی را پوشید و حالا به عنوان یکی از اعضای هیات رییسه فدراسیون درکنار این رشته دانشگاهی است. او در این مدت همیشه در کنار بسکتبال بوده و به هرطریقی تجربهاش را در اختیار مسوولان قرار داده است. ایسنا در ادامه ارزیابی و کنکاش بسکتبال ایران با نادر کاشانی به گفت و گو نشسته است. این پیشکستوت بسکتبال میگوید نتایج بدست آمده نشان میدهد بسکتبال در سالهای اخیر روند رو به رشدی داشته است. کاشانی آینده بسکتبال را روشن میبیند و معتقد است برنامهریزی دقیق باعث شده رویای المپیک و جام جهانی به واقعیت تبدیل شود.
*آقای کاشانی به عنوان یکی از پیشکسوتان بسکتبال وضعیت کنونی این رشته را در ایران چطور می بینید؟
نیازی ندارد که من حرف یا تعریفی داشته باشم چرا که نتایج به خوبی نشان میدهد بسکتبال در سالهای اخیر روندی صعودی داشته است. در تمامی ردهها صاحب عنوان هستیم و در بهترین جایگاههای قاره قرار داریم. وقتی تیمهای ملی بسکتبال ایران در هر مسابقهای که شرکت میکنند نتایج خوبی بدست میآورند و با مدال به کشور میآیند. این یعنی شرایط مناسب است. به نظر من بسکتبال نسبت به سالهای گذشته پیشرفت چشمگیری داشته است. بسکتبال روندی صعودی داشته و هم اکنون ملی پوشانی بسیار قدرتمند داریم.
*نسبت به گذشته در چه زمینههایی رشد داشتهایم؟
به طور مثال با زمان خودم مقایسه میکنم. در دورهای که ما بازی میکردیم سیاست بر این بود که تمام رشتهها برای بازیهای آسیایی تهران با بهترین شرایط آماده شوند. در آن زمان تیمی قدرتمند داشتیم که نتیجه خوبی هم گرفت. هم اکنون که شرایط ملی پوشان را میبینم البته با توجه به فضای کنونی وضعیت خیلی بهتر است. بسکتبالیستهای ما در مهارتهای فردی فوقالعاده هستند. به طور مثال در شوت، دریبل و جهش خیلی بهتراند و این نشان از قدرتمندتر شدن بسکتبال ایران است. همان ابتدا گفتم که نتایج نشان میدهد در کجا قرار داریم. زمانی بود که آرزو داشتیم در آسیا حریفی را شکست دهیم، حتی المپیک و جام جهانی برایمان رویا بود اما هم اکنون بهترین هستیم و حریفان برابر ما کاری از پیش نمیبرند.
*این موفقیت از کجا بدست آمده است؟
زمانی که برنامهریزی مدون باشد و لیگی پویا داشته باشیم این نتایج بدست خواهد آمد. این نتایج از برنامهریزی فدراسیون و تلاش مربیان ایرانی بوده که چنین بسکتبالیستهایی را ساختهاند. شما هم اکنون به والیبال هم توجه کنید. این برنامهریزی مدون بوده که والیبال و بسکتبال ایران را در چنین جایگاهی قرار داده است. من واقعا خوشحالم و امیدوارم این روند صعودی ادامه داشته باشد.
*آینده را چطور می بینید؟ جوانان کنونی پشتوانههای خوبی هستند؟
به آینده خوشبین هستم. هم اکنون تیم ملی جوانان جهانی شده و میتواند با بهترین شرایط و عملکرد در جام جهانی پراگ به نسلی قدرتمند تبدیل شود. این نشان دهنده قدرت ما است. جوانان شرایط خوبی دارند. هم از نظر فنی و هم فیزیکی رشد کردهاند و میتوانند از جام جهانی به عنوان یک سکوی پرش بهرهمند شوند. از طرف دیگر ما نوجوانان خوبی داریم که برای قهرمانی آسیا آماده میشوند. من گاهی به تمرینهایشان میروم. آنها از نظر قد و قامت خوب هستند و زیر نظر مربیان با دانش کار میکنند. مطمئنا در آینده نیز موفق خواهند بود. هم اکنون تیم ملی جوانان نیز زیر نظر "بوبان میتف" کار میکند که فردی با دانش است و میتواند شرایط خوبی برای جوانان ایجاد کند. همانطور که گفتم آینده را روشن میبینم و میتوانیم این روند رو به جلو را حفظ کنیم.
*عملکرد کمیتههای فدراسیون بسکتبال را چطور میبینید؟
کمیته انضباطی فدراسیون که فردی با دانش مسوولش است در این سالها به خوبی کار کرده و در شرایط لازم بهترین تصمیم را گرفته است. کمیته مسابقات فدراسیون نیز زیر نظر حسن نوربخش شرایط خوبی دارد. او به خوبی برنامهریزی میکند و تمامی لیگها را زیر نظر دارد. با اینکه انتقادهایی به او وجود دارد اما با توجه به اینکه هم کمیته داوران و هم کمیته مربیان را زیر نظر دارد فعالیتش خوب است.
*کمیته داوران عملکردش چطور است؟
ابتدا باید بگویم که اگر در این کمیتهها نیروی بیشتری وجود داشته باشد شرایط بهتر میشود. با جذب نیرو هم فشار روی آقای نوربخش کم میشود و هم میتوان کارها را سریعتر انجام داد. درباره کمیته داروان چند باری نیز در هیات رییسه مطرح کردهایم که باید بیشتر کار شود. باید داوران در کلاسها و رقابتهای بیشتری حاضر باشند و آمادهتر شوند. با این شرایط مشکلی نیز نخواهیم داشت.
کمیته مربیان نیز که زیر نظر یکی از پیشکسوتان بسکتبال یعنی محمود پورشرفی با برنامه پیش میرود. کلاسهای خوبی برای مربیان برگزار شده و من از آنها اطلاع دارم. در کمیته آموزش معتقدم که باید بیشتر کار شود. کمبودهایی داریم اما میدانم چون مسوولش فردی کار بلد است میتواند تمامی مشکلات را حل کند.
*آقای سررشته اعتقاد داشتند که باید پرسنل بیشتری برای فعالیتهای آموزشی وارد کار شوند اما شرایط مهیا نیست.
بله. خود من نیز گفتم. باید نیروهای جوان به کمیتهها تزریق شوند. به نظر من نیروهای اجرایی جوان در کنار تجربه دوستان در فدراسیون خروجی خوبی خواهد داشت. به نظر من کمیته مربیان فدراسیون هم اکنون در شرایط ایدهآل است و دیگر کمیتهها نیز روند صعودی دارند.
*اصلیترین نقطه ضعف بسکتبال چیست؟
همه ورزشهای ایران مشکلاتی دارند که به فدراسیونها مربوط نیست. به نظر من برخی مشکلات به دلیل ساختار ورزش ایجاد شده است. معتقدم برای حل شدن مشکل ورزش ایران دستگاه مربوطه باید برود به سمت جذب کاربلدها. باید نقش ورزش ایران در دنیا زیاد شود. باید ارتباطات افزایش پیدا کند. به نظر من ورزش ایران باید این روزها در اندیشه کسب کرسیهای آسیایی و جهانی باشد. باید در کمیته بین المللی المپیک نفوذ کنیم. به نظر من اینها مسائل امروز ورزش ایران است و باید برایشان فکری کرد. ایران چه چیزی از قطر و بحرین کم دارد؟ شاید در ظاهر مهم نباشد که رییس کنفدراسیون فوتبال آسیا چه کسی باشد اما اگر اهمیتی نداشت بحرین و قطر خودشان را به زحمت نمیانداختند.
*به نظر شما بسکتبال امروز به چه چیزی نیاز دارد؟
به نظر من باید روند رشد مربیان جوان، برنامهریزیهای دقیق و لیگهای پویا را ادامه دهیم. باید با برنامهریزی منظم این رشد بسکتبال ادامه پیدا کند.
*شرایط حضور اسپانسرها در بسکتبال را چطور میبینید؟
با توجه به اطلاعاتی که از تیمهای حاضر در لیگ ایران دارم اکثر سرمایهگذاران خصوصی هستند. این اسپانسرها به خوبی از بسکتبال حمایت کردهاند و لیگی با کیفیت نیز برگزار شد. من شاهد هستم که آقای مشحون چقدر برای حفظ اسپانسرهایش دغدغه دارد. او همیشه به دنبال بهترینها است و برای بسکتبال زحمت میکشد. با اینکه وظیفه فدراسیون و رییسش نیست که به دنبال اسپانسرها باشد اما در بسکتبال این اتفاق میافتد. فدراسیون بسکتبال لطف کرده و با برگزاری لیگ و ایجاد بستر مناسب برای اسپانسرها فعالیت میکند. وظیفه فدراسیون برنامهریزیهای کلان است و نباید برای جذب اسپانسر فعالیت کند.
*وضعیت لیگ برتر را چطور ارزیابی میکنید؟
به نظر من از نظر کیفی و کمی رشد کردهایم. لیگی که گذشت بهترین کیفیت را داشت و هیچ مسابقهای قابل پیش بینی نبود. در گذشته یک تیم 7، 8 ملی پوش را میگرفت و از هفته اول معلوم بود که قهرمان میشود اما اکنون با تقسیم ملی پوشان شرایط تیمها نزدیک شد. تیمها رقابتی پایاپای داشتند و معلوم نبود کدام تیم میتواند برنده شود. به نظر من در کنار این کیفیت و جدابیت جوانان نیز وارد کار شدند و رشد کردند. در فصل گذشته بسیاری از ملی پوشان جوان در لیگ برتر بازی کردند و وقت مسابقه بدست آوردند. این موضوع باعث رشد ما خواهد شد و به نظرم تمامش به دلیل پویایی لیگ است.
*برخی کارشناسان معتقدند که بسکتبال در جذب اسپانسر ضعیف است. نظر شما چیست؟
خیر اینگونه نیست. در سالهای اخیر مشکلهای اقتصادی وجود داشته است. دغدغه بزرگ ورزش این موضوع است اما در کل میبینم که محمود مشحون با تمام توان برای بهتر بودن شرایط بسکتبال تلاش میکند. معتقدم که باید ساختار ورزش درست شود چرا که در غیراین صورت ورزش ایران به بیراهه خواهد رفت.
*راهکار شما چیست؟
چرا وزارت ورزش از آموزش و پرورش دور شده است؟ چرا ارتباطی بین مدارس با ورزش نیست؟ از همین مدارس است که قهرمانان ملی آینده بیرون خواهند آمد اما میبینیم که هیچ نظارتی وجود ندارد. به یاد دارم در گذشته رقابتهای مدارس و دانشگاهها پر از تماشاگر بود اما امروز اصلا برگزار نمیشود. به تازگی شنیدهام که قرار است از سال آینده بسکتبال وارد مدارس شود که حرکت خوبی است. ایران نیاز به چنین برنامههایی دارد تا از تمام پتانسیلش استفاده شود . مطمئن باشید مدارس نقطه آغاز ورزش حرفهای هستند و باید قهرمان بسازند. باید نظارت باشد. باید افرادی کاربلد وارد عرصه شوند و از طریق ارتباط وزارت خانه ها ملی پوش تربیت کنند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، علی شکوری از جمله مربیانی است که در فعالیتهای اجرایی فدراسیون بسکتبال در مقاطع زمانی مختلف نیز فعالیت کرده است. او در زمان "مهرداد آگین" و "غضنفری" دبیر فدراسیون بود و فعالیت میکرد. خبرنگار ایسنا در ادامه کنکاش و ارزیابی بسکتبال ایران به سراغ این پیشکسوت بسکتبال رفته که سابقه هدایت تیمهای ملی را نیز برعهده داشته است. او سالها مربی تیمهای ملی بوده اما اوج فعالیتش به عنوان دبیر فدراسیون بسکتبال کار کرده است. او میگوید مشکل اصلی بسکتبال امروز این است که فدراسیون به نیروی متخصص خود اعتماد ندارد و به همین دلیل تنها یک نفر تمام کارهای بسکتبال را انجام میدهد! علی شکوری معتقد است جُز نتیجهگیری شاخه دیگری در بسکتبال موفق نبوده است.
*آقای شکوری شما در بسکتبال هم فعالیت اجرایی و هم فعالیت فنی داشتید. وضعیت کنونی بسکتبال ایران را چطور میبینید؟
وضعیت بسکتبال در گذشته که مشخص است اما در حال حاضر از زمانی که دوستان وارد فدراسیون شدهاند و کار را در دست گرفتهاند همه چیز برایشان مهیا بوده است. آنها حاصل دسترنج یکسری از مسوولان گذشته را استفاده میکنند. هم اکنون در بسکتبال ایران تنها نتیجه خوب بوده و دیگر موارد سوار یک موج به هر سمتی رفته و موفقیتی در آن دیده نمیشود. فدراسیون بسکتبال در یک دهه گذشته بهترین نتایج را کسب کرده که توسط بازیکنانی ساخته شده در گذشته است. حال شما دیگر فعالیتهای فدراسیون بسکتبال را ببینید. کمیتههای فدراسیون، زیر ساختهای امکاناتی، استعدادیابی و دیگر فعالیتهایی که برای گسترش بسکتبال باید تقویت شوند چه شرایطی دارند؟
*همین بحث نتیجه، خودش موفقیت محسوب نمیشود؟!
جامعه شناسی ورزش در ایران نتیجه گرایی است. نتیجه که باشد کسی کار به کار دیگر اقدامها ندارد اما در آینده و گذر زمان چه اتفاقی میافتد؟ خود شما میگویید نتیجه موفقیت است اما این یک سواستفاده است. متاسفانه این روزها آقایان از نجابت بسکتبالیها سو استفاده کردند و با نشان دادن نتایجی که در حال به پایان رسیدن است همه چیز را توجیه میکنند. شما اگر دقت کنید میبینید که یکی دو سال است که بسکتبالیها انتقادهایشان را آغاز کردهاند. یعنی بسکتبال فضای مناسبی ندارد. هرچه در این مدت سکوت کردهایم تا کارها بهتر شود نشده است. نمیشود دست روی دست گذاشت تا هرچه داریم از بین برود.
*مدیریت همین داشتهها نیز کار دشواری است.
زمانی که همه چیز برای نتیجهگیری مهیا باشد کار سخت نمیشود. مدیریت دشوار است اما شما توجه کنید که نسلی طلایی در اختیار دارید که بهترین مربیان ایران آنها را ساختهاند. بازیکنانی که هر کدام بهترینهای آسیا هستند. شما در کدام کشور میتوانید مهدی کامرانی، صمد نیکخواه بهرامی، حامد حدادی و دیگر ملی پوشان اینچُنینی را پیدا کنید؟ این حرف شما درست اما آینده چه؟ چه پشتوانهای داریم؟
*همین تیم ملی جوانان. این بازیکنان جهانی شدهاند. آنها پشتوانه خوب محسوب نمیشوند؟!
این جوانان پشتوانه مقطعی هستند و همانند مُسکن محسوب میشوند. در حالی که ایران 80 میلیون جمعیت دارد باید تنها یک تیم جوانان داشته باشیم؟! تنها یک تیم نوجوانان داشته باشیم؟! آیا حق این نیست که ایران 3 تیم جوانان و 4 تیم نوجوانان داشته باشد؟
*دلیل این موضوع چیست؟
تمام این مسائل از سیاستهای غلط ورزش نشأت میگیرد که برخی از آن سیاستها سوء استفاده میکنند و کسی کاری به کارشان ندارد.
*به قول شما یکی دو سالی است که انتقادها شروع شده است. چرا حالا آغاز شده است؟ این انتقادها مشکوک نیست؟!
یکی دو سال است که کاسه نجابت بسکتبالیها به پایان رسیده است. ما که چیزی از آقایان نمیخواهیم که انتقادهایمان مشکوک باشد. تا امروز چه خواستهایم؟ من دیگر چه چیزی از بسکتبال میخواهم؟ برخی فکر میکنند بسکتبال آنقدر کوچک است که تمام آن با دو کلاس مربیگری و یک کلینیک تمام میشود. خیر اینگونه نیست. پتانسیل بسکتبال ایران باید استفاده شود. ریشه در بین مردم بدواند و بازیکنان زیادی را پرورش دهد. انتقادهای سازنده آغاز شده تا بسکتبال حفظ شود.
*فدراسیون همیشه میگوید پذیرای انتقادهای سازنده است.
خیر. انتقادها را قبول نمیکنند. فکر میکنند با چند کلاس در کشور و برگزاری یک لیگ دو ماهه به دستاورد بزرگی رسیدهاند.
*فعالیت کمیتههای فدراسیون را چطور میبینید؟
در فدراسیونی که تمام کارها از صفر تا صد توسط یک نفر انجام میشود کمیتههایش نمیتوانند کاری انجام دهند. کاری کلان انجام نخواهد شد. کمیته مسابقات و داوران جز برگزاری همان لیگ دو ماهه چه کار کرده است؟ یکی از قدیمیهای بسکتبال این دو کمیته را برعهده گرفته که سرپرست تیم ملی نیز هست. آیا این مملکت یک فرد دیگر را ندارد تا یکی از این کارها را انجام دهد؟ واقعا کسی دیگر مورد اطمینان نیست؟ آیا همه خائن هستند؟ بسکتبال ایران هیچ فرد سالم دیگری ندارد؟
کمیته مربیان فدراسیون چه کاری انجام داده است؟ چه زمانی مربیان را کنار هم جمع کرده است؟ آقای پورشرفی از دوستان من است اما پیشرفت کشور دوست و رفیق نمیشناسد.
کمیته استعدادیابی فدراسیون کجاست؟ چه فعالیتی انجام داده است؟ استعدادیابی فراموش شده است. کمیته آموزش چه کار میکند؟ فدراسیون بسکتبال تا زمانی که درباره یک موضوع با هجمه و انتقاد مواجه نشود کاری نمیکند. تیم ملی جوانان در ایران اردو داشت و برای قهرمانی آسیا أماده میشد. دیدیم این بازیکنان نمیتوانند در آسیا نتیجه بگیرند و بسکتبال ایران از بین خواهد رفت. همان زمان برخی از مربیان انتقاد کردند که پشتوانهها قوی نیستند. با این هجمه فدراسیون اردوهای اروپایی را شکل داد و ملی پوشان در آسیا سوم و جهانی شدند.
*آقای مشحون یکی از مدیران با سابقه در ورزش است. واقعا مدیریت کردن این فدراسیون با توجه به حساسیت کار دشواری نیست؟
همه علی شکوری را میشناسند. اگر در بسکتبال ضعیف باشم در خیلی چیزها قوی هستم که دوستان میدانند. سیاستهای غلط ورزش ایران این وضعیت را ایجاد کرده است. محمود مشحون آدم و مدیر خوبی است اما باید از نیروی متخصص استفاده کند. برای رشد نیروی متخصص لازم است.
*شما در زمان آقای غضنفری و آگین دبیر فدراسیون بودید. می توانید فدراسیون آن زمان با این زمان را مقایسه کنید؟
دبیر فدراسیون کنونی که فردی خنثی است و هیچ کاری انجام نمیدهد. دلیل این موضوع نیز روشن است. همه کارها برعهده یک نفر است. زمانی که آقای آگین رییس فدراسیون شد من به عنوان معاون هماهنگی کمیتهها فعالیت کردم و سپس دبیر شدم. پس از آمدن آقای غضنفری نیز دعوت به کار شدم اما همانجا اعلام کردم که استقلال کاری میخواهم تا کار کنم.
کمیتهها را مستقل و همه افراد را تامین کردیم. به یک مربی خوب ایران یعنی سعید فتحی آرامش دادیم تا کار کند. او با آسایش کامل کارش را آغاز کرد و نسلی طلایی به همراه همه بسکتبالیها ساخت. آنقدر از سعید حمایت کردیم که وقتی سرمربی تیم ملی بزرگسالان شد به شرط سرپرستی من این شغل را قبول کرد. هرکس دنبال کار خودش بود. کمیتهها فعال بودند و کارشان را انجام میدادند.
حالا روند کند شده و سپس کمیتهها غیرفعال شدند. حالا همه کارها برعهده یک نفر است به همین دلیل است که بسکتبال یک سالن مناسب ندارد. چون کسی به دنبالش نرفته است.
*وزارت ورزش نیز حمایت نکرده است.
مخالفم. کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش میدانند که ما درست میگوییم. اما به دلیل برخی اتفاقهای کنونی ورزش نتوانستند کاری انجام دهند. کدام یک از نیروهای متخصص امروز در بسکتبال فعال هستند؟ از کدام مهره کلیدی به عنوان مشاور استفاده میشود؟ چرا این روزها بسکتبال از طرف اسپانسرها حمایت نمیشود؟
*همین سوال خودتان را پاسخ دهید.
خیلی اتفاقها افتاده است. زمانی یک پرسپولیس خصوصی وارد ورزش شد که دکتر وفایی مدیریت آن را برعهده داشت و من نیز قائم مقام بودم. جز بسکتبال در 10 یا 11 رشته دیگر چون والیبال فعالیت داشتیم. آن زمان من با آقای داورزنی هم کار کردم. حالا میخواهم والیبال را با بسکتبال مقایسه کنم. محمدرضا داورزنی تا میفهمید یک اسپانسر قصد دارد از والیبال برود به هرطریقی که میتوانست آن را حفظ میکرد اما بسکتبال به دنبال این چیزها نیست. تفکر بسکتبال این است که اشکالی ندارد این برود آن یکی خواهد آمد.
هم اکنون فدراسیون والیبال از تمام کارشناسان و پیشکسوتانش استفاده میکند و بهره میبرد. به همین دلیل نیز نتیجه گرفته است و چندین تیم ملی قدرتمند در سطح آسیا دارد. شما در این سالها ببینید آقای "ولاسکو" چند ملی پوش دارد. یکی از یکی بهتر و آمادهتر. اما ما هنوز نگران مصدومیت صمد و نبودن حدادی هستیم.
*دلیل این موضوع چیست؟
عدم اعتماد به نیروهای متخصص. فدراسیون بسکتبال به نیروهای متخصص اعتماد ندارد و مشکلش نیز همین است. سالها است که این شرایط در بسکتبال ایجاد شده است. بین مربیان تفرقه میاندازند تا استفاده کنند. جریانی حاکم کردهاند که نقش و موفقیت مربیان ایرانی کم رنگ شود. هر اشتباه خودشان را به ضعف مربیان ایرانی ربط میدهند.
*عملکرد بچیروویچ را چطور ارزیابی میکنید؟
عملکرد او را در مهرام دیدم. او چیزی فراتر از مربیان ایرانی ندارد. همین تیم در اختیار مصطفی هاشمی بود که قهرمان ایران و غربآسیا شد اما با این مربی خارجی نتیجهای نگرفت. به نظر من مربیان خارجی به این دلیل میآیند که بله قربانگو هستند. کدام مربی ایرانی میتواند در تیم ملی باشد و بله قربانگویی کند؟ مربیان خارجی تنها سرپوش هستند.
*با این شرایط شما تنها نقاط ضعف را گفتید. بسکتبال ایران نقطه مثبت ندارد؟
بهترین کاری که در فدراسیون بسکتبال انجام شده حفظ تیم ملی بزرگسالان است. آنها با حفظ این تیم نتیجه خوبی نیز کسب کردهاند. اگر در دیگر شاخهها موفق بودند که نتایجش را میدیدیم. اگر استعدادیابی انجام شده بود هم اکنون 30 ملیپوش جوان و نوجوان داشتیم. دیگر هیچ ارتباطی بین بسکتبال با مدارس نیست. کاری که والیبال در این سالها انجام داده است. ایرج مظفری در والیبال از بین 80 والیبالیست قدرتمند 12 نفر را انتخاب کرده یعنی اینکه والیبال در بین مردم رشد کرده است.
*بسکتبال امکانات نداشته است. این مساله تاثیرگذار نیست؟
خیر این حرفهایی که شما میزنید بهانه است! چطور میشود که 10 ، 11 سال به بسکتبال سالن نمیدهند. آقایان پشت سالن قایم شدهاند. نمیخواهند سالن درست شود. در این سالها شمشیربازی، تکواندو و حتی تنیس صاحب سالن شدند. آنقدر گفتند سالن نداریم تا وزیر بالاخره به آنها گفت آنقدر گلایه نداشته باشید. جایی را پیدا کنید بتوانید آن را مجهز کنید. نصفش را فدراسیون و نصفش را وزارت بدهد تا ساخته شود. همان سالن شهید کشوری را میگویم. دقت کردید پس از این اتفاق دیگر خبری از گلایههای فدراسیون نشد؟ دیگر نگفتند سالن نداریم. آن سالن کشوری هم فراموش شد.
من از سال 58 در کار اجرایی بسکتبال هستم. به تمام این موارد آشنا هستم. میدانم چه خبر است!
*آینده بسکتبال را چطور میبینید؟
هرکس بعد از دوستان وارد فدراسیون شود بدبخت است. باید همه چیز را از ابتدا بسازد. نفر بعدی باید از نقطه صفر شروع کند. شاید نفر بعدی بسازد و دوباره دوستان وارد کار شوند و نتیجه بگیرند.
*به عنوان یک ورزشی نگران نیستید یک مدیر غیر ورزشی وارد کار شود؟! بودن یک فرد از خانواده بسکتبال بهتر نیست؟
زمان آقای هاشمیطبا؛ سیاست این بود که رییس فردی بزرگ و غیر ورزشی باشد و دبیر و اطرافیانش ورزشی باشند. او یک مدیر گردن کلفت انتخاب میکرد و به ما دبیران میگفت او را حفظ کنیم. او پول میآورد و نیروی متخصص هزینه میکرد. به نظر من حرکت هاشمیطبا خوب بود و نتیجه هم گرفت.
*بهترین راهکار از نظر شما چیست؟
خرد جمعی. سعید فتحی گفته بود بسکتبال به خرد جمعی نیاز دارد و من نیز آن را تکرار میکنم. باید خرد جمعی وارد کار شود.
سال 2009 و همزمان با برگزاری بیستمین دوره رقابتهای بسكتبال قهرمانی باشگاههای آسیا در اندونزی كه مهرام نماینده ایران در آن رقابتها بود، طرح برگزاری مسابقات باشگاههای جهان از سوی فدراسیون جهانی بسكتبال به صورت جدی مطرح شد اما نوپا بودن این ایده، اجرای آن را برای یك سال به تاخیر انداخت.

قهرمانان آفریقا، آمریكا، آسیا، اروپا، اقیانوسیه، یك تیم از NBA همراه با دو تیم به انتخاب فیبا، هشت تیمی هستند كه طبق طرح اعلام شده از سوی فیبا برگزار كننده مسابقات بسكتبال باشگاههای جهان خواهند بود. قرار بود این تیمها یك سال بعد از لغو برگزاری مسابقات بسكتبال باشگاههای جهان در سال 2009 نخستین دوره این رقابتهای را به میزبانی مشترك دوشهر 'چنگدو' و 'نانجینگ' چین برگزار كنند اما چنین نشد. بعد از آن هم قطریها متقاضی میزبانی شدند اما تا به امسال برگزاری این مسابقات استارت نخورده است.
مبلغ خرید امتیاز میزبانی مسابقات بسكتبال باشگاههای آسیا خیلی بالا در نظر گرفته شده است. كشور متقاضی برگزاری این مسابقات باید علاوه بر هزینههای میزبانی شامل بلیط، اسكان و تغذیه شركت كنندگان، مبلغ 5 میلیون دلار هم بابت خرید امتیاز میزبانی به حساب فیبا واریز كند. مبلغی كه بالا بودن آن كشورهای متقاضی را دچار تردید كرده است. با این حال مدیران فیبا تاكنون نسبت به كاهش هزینه خرید امتیاز میزبانی این مسابقات هیچ تجدید نظری نداشتهاند. به همین دلیل طرح آغاز مسابقات باشگاه های جهان همچنان بدون زمان و مكان است و بنابراین مسابقات امسال باشگاههای آسیا و قهرمانی دیگر قارهها مانند سالهای پیش جنبه انتخابی جهان نخواهد داشت.
نصرت الله جعفریان، ناظر ایرانی فیبا در گفتگو با مهر ضمن تائید این مطلب اظهارداشت: از طریق 'لوگو میر كتلبا' كه مسئول مسابقات فیبا است پیگیر این قضیه بودم اما ظاهرا فیبا برای رقابتهای باشگاههای جهان در تقویم سالیانه خود هیچ جایی لحاظ نكرده است.
ناظر ایرانی فیبا تاكید كرد: طی صحبتی كه با مسئول مسابقات فیبا داشتم، وی تاكید كرد كه با وضعیت فعلی برگزاری مسابقات باشگاههای جهان تا سال 2020 امكان پذیر نیست. مگر اینكه كشوری پرداخت مبلغ تعیین شده را بپذیرد.
جعفریان با اشاره به مبلغ بالایی تعیین شده برای خرید امتیاز میزبانی مسابقات باشگاههای جهان اظهارداشت: رقابتهای باشگاههای جهان یك رویداد معتبر است اما زمان آن آنقدر زیاد نیست كه پرداخت چنین مبلغی برای آن ارزش داشته باشد و بتوان از كنار میزبانی بخشی از آن را جبران كرد. در حالیكه مثلا در مورد پیكارهای قهرمانی جهان كه به مدت نسبتا طولانی پیگیری میشود، كشور میزبان میتواند از طریق تبلیغات بخشی از هزینههای خود را برگرداند اما در مورد رقابتهای باشگاههای جهان كه نخستین دوره آن هم است، چنین امری میسر نیست.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بسیاری از پیشکسوتان بسکتبال این روزها در نقاط مختلفی از ایران فعالیت میکنند. خبرنگار ایسنا در ادامه ارزیابی و کنکاش در بسکتبال ایران، پای صحبتهای عباس مرشدی سرمربی پیشین تیم ملی امید نشسته که در مهاباد و با امکانات حداقلی کار پایه انجام میدهد و دیگر در فدراسیون بسکتبال نیست. او میگوید تفکر فدراسیون مغایر تفکر پیشکسوتان است و به همین دلیل بسیاری از قدیمیها، دیگر در بسکتبال کاری ندارند. او میگوید بسکتبال خوابیده است و باید از نیروهای متخصص استفاده کرد تا پتانسیل این رشته در ایران از بین نرود.
* آقای مرشدی چرا برخی پیشکسوتان از بسکتبال دور شدهاند؟
فکر میکنم تفکر فدراسیون با تفکر ما مغایرت دارد. شاید علاقهای هم ندارد که از ما استفاده کند. مسئولان علاقه دارند از افرادی استفاده کنند که در خطشان هستند. البته توجه کنیم که همیشه افراد به اندازه پتانسیل فکر میکنند. شاید پتانسیل فکری فدراسیون نیز این است که از ما استفاده نکند.
* عملکرد فدراسیون را در این سالها چطور میبینید؟
فدراسیون در یک بخش عملکرد خوبی داشته است. مسئولان در حفظ ستارههایی که به آنها تحویل داده شد موفق بودند و مدالهای خوبی نیز گرفتند. اما در بسیاری از موارد دیگر هیچ فعالیتی انجام نشده است. بسکتبال ایران همچنان در سختافزار ضعیف است. هنوز پس از سالها هیچ امکاناتی نداریم.
* وضعیت کمیتهها چطور؟
در این بخش نیز ضعیف بودیم. برخی از کمیتهها که در فدراسیون وجود ندارد که ضعیف باشد. کمیته جوانان، تیمهای پایه و استعدادیابی کجا است؟ مهمترین بخش در ورزش کشور استعدادیابی است اما در بسکتبال ما تمام استعدادها پخش شده در کشور دیده نمیشوند. تمام این مسائل نیز دلایل مختلف دارد. نمیدانم خودخواهی، نداشتن یا بلد نبودن است. این موارد بیاهمیت شده که ما در حال ضربه خوردن هستیم و رشد نکردهایم.
* اما مدیریت همین نیروها هم دشوار است.
نسل طلایی بسکتبال حاصل دسترنج دیگران است. نمیخواهم فدراسیون بسکتبال را صددرصد محکوم کنم. مسئولان فدراسیون زحمت میکشند اما تلاش آنها برای پتانسیل بسکتبال ایران کافی نیست بلکه کم است. در ایران افراد بسیار زیادی داریم که میتوانند خدمت کنند اما نمیدانم به چه دلایلی آمدند، رفتند و دیگر بازگشتند. چرا افرادی چون من دیگر بازنگشتیم؟
* اگر از شما بخواهند با فدراسیون همکاری میکنید؟
صلاح نیست که کار کنم. بیاییم چه کار کنیم؟ جدیدا شنیدهام آقای مشحون از مذاکره برای حل مشکل پوشش بانوان حرف زده است. چرا در این سالها این اتفاق نیفتاد؟ چرا همه فدراسیونها موفق بودند و بسکتبال ناکام شد؟ نظر من این است که آقایان احساس خطر کردهاند. علی توفیق 10 سال پیش هم مربی بود. چرا امروز به بسکتبال آمده است؟ اگر او همان 10 سال پیش مربی ملی بود امروز به یک فرد کارکشته تبدیل شده بود. او حقش بود مربی شود، اما چرا امروز؟ متاسفانه در این سوالها دیدیم برخی ردههای ملی در اختیار مربیانی قرار گرفت که هیچ تجربه و شناختی نداشتند و تیمهای ملی محل کسب تجربه آنها شد. متاسفانه در این سوالها رفتارها و و تصمیمهای غیر کارشناسانه در بسکتبال انجام شده که به مرور زمان نتایج منفیاش دیده خواهد شد.
* فدراسیون به دنبال چه افرادی است؟
اگر بگویم افرادی را میخواهد که بله قربانگو باشند به همکارانم توهین کردهام، اما حرف دیگری میزنم. من اگر راهی انتخاب میکنم بر اساس تفکرم است. شاید یک نفر برای رسیدن به هدفی از راهی برود که دشوار باشد اما فرد دیگری برای همان هدف راه آسانتری را انتخاب کند. توجه کنید افرادی که در این بسکتبال کار کردند و امروز به مربیانی بادانش و باتجربه تبدیل شدهاند با پول بیتالمال به این جایگاه رسیدهاند.
* آیا انتخابها در بسکتبال رابطهای بوده یا ضابطهای؟
اجازه دهید با یک مثال توضیح دهم. مدیر تیمهای ملی بسکتبال ایران چه سابقه مربیگری داشت؟ رضا مشحون تنها در سال 1359 یک نیم فصل هدایت پرسپولیس شمیران را بر عهده داشت. بعد و قبل از آن تاریخ هیچ سابقه مربیگری نداشت. چطور میشود کسی که سابقه مربیگری نداشته است مدیر تیمهای ملی شود؟ او تنها برادر رییس فدراسیون بود. اگر قانون میگوید برادر رییس میتواند مدیر باشد اشکالی ندارد. امروز محمدرضا مشحون پس از سالها به مدیری باتجربه و کارکشته تبدیل شده است. اما 10 – 11سال پیش چه؟ برای او هزینه شده که امروز از مدیران باتجربه است.
هماکنون رضا مشحون مربیان پایه را انتخاب میکند. فردی که سابقه کار پایه و حضور در ردههای ملی نداشته است چطور میتواند مربی انتخاب کند؟ متاسفانه میبینم که روند به سمت رابطهای شدن است. به جای اینکه افراد متخصص در بخش ردههای پایه انتخاب شوند فردی بیتجربه مسئولیت را بر عهده میگیرد تا پس از چند سال حساب کار دستش بیاید. با این حرکت یک نسل بسکتبال ما میسوزد. واقعا کارهای غیر کارشناسانهای دیدهام که خندهدار بوده اما نمیتوان کاری کرد.
* یکی از معضلهای امروز ورزش ریزش اسپانسر ورزش است و بسکتبال هم با این موضوع دست و پنجه نرم میکند. دلیل این اتفاق چیست؟
اسپانسرها بیانگیزه و دلزده میشوند، برای این فصل از لیگ دسته یک تصمیمی گرفتند تیمها از بازیکنان جوان استفاده کنند و بزرگسالان کنار بروند. تصمیم کارشناسی نبود و بسیاری از اسپانسرها بیانگیزه شدند. باید توجه کنیم اسپانسرها در بسکتبال با چه رفتاری مواجه شدهاند. باید ببینیم چه فضایی برای حامیان شکل گرفته است.
* آیا اسپانسرها در بسکتبال نقشی دارند؟
فدراسیون برابر اسپانسرها همیشه خودش را محق میبیند. همیشه از اسپانسرها طلبکار است. رفتارها به گونهای است که وظیفه اسپانسرها حمایت از بسکتبال است. هماکنون کدام مدیر باشگاه جزو هیات رییس فدراسیون هستند؟ به جز مهرام رابطه کدام مدیر با فدراسیون نزدیک است؟ از طرف دیگر میبینم در رشتهای چون والیبال فدراسیون نظارتی خوب دارد و همه را در کنار یکدیگر جمع کرده است. باید خودمان به دنبال اسپانسرها برویم نه اینکه منتظر باشیم آنها بیایند.
* آیا زمان کوتاه لیگ تاثیری در این بیانگیزگی ندارد؟
شما پاسخهای من را کوتاه میکنید! واقعا یک لیگ باید در دو تا سه ماه برگزار شود. زمانی که لیگ به پایان میرسد بازیکنان چه کار کنند؟ چرا یک مسابقه در سطح کشور برگزار نمیشود. متاسفانه در بسکتبال خوابیدهایم و هیچ کاری انجم نمیدهیم. اخبار ورزشی از تمام رشتهها خبر دارد اما نامی از بسکتبال نمیبرد. روابط عمومی فدراسیون کجا است؟ چه کسی این مسئولیت را بر عهده دارد؟
* به نظر شما دلیل این عدم ارتباط چیست؟
سیاست فدراسیون است. با چراغ خاموش جلو میروند تا کسی از چیزی خبر نداشته باشد. 10 سال سکوت کردم و با خودم گفتم سلیقه آقایان این است اما دیگر بسکتبال ضربه میخورد. نمیخواهند کسی خبردار باشد. توجه کنید اگر حرکتی باشد انتقادهایی ایجاد میشود. فدراسیون بسکتبال حرکت هم نمیکند که کسی انتقاد کند. چرا به مربیان ایرانی که آنقدر زحمت میکشند بیتوجهی میشود؟ بسکتبال ایران در آسیا نیازی به مربی خارجی ندارد. اگر فراتر رفتیم و میخواستیم وارد بسکتبال دنیا شویم به یک مربی کارکشته جهانی نیاز داریم. مگر کوهیان، حاتمی، هاشمی و شاهینطبع کمتجربهاند؟
* واقعا برای مبارزه با بسکتبال شرق، نیروی خارجی نیاز نیست؟
بسکتبال از شرق به غرب آسیا منتقل شده است. چین، کره و ژاپن دیگر به آسیا فکر نمیکنند. همیشه در حال ساخت بازیکن هستند تا ساختارشان قوی شود، آنها به دنبال نفوذ به بسکتبال جهان هستند و ما تنها به حامد حدادی مینازیم که در NBA بازی میکند. بعد از حامد چه کسی را داریم؟ ارسلان کاظمی؟ او با هزینه و تلاش خودش به آمریکا رفت و رشد کرد. تا تیم ملی جوانان زیر نظر همین مربیان ایرانی بود و سپس خودش ادامه داد و در NCAA درخشید.
* پس باز هم در این سالها ستارهها پرورش داده شدهاند.
تمام اینها فرد هستند. کار جمعی انجام نشده است. 1996 تیم ملی جوانان در آسیا نهم شد. من و سعید فتحی بالای سر تیم بودیم و اگر تجربه بیشتری داشتیم چهارم یا پنجم میشدیم. آن جوانان سیامک ویسی، آیدین کبیر، جلال حسامی، رضا هنگامپور، محمدرضا اسلامی و محمد محمدی بودند که امروز در بسکتبال کار میکنند. یا بازیکن هستند یا مربی. یک تیم ملی جوانان ما هم با شاهین طبع قهرمان آسیا شد. به جز یک بازیکن کدام یک از نفرات آن تیم امروز در بسکتبال نقش بازی میکنند؟ تمام آنها رها شدند و دیگر همه چیز تمام. تمام هدف فدراسیون قهرمانی بود وگرنه این جوانان باید حفظ میشدند. متاسفانه رفتارها کارشناسی نیست و در هیچ زمینهای به بسکتبال کمک نکرده است.
* تیم ملی جوانان کنونی را چطور میبینید؟
همین تیمی که سوم آسیا شد؟ آنها نزول کردند. به نظر من پشتوانهها زیاد خوب نیستند. سوال اینجاست چرا مهران حاتمی از تیم ملی بزرگسالان خارج شد و به جوانان آمد؟ چرا کسی از آقایان نمیپرسد چرا سالها است که مربیان میروند و میآیند؟ اگر خوب هستند چرا میروند و اگر بد هستند چرا میآیند؟ متاسفانه ورزشی نویسان ما هم در فدراسیون هستند و زمانی که میتوانند انتقاد کنند مربی میشوند!
* آیا جریانی در بسکتبال به فکر کمرنگ کردن نقش مربیان ایرانی است؟
فدراسیون بسکتبال برای اینکه فعالیتهای غلط خود را توجیه کند مربیان ایرانی را کوچک میکند. مصطفی هاشمی کارهای بزرگی برای بسکتبال انجام داده است. جمع کردن تیمی که صمد، مهدی و آفاق را دارد دشوار است. دیدید که بچیروویچ از پس آن برنیامد. این نشان میدهد مربی ایرانی مدیریت قدرتمندی دارد. چرا مربیان ایرانی در بسکتبال نقش ندارند؟
* فدراسیون میگوید خودشان نمیخواهند.
در ابتدای کار فدراسیون مربیان را جمع کرد پس از مدتی برخی رفتند. یکی چون حاتمی که مربی باشخصیتی است توانست به کارش ادامه دهد. صفاعلی کمالیان هم با سیاست کاری که دارد فعالیتش را ادامه داد. اما شاهین طبع، هاشمی، من و بسیاری از مربیان در یک مقطع بودیم و سپس رفتیم.
* شما خودتان استعفاء کردید.
بله استعفاء کردم که اشتباه بود. مشکلی داشتم که حتی خود آقای مشحون میتوانست به من کمک کند اما با او حرفی نزدم. اما پس از آن که علاقهمند بودیم کار کنیم فدراسیون استقبال نکرد. دلیل استعفای من کاملا شخصی بود.
* یعنی اگر آن زمان استعفاء نمیکردید هماکنون در همان دایرهای بودید که فدراسیون برای خودش ساخته است؟ پس در آن شرایط انتقادی هم نمیکردید؟
خیر. هر زمان که اشتباهی باشد باید انتقاد کرد. من هشت سال پیش باید حرف میزدم. مشحون اگر دلسوز است باید بداند افرادی هستند که میتوانند به بسکتبال خدمت کنند. باید مدیریت داشت تا پیشرفت کرد. اگر انتقاد در کار نباشد فساد ایجاد خواهد شد.
* اما انتقاد در بسکتبال کم است.
بسکتبالیها قشر محجوبی هستند. نمیخواهند به خودشان حرفی بزنند. با این حال نه تنها به ما لطمه خورده بلکه به پیشکسوتان توهین نیز شده است. به بسکتبال کشور خیانت میشود اگر از پتانسیل بهرهبرداری نکنیم.
* چرا فدراسیون نمیخواهد از پیشکسوتان استفاده کند؟
به دو دلیل یا نمیخواهد افرادی جز خودشان کار کنند یا نمیخواهند افرادی بالاتر از خودشان فعالیت کنند. هماکنون اگر دو کمیته حتی فدراسیون که وجود خارجی ندارد و تنها اسم است بحثی است و آنها نتوانند پاسخ من را بدهند ضرر میکنند. به همین دلیل افراد متخصص را به کار نمیگیرند.
* یک بحث دیگر هم هست که وزارت ورزش از بسکتبال حمایت نمیکند.
در این 11 سالی که آقای مشحون بوده کدام ورزشها صاحب سالن شدهاند؟ حتی تنیس هم یک مکان اختصاصی گرفته است. اگر وزارت ورزش قرار بود پول بدهد که از بین میرفت. اگر یک زمین باشد و اسپانسر حمایت کند وزارت ورزش نیز گوشهای از کار را خواهد گرفت. آقای مشحون خود فرد با نفوذی است اما هیچ وقت پیگیری نکرده است.
* به نظر شما راهکار اصلی برای بسکتبال چیست؟
باید همه متخصصان کشور را کنار هم جمع کنیم. باید کار را با خرد جمعی پیش ببریم. باید هدف بسکتبال باشد.
پیشکسوت و رییس کمیته مربیان فدراسیون بسکتبال میگوید نباید از بسکتبال انتقادهای بیپایه انجام شود چرا که این حرفهای مغرضانه نتیجهای نخواهد داشت.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، فعالیت کمیتههای مختلف فدراسیونها نقش زیادی در رشد و شکوفایی ورزش دارد. اینکه یک فدراسیون کمیتههای فعالی داشته باشد تقسیم کار خوبی انجام خواهد گرفت و آن فدراسیون در مسیر صعودی قرار میگیرد. خبرنگار بسکتبال ایسنا در ادامه ارزیابی و کنکاش بسکتبال ایران با محمود پورشرفی رییس کمیته مربیان فدراسیون به گفتوگو نشسته است.
* به نظر شما بهترین راهکار برای جذب و حفظ اسپانسر چیست؟
به نظر من اصلیترین مشکل در ورزش مسئله خروجی است. شرکتها و حامیان مالی در هر رشتهای در جریان سرمایهگذاری خود به دنبال سود و خروجی هستند. حال این خروجی میتواند کم شدن مالیات و تبلیغات باشد. کارفرما زمانی که سرمایهگذاری خود را بینتیجه و یک طرفه ببیند دلسرد میشود و دیگر کار نمیکند. به نظر من با وضعیت کنونی همه رشتههای ورزشی دیر یا زود اسیر این مشکلات میشوند.
* یعنی باید یک بستر پرانگیزه ایجاد شود؟
صددرصد. باید انگیزه اسپانسرها بالا برود. باید دولت و مجلس اقدامی کنند تا بخش خصوصی بتواند بدون دغدغه وارد تیمداری شود. باید خروجی وجود داشته باشد. زمانی که نتیجه و سودی نباشد عاقلانه است که سرمایهگذاری نشود. هماکنون نیز معتقدم حامیان ورزش عاشق هستند که سرمایهگذاری میکنند. اسپانسرها ایثار میکنند.
* وضعیت چرخه اقتصادی و حضور حامیان در بسکتبال چطور است؟
خیلی راحت حرف بزنیم. در جریان هستم بسیاری از تیمهای لیگهای مختلف هنوز ورودیهای خود را پرداخت نکردهاند. با این حال باز هم فدراسیون بسکتبال حمایت کرده تا تیمها در بسکتبال باشند. باز هم فدراسیون قدمی برداشته است. این موضوع نیز نشان میدهد تیم ها پول ندارند.
* آیا عدم پوشش بسکتبال توسط صداوسیما باعث اُفت اقتصادی تیمها در بسکتبال نشده است؟
صداوسیما کملطفی میکند. بسکتبال صاحب عنوان است. زمانی بود در هیچ رقابت بینالمللی شرکت نمیکردیم اما حالا در همه جامها حاضر هستیم. ایران در سطح آسیا بهترین است و وارد بسکتبال جهانی شده است. باید صداوسیما این مسئله را مهم ببیند. باید برای بسکبتال اهمیت قائل شود.
* نقش رسانه در ورزش را چطور میبینید؟
رسانهها از رکنهای اصلی ورزش هستند. اما باید از فضای کنونی خارج شوند. هماکنون اغلب رسانهها به دنبال حاشیه هستند. یک برنامه تنها به دنبال این است که درگیریها و حاشیهها را پوشش دهد. یک بار شده که در مسائل فرهنگ ورزش کار کنند؟ رسانه نقش زیادی در پیشرفت اخلاق در ورزش دارد اما متاسفانه خیلی کم در این زمینه کار میکنند. باید رسانههای ورزشی اخلاق فرهنگ و احترام به پیشکسوت را نشان دهند تا برای جوانان نهادینه شود.
* آقای پورشرفی، زمانی که ایران به المپیک و جام جهانی رفت بسکتبال در کانون توجه قرار گرفت. با از دست رفتن المپیک 2012 لندن کمی فضا عوض شد و بسکتبال ایران دیگر مثل قبل نمیتواند خودنمایی کند. به نظر شما این مسئله چقدر در حضور حامیان ورزشی در بسکتبال تاثیر گذاشت؟
با قهرمانی ایران و حضور در المپیک 2008 و جام جهانی 2010 واقعا فضای بسکتبال ایدهآل شد، اما آن اتفاق برابر اردن ضربه بدی به ما زد. البته امسال جبران خواهیم کرد و دوباره جهانی میشویم. نکته اینجاست که باید توجه کنیم خودمان اجازه ندهیم ورزش از کانون توجه خارج شود. خود رسانهها در این امر بسیار موثر هستند. هماکنون جودو در جامعه کمرنگ شده است. باید رسانهها به این رشته پروبال بدهند تا نقاط ضعف و قوتش دیده شود. باید کمبودهایش بیان شود تا دوباره به روزهای خوبش بازگردد. متاسفانه برای ما قهرمان زنده را عشق است. هماکنون بسکتبال ایران در جایگاه بالایی قرار دارد. نباید خودمان به خودمان ضربه بزنیم. متاسفانه رفتارها کمی شخصی شده است. میبینیم که یک نفر چون با دیگری ارتباط خوبی ندارد انتقادهای غیر منطقی میکند. از طرف دیگر چون با فردی دیگر دوست است تعریفهای نامناسب دارد. باید این فضا را از بین برد و تنها در اندیشه رشد بسکتبال بود.
* به عنوان رییس کمیته مربیان انتقادهای زیادی از شما میشود! فعالیت کمیتههای فدراسیون چطور است؟
انتقاد همیشه هست اما باید سازنده باشد. من از کمیته خودم میگویم. قبل از اینکه کسی انتقاد کند بهتر است با خود ما صحبت کند و از برنامههایمان بپرسد. بپرسند که ما در این مدت چه کار کردهایم. سال گذشته 25 کلاس مربیگری درر ردههای مختلف داشتیم. چند مربی خوب را به کلینیک آلمان اعزام کردیم. تمام استانها را زیر نظر مربی خارجی قرار دادیم. کلاسهای متعدد در منطقههای هشت گانه برگزار کردیم. "بوبان متیف" در استانهای مختلف حاضر شد، کلاس داشت و استعدادیابی کرد. تمام این کارها در سال گذشته و طبق برنامهریزی انجام شده است. انتقاد میکنند چرا کلینیکی در ایران نداریم. وقتی بسکتبال سالن ندارد در کجا برگزار کنیم؟ یک سالن آزادی داریم که تمام تیمهای ملی مردان و تیم ملی بانوان در آن تمرین میکنند. این کلینیک کجا برگزار شود؟ ما در شهرستانها کلاسهای خوبی داشتیم. مطمئنا عیبهایی وجود داشته اما اینکه انتقاد کنیم کاری انجام نشده است نتیجهای نخواهد داشت. برخی حتی خبر ندارند در سال گذشته چند کلاس مربیگری برگزار شده است. انتقاد سازنده به درد میخورد اما انتقادهای بیپایه و اساس مغرضانه است.
* فعالیت کمیته مربیان نسبت به پتانسیل بسکتبال چقدر است؟
تا جایی که در توان داشتیم کار کردیم. کار شده است. این همه بازیکن پرورش داده میشود توسط چه افرادی رشد پیدا میکنند، جز این است که مربیان ایرانی باعث تکامل آنها شدهاند؟ این نشان میدهد مربیان خوبی در ایران رشد کردهاند.
* پس قبول دارید رشد بسکتبال ایران با مربیهای داخلی بوده؟
بله. مربیان ایران زحمت کشیدهاند. تواناییهای بالایی دارند. این همه مربی خارجی در ایران کار کرده و نتیجه نگرفته است. بسکتبال ایران مربیان باشعور، فهمیده، باسواد و توانمندی دارد. همه تحصیل کردهاند. مربیان ما اساتید دانشگاه هستند. تلاش همین افراد بوده که بسکتبال به اینجا رسیده است. من از تمام این افراد که شبانهروزی کار میکنند تشکر میکنم و امیدوارم همیشه در بهترین جایگاه ورزش قرار بگیرند.
سرمربی سابق تیم بسکتبال مهرام معتقد است که در بسکتبال باید به نظرها احترام گذاشت و نقدها را پذیرفت.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،اسپانسرها و حامیان ورزشی نقش بسیار بزرگی در رشد و شکوفایی ورزش قهرمانی دارند. اگر اسپانسرها و حامیان بیشتر شوند مطمئنا فضای ورزشی نیز بزرگتر خواهد شد و در همین راه میتوان بدون محدودیتها و موانع به کار حرفهای پرداخت. خبرگار ایسنا در ادامه ارزیابی و کنکاش بسکتبال کشور این بار به گفت و گو با سرمربی پیشین تیم ملی نشسته است. هاشمی معتقد است حال که از افراد متخصص و صاحب نظر استفاده نمیکنیم برای برنامهریزی مناسب در بسکتبال الگوبرداری کنیم.
* به نظر شما اصلیترین راهکار برای جذب و حفظ اسپانسر چیست؟
به نظر من ابتدا باید یک الگوبرداری انجام دهیم. باید توجه کنیم که اسپانسرها در چه شرایطی وارد حوزه کار میشوند. در چه فضایی آنها علاقمند به سرمایهگذاری هستند. حالا که نمیتوانیم از خودمان الگویی داشته باشیم بهترین راه الگوبرداری از کشورهای موفق است. در سالهای گذشته اسپانسرهای زیادی از دست دادهایم و باید فضایی ایجاد شود که دوباره بتوانیم حامیانی خوب وارد کار کنیم.
* دلیل از دست رفتن اسپانسرها چیست؟
بسکتبال در جذب اسپانسر ضعیف بوده و داشتههایش را نیز حفظ نکرده است، اما نمیتواند به طور کامل گفت فدراسیون و مدیریت مقصر است. در این اتفاق مدیریت هم نقش دارد، اما بسیاری از فاکتورهای دیگری نیز موثر است. حال باز هم تاکید میکنم باید چارهای اندیشیده شود. بسکتبال خانوادهای فرهیخته و با دانش است. افرادی متخصص داریم که میتوانستند راههای مختلفی برای پیشرفت پیش روی ما بگذارند. حال اگر از آنها استفاده نمیکنیم باید الگوبرداری و کپی کنیم.
* صدا و سیما رابطه خوبی با بسکتبال ندارد، آیا همین مساله یکی از دلایل اصلی ریزش اسپانسرها نیست؟
در این مورد موارد بسیاری تاثیرگذار است که هر کدام به بحثهای گسترده نیاز دارند. مدیریت، صدا و سیما ، جذب تماشاگر، برنامهریزی و مسائل دیگر از جمله دلایل ریزش اسپانسرها است. ما بیش از این که بخواهیم اقدامی انجام دهیم باید از افراد صاحب نظر استفاده کنیم. باید شرایط را به گونهای پیش ببریم که همیشه سه یا چهار تیم داوطلب حضور در لیگ باشند.
* آیا میتوان فعالیتی انجام داد تا دوباره لیگی با شانزده تیم داشته باشیم؟
تاکید من بر کمیت تیمها نیست. به نظر من باید به کیفیت نیز توجه شود. اگر قرار است دوازده تیم نیز وارد لیگ شوند باید کیفیت خوبی داشته باشند . باید مجموعهای قوی و ریشهای وارد کار شوند. در کنار این موضوع میتوان به بحث کمی نیز نگاه کرد.
* آقای فتحی معتقد است، برخی لابیها باعث کم شدن و رفتن اسپانسرها میشود، نظر شما چیست؟
من مفهوم لابی کردن را نمیدانم! هر اسپانسری که وارد عرصه میشود خواستههایی دارد، اما اگر این خواسته قهرمانی باشد درست نیست. به نظر من اصلیترین حق یک اسپانسر داشتن فضای رقابت برابر است. باید داشتههای بسکتبال برای همه شود، باید اسپانسر در متن بسکتبال قرار بگیرد.
* اسپانسرها نقش زیادی در برنامهریزی ندارند، همین موضوع بر انگیزه آنها موثر نیست؟
باید به حرفهای همه احترام گذاشته شود. نباید فکر کنیم هر کس نظری میدهد. غرض دارد. باید تعامل کنیم و نقدها را بپذیریم. در این سه، چهار سال خرد جمعی وجود نداشت. به نظر من باید ارتباطهای قوی تر باشد. نباید فراموش کنیم هم اکنون افرادی در بسکتبال داریم که تکرار نشدنی هستند.
* آیا قبول دارید جریانی در بسکتبال به دنبال تضعیف مربیان داخلی است؟
از یک جهت بله و از یک جهت خیر. نظرم در این باره را بارها اعلام کردهام، این اعتقاد قلبی من است. بر حسب شانس مجموعه مربیان کنونی ایران کاری در بسکتبال کردند که افتخار ورزش هستند. نمیگویم افتخار بسکتبال، بلکه افتخار ورزش هستند. بر حسب شانس در این مدت تحولی ایجاد کردهاند که باعث رشد بسکتبال شده است. خودم را نمیگویم، اما همه همکاران من عاشقانه کار کردند. جاه طلب بودند و به حداقلها قانع نمیشدند همین مساله است که باعث شده بسکتبال ایران امروز جایگاهی بالاتر از آسیا داشته باشد. این مربیان با نظم و عشق خود در کار برنامهریزی و قدرت را به بازیکنان انتقال دادند. در این میان نیز باشگاهها بودند که با سرمایهگذاری بسکتبال را پوشش دادند. قبول دارم برخیها میخواهند این موفقیتها را کم رنگ کنند، اما هیچ وقت خورشید پشت ابر نمیماند. شاید یک مدیر میخواهد مربی خارجی داشته باشد، اما نباید برای توجیه آن مربیان داخلی را بی دانش و ضعیف معرفی کند. نباید به گونهای داشتههایمان را تحقیق کنیم و تصویری بد از آنها نشان بدهیم.
* قبول دارید فاصلهای بین مربیان داخلی وجود دارد که این وضعیت را بدتر میکند؟
این موضوع جزو همان حربههای ناجوانمردانه است. مربیان در ورزش رقیب هستند ، اما هیچ وقت به هم ضربه نمیزنند. حس رقابت و پیروزی طلبی وجود دارد، اما اختلاف نیست. به نظر من اتحاد بین مربیان ایرانی وجود دارد. همه این مربیان افتخار هستند. حرف زدن از این موضوع نیز درست نیست و باعث ایجاد سوء استفاده میشود.
* به نظر شما کمیتههای فدراسیون بسکتبال در اندازه پتانسیل این رشته فعالیت کردهاند؟
به هیچ وجه، به هیچ وجه کار نکردهاند. کمیته داوران از نظر کمی، نه از نظر کیفی کارهایی انجام داده است، اما دیگر کمیتهها خیر. بقیه کاری نکردهاند. حال این موضوع به مسئولان ، برنامهریزی ، عدم مشاوره و هر چیز دیگری مربوط میشود.
* آقای نبوی درباره یکسری اتفاق در تیم ملی حرف زد. این موضوع صحت دارد؟
به هیچ وجه، من از آقای نبوی که بزرگ ما است، چنین انتظاری نداشتم. او میگوید مربیان باید از هم حمایت کنند، اما به عنوان بزرگ مربیان چنین حرفهایی میزنند که به هیچ وجه صحت ندارد. این صحبتها نشات گرفته از تفکر و اندیشهای اشتباه است. آقای نبوی بزرگ و استاد من است. من شاگرد او بودم، اما خودش به حرف و عقیدهاش عمل نکرده است. چطور این گونه حرفی میزند که خلاف واقعیت است. من هیچ وقت چنین جراتی ندارم که درباره بزرگترم حرف بزنم. همان زمان نیز به اصرار مشحون در تیم ملی بودم. آقای نبوی گفته به خاطر گذشته ام تیم نداشتم پس این همه افتخار که برای بسکتبال ایران کسب کردم نیز به خاطر کارهای بدم بوده است؟ این حرفها تنها افسوس من را در پی داشت. همه باید بدانند عزت و ذلت دست خدا است. این مساله صحت ندارد و آقای نبوی نیز نباید چنین مسائلی را مطرح میکرد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اسپانسرها و حامیان ورزشی نقش بسیار بزرگی در رشد و شکوفایی ورزش قهرمانی دارند. اگر اسپانسرها و حامیان بیشتر شوند مطمئنا فضای ورزشی نیز بزرگتر خواهد شد و در همین راه میتوان بدون محدودیتها و موانع به کار حرفهای پرداخت. خبرنگار بسکتبال ایسنا در ادامه کنکاش و ارزیابی بسکتبال ایران اینبار به سراغ سعید فتحی سرمربی پیشین تیم ملی رفته است. او که در ساخت نسل کنونی بسکتبال ایران نقش بزرگی بازی کرده معتقد است برای جذب و حفظ اسپانسرهای ورزشی در بسکتبال باید بستر مناسبی ایجاد کرد. باید فضایی شفاف موجود باشد تا حامیان ورزشی انگیزه حضور و سرمایه گذاری داشته باشند. سعید فتحی * آقای فتحی به نظر شما نقش اسپانسر در جامعه ورزش چیست؟ ورزش قهرمانی بدون ورزش حرفهای معنا ندارد و حیاتیترین مولفه ورزش حرفهای نیز اسپانسرهای ورزشی هستند. باید فضای با ثبات و ایمن برای حامیان مالی ورزشی فراهم شود تا آنها احساس کنند با حضور در عرصه ورزش به اهدافشان خواهند رسید. به نظر من اهمیت حفظ اسپانسرها بیشتر از پیدا کردن آنها است.
با تدوین قوانین و ضوابط، از ورود سلیقه فردی در برخورد با حامیان ورزشی جلوگیری کنیم تا در فضایی باثبات و شفاف بتوانند به کار خود ادامه دهند. * به نظر شما وضعیت اقتصادی کشور نیز باعث دور شدن اسپانسرها از این عرصه نشدهاند؟ مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور که مهمترین تاثیرگذاری را دارند در حوصله این گفتگو نمیگنجد. در شرایط محدود فعلی بیشتر در حفظ حامیان باید کوشا باشیم. عدم راه یابی به المپیک از همه چیز موثرتر بود. * آیا با این شرایط حامیان ورزش به سادگی از سرمایهگذاری دست نمیکشند؟ همانطورکه گفتم حفظ اسپنسرها مهمتر از جذب آنها است. با شرایط فعلی ورزش کشور که سیاستهای کلی آن در مسیر چشمانداز و خط مشی بلند مدت کشور مبهم است، در این شرایط طبیعی است که در روزمرگی ورزش کشور اسپانسرها هم تا اطلاع ثانوی فعالیت نکنند! * به نظر شما اصلیترین مشکل اسپانسرها در این روزهای ورزش چیست؟ به نظر من علاوه بر مسایلی که گفتم دنیای تبلیغات ورزشی یکی از مهمترین محرکهای حضور اسپانسرها است. دراین زمینه ورزش کشور فقیر و بسکتبال بطور خاص محروم است. * یکی از مشکلات امروز بسکتبال عدم ارتباط با صداوسیماست. این موضوع چقدر در کم شدن اسپانسرهای بسکتبال تاثیرگذار است؟ تیمها ویترین اسپانسرها هستند و مسابقات نیز نمایشگاه این ویترین هستند. این نمایشگاه هرچه بیشتر باید در معرض عموم قرار گیرد. اینجاست که رسانهها و جراید و در رأس آنها صدا و سیما نقش دارند که باید به رسالتشان عمل کنند. همانطور که گفتم در این خصوص بسکتبال محروم است. تازه محل برپایی نمایشگاهش بیرون از شهر هم هست که منظورم سالن آزادی است! * باشگاهها و حامیان ورزشی به عنوان رگ حیات بسکتبال فعالیت میکنند. موضوع کم شدن اسپانسرها چقدر در تولید بازیکن تاثیرگذار بوده است؟ باید بگویم که هماکنون تعداد باشگاههای فعال در بسکتبال کم شده است. ما به نیروهای موجود بسنده میکنیم و به همین دلیل رشد آنچنانی نداریم. اگر تعداد باشگاهها افزایش پیدا کند تولید نیرو نیز بالا میرود و میتوانیم دامنه انتخابی بیشتری داشته باشیم. مطمئنا تعداد باشگاهها با تعداد نیروی تولیدی رابطه مستقیم دارد. * توضیح بیشتر میدهید. هماکنون خیلیها میگویند جوانان را وارد تیمها کنیم. اما این کار اشتباه است. به نظر من در بستر محدود تزریق نیروی جوان مساوی با سرریز نیروی کارآزموده در بستر کار است.اما اگر این فضا را گستردهتر کنیم نیاز به جذب نیروی بیشتر پیدا خواهیم کرد. لازم است که باشگاهها و اسپانسرهای بیشتری بکار گرفته شوند. * این موضوع نیاز به فعالیت ویژه در ورزش پایه ندارد؟ صددرصد. چنانچه این اگرها محقق شوند تازه نقش فدراسیون مطرح میشود که چگونه سیاستگذاری کند تا باشگاهها در ورزش پایه هم فعالیت کنند. * آیا فدراسیون نمیتواند با جذب اسپانسر به هیاتها کمک کند؟ بله. فدراسیون میتواند با جذب نیروهای اقتصادی به هیاتهای خود کمک کند. اگر این اتفاق بیفتد در چارچوب "اسپانسرینگ" ورزشی همه هیاتها تشویق میشوند و میتوانند فعالیت کنند. ولی بهنظر میرسد که فداراسیون در جذب و حفظ اسپانسر در تنگنا قرار دارد. * به نظر شما چرخه اقتصادی بسکتبال در سالهای اخیر اُفت نداشته است؟ واقعیت این است که در ورزش ما قهرمانی موجب رشد و توسعه و ایجاد انگیزه میشود، جای اینکه توسعه و رشد باعث قهرمانی شود. عدم راهیابی تیم ملی به المپیک نقش مهمی در این رکود داشت. همچنین جایگزینی سلیقه بهجای قانون و ضابطه، کنار نشستن نیروهای کارآمد که موجب استفاده از خرد فردی بجای خرد جمعی شده زمینه خستگی و گریز حامیان مالی را بهوجود آورده است. * به عنوان یکی از مربیان قدیمی که در ساخت نسل طلایی کنونی نقش داشتید وضعیت جوانان را چطور میبینید. به نظر من امکانات جوانان امروزی نسبت به نسل طلایی مناسبتر است. آنها بستر بهتری برای رشد دارند که باید موفقتر شوند. حالا جوانان فرصت بازی در تیمهای لیگ برتری و تیمهای ملی رادارند و این به مراتب نسبت به گذشته بهتر است. سابق نسل طلایی در محیطی محدود مشابه یک گلخانه در کویر تمرین میکردند اما امروزه شرایط برای جوانان بهگونهای مهیا است که میشود پرورش به صورت "دیم" هم انجام داد. آنچه امروز من در بازیکنان جوان میبینم به لحاض فیزیکی بهتر از قبل و مستعد رشد و ترقیاند اما از نظر فنی پایینتر از نسل طلایی قرار دارند. شاید دانش فنی خوبی به آنها خورانده نشده است. به همین دلیل معتقدم نسل کنونی پایینتر از نسل طلایی قرار خواهند گرفت. * به نظر شما فعالیت کمیتههای فدراسیون نسبت به پتانسیل بسکتبال کم نیست؟ اگر اجازه دهید من درباره کلیات بسکتبال صحبت کنم. من به هیچ وجه قصد ندارم درباره شخص یا فعالیت کمیتهها حرف بزنم. به نظر من بسکتبال با پتانسیلی که دارد میتواند رشد چشمگیری داشته باشد.
سرمربی پیشین تیم ملی جوانان ایران معتقد است باشگاه های غربآسیا نبرد بین ایران و لبنان است اما امید دارد تا فینالی تمام ایرانی برگزار شود.
مهران شاهین طبع در گفت و گو با خبرنگار بسکتبال ایسنا درباره وضعیت رقابتهای باشگاه های غربآسیا اظهار کرد: آغاز رقابت های منطقه غرب آسیا زمانی بود که کشورهای شرکت کننده ثبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داشتند و به همین تیم هایشان با ثبات بهتری وارد کار می شدند. تیم هایی چون الجلای سوریه، ساجس آن زمان، الریاضی و برخی تیم های اردنی فوق العاده قدرتمند بودند. در ایران نیز صبا و صنام نیز فوق العاده بودند و می درخشیدند. از آن زمان تا امروز می توان گفت بسکتبال ایران کمی رشد داشته است اما کشورهای منطقه به دلایل مختلف از عرصه کنار رفتند. اردنی ها به دلیل مسائل اقتصادی دیگر نتوانست با تیم ها مبارزه کنند و پایین آمدند.
وی ادامه داد: سوریه هم که بسکتبالش از بین رفته است و همان چند بازیکنش در لیگ های چین بازی می کنند. در کل سطح رقابت ها پایین آمده است و این افول در کل بسکتبال منطقه دیده می شود. هم اکنون لیگ ایران نیز در یکی دو سال اخیر نزول داشته است و مثل گذشته نیست. به نظر من تنها لبنان بود که در این فصل از رقابت های داخلی توانست روند رو به جلو داشته باشد. اسپانسرها و بازیکنان خوب خارجی وارد لیگ لبنان شدند که باعث رشد شد.
سرمربی تیم بسکتبال دانشگاه آزاد که از مربیان با سابقه در بسکتبال منطقه است درباره وضعیت این دوره از رقابت ها به ایسنا گفت: با شرایطی که لبنان داشت الریاضی در غربآسیا شرکت نکرد. حالا شانفیل و ساجس به عراق می روند. نمی توان روی تیم های سوریه و اردن حسابی باز کرد اما معتقدم بسکتبال عراق با ثباتی که بدست آورده رشد کرده است و شرایطی بهتر نسبت به گذشته دارد. همین می خواهند با دو تیم در رقابت ها حاضر شوند نشان از رشد بسکتبال این کشور است. در مجموع من انسجام بیشتری در تیم های لبنانی می بینم که اصلی ترین حریفان نماینده های کشور ما هستند. نکته دیگر اینجاست که جوانان لبنان در این فصل از لیگ داخلی رشد خوبی داشته اند و می توانند در این رقابت ها آزار دهنده باشند.
سرمربی پیشین تیم ملی جوانان ایران با اشاره به دو نماینده ایران نیز افزود: هم اکنون ماهان با تغییراتی که ایجاد کرده شرایط بهتری دارد. آنها نمایشی متفاوت خواهند داشت. پتروشیمی نیز وضعیت خاص خودش را دارد. آنها با توجه به خارجی هایی که جذب می کنند می تواند موقعیت خود را شکل دهند. در مجموع معتقدم که رقابت اصلی بین نماینده های ایران و لبنان است. با توجه به شرایط برگزاری بازی ها نیز این تیم ها گروه بندی می شوند و احتمال دارد در نیمه نهایی نماینده های ایران و لبنان برابر هم قرار بگیرند اما امیدوارم شرایط به گونه ای پیش برود که فینالی کاملا ایرانی داشته باشیم.
شاهین طبع درباره بار فنی و تجربی نماینده های ایران گفت: به نظر من می توان گفت با توجه به بازیکنان ماهان این تیم تجربه خوبی دارد. اسکلت تیم ملی در اصفهان کار می کند اما به این دلیل که بازیکن خارجی ندارند شاید در طول بازی کمی دچار نوسان شوند. بازیکنان خارجی در ایجاد ثبات بازی تاثیرگذار هستند و با ایجاد فضا می توانند خلاقیت بازیکنان دیگر را نیز افزایش دهند. پتروشیمی نیز هم اکنون یک گارد راس به خدمت گرفته که در لیگ 2 آلمان بازی می کرده است. او در اوکراین نیز در تیمی به میدان می رفت که در رده های پایین جدول قرار داشت. معتقدم این گارد راس جدید سطح پایین تری نسبت به بچیروویچ و جابر ابراهیم دارد.
سرمربی پیشین مهرام و پتروشیمی درباره نقش مربیان در این رقابت ها نیز بیان کرد: مربیان در این رقابت ها نقش کلیدی دارند. آنها هستند که باید با توجه به وضعیت حریف از داشته هایشان به بهترین شکل استفاده کنند. به نظر من مربیان ایرانی نیز تا امروز از حریفان شناخت به دست آورده اند و می دانند که باید چه کار کنند. ترکیب ماهان که مشخص است. به نظر من این تیم از ماهان لیگ ایران قوی تر شده چرا که صمد یک سر و گردن از کریس ویلیامز بالاتر است و اصغر نیز نشان داده می تواند از کونه بهتر کار کند. صمد و مهدی بازیکنان با تجربه ای هستند که می توانند در جریان بازی ها تیم را به خوبی هدایت کنند. پتروشیمی نیز شرایط خوبی دارد. باید منتظر ماند تا بازیکن خارجی دوم این تیم نیز جذب شود تا درباره آنها بتوان به بهترین شکل صحبت کرد.
شاهین طبع درباره حضور ارمغانی در ترکیب کادرفنی ماهان گفت: سعید ارمغانی مربی بزرگی است و تا امروز نقش بزرگی در موفقیت های شخص من داشته است. سعید مربی کاملی است و به بسکتبال اروپا اشراف دارد. جزیی نگر است و می داند باید در هر لحظه چه کار کند. محسن صادق زاده نیز از مربیان خوب ایران است که در این دو فصل با اتفاق هایی که افتاد نتوانست نتایج دلخواهش را در لیگ بگیرد. به نظر من با کادری که ماهان دارد فکر نکنم تیمی به راحتی از زیر دست آنها رد شود. مهران حاتمی نیز با توجه به خارجی هایی که جذب کرد و قهرمان ایران شد نشان داد تفکر خوبی در بسکتبال دارد. او خوب کار می کند و به دنبال نتیجه مناسب است. به نظر من در کل مربیان ایرانی خوب هستند و باید قدرشان را بدانیم.
به گزارش ایسنا، چهاردهمین دوره بسکتبال باشگاه های غربآسیا از بیست و یکم تا بیست و هشتم اردیبهشت در دهوک عراق برگزار می شود.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، "داریوش نبوی" از مربیان قدیمی بسکتبال ایران است که در کنار دیگر مربیان با دانش داخلی در ساخت و پرورش نسل طلایی امروز بسکتبال ایران نقشی بزرگ ایفا کرد. او که سالها در تیمهای ملی کار میکرد و حالا 4 سالی است که از آمریکا به ایران برگشته و در شهر "رودهن" نوجوانان و نونهالان زیادی را آموزش میدهد و کاری به کار فدراسیون ندارد. خبرنگار بسکتبال (ایسنا) در ادامه ارزیابی و کنکاش در بسکتبال ایران با او که معتقد است بسکتبال قدر داشتههایش را نمیداند به گفت و گو نشسته است. داریوش نبوی که در میان بسکتبالیها به "داریوش خان" معروف است میگوید بسکتبال انحصاری شده و دیگر از نشاط و انگیزه سالهای قبل نشانهای ندارد.
*آقای نبوی به عنوان یکی از مربیان قدیمی در بسکتبال که این روزها از این رشته فاصله گرفتهاید آیا رشدی در زمینه مربیگری در بسکتبال ایران می بینید؟
از نظر مربی که باید بگویم نسل کنونی مربیان ایران همان بازیکنانی هستند که به رقابتهای مجارستان رفتند و با بازگشت به ایران حرفه مربیگری را آغاز کردند. اینکه حالا مربی جدیدی در بسکتبال ساخته باشیم، نه. رشد و پیشرفت به خصوصی نداشتیم. دلیل این موضوع نیز این است که در گذشته مربیان زیادی به کلینیکها و کلاسهای خارج از کشور اعزام میشدند و مدرکهای خود را ارتقا میدادند اما در این 10 سال چنین اتفاقی نیفتاده است. هم اکنون من در "رودهن" هستم و با چند نفر در زمینه مربیگری کار کردهام و آنها از فدراسیون خواستهاند تا یک کلاس مربیگری برایشان برگزار کنم، اما یک سال از این تقاضا میگذرد و خبری نشده است.
*دلیل این مساله چیست؟
کمیتههای فدراسیون فعالیتی ندارند. البته در داوری بد کار نکردهایم اما در مربیگری و آموزش برنامهای ندیدهام. کاری انجام نشده است. این کمیتهها و فعالیتهایشان انحصاری شده است.
*استعدایابی را چطور میبینید؟
استعدادیابی هم نداریم و تنها کارمان قهرمان پروری است. زمانی بود هرجا که میرفتیم چندین بازیکن و تیم وجود داشت اما هم اکنون چی؟ زمانی بود که رقابتهای استان تهران با حضور 48 تیم برگزار میشد اما حالا هفت هشت تیم در این استان مانده است. با پولهایی که از تیمها میگیرند کمر انگیزه را شکستهاند. قرار بود در رقابتهای آموزشگاهها شرکت کنیم که اعلام شد به دلیل نبود بودجه برگزار نمیشود. گفتم با هزینه شخصی من برگزار کنید اما بازهم نشد.
*چرا فعالیت بسیاری از استانهایی که صاحب بسکتبال بودند کم شده است؟
چون رقابتی برگزار نمیشود. قهرمانی کشوری نیست. یک زمانی بود که قهرمانی کشور در ردههای مختلف و رقابتهای آموزشگاهها برگزار میشد. مربیان خوب ایران میرفتند و استعدادها را کشف میکردند. این روزها دیگر خبری از فعالیتهای گذشته نیست.
*این اتفاق دلایل دیگری هم دارد؟
دلیل دیگرش این است که در این 10 سال هیچ میزبانی در ایران نبوده است. تنها همین سال گذشته میزبان غرب آسیا بودیم. قهرمانان ما «مارکوپولو» شدهاند و کشورهای مختلف را طی میکنند تا قهرمان شوند. یک سالن هم نداریم که رقابتی برگزار کنیم. واقعا نداشتن یک سالن در تهران شرم آور است. نمیدانم چرا اینگونه است. آمار میدهند که در فلان روستای زنجان 300 سالن داریم اما در تهران یک سالن استاندارد نیست! در گذشته سالن حیدرنیا، هفتم تیر و افراسیابی در اختیار بسکتبال بود اما اکنون هیچی نداریم. تماشاگران انگیزهای ندارند و بسکتبال به گوشهای رفته است.
*اما در سالهایی 2007 تا 2010 شرایط خوب بود. اینگونه نیست؟
بله، در آن زمان قهرمان آسیا شدیم و المپیک و جام جهانی بود اما پس از شکستی که برابر اردن داشتیم از بسکتبال جهان عقب ماندیم. شکست در انتخابی المپیک به دلیل هدایت ضعیف و فاجعهبار "ماتیچ" بود که مغلوب اردن شدیم و 4 سال طلایی را از دست دادیم. واقعا میتوانستیم اردن را شکست دهیم اما نمیدانم چرا "ماتیچ" یک بار سیستمش را عوض نکرد. در آن زمان اردنیها به زیر سبد ما میآمدند اما چون از "حدادی" می ترسیدند پاس بیرون میدادند و شوت میزدند. آنجا باید دفاع ما سه و دو میشد تا برنده باشیم اما این اتفاق نیفتاد. "ماتیچ" حتی در اَرنج تیم مشکل داشت. ارسلان کاظمی آنقدر خوب کار میکرد اما تعویضش میکرد. در آن مسابقه بهترین روزش بود اما "ماتیچ" نمیگذاشت کار کند.
*حالا با مربی جدید امیدوارتر شدهایم.
"بچیروویچ" هم چیزی بارش نیست! عملکردش در مهرام که هیچ اما در غرب آسیا نیز به زور لبنان را بردیم. جالب است که آقایان تبلیغ میکردند که با قدرت قهرمان شدیم. در کاپ آسیا اگر "آرن داوودی" آن شوت سه امتیازی را نمیزد از ژاپن شکست خورده بودیم. مهرام در یک مسابقه 24 بر 4 از پتروشیمی عقب بود یک تغییر سیستمی نداد. یک بار وقت استراحت نگرفت. در طول فصل هم سیستمی نداشت. تنها مهرام بود و صمد و مهدی. "بچیروویچ" هم مربی نیست و نمیدانم چرا او را نگه میدارند.
*مربی ایرانی هم که با فدراسیون کار نمیکند.
می گویند مربی ایرانی با 300 هزار تومان کار نمیکند. نمیگویم دستمزد "بچیروویچ" را به مربیان ایرانی بدهند، تنها میخواهم مربیانی که نمیخواهند کار کنند را نام ببرند. همه مربیان ایرانی آرزو دارند برای تیم ملی کشورشان کار کنند. هم اکنون بارها میگویند که بروم و کمیته مربیان را در اختیار بگیرم اما قبول نکردهام. دلیلش پول نیست بلکه هم اکنون صلاح نمیبینم کار کنم.
*قبول دارید مربیان نیز همانند گذشته یکدست و همسو نیستند؟
به این دلیل که رأس کار، آنها را کنار هم جمع نمیکند. من بودم مربیان را کنار هم جمع میکردم و میگفتم مشکلاتشان را حل کنند. هم اکنون کسانی که درحد خود توانایی داشتند و سازنده بودند کنار هستند. مربیان در تیمهای ملی کار کردهاند که شاید روزی اصلا تیم نداشتند.
*این اختلاف بین مربیان باعث سواستفاده نمیشود؟
تقریا این اتفاق هم افتاده است. نمیدانم در آینده چه خواهد شد. ببینید مربیانی که عاشق باشند با هر شرایطی کار میکنند. هم اکنون من در "رودهن" 125 بازیکن دارم و کارم را میکنم اما مربیانی نیز بودند که واقعا نتوانستند با این شرایط بسازند. ما علی شکوری و رضا رهنما را داشتیم که دلزده شدند. واقعا بسکتبال در این سالها کاری انجام نداده است.
*لیگ امسال با ده تیم برگزار شد. لیگ را چطور دیدید؟
همین موضوع ضعف ما را نشان میدهد. لیگ ما زمانی با 16 تیم خوب برگزار میشد. حتی تیمهایی بودند که می توانستند در لیگ برتر کار کنند اما در ردههای پایین میماندند. تاکنون نزدیک به 36 تیم از بسکتبال انصراف دادهاند. کسی پرسیده است چرا؟ متاسفانه در آن وسطها کارهایی انجام میشود که تیمها میروند. فدراسیون باید دقت کند. باید مشکلات را حل کند تا تیمها حفظ شوند. متاسفانه رفتارها بد است. آن همه اسپانسر داشتیم و حالا رفتهاند. نکته دیگر این است که کدام لیگ در دو ماه برگزار میشود؟ در این مدت کم میخواهید حامیان ورزش نیز وارد بسکتبال شوند؟ یک سرویس در سطح شهر گذاشته شده تا دوست داران بسکتبال به آزادی بیایند؟ این شرایط هست که همه از بسکتبال دور شدهاند.
*متاسفانه رابطه صدا و سیما نیز با بسکتبال خوب نیست.
بله. روزی سه نوبت برنامه رادیویی برای والیبال داریم اما یک برنامه رادیویی بسکتبال دو ماه و نیم است که به طور کامل پخش نمیشود و ما صدای آقای ایلیاوی را نشنیدهایم. بسکتبال را حیف کردهاند. به نظر من اگر فدراسیون با مهربانی کار کند همه چیز درست میشود.
*وضعیت نسل کنونی بسکتبالیستها را چطور میبینید؟ منظور تیم ملی جوانان است.
فیزیک ملی پوشان خوب است اما مسابقهای ندارند. باید به کشورها و رقابتهای مختلف بروند و تجربه کسب کنند. اینکه چند نفرشان با تیم ملی بزرگسالان کار کنند نتیجه ندارد.
*آیا میتوان امید داشت که نسلی طلایی خواهیم داشت؟
در این سالها ستارهای نداشتهایم. بعد از نسل صمد و حدادی و دیگر بازیکنان کنونی دیگر پدیده ندیدهام. صمد، مهدی و مرحوم آیدین که در تیم تهران با من بودند و به رقابتهای شوروی رفتند پیشرفت کردند و شکوفا شدند. جوانان چند مسابقه در این مدت شرکت کردهاند؟ حتی بین جوانان با باشگاههای ایرانی رقابتی برگزار نمیکنند. باید ترس آنها بریزد و بزرگ شوند. این اتفاق میافتد که میروند و در آسیا سوم میشوند. کُره تیمی بود که برابر آنها ببازیم؟ اشتباه مربی هم در آن مسابقه تاثیرگذار بود. ما ده بار ردههای پایه را قهرمان کردیم اما بازهم قبولمان ندارند.
*بسکتبال قدر داشتههایش را میداند؟
خیر. من 4 سال است که از آمریکا آمدهام کسی احوالی از من نپرسیده است. تحویلمان نمیگیرند. کار برای من فرقی ندارد و هدفم خدمت به کشورم است برای همین در "رودهن" مشغول هستم. من برای پول کار نمیکنم. به گروه خونی من این چیزها نمیخورد و تنها علاقه دارم برای کشورم کاری انجام دهم.
*اگر دعوت به کار شوید با فدراسیون کار میکنید؟
من برای این فدراسیون کار کردم و نتیجه گرفتم اما برخورد بدی با من کردند. در یک رقابت تصمیم گرفته بودند برای اینکه به عراق نروند برابر اردن شکست بخورند و به من هیچ چیزی نگفتند. همیشه اردن را میبردیم و میدانستند که قبول نمیکنم به عمد ببازم و این کارها را کردند. شرایط آن زمان عراق خوب نبود و تصمیم داشتند به اردن ببازند. متاسفه عرق ملی من خیلی زیاد است(با خنده). همان زمان هم مصطفی هاشمی به من بد کرد. به بازیکنان گفته بود که خودش سرمربی شده و من کارهای نیستم. در این فصل هم ضربه بدی خورد. دیدید که چطور از لیگ کنار گذاشته شد. بالاخره گاهی افراد از گذشته خود ضربه میخورند. مگر بسکتبال برابر اردن در انتخابی المپیک ضربه نخورد؟ 4 سال از بسکتبال عقب افتادیم و حالا خیلی چیزها را از دست دادیم. حالا هم با این مربی خارجی که آوردهایم نیز به نتیجهای نخواهیم رسید.
*کلا با مربی خارجی مخالف هستید؟
نه. اگر یک مربی خوب بیاورند من هم از او چیزهای زیادی یاد خواهم گرفت. این مربیان خارجی چه بازیکنی را به بسکتبال معرفی کردند؟ همین علی دورقی را من وارد بسکتبال کردم که حالا اجازه نمیدهند رشد کند. "بوسنیاک" که یک شومن بود برای بسکتبال چه کار کرد؟ این مربیان بیشتر ضربه میزنند. حال مربیان ایرانی با چه دلخوشی وارد کار شوند؟
نایبرییس فدراسیون بسکتبال ایران و مدیرعامل باشگاه کاله معتقد است که والیبال مردمیتر است و از همین رو دلیل اقبال از این رشته در بین مدیران و حامیان ورزشی بیشتر شده و به همین دلیل نباید برخی مشکلات از جمله جذب اسپانسر را گردن فدراسیون بسکتبال بیندازیم.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، یکی از انتقادهایی که این روزها از بسکتبال ایران میشود، ضعف در جذب اسپانسر است. بسیاری از کارشناسان و پیشکسوتان معتقدند دلیل ضعف بسکتبال در حفظ اسپانسرهایش را میتوان در عدم سرمایهگذاری کاله در لیگ برتر بسکتبال دید. باشگاهی که مدیرعاملش نایب رییس فدراسیون بسکتبال است اما نمیخواهد در بسکتبال سرمایهگذاری کند. خبرنگار بسکتبال ایسنا در ادامه کنکاش و ارزیابی بسکتبال با بهمن سلیمانی نایب رییس فدراسیون بسکتبال و مدیرعامل باشگاه کاله به گفتوگو نشسته است. او به بسیاری از انتقادها پاسخ داد و تاکید کرد از ته دل میخواهد در بسکتبال سرمایهگذاری کند اما بودجه کافی برای لیگ برتر ندارد.
* آقای سلیمانی! چرا به عنوان نایب رییس فدراسیون بسکتبال و مدیر باشگاه کاله در لیگ برتر بسکتبال کار نمیکنید؟
صددرصد دوست دارم در بسکتبال تیمداری کنم. توجه کنید هماکنون به عنوان مدیر باشگاه کاله صحبت میکنم که علاقه دارم وارد لیگ برتر شوم اما بودجهای ندارم.
* آیا با حضور در همین لیگ و تبلیغات هزینهها تامین نمیشود؟
مسائل در اینجا دو شاخه میشوند. یک سری از برندها تازهکار هستند و به هر طریق میخواهند خود را به مردم معرفی کنند و یکی از این راهها ورزش است. برندی که سابقه 25 ساله دارد دیگر در خود نیازی به تبلیغ نمیبیند. حال سوال شما اینجاست که پس چرا در ورزش حاضر هستید؟ پاسخش این است که تنها ذهنیت ورزشی داریم. صرف علاقه ورزشی من است که وارد این عرصه میشوم. کارنامه من این مسئله را نشان میدهد.
* نایب رییس فدراسیون بسکتبال هستید. علاقهای به بسکتبال ندارید؟
فضای شهرها در مازندران متفاوت است. آمل والیبال پسند است و بابل بسکتبال را دوست دارد. سارویها کشتی را میپسندد. تئوری کاری ما در آمل بود که مردم این شهر والیبال را بیشتر دوست دارند. حتی در این فصل از لیگ دسته یک استقبال کمی از بسکتبال ما در بابل شد. باتوجه به سابقه بازیکنان و مربیان ملی بسکتبال در این منطقه مردم تیم لیگ برتری میخواهد.
* حال قصد ندارید در این فصل از لیگ برتر تیمداری کنید؟
بودجه نداریم و هنوز هم جلسهای برای تصمیمگیری برگزار نکردیم.
* آیا حضور در ورزش و تبلیغات به بودجه شما کمک نمیکند؟
ابتدا گفتم. نیازی به تبلیغات نداریم. توجه کنید که ورزش هیچ سودی هم ندارد. ورزش برای برندهای نوپا و تازه کار وسیله شناخت است نه برای ما. برنامهریزی ما بر اساس نیاز استان است، نه نیاز تبلیغاتی.
* چرا در سالهای اخیر اسپانسرهای لیگ برتر بسکتبال کم شده و انگیزهای برای سرمایهگذاری ندارند؟
ابتدا باشگاهداری و تیم داری را از هم جدا کنیم. علاقهمندانی وارد میشوند و در لیگ تیمداری میکنند و سال بعد کنار میکشند. نمیتوانند در ورزش سرمایهگذاری کنند و این دست فدراسیون نیست. بخش خصوصی از کجا کار میکند؟ توجه کنید که ورزش و بسکتبال تشنه تبلیغات هستند و آغوششان برابر اسپانسرها باز است. فدراسیون هم در شرایطی نیست که برای بخش خصوصی تعیین و تکلیف کند. یک تیم در فصل بازی میکند و سال بعد میگوید داوری و این و آن، سپس میرود. من صادقانه گفتم بودجه نداریم و سرمایهگذاری نمیکنیم.
بخش دیگر این اتفاق به سیاست و ذهنیت مدیران بخشهای خصوصی بازمیگردد که چقدر ورزش را قبول کردهاند. برخی معضلها را گردن فدراسیون نیندازیم، چرا که با توجه به موضوع مالیاتی کشور چطور بخش خصوصی وارد کار شود؟ من در یک جلسه با آقای سجادی و عباسی تمام چالشهای روبهروی بخش خصوصی را مطرح کردم و در اختیار آنها قرار دادم. برخی از این اتفاقها به مصوبات مجلس، قوانین دولت و دیگر موارد مربوط میشود و باید ریشهیابی شوند.
* پس چرا لیگ والیبال هر سال پویاتر میشود و اسپانسرهای زیادی به خود میبیند؟
من در هر دو فدراسیون هستم و رابطه نزدیکی با آنها دارم. واقعا تفاوتی در این دو فدراسیون نمیبینم. هماکنون یک اسپانسر در فوتسال سرمایهگذاری میکند و نمیخواهد در والیبال و بسکتبال باشد، رییس فدراسیون باید منت آنها را بکشد؟ شأن رییس فدراسیون این است؟ بخش خصوصی باید بیاید و کار کند و هر دو طرف حد خود را بدانند. نکتهای که درباره والیبال میتوان مطرح کرد عمومیتر بودن این رشته ورزشی است. هر مدیری در زندگی خود فوتسال یا والیبال بازی کرده است. اما با توجه به امکانات بسکتبال خیلی کم در این رشته کار کردهاند. همین موضوع بسکتبال را نوعی خاص کرده است. والیبال راحتتر و مردمیتر شده است.
* واقعا تفاوتی بین والیبال و بسکتبال نیست؟
ببینید، محمود مشحون هماکنون رییس کنفدراسیون بسکتبال غرب آسیاست اما در کجا میتواند یک جلسه برگزار کند؟ کل بسکتبال شده این که یک مکان شایسته به ما میدهند یا نه. در کنار آقای مشحون در خدمت آقای سعیدلو و دیگر دوستان مسئول بودم که صحبت یک مکان شایسته بود. یک فدراسیون بسکتبال آیا دو طبقه ساختمان میخواهد یا نه؟ به عنوان نماینده فدراسیون بسکتبال ایران وارد فدراسیون فرانسه شدم. 7 طبقه ساختمان بود. آیا بسکتبال ایران نیز این گونه است؟ تمام این مسائل یک گوشه کار است. رییس توسعه بسکتبال اروپا را به ایران آوردم آقای مشحون گفت چرا این کار را کردی؟ در کجا با او ملاقات کنم؟ شما اتاق رییس فدراسیون بسکتبال ایران را دیدهاید؟ یک گوشه این اتاق کارتن ریخته شده چون بسکتبال جای دیگری ندارد.
* اگر از رییس فدراسیون بسکتبال فرانسه آن هفت طبقه را بگیرند در یک اتاق به کارش ادامه میدهد؟ یا میرود؟! مشکل بسکتبال است یا شخص است.
با کسی که تعارف نداریم. اگر مشکل محمود مشحون است و او را نمیخواهند چرا بودجه میدهند؟ خودش گفته برکنارش کنند، دقایقی بعد از فدراسیون میرود. اما بحث افراد نیست. او که 70 – 80 سال سن دارد و خاک خورده بسکتبال است. چرا نباید قدرش را بدانیم؟
* آقای مشحون یک بار به طور قاطعانه با مسئولان صحبت کرده است؟
بله. خودم در جلسهای شاهد بودم که چطور دفاع میکرد. متاسفانه مسائل این است که دوستان مشکلات بسکتبال را انعکاس نمیدهند. رییس غرب آسیا دفتر ندارد. امکانات ندارد.
* آیا والیبال در جذب منابع مالی قویتر عمل نکرده است؟ مثال این مورد برای قراردادهای آقای "بچیروویچ" و آقای "ولاسکو" بود که فدراسیون والیبال بدون مشکلی دستمزد او را پرداخت کرد.
مگر بسکتبال دستمزد آقای "بچیروویچ" را پرداخت نکرد؟ این دو فدراسیون از هر راهی که توانسته مربیهای خارجیشان را حفظ کردند. حالا والیبال به این دلیل که در این دو سال پس از سالیان سال قهرمانی آسیا را کسب کرد در کانون تبلیغات و رسانهها قرار گرفت. بسکتبال نیز در زمان المپیک و جام جهانی این فضا را در اختیار داشت.
* اما بسکتبال نتوانست این فضا را حفظ کند.
فضا این گونه حفظ نمیشود. هماکنون بگویم سالن استاندارد، تکرار حرفهای قدیمی است. از ایران خارج شوید و امکانات کشورهای همسایه را ببینید. هماکنون همین سالن 12 هزار نفری برای دهه 40 یا 50 است.
* در بسکتبال زمانبندی لیگ نیز مشکل دارد. یک لیگ کوتاه از طرف اسپانسرها جذابیتی ندارد.
همه فدراسیونها لیگهای خود را فشرده برگزار کردند. در فصل گذشته والیبال چند بازیکن مصدوم داشتیم؟ رقابتهای مختلف ملی باعث شده لیگها فشرده برگزار شود. اما من یک پیشنهاد به هیات رییسه فدراسیون بسکتبال دادم که تعداد تیمهای لیگ برتر 12 تا بیشتر نشود. دسته یک و دسته دو نیز با 12 تیم برگزار شود و تیمها در زیر گروه نیز با هم مبارزه کنند. اگر تیمی میخواهد 100 میلیارد در بسکتبال سرمایهگذاری کند از همان زیرگروه وارد کار شود. در این شکل تب تند سرمایهگذاری تیم را تحت تاثیر قرار نمیدهند. سرمایهگذار پس از چند سال میفهمد توان حضور در لیگ برتر را دارد یا نه. پیشنهادم این بود که بتوانیم در دسته یک 50 درصد از جوانان، 30 درصد امید و 20 درصد از بازیکنان آزاد استفاده کنیم. 2 سال با این طرح آزمایشی کار کنیم و ببینیم چند جوان به بسکتبال معرفی خواهد شد.
* یکی از اتفاقهای جدید حمایت بانکی از فدراسیون والیبال است. در حالی این بانک در بسکتبال تیمداری میکرد و حمایت نشد.
برداشت من این است که این بانک به این دلیل که والیبال راهی لیگ جهانی شده در این رشته سرمایهگذاری کرده است تا استفاده تبلیغاتی خوب داشته باشد.
* اما این بانک زمانی از بسکتبال رفت که هنوز والیبال به لیگ جهانی نرسیده بود.
همان موضوع تب سرمایهگذاری در ورزش است. اگر از زیرگروه وارد میشد این اتفاق نمیافتاد.
* قبول دارید که فدراسیون بسکتبال رابطه ضعیفی با صداوسیما دارد؟
این سوال را آقای مشحون باید پاسخ بدهد.
* برداشت شما چیست؟
(با خنده) آنچه من در اتاق آقای مشحون دیدهام از رابطه حسنه نشأت میگیرد.
* قبول دارید فدراسیون بسکتبال از نداشتن یک روابط عمومی قدرتمند هم ضربه میخورد؟
(میخندد)
* در این مدت که در بسکتبال هستید چه کارهایی انجام دادهاید؟
زمانی که آقای مشحون به من گفتند وارد بسکتبال شوم گفتم که به صورت پروژه ای کار میکنم. علاقهام کار اجرایی است نه این که تنها در جلسهها بنشینم. همان زمان گفتم دو پروژه آغاز میکنم. یکی فعالیت در استانها و دیگر حضور مربیان پایه خارجی در استانها که دومی بنا به مسایلی انجام نشد. در آزادی امور استانها را ایجاد کردیم و آقای کرمپور، مسئولیت این کار را بر عهده دارد. او به صورت «آنلاین» با استانها در ارتباط است، به گونهای که مسوولان استان از تماسهای او خسته شدهاند. او در امور استانها مصوبات فدراسیون را پیگیری میکند. طرح من این بود که بتوانیم با تقسیم بندی استانها در مناطق مختلف به صورت جزیرهای زمان صحبت با رییس فدراسیون را به مسئولان استانها بدهیم.
این جلسات جزیرهای به گونهای بود که مسئولان استانی هر چه در دلشان داشتند با رییس فدراسیون بازگو میکردند. پس از این موضوع بر اساس موقعیت جغرافیایی ایران را به هشت منطقه تقسیم کردیم. طبق یک برنامهریزی و در بهترین زمان قهرمانی کشور را به صورت استانی، منطقهای و سپس در سراسر کشور برگزار کردیم. با کمک کمیته مسابقات و داوران فدراسیون بدون هیچ مشکلی این رقابتها برگزار شد. برای ارتباط بیشتر با بسکتبال اروپا ماموریت گرفتم که با حضور در فیبا اروپا، رییس توسعه کنفدراسیون اروپا را به ایران آوردم تا ما را راهنمایی کند، اما با توجه به امکانات فهمیدیم مقایسه ایران و اروپا غلط است و طرحهای او به ما کمک نمیکند.
طرح دیگر ما این بود که برای هر منطقه یک مربی پایه خوب استخدام کنیم که 50 درصد دستمزش را فدراسیون و 50 درصد را استانها پرداخت کنند. با این حال مسئولان استانی با مذاکراتی که با مدیران کل داشتند نتوانستند این بودجه را تامین کنند. بسیاری از مسایل دیگری نیز بود که در نظر داشتیم شکل و شمایل بهتری پیدا کنند.
در بحث آموزش نیز مربیانی از آلمان و ایتالیا دعوت کردیم که در ایران کلاسهایی برگزار کردند. سپس مربی ایتالیایی را دوباره به ایران آوردیم و در تمام استانها کلاس برگزار کردیم. با تصویب فدراسیون "بوبان میتف" مربی مقدونیهای تیم ملی به تمام مناطق کشور اعزام شد و استعدادیابی کرد و لیست ورزشکاران را در اختیار سازمان تیمهای ملی قرار داد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پتروشیمی بندرامام یکی از نماینده های ایران در باشگاه های غرب آسیا هم اکنون در اردوی آماده سازی کیش به سر می برد و در انتظار ورود دو بازیکن خارجی اش به ایران است. دو بازیکن خارجی این تیم که در پست های یک و پنج بازی می کنند قرار است امروز و فردا به کیش بروند و با این تیم تمرین کنند و به تهران بازگردند.
طبق گفته سرمربی پتروشیمی قرار است پس از این اردو نماینده ایران راهی اردوی ترکیه شود و در آنجا چند روز تمرین کند و با برگزاری بازی های تدارکاتی راهی عراق شود که این مساله و با توجه به جذب دو بازیکن خارجی جدید باعث شده تا برخی از کارشناسان و پیشکسوتان از واژه ریخت و پاش در هزینه های این تیم استفاده کنند.
ماهشهری ها که با سرمایه گذاری زیاد در لیگ ایران قهرمان شدند و حالا به دنبال قهرمانی در غرب آسیا و سپس باشگاه های آسیا هستند از این فصل سرمایه گذاری بیشتری را انجام داده اند که با توجه به دولتی بودن این تیم سوال های زیادی درباره دلیل این هزینه ها ایجاد شده است. آیا باشگاه های غرب آسیا چنین سطح بالایی دارد که برای قهرمانی در آن نیاز به اردوی کیش و ترکیه باشد؟ جذب دو بازیکن خارجی قدرتمند که شنیده می شود دستمزدهای بسیار بالایی می گیرند تنها برای این بازیها منطقی است؟ این در حالی است که به گفته کارشناسان این فصل باشگاه های غرب آسیا نسبت به دورههای گذشته افت کرده است.
با این حال صحبت های زیادی شنیده می شود که ماهشهری ها در این فصل ریخت و پاش زیادی کرده اند و نمونه دیگرش جذب دو بازیکن خارجی در لیگ بود که از مرحله پلی آف برای این تیم بازی نکردند و تنها حریف تمرینی بودند.
مصطفی هاشمی، سرمربی باسابقه مهرام که با این تیم در غرب آسیا قهرمان شد درباره این دوره به ایسنا گفت:" با کنار کشیدن مهرام و «الریاضی» غرب آسیا نیز افت کرده است. مهرام و «الریاضی» قهرمان و نایب قهرمان منطقه و آسیا هستند که اگر در رقابتها میبودند کیفیت مسابقات همانند همیشه میشد. هم اکنون «شانفیل» یک گارد رأس آمریکایی، به نام "جلیل آکیندله" و "فادی الخطیب" را دارد. این تیم با «الریاضی» قابل مقایسه نیست. حتی «ساجس» هم چیزی برای گفتن ندارد. اگر اتفاق خاصی نیفتد به نظر من این دوره از رقابتها شاهد فینالی تمام ایرانی است. "
هوشنگ مرمزی زاده، سرپرست تیم بسکتبال پتروشیمی که برای انجام کارهای اداری بازیکنان تیمش در ماهشهر است درباره این مسائل با خبرنگار ایسنا گفت و گو کرد. او در پاسخ به این سوال که چرا پتروشیمی هزینه های زیادی را برای حضور در غرب آسیا انجام می دهد؟ بیان کرد: اردوی کیش برای باشگاه پتروشیمی ریخت و پاش نیست. با توجه به اینکه در قالب تور راهی این جزیره شدیم و سالن تمرینی نیز در قالب همین تور است و هزینه هایمان از تهران کمتر شده است. پتروشیمی در تهران تمرین می کرد و حالا در کیش کار می کند که اردویی ارزان تر است.
وی درباره قراردادهای بالای بازیکنان خارجی بیان کرد: بسیاری از رقم هایی که شنیده می شود شایعه است که برخی رسانه ها منتشر می کنند. اطلاعات کامل قراردادها در اختیار من است و می دانم که مبلغ قراردادها اینگونه نیست.
مرمزی زاده در پاسخ به این سوال که آیا حضور در ترکیه ریخت و پاش نیست؟ تصریح کرد: ابتدا باید بگویم که اردوی ترکیه هنوز به طور صد در صد قطعی نشده است. باید اجازه وزارت نفت را هم داشته باشیم. قرار است تیم پس از بازگشت به تهران درباره آن تصمیم بگیرد.
حتی اگر وزارت نفت اجازه بدهد آیا منطقی است که برای باشگاه های غرب آسیا در ترکیه اردو بزنید؟ وی در پاسخ به این سوال به ایسنا گفت: پتروشیمی به عنوان نماینده ایران در راه باشگاه های غرب آسیا است، آیا نیاز به تدارکات ندارد؟ اگر رقابت ها همانند گذشته در بین بازی های لیگ داخلی بود تیم ما نیز در شرایط مسابقه به سر می برد اما حالا هیچ تیمی در ایران نیست که با ما دیدار تداکاتی برگزار کند. حضور در اردوی ترکیه هم برای برگزاری چند مسابقه دوستانه است نه چیز دیگر. کیفیت رقابت های این فصل از باشگاه های غرب آسیا کیفیت بالاتری نسبت به گذشته دارد و باید آماده و هماهنگ به مصاف حریفان برویم.
سرپرست پتروشیمی در پاسخ به سوال ایسنا مبنی بر اینکه اگر بخواهید در باشگاه های آسیا شرکت کنید چه تدارکی خواهید دید؟ بیان کرد: غرب آسیا کیفیت بالایی دارد و اصلی ترین تیم ها در باشگاه های آسیا نیز از این منطقه هستند. هم اکنون ساجس و شانفیل لبنان قوف العاده قدرتمند هستند و از طرف دیگر نباید از ماهان نیز غافل شوید. ماهانی ها بسیار آماده و قدرتمند هستند و برای قهرمانی به عراق می آیند. البته هنوز وضعیت دیگر تیم های شرکت کننده نیز مشخص نیست.
وی در پاسخ به سوال دیگر ایسنا مبنی بر اینکه آیا برای این همه هزینه امکان نداشت اسپانسری جذب می کردید و با ایجاد شرایط پخش زنده مسابقات کمی از هزینه های بیت المال کاهش می دادید؟ تصریح کرد: در اندیشه این کار هستیم و با ارتباط با صدا و سیمای استان خوزستان می خواهیم بازی ها به طور مستقیم پخش شود. با توافق دو طرف حتما افرادی را برای پوشش این مسابقات به عراق اعزام خواهیم کرد.
مرمزی زاده در پاسخ به سوال آخر ایسنا مبنی بر اینکه آیا صحت دارد جابر ابراهیم مبلغ 120 هزار دلاری شما را قبول نکرده و تقاضای 150 هزار دلار کرده است؟ گفت: در جریان مذاکرات بازیکنان نیستم و آقای حاتمی دراین باره اطلاع دارد.
به گزارش ایسنا، چهاردهمین دوره باشگاه های غرب آسیا بیست و یکم تا بیست و هشتم اردیبهشت در دهوک عراق برگزار می شود و همه ایرانی ها علاقه دارند تا دو نماینده ایران در این دوره موفق باشند تا فینالی تمام ایرانی در عراق برگزار شود اما انتظار می رود هزینه ها از سوی تیم دولتی منطقی باشد.
پیشکسوت و کارشناس بسکتبال میگوید فدراسیون بسکتبال به نیروهای جوان و با انگیزه نیاز دارد چراکه اگر آب هم راکد بماند کدر میشود.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، امیر ایلیاوی، کارشناس و پیشکسوت بسکتبال ایران از جمله منتقدان این روزهای بسکتبال ایران است که معتقد است مدیریت فدراسیون باعث شده تا اسپانسرها از بسکتبال دور شوند و اتفاقهای زیادی در این رشته بیفتد. خبرنگار ایسنا در ادامه کنکاش و ارزیابی بسکتبال ایران با این ملی پوش پیشین به گفت و گو نشسته است. ایلیاوی میگوید در سالهای اخیر بسکتبال پیشرفت خاصی نداشته است. او معتقد است بسکتبال به نیروهای جوان و متخصص نیاز دارد.
*آقای ایلیاوی به نظر شما روند حرکتی بسکتبال ایران چطور است؟
در طول این چند سال ما حرکت روبه جلوی نداشتیم و شاهد صعود نبودیم. این مساله نیز شامل فاکتورهایی است. توجه کنیم که لیگ ایران ابتدا 16 تیمی بود، سپس 12 تیمی شد و دوباره در یک فصل با 14 تیم برگزار شد. این روند به 12 و در فصل گذشته به 10 تیم کاهش پیدا کرد. ما اسپانسرهای قوی در بسکتبال داشتیم که واقعا این رشته را حرکت میدادند. صبا، صنام، پیکان و بیم از جمله این اسپانسرها بودند که از صمیم قلب در این رشته کار میکردند اما باید بگویم که به مرور زمان این حامیان از بسکتبال دور شدند. متاسفانه بسکتبال ما خواهان بله قربان گوها است و از طرف دیگر حضور منسجم اسپانسرها را قبول نمیکند. هم اکنون بانک سامان که حامی والیبال در سال 92 شده یک تیم در بسکتبال داشت اما مگر از او حمایتی شد که در این رشته بماند؟ واقعا اگر 20 درصد از نظر یک سرمایهگذار در لیگ جلب شود آنها در رقابتها میمانند.
*دلیل این اتفاقها چیست؟
ببینید، تیم کاله آمل که مدیرش نایب رییس فدراسیون بسکتبال است سال گذشته میتوانست وارد لیگ برتر شود اما نشد. چرا؟ به این دلیل که کارها در بسکتبال به طور گروهی انجام نمیشود. با اطرافیان طوری برخورد میشود که گویی بدهکار بسکتبال هستند. در فدراسیون بسکتبال کار جدیدی انجام نشده است چون تنها سه نفر تصمیم گیرنده هستند. بارها گفتهایم که همین افراد در بسکتبال مدیریت کنند اما کار اجرایی را به جوانان و افراد با انگیزه بسپارند اما این کار را هم نمیکنند. با روابط عمومی بسیار ضعیف نمیتوانند کاری انجام دهند و حالا وضعیت به گونهای شده که هر سال شاهد ریزش تیمها هستیم. در بسکتبال همه بلاتکلیف هستند.
*به نظر شما آینده بسکتبال با این شرایط که میگویید در چه مسیری خواهد افتاد؟
با این وضعیت مطمئن باشید مهرام و ماهان هم از بسکتبال خواهند رفت. فدراسیون انگار طلبکار است و برخورد خوبی با اسپانسرها ندارد. هم اکنون رفتار با مربیان ایرانی را ببینید. چگونه سعی دارند مربیان ایرانی را تخریب کنند!
*آیا واقعا جریانی وجود دارد که مربیان ایرانی را تضعیف کند؟
بله. نسل کنونی مربیان ما که شاهیطبع، کسایی پور، کوهیان، ارمغانی، فتحی، هاشمی و دیگر هم نسلان آنها، مربیانی با دانش هستند. مصطفی هاشمی فرانسه میداند و شاهینطبع مسلط به انگلیسی است. دیگر مربیان نیز اینگونه هستند. دلیل رشد مربیان ایرانی نیز همین است. دل "بچیروویچ" و "ماتیچ" و اینها برای بسکتبال نمیسوزد. پول و دلار کشور را میگیرند و میروند. کاری هم انجام نمیدهند. فدراسیون به دنبال مربیان بله قربان گو است و تلاش میکند با دانشها را تضعیف کند. همین مربیان خارجی تا کنون چه چیزی به بسکتبال ما اضافه کردهاند؟ از صمد و مهدی و دیگر ملی پوشان بپرسید از مربیان ایرانی چه یاد گرفته و از مربیان خارجی چه چیز!؟ یک مربی خارجی بازنده هم شود پولش را میگیرد و میرود. یک بار تا امروز شده فدراسیون مربیان ایرانی را جمع کند و برای آنها همایشی داشته باشد؟
*به نظر شما استعدادیابی در بسکتبال چه حرکتی داشته؟
کدام بازیکن را ساختیم؟ کجا یکی مثل صمد داریم؟ مهدی کامرانی، آفاق، اوشین و دیگر ملی پوشان نسل طلایی هستند و هم اکنون همتا ندارند. چرا در این سالها درجا زدهایم و بازیکنی نساختهایم. آب هم راکد بماند کدر میشود و باید بدانیم عمر مدیریتی هم حدی دارد. هم اکنون یک فدراسیون چون والیبال چقدر موفق است. مدیری جوان، بادانش و مناسب با استفاده از روابط عمومی قوی برای والیبال برنامهریزی میکند. در حالی که والیبال ما جهانی شده بسکتبال ایران تنها رفع تکلیف میکند.
*چقدر از این مسایل به مدیریت مربوط میشود؟
همه آنها به مدیریت ربط دارد. کمیته مربیان فدراسیون چه کاری برای بسکتبال انجام داده است؟ کمیته آموزش که آقای "سررشته" آن را زیر نظر دارد چه حرکتی میکند؟! این آقایان از بسکتبال تنها سفسطه را یاد گرفتهاند. با کوچکترین اظهار نظر و انتقاد افراد را حذف میکنند. حمید خمجانی دبیر فدراسیون است؛ تاکنون کدام کار اجرایی را برعهده داشته است؟ در بسکتبال هیچ کس کارهای نیست.
*به نظر شما یکی از دلایل دور شدن اسپانسرها کوتاه شدن رقابتهای لیگ نیست؟
صد در صد موافقم. فدراسیون بسکتبال از هر نظر اشباع شده و کاری انجام نمیدهد. یک اسپانسر میخواهد 9 ماه اسم تیمش را از رسانهها و مردم بشنود. چطور در دو ماه لیگ را تمام میکنیم؟ متاسفانه تنها در اندیشه رفع تکلیف هستند. در همین فصل حاشیهها نیز زیاد شد. یک سالن بسکتبال نداریم و همیشه میگوییم که مسوولان به ما سالن ندادند. در سال 74 تا 78 که در فدراسیون بودم به ما قول کتبی دادند اما پیگیری نشد. تا امروز دیدید که مسولان فدراسیون قاطع روی حرفشان بیاستند و بگوید اگر به ما سالن ندهید در بسکتبال نمیمانیم؟! آنها این کار را نمیکنند چون در اندیشه حفظ میزشان هستند. یک سال است که پُز جهانی شدن جوانان را میدهند. بسکتبال آسیا دیگر کیفیتی ندارد. همه کشورهای آسیای در فوتبال سرمایهگذاری میکنند و در حالی که میتوانستیم قهرمان شویم سوم آسیا شدیم.
*به نظر شما جایگاه بسکتبال ایران در قاره چگونه است؟
نسل طلایی بسکتبال ما فراتر از آسیا است اما نیاز به برنامهریزی دارد. تا زمانی که در بسکتبال برای همه خط کشی انجام شود رشدی نخواهیم داشت. هم اکنون مربیان ایرانی میتوانند در هر کشور آسیایی و برخی کشورهای اروپایی سرمربی باشند اما در ایران کسی کاری به کار آنها ندارد. هاشمی بیرون میماند و "بچیروویچ" در مهرام کار میکند و دیدید که چه نتیجهای هم گرفت. مهرام باید قهرمان میشد. مگر حامد حدادی را سعید فتحی پرورش نداد؟ کدام بازیکن را خارجیها به ما دادند؟ یک مربی دیگر ما داریم که واقعا مظلوم واقع شده است. فرزاد کوهیان جوان، با دانش و با انگیزه است اما به دلیل اینکه بله قربان گو نیست ضربه میخورد. این مربیان جزو بهترینها هستند و باید به کار گرفته شوند.
سرمربی سابق تیم بسکتبال مهرام معتقد است اگر اتفاق خاصی در باشگاههای غربآسیا نیفتد ماهان و پتروشیمی صد درصد فینالیست میشوند.
مصطفی هاشمی در گفت و گو با خبرنگار ورزشی (ایسنا) درباره وضعیت این دوره از رقابتهای باشگاه غربآسیا اظهار کرد: همیشه در حالت کلی رقابتهای غربآسیا همانند لیگ داخلی ایران است اما استثناهایی نیز وجود دارد. تا دو سال پیش غربآسیا سطحی برابر لیگ داخلی ایران داشت و تنها غیرت ایرانی و حس میهن دوستی باعث میشد تا با قدرت بیشتری برابر حریفان بازی کنیم و قهرمان شویم. حال شرایط لیگ ایران به گونهای شده که میتوان گفت غرب آسیا قویتر است. چرا که در دو فصل اخیر شاهد اُفت کیفیت لیگ بودیم و حالا غرب آسیا برای ما سختتر شده است.
سرمربی فصل گذشته مهرام که با این تیم قهرمان ایران و غرب آسیا شد ادامه داد: لیگ ایران در دو فصل اخیر با کم شدن تعداد بازیکنان خارجی از نظر کیفی اُفت کرد. هم اکنون به دلیل همین اُفت میتوان گفت که باشگاههای غربآسیا سختتر شده است اما از طرف دیگر با کنار کشیدن مهرام و «الریاضی» غرب آسیا نیز اُفت کرده است. مهرام و «الریاضی» قهرمان و نایب قهرمان منطقه و آسیا هستند که اگر در رقابتها میبودند کیفیت مسابقات همانند همیشه میشد. هم اکنون «شانفیل» یک گارد رأس آمریکایی، به نام "جلیل آکیندله" و "فادی الخطیب" را دارد. این تیم با «الریاضی» قابل مقایسه نیست. حتی «ساجس» هم چیزی برای گفتن ندارد. اگر اتفاق خاصی نیفتد به نظر من این دوره از رقابتها شاهد فینالی تمام ایرانی است.
وی در پاسخ به این سوال که دو نماینده ایران برای موفقیت در این رقابتها به چه فاکتورهایی نیاز دارند؟ بیان کرد: ابتدا باید شخصیت یک باشگاه و مجموعه تیمی برای نمایندههای ما در میدان عمل کند. کادرفنی، بازیکنان و تجربه هم از فاکتورهای اصلی هستند. نباید با این تفکر به میدان بروند که رقابتها بینالمللی و دشوار است. باید بر اضطراب و ترس غلبه کنند و تنها در اندیشه پیروزی باشند. به راحتی میتوان تصور کرد که دو نماینده ایران به فینال خواهند رسید اما اینکه کدام قهرمان خواهد شد بهتر است برای خودم بماند.
هاشمی درباره وضعیت دو تیم ماهان و پتروشیمی گفت: من بازیکنان خارجی پتروشیمی را ندیدم اما بازیکنان داخلی ماهان تجربه بیشتری دارند. به خصوص اینکه ماهانیها صمد را در اختیار دارند که از هر بازیکن خارجی قویتر است. به نظر من حضور صمد تفاوت بزرگی در این دو تیم ایجاد کرده است. در کل زمان باقی مانده اهمیت بسیار زیادی دارد و دو تیم باید به خوبی کار کنند. هماهنگی و کار تیمی حرف اول را میزند و مربیان باید در زمان باقی مانده به تمام اهداف خود در سیستم های بازی برسند.
سرمربی پیشین تیم پتروشیمی در پاسخ به این سوال که نقش مربیان در این رقابتها چگونه است؟ به ایسنا گفت: نقش مربی در مسابقات قابل انکار نیست. نقشی که یک مربی میتوانند در لحظههای حساس رقم بزند بسیار تاثیرگذار است. اگر قرار باشد بازیکن در میدان همه کار کند پس نیازی به مربی ندارد. اگر مربی نباشد بازیکنی هم پرورش داده نخواهد شد. پس یک تیم باید زیر نظر مربی کار کند. حال یک مربی نیز در جریان مسابقه باید بازیکنانی موثر داشته باشد که بتواند از تواناییهایشان بهره ببرد. باید در یک تیم بازیکنی باشد که در لحظههای حساس بدون ترس و استرس برنامهها را عملی کند و تعیین کننده باشد. اوست که مسائل فنی را پیش میبرد و برنامهها را انجام میدهد.
هاشمی در پاسخ به این سوال که آیا در این منطقه رقابت بین ایران و لبنان خواهد بود؟ تصریح کرد: طبیعی است که در غربآسیا، ایران و لبنان با یکدیگر مبارزه میکنند. این دو جزو سه تیم نخست آسیا هستند و همیشه برابر هم رقابتی منحصر به فرد داشتند. هم اکنون هم واضح است رقابت بین نمایندههای ایران و لبنان است. همانطور که گفتم اگر اتفاق خاصی نیفتد فینالی صد در صد ایرانی خواهیم داشت.
وی با اشاره به غیبت مهرام و الریاضی و تاثیر این اتفاق بر رقابتها به ایسنا گفت: مهرام و الریاضی رقابتها را متفاوت میکردند. هیچ تیمی همانند این دو در منطقه و قاره نیست. هم اکنون فکر میکنم بسکتبال ایران و غرب آسیا دچار یک خلا شده است. به نظر من باید در بعد داخلی لیگ را همانند چند ساله گذشته کنیم که در سطح آسیا زبانزد بود. در حال ضعیف شدن هستیم و اگر این روند ادامه داشته باشد در منطقه نیز حرفی برای گفتن نخواهیم داشت. در هر حال امیدوارم این خلا به سرعت در لیگ ایران پر شود.
به گزارش ایسنا، چهاردهمین دوره رقابتهای باشگاههای غربآسیا از بیست و یکم تا بیست و هشتم اردیبهشت در دهوک عراق برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با توجه به روند حرکتی بسکتبال در سالهای اخیر سوالهای زیادی درباره باشگاهها، فعالیت اسپانسرها، فعالیت فدراسیون و رشد فنی و امکانات این رشته مطرح است. کارشناسان بسکتبال نظرات متفاوتی دادهاند که دلایل رفت و آمد اسپانسرها و کم شدن تیمهای یگ برتری را مطرح کردهاند. خبرنگار ایسنا در ادامه کنکاش و ارزیابی بسکتبال ایران با قاسم کیانی مربی تیم ملی جوانان و سرمربی تیم قزوین که از فصل آینده به لیگ برتر میآید به گفتوگو نشته است. این کارشناس بسکتبال معتقد است در بخش تبلیغات و جذب اسپانسر پیشرفت بخصوصی در بسکتبال دیده نمیشود. او این وضعیت را نشات گرفته از کل ورزش ایران میداند.
* آقای کیانی بسکتبال در سالهای گذشته چه روندی در جذب اسپانسر و سرمایهگذاری داشته است؟
در این قضیه پیشرفت بخصوصی ندیدهام. به نظر من بسکتبال همانند کل ورزش روند حرکتی کُندی دارد چراکه ورزش ایران هیچ وقت حساب و کتاب نداشته است. در بخش اسپانسر بسکتبال 100 درصد ضعیف شدهایم که معتقدم مشکلات اقتصادی فراگیر بوده است. در جذب اسپانسر و ارتباط با صداوسیما نتوانستیم موفق باشیم. هماکنون بسیاری از رشتههای ورزشی که جایگاه بسکتبال را ندارند از پخش زنده بهره میبرند. این موضوع باید ریشهیابی و دلیلش پیدا شود. واقعا چرا نباید مسابقههای بسکتبال پخش شود؟ به نظر من باید برنامهریزی انجام شود، فدراسیون قدمی بردارد و مطبوعات نیز حمایت کنند تا با کمی فشار این اتفاق بیفتد.
* آیا انگیزه ورود باشگاهها به بسکتبال کم نشده است؟
موافق هستم. باشگاهها برای چه وارد ورزش میشوند؟ مطمئنا در نظر دارند با این سرمایهگذاری برخی از مشکلات خود را برطرف کنند. مطمئن باشید حضور در ورزش 100 درصد برگردان و سود دارد اما چرا در بسکتبال وارد نمیشوند؟ چند مسئله مطرح است. سلیقهای رفتار کردن مدیران ورزشی که والیبال یا فوتبال را ترجیح میدهند. هماکنون نایب رییس فدراسیون بسکتبال در والیبال تیمداری میکند. دلیلش را که میپرسیم میگوید اگر هیات مدیره صلاح بداند وارد بسکتبال نیز میشویم. مسئله دیگر رفتارهای متقابل است. پیکان که از بسکتبال رفت موضعی برابر فدراسیون نگرفت اما تیمی چون توزین الکتریک با گلایه و انتقاد رفت. بیم مازندران رفت. آنها میگفتند اگر این اتفاق یا آن اتفاق بیبفتد در بسکتبال میمانند اما در نهایت رفتند. توجه کنیم که برخی از انتقادها بهانه اما برخی نیز قابل بحث بود. به نظر من باید با تلاش متقابل در پی حفظ اسپانسرها تلاش میشد. به طور مثال مهرام تصمیم گرفت برود اما تلاشهایی شد و این تیم ماند. به نظر من بسیاری از اتفاقها را میتوان بهتر حل کرد و نتیجه گرفت که این اتفاق نیفتاد.
* آیا یکی از دلایل دلسرد شدن اسپانسرها کوتاه بودن زمان لیگ نیست؟
امسال لیگی نداشتیم. جام حذفی بود. دو ماه مسابقه که لیگ نمیشود. پتروشیمی، مهرام، ماهان و گرگان به ترتیب اول تا چهارم شدند. کدام تیم پنجم شد؟ هماکنون همه تیمها در یک رده هستند؟ یعنی فرقی بین همیاری و نفت تهران نیست؟ واقعا لیگ به این شکل نمیشود. برخی از تیمها خودشان نخواستند ادامه دهند. مسئله همین است. در یکسری موارد باید مشورتی تصمیم گرفت اما در برخی موضوعها قانون باید حرف بزند و تغییری نکند. نباید با خواست چند باشگاه اعتبار لیگ پایین بیاید. در این فصل که مصرفگراترین لیگ تاریخ ایران بود دیگر این اتفاق هم بیشتر ضربه زننده بود.
* منظور از مصرفگرا چیست؟
هر سال یک تیم پول داشت و سرمایهگذاری میکرد اما امسال با این که میگویند بازیکنان و سرمایهها تقسیم شدند باز هم این اتفاق نیفتاد. یکسری از بازیکنان خوب که واقعا ملی بودند وارد بهترین تیمها شدند و دیگران نیز که تنها نام ملی را یدک میکشیدند به دیگر تیمها رفتند. آن تیمی که پول بیشتر داشت بهترین خارجی را گرفت و دوباره بالاتر رفت. آن تیمی هم که نداشت عقب ماند. بازیکنان تعیین کننده دوباره همه کاره بودند و دیگران نقشی نداشتند. کل بازیها این بود همه توپ بگیرند بدهند یک نفر تا گل بزند. هیچ پدیدهای در این فصل نداشتیم. سالهای قبل کسانی چون فرید اصلانی، محمد جمشیدی و چند نفر دیگر بودند اما امسال در مصرفگراترین لیگ هیچ اتفاقی نیفتاد.
* آیا قبول دارید لیگ به یک اساسنامه قوی نیاز دارد تا قوانین تغییر نکنند؟
100 درصد موافق هستم. باید هر ساله از وضعیت لیگ خبر داشته باشیم. باید با برنامه پیش برویم. به طور مثال درباره بازیکنان خارجی معتقدم زمانی که 2 تا خارجی در ایران بود پیشرفت کردیم و ایرانیها بهتر شدند چرا که بازیکنان ما در آن زمان حاشیه امنیت نداشتند و برای زمان گرفتن تلاش میکردند. امروز ایرانیها میدانند وارد میدان میشوند و کمکم بیانگیزه میشوند. هماکنون در لیگی که خارجیها محدود بودند باز هم در تمامی مهارتهای فردی جزو امتیازآورترین خارجیها بهترین بودند. پس ایرانیها در کدام مورد رشد کردند؟
* آیا مدیریت سنتی باعث این اتفاقها نیست؟
اشاره کنم که کل ورزش ایران همین است. تجربه از علم جلوتر است اما باید قبول کنیم که تجربه و علم باید کنار هم باشند. این دو مکمل هم هستند و باعث تقویت ساختار بسکتبال میشوند. باید پلهپله مدیریت جهانی را کار کنیم و جلو برویم. نمیتوان یک باره از پله یک به پله ده برویم.
* به نظر شما چه چیزی میتواند یک انرژی مثبت به بسکتبال بدهد؟
به نظر من گرفتن میزبانی رقابتهای بینالمللی میتواند بسکتبال را تکان بدهد. ایران و فدراسیون امکانات خوبی دارد. به اندازه چین نیستم اما از مغولستان و لبنان بهتریم. میزبانی گرفتن هزینههایی دارد اما سودآوری نیز خواهد داشت.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این فصل از رقابتهای لیگ برتر بسکتبال در زمانی کوتاه برگزار شد که این مساله به گفته بسیاری از کارشناسان باعث دلسرد شدن اسپانسرها میشود، اسپانسرهایی که در سالهای اخیر خیلی کمتر از بسکتبال حمایت میکنند و باعث شده تا این رشته پرافتخار با مشکلات مالی مواجه شود. خبرنگار ایسنا در ادامه کنکاش و ارزیابی بسکتبال درباره موارد مختلفی که بر مسائل اقتصادی بسکتبال تاثیر می گذارد با یکی از مربیان جوان به گفت و گو نشسته است. سعید تابش نیا ، کاپیتان سابق تیم ملی و مربی این فصل نفت تهران نیز معتقد است باید اسپانسرها برای حضور و سرمایهگذاری به انگیزه نیاز دارند. او در گفتوگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به موارد متعددی برای لیگ برتر بسکتبال اشاره کرد و از نقاط و ضعف این فصل گفت.
* آیا در سالهای اخیر حمایت اسپانسرهای ورزشی از بسکتبال کمتر نشده است؟
- به نظر من مشکل اقتصادی کشور است. این موضوع باعث شده تا چرخه اقتصادی کمی آرام تر بچرخد. با این شرایط جذب اسپانسر و سرمایهگذار کمی مشکل میشود و نیاز به تسهیلات دارد. هم اکنون که در بسکتبال بحث میکنیم برای جذب و حفظ سرمایهگذاران باید با وضع قوانین و دادن تسهیلات انگیزه اسپانسرها بیشتر شود. باید راغب باشند تا در لیگ ما حاضر شوند و کار کنند.
* آیا در شرایط کنونی سرمایهگذاران برگردان هزینه هم دارند؟
- شرایط متفاوت است. در سالهای اخیر با چند دسته شدن بازیکنان دستمزدها تغییر کرد. برخی از بازیکنان دستمزدهای بالا گرفتند و دیگر بسکتبالیستها نیز به تبعیت از آنها پیشنهادهای کلان دادند. این مساله باعث شد تا سرمایهگذاران پس از یک فصل دلسرد شوند. این دلسردی یعنی سرمایهگذاری که به دنبال سود هستند در این راه موفق نمیشوند. به نظر من در این فضا باید تسهیلاتی برای اسپانسرها ایجاد شود تا آنها انگیزه خوبی داشته باشند ودر ورزش بمانند.
* با این حال یک سرمایهگذار پس از یک فصل سود میگیرد و از لیگ میرود. آیا این موضوع نیز دردسرساز نیست؟
- بله. با توجه به همان تسهیلات باید قوانین دیگری داشته باشیم که تداوم حضور در رقابتها تضمین شود. مطمئنا یک سرمایهگذار اگر ورود و خروجش آسان باشد، این اتفاق میافتد. توجه کنیم که عوامل دست به دست هم میدهند تا با وجود همین محدودیتها فضا مناسب شود.
* لیگ این فصل در دو تا سه ماه برگزار شد. آیا همین مساله اسپانسرها را دور میکند؟
- به نظر من این اتفاق برای خود بسکتبال ضعف بود. در سالهای نه چندان دور با حضور 16، 14 و 12 تیم لیگ را برگزار میکردیم. پویایی لیگ خوب بود و چند ماه طول میکشید. نظمی خاص در رقابتها حاکم بود. مطمئن باشید تعداد بازیها بیشتر شود رشد هم بیشتر خواهد شد. اگر بازیکنانمان کمتر بازی کنند تیم ملی هم ضربه می خورد. در سالهای اخیر به دلیل جام جهانی، المپیک و بازیهای آسیایی لیگ را کوتاه کردیم و در فصل گذشته این اتفاق به اوج خودش رسید، اما نباید بگذاریم دیگر این اتفاق ادامه دار شود. توجه کنیم کشورهای دیگر هم در رقابتهای ملی شرکت میکنند، اما لیگهایی طولانی دارند. این مساله هم به تفکرات کلان ورزش و مدیریت فدراسیون باز میگردد.
* آیا بسکتبال نیاز به سازمان لیگی قدرتمند و مستقل ندارد؟
- وجود تنها سازمان لیگ کافی نیست. باید امکاناتی هم فراهم شود. هم اکنون همانند یک فرد مریض است که باید به طور کامل خوب شود و کار کند. لیگ در فصل گذشته با دو تیم کمتر کار کرد. سرمایهگذاران دلسرد شدند باید یک برنامهریزی بازاریابی انجام شود تا اسپانسرها با برنامهریزی وارد ورزش شوند.
* کمی به مسایل فنی فصل گذشته برسیم، ارزیابی شما از کیفیت لیگ چطور بود؟
- یکی از حسنهای لیگ برتر کیفیت تیمها بود. نزدیک بودن بازیکنان و تیمها در فصل قبل کیفیت لیگ را بالا برد. به نظر من به این دلیل که همه تیمها از بازیکنان قدرتمند استفاده میکردند فاصله کمی با هم داشتند و خیلی خوب کار کردند. واقعا تا مرحله های پایانی تکلیف تیمها مشخص نبود و تماشاگران شاهد بازیهای خوبی بودند.
* کیفیت خارجیهای لیگ چطور بود؟
- حضور بازیکنان خارجی در لیگ ایران تحت تاثیر قوانین است. به نظر من حضور بازیکنان خارجی خوب باعث پویا شدن و رشد بسکتبال ما شد. خارجیهای خوب به ایران آمدند و همه از حضورشان استفاده کردند ، اما با تغییر قوانین این موضوع نیز تحت تاثیر قرار گرفت. فدراسیون با تفکر رشد بازیکنان داخلی حضور خارجی ها در لیگ را محدود کرد، اما ما به این موضوع توجه نکردیم که در زمان جذب خارجیهای دوم برای پلیآف آیا بسکتبالست خوب هست که آن را جذب کنیم و از تجربهاش برای رشد بسکتبال ایران بهره ببریم؟ باید این تصمیمها کارشناسی شوند که آیا باعث رشد شدند یا نه؟ آیا محدود کردن خارجیها باعث شد تا چند بازیکن ایرانی به عنوان پدیده دیده شوند؟
* پاسخ شما چیست؟
به نظر من در ابتدا بازیکنانی چون محمد جمشیدی، فرید اصلانی، سجاد مشایخی و چند تن دیگر دیده شدند، اما در فصل گذشته کسی را نداشتیم. پس رفت نکردیم، اما پیشرفت هم نداشتیم. حتی احتمال دارد تجربه و اعتماد به نفس ایرانیها برابر خارجیها کمتر شده باشد. به نظر من باید هر فصل بازیکنان متعددی به عنوان خروجی لیگ معرفی شوند.

پیشکسوت بسکتبال ایران معتقد است با ایجاد اتحادیهها و سازمان لیگ، برنامهریزی بهتری در بسکتبال شکل میگیرد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، تیم بسکتبال شهرداری گرگان به عنوان برترین تیم سال 1391 انتخاب شد چرا که بعد از 12 سال توانست با ترکیبی بومی وارد مرحله نیمهنهایی لیگ برتر بسکتبال شود و در مکان چهارم لیگ قرار بگیرد. اسدالله کبیر سرمربی تیم بسکتبال شهرداری گرگان و پیشکسوت بسکتبال ایران است که در این فصل توانست با تمام مشکلهای مالی تیمش را در جایگاه خوبی قرار دهد. خبرنگار ایسنا در ادامه کنکاش و ارزیابیاش از بسکتبال با کبیر به گفتوگو نشست و از او درباره اسپانسرها، وضعیت زمان برگزاری لیگ، باشگاهها و مربیان ایرانی پرسید. کبیر معتقد است بسکتبال در سالهای گذشته در بخش اسپانسر موفق نبوده است.
* آقای کبیر در سالهای گذشته بسکتبال ایران در جذب اسپانسر و ایجاد ساختاری قدرتمند در بین مردم چطور کار کرده است؟
به نظر من در سالهای گذشته در جذب اسپانسر موفق عمل نکردیم و بسیاری از حامیان را نیز از دست دادیم. حالا علت این موضوع چیست را باید موشکافانه بررسی کنیم که نیاز به زمان بسیار دارد. از نظر مردمی شدن و ایجاد ساختار در بین مردم فکر میکنم در شهرستانها این اتفاق افتاده است. هماکنون اصفهان، زنجان و گرگان مثالهای خوبی برای حضور مردم در بسکتبال هستند. این مسئله اما در پایتخت اتفاق نیفتاده است. هماکنون بسکتبال در تهران آنچنان که باید از حمایت مردم برخوردار نیست. دلیلش نبود یک سالن در خود شهر است. استادیوم آزادی دور است و جوانان برای رفت و آمد مشکل دارند.
* نبود سالن از اصلیترین مشکلات بسکتبال است. دلیل این موضوع را چه میدانید؟
با اینکه تیمهای خوبی در تهران داریم اما مسئولان ورزش کمک نکردند تا یک سالن استاندارد در وسط شهر ساخته شود. بسیاری از اسپانسرها علاقه دارند در تهران سرمایهگذاری کنند به این دلیل که امکانات در پایتخت بهتر است اما همین نبود سالن ضربه سختی به بسکتبال میزند. به نظر من باید فکری اساسی به حال این موضوع شود و اقدامی انجام شود.
* به نظر شما باشگاهها در برنامهریزی برای جذب اسپانسرها چه نقشی دارند؟
معتقدم اگر اتحادیه باشگاهها در بسکتبال ایجاد شود و یک سازمان لیگ قدرتمند نیز فعالیتش را آغاز کند بهتر خواهد بود. به نظر من زمانی که باشگاهها وارد تصمیمگیری میشوند با توجه به برنامه لیگ کارش را ساماندهی میکند. هزینه و منابعش را پیشبینی میکند و وارد کار میشود. زمانی که باشگاه تاثیری در کار ندارد و در نهایت سودی نداشته باشد سرمایهگذاری نمیکند. هماکنون اسپانسرهای زیادی داریم که در چند رشته هستند اما در بسکتبال کار نمیکنند. هماکنون پیکان، صبا باتری، صنام و توزین الکتریک کجا هستند؟ آنها از نظر مالی خوب هستند اما در لیگ بسکتبال کار نمیکنند. به نظر من باید هم در حفظ اسپانسرها تلاش کنیم و هم بتوانیم حامیان جدیدی جذب کنیم. چرا تیمی قدیمی چون شهرداری گرگان حامی مالی ندارد و با چنگ و دندان خودش را حفظ میکند؟!
* چرا چرخه اقتصادی در رشتهای مثل والیبال شرایط بهتری دارد؟
متین ورامین تیم تازه وارد این فصل والیبال چگونه به فینال رسید؟ پیکان، سایپا، ارومیه و مشهد هم بودند. این نشان میدهد اسپانسرها در والیبال حضور پررنگی دارند. به نظر من باید برنامهریزی خوبی ایجاد شود و بتوانیم با امتیازهایی اسپانسرها را جذب و حفظ کنیم. نباید اختلاف سرمایهگذاری و قدرت سه تیم نخست با دیگر تیمها زیاد باشد.
* لیگ امسال بسیار کوتاه بود. آیا همین زمان کوتاه دلیل عدم سرمایهگذاری در بسکتبال است؟
صددرصد. این موضوع نیز یکی از مشکلات بسکتبال محسوب میشود. به نظر من اگر کنفدراسیون غرب آسیا برنامههایش را منظم و سالانه تنظیم کند ما نیز میتوانیم لیگی را به خوبی برنامهریزی کنیم. به طور مثال ا گر این فصل لیگ ادامه پیدا کند نمایندههای ایران میتوانستند با آمادگی بیشتری در غرب آسیا شرکت کنند.
* آقای کبیر، نظر شما در خصوص نقش مربیان ایرانی در ساختار بسکتبال چیست؟
به تاریخ باشگاههای ایرانی در عرصه بینالمللی نگاه کنیم متوجه خواهیم شد مربیان ایرانی بادانش و موفق هستند. تیمهای ایرانی با مربیان داخلی در غرب آسیا و آسیا عناوین زیادی دارند و کسی نمیتواند به آنها لطمه بزند. هر کس هم بخواهد لطمه بزند موفق نخواهد بود. در این فصل دیدید که مهرام که همیشه با تیم ایرانی قهرمان میشد این بار با مربی خارجی ناکام شد. قهرمانی پتروشیمی با مربی ایرانی نشان میدهد ایران مربیان بزرگی در بسکتبال دارد.
* چرا مربیان داخلی از هم فاصله گرفتهاند؟
متاسفانه مربیان ایرانی از هم فاصله گرفتهاند. شاید تنشهایی که پس از یک برد و باخت ایجاد شده دلیل این فاصله باشد. مربیان همیشه به دنبال برد و رسیدن به اهدافشان هستند اما باید تفکر همکاری داشته باشند. به نظر من اگر مربی اشتباه خودش را قبول کند و به دنبال کسب تجربه از اشتباهش باشد فاصله بین مربیهای ایرانی از بین خواهد رفت.
* آیا فدراسیون نمیتواند برای بهتر کردن رابطه مربیان اقدامی انجام دهد؟
مطمئنا میتواند. یکی از انتقادهای من به کمیته مربیان نیز همین است. میتوان در طول سال چند همایش و جلسه داشت و تمام مربیان ایرانی را کنار هم جمع کرد تا اگر صحبت و اختلاف بود از بین برود. چرا هماکنون که دو مربی ایرانی عازم غرب آسیا میشوند نمیتوانند از دانش مربیان باتجربه بهره ببرند؟!
سایت دی پرس قصد دارد در یک سلسله نشست با نامداران بسکتبال ایران به بررسی وضعیت حال و گذشته بسکتبال ایران و فدراسیون بسکتبال بپردازد.
در اولین نشست با عباس مرشدی و علی شکوری، دوتن از پیشکسوتان بسکتبال ایران که به دلایل مختلف از حضور در عرصه بسکتبال بازمانده اند به گفتگو نشسته ایم. در ادامه مشروح این گفتگو را می خوانید:
در ابتدا خواهشمندم هر دو بزرگوار یک رزومه مجمل از حضور خود در عرصه بسکتبال برای خوانندگان ما بیان نمائید؟
عباس مرشدی: در بخش بازیگری بنده 15 سال بدون وقفه عضو تیم ملی بودم. از سال 1353 که به عضویت تیم ملی جوانان در آمدم تا سال 1368 فقط یک بار به علت آسیب دیدیگی زانو همراه تیم نبودم. در ارتباط با مربی گری نبده از سال 1358 مربیگری را آغاز کردم. این آذرماه 40 سال است که بدون وقفه در بسکتبال هستم. هم دو دوره مربی تیم بزرگسالان بودم در مسابقات غرب آسیا در مسابقات ورزش و ملتها در ایران مربی تیم ملی جوانان در مسابقات آسیایی و در فدراسیون خود آقای مشحون در سال 1370 مربی تیم ملی جوانان در بازی های 22 بهمن تبریز بودم. مربی تیم ملی امید بودم که قهرمان آسیا شد که دو ماه مانده به آغاز مسابقات به دلیل مسائلی که وجود داشت استعفا دادم.
علی شکوری: بنده بیشتر در باشگاهها فعالیت داشتم نشد و اجازه ندادند در تیم ملی فعالیت داشته باشم. به واسطه شغلم که در وزارت دفاع بودم 6 دوره در مسابقات ارتشهای جهان به عنوان بازیکن و کاپیتان تیم و سرمربی تیم نیروهای مسلح بودم. مربیگری هم در باشگاههای مختلف فعالیت داشتم و دو دوره به عنوان مربی تیم ملی امید بودم بخشی از کار من کارهای اجرایی هم بوده اوایل انقلاب دبیر هیات بسکتبال استان تهران بودم و در کمیته های مختلف فدراسیون بودم. نزدیک به دو سال دبیر فدراسیون بودم در زمان آقای آگین و غضنفری و دو دوره سرپرست تیم ملی بسکتبال بودم یکی در جام ملتهای آسیا در ریاض و یکی هم المپیک آسیایی در تایلند.

وضعیت کنونی لیگ های ایران در سطوح مختلف را چگونه ارزیابی می کنید؟
مرشدی: در ارتباط با لیگ برتر بخواهیم صحبت کنیم لیگ امسال نسبت به سالهای گذشته افت محسوسی داشت و آن هم به خاطر شدت عدم تطابق بین تیم ها بود. تیم هایی که بازیکن مطرح داشتند مطمئن بودند که برنده از زمین خارج می شوند و اختلاف امتیازی آنها این را نشان می دهد و اگر بخواهیم به آمار این بازیها نگاه کنیم می بینیم که 5 تیم اول قابل پیش بینی بودند و بقیه تیم ها هم می دانستند که برای ششم به بعد بجنگند. اما آنچه مهم است این است که من فکر می کنم فدراسیون بسکتبال اهم حمیت خود را روی لیگ برتر می گذارد و به دلیل عدم کارشناسی صحیح در بخش لیگ فدراسیون باعث شد امسال در لیگ دسته یک ضوابطی حاکم شود که شامل این موارد بود: هر تیم مجاز به معرفی چهارده بازیکن بود که از این چهارده بازیکن 4 بازیکن نوجوانان و 10 بازیکن دیگر که از این ده بازیکن بین 5 تا 7 بازیکن جوانان و سه بازیکن بزرگسال می توانستند در لیگ دسته یک شرکت کنند که متاسفانه فدراسیون محترم بسکتبال به این مساله توجه نکرده بود که دو بازیکن از رده نوجوانان همیشه باید همراه تیم باشند و این دو بازیکن نوجوانان که نهایتا در مقطع اول دبیرستان می توانند باشند. این مساله فنی بود اما بار تربیتی آن این است که آیا یک بازیکن سی ساله و یک بازیکن شانزده ساله با هم می توانند در یک اتوبوس 17 ساعت کنار هم باشند و مسالی که بین چند بازیکن بین سی سال تا 22 سال مطرح می شود شرایط شنیدن آن برای یک بازیکن شانزده ساله هم وجود دارد یا خیر. اینها مسائلی هستند که من فکر می کنم مسئولین برگزاری مسابقات در فدراسیون بسکتبال اصلا به آن توجهی نکرده اند و یا اینکه تخصصی در این زمینه نداشته اند. دلایل افت لیگ را نسبت به سالهای گذشته عدم کارشناسی می دانم. در ارتباط با لیگ برتر هم مساله انتخاب بازیکنان خارجی است. ما برای بازیکنان خارجی کم هزینه نمی کنیم. وقتی به ایران می آیند در بهترین شرایط آنها را نگه می داریم در جایی که حتی بازیکنان داخلی خود ما هم چنین امکاناتی ندارند اما وقتی به رزومه این بازیکنان نگاه می کنیم می بینیم اکثرا بازیکنان مسن هستند و بازیکنانی که انگیزه ای برای بازی ندارند. و این بازیکنان وقتی به ایران می آیند به دنبال انتفاع مادی و پول هستند.
چرا تعداد تیم های لیگ برتر هر روز کاهش پیدا می کند و اسپانسرها و حامیان مالی که داشته ایم یک زمانی وارد بسکتبال شده اند اما دیگر حاضر به ادامه کار و ورود مجدد به این حیطه نشده اند؟
شکوری :وقتی یک رئیس فدراسیون تمام هم و غم خود را در این بگذارد که نامه ای که می خواهد برای جایی بزند خودش بنویسد و خودش ادیت کند و خودش آن را ارسال کند و در طول روز شاید سی مورد از این نامه ها داشته باشیم. این طبیعی است وقتی نگاهی به مسائل کلان ندارند و همین روزمرگی ها وجود داشته باشد اسپانسرها هم نخواهند ماند. اسپانسر با پای خود آمده اما ما کاری کرده ایم که فرار کرده یکی از وظایف رئیس فدراسیون نگهداشتن این اسپانسرها در حوزه بسکتبال است. باید این ا سپانسرها را وارد کرد و سعی در تعامل با آنها وجود داشته باشد. در این وضعیت بد اقتصادی باید تلاش شود تا اسپانسرها را نگهداریم. اما وقتی فقط و فقط همه چیز در کنترل یک نفر باشد و هیچ چارت اداری وجود نداشته باشد این افاقات طبیعی است. من وقتی وارد فدراسیون شدم این فدراسیون قبلا دست آقای مشحون بود. من ابتدا به عنوان هماهنگ کننده وارد شدم و بعد دبیر فدراسیون شدم. دیدم که کمیته های ما هم به مسائل روزمره مبتلا شده اند. برای کوچکترین امکانات به یکدیگر مراجعه می کردند. کمیته ها را جمع کردم و هزینه یک سال آنها را پرسیدم. هزینه کمیته ها و حتی کمی بیشتر از رئیس فدراسیون گرفتم و این مبالغ را به کمیته ها دادم اما از آنها خواستم که برای احتیاجات روزمره به هم مراجعه نکنند و این امر دیگر مشاهده نشود. این مراجعات تمام شد و کمیته ها کار خود را به درستی انجام می دادند. اما این فدراسیون کنونی خودش می خواهد بلبشو باشد. و علت آن هم این است که در بی نظمی است که همه کار می توان انجام داد. در جایی که نظم و قانون حاکم باشد خیلی کارها را نمی توان انجام داد. مسئولین فدراسیون کنونی در ایجاد بلبشو و استفاده از آن تبحر فوق العاده ای دارند. هر زمانی که این فدراسیون احساس خطر می کند به کسانی روی می آورد که سابقا با آنها مشکل داشته اند و به هر طریقی آنها را به کار گرفته اند. نمونه های زیادی هست و نمی خواهم نام ببرم. اما با خود من هم تماس گرفته اند.

آیا واقعا هدف آنها جذب نیروهای پیشکسوت و کارآمد است یا صرف می خواهند از این بحران عبور کنند و بعد به وضعیت سابق بازگردند؟ اگر بحث جذب پیشکسوتان باشد خوب است اما آیا از آنها استفاده میشود و یا صرفا عبور از بحرانهای مقطعی است؟
مرشدی: من فکر میکنم دو چیز در فدراسیون بسکتبال وجود ندارد. اول صداقت و دوم استقلال. همین دو عامل باعث می شود کسی از کاری سر در نیاورد. کسی که سمتی دارد و فقط تبدیل به ماشین امضا می شود و به مجری اوامر تبدیل می شود. کار دبیر فدراسیون چیست؟ باید تعریفی برای دبیر فدراسیون وجود داشته باشد. کسی که باید استقلال داشته باشد و جوابگوی خبرنگاران و مطبوعات باشد و حتی بازوی راست رئیس فدراسیون است. اما می بینیم که دبیر فدراسیون حتی اجازه صحبت کردن ندارد. وقتی کمیته مربیان باید بهترینها را از سراسر کشور جمع کند و جلسه برگزار کند می بینیم که در سال به تعداد انگشتان یک دست هم جلسه نداشته است.
چرا چیزی از جلسات فدراسیون منتشر نمی شود و حتی وقتی به سایت فدرایون مراجعه می کنیم اساسنامه فدراسیون روی سایت نیست؟ اسانامه چرا سالهاست که تغییر پیدا نکرده؟ چرا کمیته های مختلف مصوبات جامع و مشخصی ندارند و جامعه بسکتبال بداند که فلان تصمیم با حضور کارشناسان اتخاذ شد؟
مرشدی : این مساله به استقلال باز می گردد. چون کمیته مربیان استقلال ندارد. به جرات می توان گفت که در آنجا حتی خوردن آب هم باید با اجازه رئیس فدراسیون باشد. در همه کمیته ها همین منوال برقرار است. اصلا کمیته مسابقات وجود ندارد. وقتی یک نفر هم کمیته مسابقات است هم کمیته داوران و هم سرپرست تیم ملی و هم عضو هیات رئیسه است. چه طور می توان از آن به عنوان کمیته مسابقات نام برد.
بحثی وجود دارد که می گویند پیشکسوتان حاضر به همکاری نیستند. شما به عنوان نماینده نسلی که مورد وثوق اهالی بسکتبال هستید آیا واقعا حاضر به همکاری نبودید یا به دلایلی فاصله گرفتید؟ فدراسیون می گوید وقتی شما حاضر به همکاری نیستید در اینصورت پنج سمت هم به کسی می رسد که کار می کند؟
شکوری: این مساله دروغ محض است. اینها آنقدر انسانهای ضعیف النفسی هستند فکر می کنند استفاده از من و امثال من به اینصورت باشد که از ما به عنوان ناظر استفاده کنند. استفاده از ما به عنوان ناظر مضحک است. چون نظارت یک بازی کار بسیار ساده ای است که هر کسی در حوه بسکتبال از پس آن بر می آید. ادعای فدراسیون دروغ محض است. آنها از نجابت پیشکسوتان سوء استفاده می کنند. پیشکوتان بسکتبال انسانهای بسیار نجیبی هستند ولی من شاهد بوده ام که با این وجود خود آنها به فدراسیون مراجعه کرده و گفته اند که حاضر به همکاری هستیم. ولی فدراسیون حاضر به پذیرش آنها نیستند.
پس چرا از این جامعه ناراضی بسکتبال صدایی بلند نمی شود؟ مثلا در رسانه ها بصورت مصاحبه و یادداشت و از این قبیل کارها صورت نمی گیرد؟
شکوری: این آقایان در دوره قبل از خبرنگاران و رسانه ها ضربه خوردند. چون آدمهای با هوشی هستند این بار که برگشتند سعی کردند اصحاب رسانه را به خود مدیون کنند. این امر به این ترتیب صورت گرفت که اینها را مثلا به عنوان مربی تیم ملی گذاشتند و مربی تیم های مختلف ملی. اعتراض ها را که مشاهده کردند کمی که آبها از آسیاب افتاد آنها را مربی لیگ برتری کردند. تعداد از مربیان بیرون هستند ولی فلان اشخاص چون از اهالی رسانه هستند و دست به قلم هستند و در خبرگزاری هستند مربی شدند. همین مساله باعث می شود جایی که باید اعتراضی به فدراسیون صورت گیرد و این اعتراضات منتقل شود این اهالی رسانه که حالا مربی هستند سکوت اختیار می کنند و وقتی انها مساله را بایکوت می کنند صدا به جایی نمی رسد. فدراسون اجازه درج این مسائل را نمی داد. اولین و آخرین دلیل این مساله همین نکته است.
علاوه بر تیم ملی در باشگاهها نیز خود این آقایان مربیان را تزریق می کنند. مثلا من باشگاهدار وقتی می بینم اگر به جای فلان مربی پیشنهادی آقایان کس دیگری را انتخاب کنم ضربه بزرگی به تیم خواهند زد. و چون سرمایه خود را در خطر می بینم برای انتخاب مربی هم به فدراسیون مراجعه می کنم. چه کسانی را انتخاب می کنم ؟ مربیان تیم ملی و خبرنگاران در صورتی که یک سری از مربیان بیرون هستند و تیم ندارند.
مرشدی: من هم فرمایشات آقای شکوری را تائید می کنم. من تا الان هر تیمی را داشته ام موفق بوده ام. نه بصورت کامل و صد در صد اما موفقیت نسبی داشته ام. از روزی که این فدراسیون در مسند کار قرار گرفت بنده به عنوان مربی که قبل از این به عنوان مربی تیم ملی بوده ام در هیچ جلسه و سمینار و کلاس توجیهی و کلاس مربیگری که مربوط به بسکتبال باشد دعوت نشده ام این مساله از جانب فدراسیون بوده که دعوتی صورت نگرفته است. من از تیم ملی امید استعفا دادم زمان آقایان مشحون. شخصا به آقای مشحون مراجعه کردم و دلایل استعفای خود را بیان کردم و گفتم که نباید استعفا می دادم و من اشتباه کردم که استعفا دادم. باید مشکلم را با شما مطرح می کردم و راهکار آن را از شما می گرفتم. من حتی اظهار کردم که علاقمند به همکاری با شما هستم. بنابراین اگر می گویند که مربیان خواهان همکاری با ما نیستند این دروغ محض است. ضمن اینکهمن معتقدم خود آنها حاضر نیستند که ما حضور داشته باشیم. برای اینکه خیلی از کارها را آنها می خواهند که ما این نوع کارها را انجام نمی دهیم.

شما ارتباط هایتان را با قدیمی های بسکتبال حفظ کرده اید. اینها که افراد موثری بودند چرا دیگر کار نمی کنند؟ دلیل اینکه شما الان در این عرصه حضور ندارید و کار نمی کنید مشخصا چیست؟
مرشدی: به هر حال هر فدراسیون تفکری دارد. در این فدراسیون هم یک عده از افراد در سر کار هستند. منظور همان سه نفر اصلی است و بقیه همه بله قربان گوی فدراسیون هستند و بحثی هم در این مساله وجود ندارد. آنها نگاه می کنند که چه کسانی به تفکرات آنها نزدیک هستند و با چه کسانی می توانند کار کنند. آنها را جذب می کنند. در مصاحبه ای آقای محمود مشحون در تلویزیون داشتند شنیدم که گفتند ما می خواهیم از بازیکنان سال 1374 به عنوان مربی استفاده کنیم. طبیعتا آن زمان آقای شاهین طبع و آقای هاشمی مربی بودند. از آقای توفیق استفاده نکردند. تمام هم و غم انها آقای ایزد پناه و آقای حاتمی و آقای کمالیان بود. در همینجا عرض میکنم که از تمام کسانی که در فدراسیون بسکتبال هستند یک نفر را به عنوان کار بلد بسکتبال قبول دارم و آن هم آقای صفا علی کمالیان است. ایراد من به فدراسیون این است که آقای کمالیان قبل از اینکه مربی تیم ملی باشد باید مربی تیمهای باشگاهی بود. شاید هفتاد درصد کسانی که مربی تیم ملی بودند سابقه مربیگری باشگاهی نداشتند. اینها نورچشمی های فدراسیون بودند.
فرمودید آنها کارهایی را از شما می خواند که شما این نوع کارها را انجام نمی دهید؟ این نورچشمی ها چه کارهایی را انجام می دهند که امثال جنابعالی انجام نمی دهید؟
مرشدی : یک بخش از ان کار فنی است. اگر بنده مربی تیمی باشم هیچ گاه قبول نمی کنم که بگویند فلانی را عوض کن و فلانی را عوض نکن. این مساله در دوره قبل همین فدراسیون بسیار مشهود بوده. شاید در این دوره کمی با سیاست تر عمل کرده اند. ولی در انتخاب بازیکن و تعویض بازیکن اعمال نظر می کنند. حتی به داوران را مواخذه کرده اند که شما چرا از فلان بازیکن فول فنی گرفته اید؟ در همین دوره های اخیر این اتفاقات افتاده. وقتی فدراسیون پای خود را در مسائل بسیار ریز و کوچک می گذارد طبیعتا نمی تواند به مسائل کلان فکر کند. وقتی فدراسیون اذعان می کند که ما اشباع شده ایم و چیزی نمی خواهیم . این را به خود من گفتند که ما هر قهرمانی که می خواهیم گرفته ایم. دیگر چیزی نمی خواهیم. جامعه بسکتبال چیزی نمی خواهد. وقتی تفکر رئیس فدراسیون این است چه انتطاری دارید که بخواهیم خود را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم و در رنکینگ هم قرار بگیریم.
یک بخش که خیلی در این کار مشهود بوده هم بازیکن و هم مربی و حتی مربیانی که قبلا بوده اند خودشان اذعان داشتند به اینکه ما واقعا اختیار نداریم و هرچه مدیر تیم می گوید ما باید انجام دهیم شاید فذارسیون هم این قضایا را بررسی می کند و آن نفراتی که می توانند با آنها کار کنند را انتخاب می کند. من مخالف این نبودم که مربیان جوانی به مجموعه مربیان بسکتبال اضافه شود. ولی این کار فدراسیون درست نبود که تمام مربیانی که می توانستند بهترین بازدهی را برای مملکت داشته باشند در ان زمان کنار گذاشته شدند.
ما در رنکینگ فیبا در رده سی و دوم قرار داریم آیا این گویای وضعیت فعلی بسکتبال ما است؟ ما می توانیم چشم انداز روشنی را برای بسکتبال ما که در رده 32 دنیا است ببینیم؟
شکوری : آقایان از این رنکینگ برای گول زدن مجامعی که کارشناس نیستند در وزارت ورزش استفاده می کنند. به وزارتخانه می روند و می گویند ما سی و دوم دنیا هستیم. رنکینگ این طور است و سندیت هم دارد اما وقتی وارد بسکتبال می شویم متوجه می شویم که این برای گول زدن است و به دست خودمان داریم بسکتبال را تخریب می کنیم. دلیل این حرف من عدم پشتوانه سازی برای بسکتبال است. اینها یک تیم آماده را تحویل می گیرند و نهایت استفاده را می کنند. کاری که زمان آقای غضنفری ما نکردیم. ما اختیار تام به مربیان می دادیم و خودمان نظارت می کردیم و کمک می کردیم. چه زمانی در این فدراسیون به فکر پشتوانه سازی می افتند؟ زمانی که خطری احساس می کنند شروع می کنند. مثلا راجع به تیم جوانان ما با دوستان خودمان جریان سازی کوچکی در رسانه ها انجام دادیم. تاکید کردیم که اینها پشتوانه سازی نمی کنند. وقتی فدراسیون دید اوضاع در حال خراب شدن است به تیم جوانان کمی رسیدگی کردند. تدارکات خوبی برای تیم ملی جوانان دیدند که وانمود کنند که به تیم جوانان رسیدگی می شود. آقایان برای کار کردن فقط باید در مظان خطر قرار بگیرند تا کاری انجام دهند. اگر آرامش داشته باشند این آرامش آنها بد بختی بسکتبال را به همراه خواهد داشت. هر زمان که احساس خطر می کنند شروع به حرکت می کنند. به دلیل فوایدی از قبیل شهرت و امکاناتی که در کنار آن هست جایگاه خود را دوست دارند نمی توانند به راحتی از آن بگذرند. اینها منفعل هستند و فقط به انتقادات عکس العمل نشان می دهند. اگر خبری نباشد به راه خود ادامه می دهند.
مرشدی: رنکینگ جهانی چگونه شکل می گیرد؟ در ورزشهای گروهی ما رنکینگی که به دست می آید فقط در رابطه با تیم مردان است یا زنان هم در این رنکینگ دخیل هستند؟ زمانی که فدراسیون تشخیص داد اگر شرکت کند نمی تواند آن مقام درخور علاقه خود را به دست آورد در آن مسابقات شرکت نمی کند. سال پیش تیم نوجوانان ما به همین دلیل اعزام نشد. وقتی قرار است کاری انجام شود از مدتها قبل برای آن برنامه ریزی می شود. امروز تصمیم گرفته نمی شود و فردا آن تیم اعزام شود. شاید از شش ماه قبل قرار است که تیم اعزام شود. اگر مسئول روابط بین الملل خوبی در فدراسیون هست پس برای این هماهنگی مسلما فرصت لازم را داشته است. زمانی آقای جعفرفیان مسئول روابط بین الملل بودند. فدراسیون با افراد بازی می کند و هر زمانی که آنها را نخواهد با آنها کار می کند که خودشان استعفا داده بروند. در بسکتبال ما محجوب ترین انسانها مشغول فعالیت هستند و به همین دلیل است که بی سرو صدا استعفا داده و کنار می روند. در سایر رشته ها اگر کسی معترض است در رسانه ها و مطبوعات گفته می شود و همه جا مطرح می شود. اما بسکتبال دوازده سال است که این مشکلات را به جان می خرد و هیچ گاه صدای افراد در نمی آید. این به دلیل بایکوت خبری است. تنها فدراسیونی خبرنگارهای آن مربی هستند و یا مربیان آن خبر نگار و از اهالی رسانه هستند بسکتبال است. تنها فدراسونی که مربی تیم ملی در یک تیم باشگاهی برای مربی گری می گذارد بسکتبال است. تنها فذراسیونی که مربی آن فرار می کند فدراسیون بسکتبال است. مربی تیم ملی بسکتبال از ترکیه فرار کرده. آقای بوسنیاک به این ترتیب قطع همکاری کرده است. تنها فدراسیونی است که هر مربی را استخدام کرده اند و قطع همکاری کرده آقایان گفته اند که فلان اشکال را داشته است. در مورد ترومن گفتند که ایشان دلال بازیکن شده بود. اصلا چرا مربی به خود اجازه می دهد که این کار را انجام دهد؟ حتما بستری برای این کار فراهم شده که ایشان پا را فراتر از جایگاه مربیگری گذاشته است. چرا باید پسر مربی تیم ملی در ایران بازی کند؟ آقای کرانچار فوتبالی هم پسرش بازیکن فوتبال است چرا به ایران نمی آید برای یکی از تیم ها بازی کند؟ مگرمربیان دیگر فرزندانشان فوتبالیست نبوده اند؟ چرا به ایران نیامدند؟ چرا در بسکتبال این اتفاق می افتد ؟ در والیبال بهترین مربی دنیا را می آورند به کشورش باز می گردد و دوباره برای عقد قرار دادباز می گردد. ولی مربی تیم ملی بسکتبال وقتی بازی ملی نداریم به یک تیم باشگاهی منتقل می شود. اینها اشکالاتی است که فدراسیون داشته و کارهای غیر کارشناسانه باعث این اشکالات شده است.
شما در حال حاضر چه می کنید و در کجا فعالیت دارید؟ آیا توزیع امکانات برای بسکتبال در سطح کشور عادلانه بوده یا خیر ؟
مرشدی: مدت یک سال و چند ماه است که در یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی، شهر مهاباد در بخش پایه مشغول فعالیت هستم. به دلیل ارتباطی که با رئیس هیات بسکتبال آن شهر داشتم ایشان از من خواستند که کار را در هیات بسکتبال انجا بصورت مقطعی و کوتاه انجام دهم. از آنجایی که من قبلا یک کلاس مربیگری در آذربایجان غربی اداره کرده بودم و این نکته قابل ذکر است که تمام کلاسهایی که امکانات نداشت بنده اجرا می کردم و شهرهایی که امکانات بالایی داشتند نورچشمی های فدراسیون کلاس مربیگری را برگزار می کردند. در شهر مهاباد هم بنده کلاس مربیگری برگزار کردم و مسئولین این شهر وقتی نحوه کار من را دیدند از من خواستند کاری کنم که هم مربیان آنها را آموزش دهم و هم رده های پایه آنها را آموزش بدهم. کار طوری رقم خورد که مدیر کل آموزش و پرورش آنجا نماینده مجلس و رئیس تربیت بدنی و رئیس هیات بسکتبال مهاباد از من خواستند که بمانم و این کار را انجام بدهم. افتخار می کنم که در این بخش کشور کسی که قبل از این مربی تیم ملی بوده الان کار پایه انجام می دهد. احساس می کنم موفق بوده ام چون در زمستان گذشته در این شهر کوچک 120 شاگرد داشتم که از کودکان 10 تا 18 ساله بوده اند. من سی سال در آموزش و پرورش بوده ام که حداقل بیست سال ان را کار پایه انجام داده ام.
من در شهرهای مختلف از جمله اهواز، بوشهر، قم و مهاباد بوده ام. باید عرض کنم که فدراسیون هیچ نظارتی در این شهرها ندارد و امکانات آنها زیر صفر است. اتفاقات حیرت انگیزی در این شهرها می افتد. 10 تیم در رده نوجوانان شرکت می کنند و در عرض دو روز مسابقات آنها تمام می شود. فدراسیون اصلا از این چیزها خبر ندارد. این را فقط به عنوان مثال عرض کردم. عدم نظارت فدارسیون و عدم ایجاد امکانات لازم باعث شده فدراسیون در این زمینه نه تنها موفقیتی نداشته بلکه یکی از نقاط بسیار تاریک برای فدراسیون است. باید ببینیم بسکتبال ما از زمانی که شروع شده چه تیم ها و شهرهایی حضور داشتند و الان چه تیم ها و شهرهایی حضور دارند. الان استان اصفهان تیم دارد که از قبل هم داشته است. شیراز قبلا تیم داشته و الان ندارد. مشهد هم قبلا تیم داشته و الان ندارد. اهواز از زمانی که من رفتم بسکتبالش زنده شد. آذربایجان شرقی بسکتبالیستهایی داشت که در تیم ملی و یا در حد ملی بودند.شهید صمد اقدمی، علی جانبه همیشه در اردوهای ملی بوده اند. آذربایجان غربی علیرضا مصطفی پور را در تیم ملی داشته است حالا چرا این دو استان اصلا بسکتبال ندارند؟ فدراسیون آقای مشحون که در دوره قبل مسابقات دهه فجر را در آذربایجان شرقی انجام می داد و سالن مملو از تماشاگر بود الان آذربایجان شرقی بسکتبال ندارد. فدراسیون بسکتبال چه کاری برای تعمیم و گسترش بسکتبال انجام می دهد؟
اسپانسرهای این شهرها کجا هستند؟ جایی که به نفع فدراسیون نباشد فدراسیون کاری می کند که اسپانسرها فرار کنند. ولی آقای گنجی مدیر عامل محترم مهرام چندین بار می خواسته از مسابقات انصراف دهد ولی فدراسیون به هر نحوی از آن جلوگیری کرده. چون حضور مهرام به نفع فدراسیون است. ولی تیم هایی مثل صنایع دفاع، هما، راه آهن، ایران نارا، صبا باتری ناپدید شده اند.
وضعیت بسکتبال تهران را چطور ارزیابی می کنید؟ کمیته های مختلف چطور فعالیت می کنند و چقدر مستقل هستند؟
شکوری: تهران از قبل طوری بوده که یک مساله ایجاد می شد و به نقاط دیگر اشاعه پیدا می کرد. در تهران در گذشته به همه زاوایای بسکتبال توجه می شد و انقدر جذابیت داشت که از شهرستانها هجوم می آوردند. اما الان تنها کاری که می شود برنامه ریزی برای کاسبی عده ای از افراد است. البته از وقتی این را مطرح کردیم جلوی آن گرفته شد. مثلا کلینیک می گذاشتند و از هر نفر 50 هزار تومان می گرفتند. یک کلاس 30 تا 50 میلیون برای آقایان سود داشت و یک مدرس داخلی و معمولی در انجا صحبت می کرد. با این درآمد زایی باید دید که چرا امکانات مختلف مثل سالن و کف پوش و غیره اینطور است. در مورد درآمد زایی برای داوران باید بگویم که یک سری مسابقه در طول سال می چینند و با هر کیفیتی هم شد مهم نیست از رده مینی بسکتبال تا نو نهال، نوجوان، امید و بزرگسال می چینند تا چیزی گیر داور بیاید. نگاه اینطور است. هدف پرورش استعداد نیست. البته این پول را هم به سختی به داوران می دهند. دو روز قبل از مسابقه به داور میگویند که مثلا دراهواز قضاوت دارد. داور مجبور است برای اینکه چیزی برای خودش بماند با ماشین برود. خسته و کوفته به مسابقه می رسد و این روی سطح قضاوتش تاثیر دارد.
جایی که مجری و ناظر یکی باشد در آنجا را باید تخته کرد. وقتی من ناظر خودم باشم چه نظارتی صورت می گیرد؟ در اینصورت مسلما همه چیز از نظر من خوب است. سالهای سال است این کار انجام می شود. داوری در شیراز به من گفت که برای من مساله ای ایجاد شد. با آقای نوربخش ملاقات کردم و گفتم که این مشکل را برای من ایجاد کرده اند. آقای نوربخش گفت شما کی هستین من اصلا شما را نمی شناسم. در صورتی که کارت برای این آقا صادر شده بوده و این فرد مشغول کار بوده. وقتی چند جا کار می کنیم به زیر مجموعه خود احاطه نداریم.
چرا اتحادیه داوران بسکتبال شکل نگرفته؟
شکوری: فدراسیون ممانعت به عمل می آورد. من اقدامی در این زمینه برای اتحادیه مربیان انجام دادم و همه کارهای مربوط به آن را در وزارت کشور انجام دادم ولی از جانب فدراسیون به مشکل برخوردم. داوران اتحادیه ندارند ولی به دلیل شکل خاص شغلشان از هماهنگی بهتری برخوردار هستند. ولی مربیان در این زمینه مشکلات زیادی دارند.
من در این زمینه از پیشنهاد آقای شاهین طبع و کسایی استقبال می کنم که بحث NGO را مطرح کرده بودند. من در این زمینه آماده هر گونه همکاری با دوستان هستم.
مرشدی: من به عنوان یک مربی وقتی به سایت فدراسیون می روم باید ببینم که اعلام شده جلسه کمیته مربیان انجام شد و این اقدامات صورت گرفت. ولی عملا در سایت فدراسیون خبری از این مطالب نیست. کسی نمی داند که کمیته مربیان چه کسانی هستند. آیا این افراد می توانند راجع به مسائل تصمیم بگیرند. فدراسیون در این مورد هم کسانی را انتخاب می کند که بله قربان گو باشند.

آقای مرشدی چراامثال شما عضو سازمان تیم های ملی نیستند؟
بنده هیچ سمت و هیچ عضویتی در هیچ کجای فدراسیون ندارم. من خیلی دوست داشتم که تجربه 32 سال مربیگری خود را در اختیار فدراسیون بگذارم. متاسفانه فدراسیون هیچ گاه علاقه مند نبوده که از ما استفاده بکند.
شما در منزل خود اجازه دارید هر طور که مایلید زندگی کنید ولی وقتی پا را از منزل بیرون می گذارید ضوابط جامعه اجازه نمی دهد هر کاری که خواستید بکنید. من فکر می کنم آقای مشحون این را نفهمیده. آقای مشحون باید می دانست که وقتی وارد فدراسیون بسکتبال شد نباید غرض ورزی کند. نباید یک سری را از بین ببرد و یک سری دیگر از افراد را جایگزین اینها بکند. ایشان وظیفه داشت تمام پتانسیل بسکتبال را بکار بگیرد که اینکار را نکرد. الان هم عرض می کنم که ایشان دوازده سال رئیس فدراسیون بوده و بارش خیلی سنگین شده. باید جوابهای زیادی به کارشناسان بسکتبال بدهد. افراد عامی بسکتبال همیشه قهرمانی های بسکتبال را دیده اند. اما من عرض می کنم که این یک ساختمان بسیار زیبایی است که با اولین لرزش خراب خواهد شد. ایشان دوازذه سال رئیس فدراسیون بوده ولی یک سالن اختصاصی نداریم. سخت افزار ما زیر صفر است. الان اگر حامد حدادی را نداشته باشیم اگر صمد نیکخواه و مهدی کامرانی را نداشته باشیم جایگزین اینها در تیم های ملی چه کسانی هستند. به همین دلیل است که من فکر می کنم آقای مشحون مدیر موفقی در بسکتبال نبوده است.
وضعیت بهتری در گذشته داشته یم یا وضعیت بسکتبال ماهمیشه همینگونه بوده؟
مرشدی: در اینجا جا دارد از آقای دکتر غضنفری و حتی مهرداد آگین که شروع کننده این برنامه بودند تشکر کنم. آقای دکتر غضنفری اصلا بسکتبالی نبود ولی وقتی وارد جامعه بسکتبال شد و مدت کوتاهی در جامعه بسکتبال بود زمانی که از بسکتبال رفت کسانی را باقی گذاشت که این فدراسیون دوازده سال است از آنها استفاده می کنند. تمام کسانی که الان در بسکتبال زحمت می کشند و این مقامها را برای این فدراسیون می آورند نتیجه کارکرد و مدیریت فدراسیون قبل بوده. این فدراسیون فقط در حفظ و نگهداری این بازیکنان موفق بوده است. آرن داوودی، اوشین ساهاکیان، اکبری، حامد آفاق ، حامد سهراب نژاد، حامد حدادی، مرحوم آیدین نیکخواه، صمد نیکخواه، مهدی کامرانی و جواد داوری و خیلی از بازیکنانی که اسم نبردم همه نتیجه کارکرد مربیان قبل از این فدراسیون مثل سعید فتحی و مهران شاهین طبع بودند و هنوز برای این فدراسیون بازدهی دارند و اگر اینها از این عرصه بیرون بروند تیم ما باز هم همان مقامهای نازل در سطح آسیا را کسب خواهد کرد.
آقای شکوری گفتند تهران کمپ هایی گذاشت که عده ای از آن منتفع شدند. من باید عرض کنم که این کمپ ها در شهرستان ها همچنان برقرار است. کمپ هایی که با پول های کلان در شهرستانها گذاشته شده و صدای آن هم در هیچ کجا در نیامده است. رسما فدراسیون این کارها را انجام می دهد. کمپ شوت که آقایان سایت هم دارند. ظاهرا خصوصی است اما آن بخش خصوصی هم درون فدراسیون است.
گویا کمپ هایی هست آقایانی که بعضا هم مدرس فدراسیون هستند برگزار می کنند و بصورت یکهفته ای و دو هفته ای با قول ساختن بازیکن ملی و رفتن به تیم ملی و تیمهای باشگاهی طراز اول ،چنین چیزی صحت دارد؟
مرشدی: من این مساله را تایید می کنم. بارها این مورد را دیده ام. این کمپ ها که برگزار می شود از دو حال خارج نیست یا فدراسیون خبر دارد یا خبر ندارد. اگر خبر دارد پس خودش در آن سهیم است و اگر خبر ندارد این خودش یک ضعف بزرگ نظارتی است و به این معنی است که هر کس هر کاری دلش بخواهد می تواند انجام دهد. من فکر می کنم فدراسیون از همه اینها با خبر است. من با افرادی که مبالغی از آنها گرفته اند و وعده تیم ملی جوانان و نوجوانان را به آنها داده اند برخورد داشتم. این افراد به اردوی تیم های ملی می روند ولی در اردوی اول یا دوم خط می خورند. من فکر می کنم اینها با اطلاع مدیر تیم های ملی است. سالهاست این اتفاق می افتد.
امکانات فدراسیون را چطور می بینید و مدیریت کنونی را چطور ارزیابی می کنید و به نظر شما راه برون رفت از وضعیت کنونی چیست؟
شکوری: سالهاست آقایان سالن را بهانه کرده اند و خودشان را پشت آن پنهان کرده اند. بعد از این آقایان فدراسیونهایی مثل هند بال و شنا، والیبال و تکواندو برای خودشان سالن ساختند. ولی آقایان در فدراسیون بسکتبال این کار را نکردند. این مستمسک فدراسیون بسکتبال است که هر جا زمین خوردند بگویند سالن نداشتیم. تا حدی هم حرفشان پیش رفت تا اینکه در این اواخر من شنیدم آقای عباسی وزیر محترم ورزش حرف خوبی زد که از آن پس این بهانه سالن از آقایان شنیده نشد. وزیر محترم ورزش گفت که شما مدام می گویید 30 ملیارد هزینه سالن است در حالی که می توانید جایی را پیدا کنید با هفت یا هشت میلیارد انجام شود. من هم در زمینه کمک می کنم و شما هم تمام تلاش خود را بکنید. این مساله که از سوی وزیر ورزش مطرح شد این مستمسک از دست آقایان فدراسیون بسکتبال خارج شد.
آقایان به دلیل اینکه چیزی برای پنهان شدن در پشت آن داشته باشند همیشه مساله سالن را مطرح می کردند اما اقدامی انجام نمی دادند. برای برون رفت از این وضعیت هم دو راه وجود دارد: یا آقایان باید بروند یا اینکه تفکرشان را عوض کنند. که این برای آقایان سخت است. نیروهای جوان و خلاق باید به فدراسیون تزریق شود. از ما هم گذشته و نیاز به جوانان خلاقی داریم که در این زمینه هستند و فعالیت می کنند و می توانند کمک کنند.
ولی آقایان پشت هر فردی که انتخاب می کنند نکته ای وجود دارد. هر کسی را به فدراسیون راه نمی دهند. مربی خارجی به این دلیل می آورند که بله قربان گو است. هر کاری که می خواهند می کنند و سرانجام انگی به او زده و بیرون می کنند. اما در مواقعی که احساس خطر می کنند هر کس که لازم باشد وارد فدراسیون می کنند. پیشنهاد من این است که آن عزتی که آقای مشحون به واسطه نتیجه گرایی جمع کرده نگذارد از بین برود.
مرشدی: نظر من این است که این فدراسیون باید برود. فکر آقای مشحون به درد جامعه کنونی ورزش نمی خورد. این پیشنهاد ما به خاطر مخالفت با آقای مشحون نیست. برای این است که ما آقای مشحون را دوست داریم. ما فکر می کنیم هر چه بیشتر بماند باید بیشتر جوابگو باشد. چون مسئولیتش سنگین تر می شود. در بعد قهرمانی این فدراسیون برای عامه مردم موفق بوده اما برای کارشناسان بسکتبال این فدراسیون در استعداد یابی و در سنجش مربیان و تعمیم بسکتبال در سطح کشور و در ارتباط با باشگاهها در ارتباط با بخش خصوصی بسیار ضعیف بوده. در بخش استعداد یابی استعداد یاب فدراسیون به شهری که من آنجا بودم آمده. از ایشان سئوال کردم که برای چه کاری آمده اید؟ ایشان گفتند من به دنبال «قد بلند» ها هستم. وقتی استعداد یاب فدراسیون فاکتورهای استعداد یابی را نمی داند و فقط به دنبال قد بلند آمده است دیگر چه انتظاری می توان داشت.
چرا این فرد باید به عنوان استعدا یاب به شهرستانها فرستاده شود؟ اگر بررسی کنیم متوجه خواهیم شد که کسی که او را فرستاده خودش هم اطلاعی در مورد فاکتورهای استعداد یابی نداشته است. فدراسیون بسکتبال فدراسیون علمی نیست. به غیر از صفا علی کمالیان و تا حدی مهران حاتمی بقیه سنت گرا هستند.
برای آینده بسکتبال مشخصا چه برنامه ای را پیشنهاد می کنید؟
شکوری: کار بسیار سخت است و هر روز سخت تر می شود. به نظر من تعدادی از کارشناسان عملگرا باید وارد کار بشوند که خوشان ایده بدهند و خوشان هم اجرا کنند. که بتوان اوضاعی را که آقایان بوجود آورده اند به سرعت جمع کرد که این کار بسیار سختی است.
مرشدی: دو پیشنهاد دارم: یکی اینکه از راهکارهایی که فدراسیون دکتر غضنفری استفاده می کرد هر کسی که می آید استفاده کند. دوم اینکه ارتباط خود را با ارگان هایی که زیر بنای ورزش مملکت را پایه ریزی می کنند قوی کند. ارتباط فعال و پیوسته ای با آموزش و پرورش، شهرداری و ارگانهای نظامی داشته باشد. چرا ارگانهای نظامی؟ برای اینکه درست زمانی که بازیکنها زمان بازدهی آنها می شود همزمان با سربازی انها است و این دو سال وقفه ای بین بازیکن و بسکتبال ممکن است ایجاد کند. به همین دلیل ارتباط فدراسیون اگر با ارگانهای نظامی خوب باشد در این زمینه موفق خواهند بود. البته یک نکته هم هست و آن اینکه فدراسیون آینده باید صداقت هم داشته باشد.
با سپاس از وقتی که در اختیار ما قراردادید .
محمد علی دادگر/ محمد آوخ
کاپیتان پیشین تیم ملی بسکتبال معتقد است این رشته تغییر و تحول در سطح کلان میخواهد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این روزها صحبتهای مبنی بر کمرنگ جلوه دادن نقش مربیان ایرانی، نبود یک سازمان لیگ مستقل، دور شدن اسپانسرها از بسکتبال، نبود افراد جوان و با انگیزه در فدراسیون و بسیاری موارد دیگر به گوش میرسد.
خبرگزاری ایسنا، در ادامه کنکاش و ارزیابی خود در بسکتبال پس از گفتوگو با برخی مربیان ملی سراغ اصلیترین منتقد بسکتبال یعنی حسن میرزا آقابیگ کاپیتان پیشین تیم ملی رفت. او این بار هم از متولیان بسکتبال انتقاد کرد و گفت از بیارزش نشان دادن کار مربیان ایرانی نمیتوان به نتیجهای رسید.
* آقای میرزا آقابیگ آیا قبول دارید جریانی در بسکتبال دارد نقش مربیان داخلی را کمرنگ نشان دهد؟
بله. متاسفانه این جریان وجود دارد. جریانی هست که اهمیت خاصی به مربی داخلی نمیدهد و نقش ایرانیها را کمرنگ میکند. این در حالی است که همه رشد و پیشرفت بسکتبال توسط همین مربیهای ایرانی اتفاق افتاده است. حتی مربی خارجی در فصل گذشته لیگ برتر موفق نبود و دیدیم که مهرام با "بچیروویچ" نتوانست از قهرمانی خود دفاع کند.
* به نظر شما دلیل ایجاد این جریان چیست؟
به نظر من مربیان ایرانی که با دانش هستند تن به هر کاری نمیدهند. آنها با دانش و بهروز هستند و به همین دلیل به خود اجازه نمیدهند کسی در کارشان دخالت کند. قبول هر کاری برایشان ممکن نیست. یک مربی در شغل خود استقلال کاری میخواهد که این موضوع در فدراسیون اهمیت ندارد. خارجیهایی که به ایران میآیند، به خاطر پول تن به این گونه کار میدهند. البته مربیان خارجی که به ایران میآیند جزو 100 مربی اول جهان نیستند. این "ییچ"هایی که در ایران کار میکنند برایشان چیزی جز پول اهمیت ندارد.
* یکی از انتقادهایی که این روزها از فدراسیون میشود نبود یک سازمان لیگ قدرتمند است. شما در این باره چه نظری دارید؟
سازمان لیگ بسکتبال را با فوتبال و دیگر فدراسیونهای حرفهای مقایسه کنید. یک سازمان لیگ قدرتمند و مستقل اساسنامه و ساختار دارد نه اینکه تنها توسط سه نفر کار کند. در بسکتبال تنها سه نفر تصمیم میگیرند و کار میکنند و ساختاری وجود ندارد. همین اتفاقها است که باعث میشود حضور باشگاهها و اسپانسرها در بسکتبال کمرنگ شود و مدیران دلسرد شوند.
* درباره عدم حضور اسپانسرهای متعدد بیشتر توضیح دهید.
زمانی که مدیران و باشگاهها در تصمیمگیری برای بسکتبال نقشی ندارند و بهای لازم به آنها داده نمیشود باشگاه انگیزهای برای حضور ندارد. هماکنون کدام باشگاه در تصمیمگیریهای بسکتبال نقش دارند؟ رگ حیات ورزش در دستان باشگاهها است اما به آنها توجهی نمیشود. هرچه حضور باشگاهها در جریان کار بیشتر باشد نتیجهگیری بهتر میشود.
* چه راهکاری میتوان ارائه داد؟
همیشه گفتهام که بسکتبال نیاز به تغییر و تحول دارد. تمام نتایج حاصل کار نیروهای قبلی است و هماکنون دیگر آسیا هم به بسکتبال قاره اهمیتی نمیدهد. ما نیز باید گام به عرصه بالاتری بگذاریم. کره و ژاپن که سرمایهگذاری خوبی در بسکتبال ندارند و چین هم در اندیشه جدا شدن از آسیا است. این دو شرایطی است که قهرمانی غرب آسیا نشان داد ایران جایگاهی متزلزل دارد و دیگر آن قدرت بلامنازع منطقه نیست. نباید این ساختار که مربی به باشگاه معرفی میشود و یک مربی خوب را خانهنشین میکند به کارش ادامه دهد. من با فعالیت هم زمان هر مربی چه داخلی و چه خارجی در باشگاه و تیم ملی مخالف هستم.
* آیا ایجاد اتحادیهها نمیتواند ساختار را بهتر کند؟
من زمانی بحث ایجاد اتحادیهها را مطرح کردم. فدراسیون هماکنون به تغییرات کلان نیاز دارد.
* درباره نقش مربیان داخلی آقای مشحون میگوید این مربیان کدام بازیکن را به بسکتبال معرفی کرده است. نظر شما درباره این صحبت چیست؟
آقای مشحون بگوید مربیان خارجی کدام بازیکن را به بسکتبال معرفی کردهاند؟ نیکخواه بهرامی، کامرانی، آفاق، حدادی، ساهاکیان و دیگر ملیپوشان نسل طلایی تاریخ دارند و معلوم است از کجا وارد بسکتبال شدهاند. در این فصل که "بچیروویچ" مربی مهرام بود چهرهای که به بسکتبال معرفی کرد که بود؟ چرا آقایان سعی دارند اهمیت مربیان ایرانی را کم نشان دهند؟
* آقای مشحون سومی تیم ملی جوانان در آسیا را مصداق ساختن نسلی جدید و پشتوانه بسکتبال میداند.
هر کدام از این بازیکنان در آینده صمد، کامرانی، آفاق و حدادی میشوند را به ما معرفی کنند. نتیجه گرفتن در غرب آسیا ساده است اما به یاد بیاوریم ما در چه زمانی قهرمانیهای آسیا را به دست میآوریم. هماکنون لبنان و سوریه چه جایگاهی دارند؟ برای استعدادیابی ساختار و برنامه نیاز است. مربیان استعدادیاب چه کسانی هستند؟ نکته دیگر اینجاست اگر آقای مشحون استعدادیابی کرده همین مسئله حرفش درباره مربیان ایرانی را نقض میکند. اگر مربی ایرانی نقشی در تولید بازیکن نداشته پس این نسلی که به عنوان جوانان فعالیت میکنند از کجا آمدهاند؟ بسکتبال را از کجا یاد گرفتهاند؟ آیا جز مربیان ایرانی آنها را پرورش دادهاند؟
* آیا جام جهانی "پراگ" میتواند میزان توانایی این نسل را نشان دهد؟
اگر با نسلی طلایی نیز در جام جهانی شرکت کنیم نمیتوانیم نتیجهای خاص بگیریم. باید حضور ما در این رقابتها به همراه نمایشی قابل قبول باشد. همان طور که تیم ملی بزرگسالان در جام جهانی 2010 نمایشی خوب داشت. باید در آنجا نشان دهیم که بسکتبال در حال رشد است.
* چرا در حالی که دیگر فدراسیونها چون والیبال از امکانات خوبی بهرهمند هستند اما بسکتبال بیبهره است؟
مهندس مهرعلیزاده رییس وقت سازمان تربیت بدنی مجوز کتبی داد که در کنار سالن هندبال در مجموعه انقلاب یک سالن بسکتبال ساخته شود اما من که رفتم پیگیری، انجام نشد. البته آقای مشحون همیشه در تلویزیون و رسانهها میگوید سالن نداریم اما خیلی فرق دارد که به رییس ورزش بگویم اگر این امکانات را به ما ندهید کار نمیکنیم، تا اینکه یک نامه به او بزنیم. اگر به رییس ورزش بگوییم این نیاز خانواده است و باید امکانات بدهید نتیجه خواهیم گرفت. شما میگویید والیبال اما همه فدراسیونها امکانات گرفتهاند. تکواندو و کاراته نیز سالن گرفتند اما فدراسیون ما هنوز در سه اتاق کار میکند.
مربی تیم ملی بسکتبال معتقد است با گسترش دادن سازمان لیگ این کمیته در فدراسیون بسکتبال میتواند قدرتمندتر کار کند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، صفاعلی کمالیان مربی تیم ملی، در این فصل از لیگ برتر بسکتبال به عنوان مشاور فنی راهی ماهان اصفهان شد.
کمالیان که پیش از آغاز فصل به عنوان مربی در لیگ دسته اول NCAA آمریکا فعالیت داشت در ایران سومی با ماهان را تجربه کرد. خبرنگار ایسنا در ادامه کنکاش و ارزیابی لیگ برتر با مربی تیم ملی به گفتوگو نشست و از او درباره شاخصههای لیگ و نقش سازمان لیگ قوی پرسید. صفاعلی کمالیان نیز معتقد است میتوان سازمان لیگی قدرتمند داشت تا با تقویت ساختارها، قوانین و شاخصهای اجرائی در رقابتها کیفیت بسکتبال ایران را ارتقاء بخشید.
* آقای کمالیان برای ارزیابی لیگ برتر میتوان به شاخصههای زیادی اشاره کرد. نظر شما درباره شاخصههایی که میتوان با آنها لیگ برتر ایران را ارزیابی کرد چیست؟
همانطور که شما گفتید برای ارزیابی یک لیگ شاخصهای زیادی را می توان مورد بررسی قرار داد که بطور کلی به باشگاهها، تیمها و برگزار کنندگان مربوط میشود و البته هر یک را میتوان از جنبههای مختلف مورد مطالعه قرار داد. هماکنون شرایط باشگاهها و باشگاهداری در ایران با بسیاری از نقاط جهان متفاوت است. با توجه به شرایط اقتصادی عملا باشگاهداری انجام نمیشود و بیشتر شاهد تیمداری هستیم. این قبیل مسائل طبعا تبعاتی دارند که گریبان لیگ را نیز میگیرد. مطمئن باشید که اگر در ایران باشگاهداری شکل واقعی خود را به دست آورد قادر است با استفاده از زیربنای قدرتمندش در فرایندهایی مانند اشتغال، درآمدزائی، بازیکنسازی و غیره گام برداشته و در دراز مدت با تامین هزینههای لازم حتی سود قابل قبولی نیز بدست آورد. مسئله دیگر اجزاء فنی تیمها مانند مربیان و بازیکنان است که در واقع از ملاکهای ارزیابی بار فنی هستند. معتقدم بار فنی مربیان ایرانی قابل قبول است.
* نسبت به کجا بار فنی بالایی داریم؟
به نظر من با توجه به جایگاهی که در قاره آسیا داریم میتوان گفت که از نظر فنی قابل قبول هستیم اما این کافی نیست. اینکه وقتی بازیکنان از باشگاه وارد تیم ملی میشوند و عملکرد خوبی ارائه میکنند نشان از بار فنی مناسبی است که در باشگاهها وجود دارد. این مورد با توجه به زمان کمی که تیم ملی برای آمادگی در اختیار داشت در رقابتهای قهرمانی غرب آسیا در تهران به خوبی دیده شد. خروجی خوبی را در غرب آسیا دیدیم که نشان داد بازیکنان آمادگی خوبی داشتند. البته رشد فنی بازیکنان دلایل دیگری هم داشت.
* چه دلایلی؟
به طور مثال اعمال قوانین هم به کیفیت بازیکنان کمک می کند، شاید محدود شدن تعداد بازیکنان خارجی باعث شد تا بسکتبالیستهای ایرانی بیشتر وارد چرخه کار شوند، تجربه به دست آورده و رشد کنند.
* آیا حضور بازیکنان خارجی نمیتواند در پیشرفت جوانان موثر باشد؟
صددرصد؛ اما باید در استفاده از آنها و البته انتخاب بازیکنان خارجی نیز ملاحظاتی رعایت شوند. این موضوع باید ضابطهمند باشد که در قسمت ارزیابی برگزارکنندگان طرح میشود. باید با یک سازماندهی خوب بازیکنان قابلی را جذب و از راه درست به لیگ تزریق کنیم. در بعضی کشورها برای استخدام بازیکنان خارجی کمپ برگزار میشود تا از طریق ارزیابی در این کمپ قابلیت ورود آنان به لیگ بررسی شود. بهرحال باید مکانیزمی طراحی شود که با شرایط کشور ما نیز همخوانی داشته باشد. از طرف دیگر افرادی که در نقل و انتقال بازیکنان فعالیت میکنند نیز باید سازماندهی شوند. هماکنون فدراسیون جهانی این امکان را در اختیار فدراسیونهای ملی قرار داده تا افرادی که در نقل و انتقالات بینالمللی در داخل هر کشور فعالیت میکنند را سازماندهی کنند. رسیدگی به این موضوع به ضابطهمندی ورود بازیکنان خارجی به ایران کمک فراوانی میکند.
* برسیم به مسئله ارزیابی لیگ از جنبه برگزار کنندهها. در این قسمت به چه مواردی باید توجه کرد؟
در این قسمت میتوان به نظارت بر امکانات سختافزاری لیگ اشاره کرد. باید استانداردهایی در زمینه امکانات برگزاری لیگ تعریف و رعایت شود. کفپوش سالنها، جایگاه تیمها و تماشاگران، رختکنها، سرویسهای بهداشتی، دستگاههای بسکتبال و بسیاری از موارد دیگر که باید به آنها دقت شود. هنوز با اینکه برای رفع معایب تذکر داده میشود اما همچنان در جریان بازی مثلا دستگاه 24 ثانیه یا تابلوی امتیازات کار نمیکند یا کفپوش بعضی سالنها غیر استاندارد است.
مسئله دیگر آییننامهها و قوانین است. هماکنون آییننامه لیگ ما چندین بار مورد بازبینی قرار گرفته و نظر جمعی از کارشناسان نیز اعمال شده است اما لازم است آییننامه لیگ نهایی شود. به طور مثال در فینال لیگ امسال اتفاقی افتاده که مسئولین لیگ آن را پیش بینی نشده عنوان کردهاند. امیدوارم در بازبینی آیین نامهها و مقررات بصورتی عمل شود که چنین مواردی به حداقل رسیده و این مسیر به گونهای پیش رود که دیگر کسی احساس ضرر نکند.
* آیا میتوان الگوبرداری کرد؟
مسلما. هماکنون آییننامه بسیاری از لیگهای معتبر موجود هستند که میتوان از آنها الگوبرداری کرد. حتی آییننامه لیگهای سایر رشتههای ورزشی هم قابل استفاده هستند. به نظر من با الگوبرداری مناسب و تطبیق آن با شرایط موجود میتوان آییننامهای همه جانبهنگر طراحی کرد.
*میتوان نتیجه گرفت که برای رسیدن به این برنامهها نیاز به یک سازمان لیگ قدرتمند داریم؟
اگر سازمان لیگ ما گسترش یابد، قدرتمندتر کار میکند. ساختار برگزار کنندگان یا همان سازمان لیگ به نظر من نیاز به مطالعه و برنامهریزی دارد. در هر حال این موضوعی آرمانی نبوده و کاملا عملی و اجرایی است.
* آیا میتوان بحث آموزشی را نیز در ارزیابی لیگ وارد کرد؟
بله، فعالیتهای آموزشی برای برگزار کنندگان و مجموعه تیمها نیز بسیار حائز اهمیت است. هماکنون حضور داوران جوان در چرخه لیگ خوب و قابل تقدیر است اما لازم است عملکرد آنها نیز بطور مداوم بررسی شود. باید علاوه بر شرکت در سمینارهای آموزشی و کسب دانش، موجبات کسب تجربه از طریق تبادل داوران با کشورهای صاحب لیگهای قوی نیز فراهم شود. مثلا در شرایط فعلی که لیگ ما تمام شده میشد زمینه همکاری با لیگهای کشوری مثل ترکیه یا سایر کشورهای اروپائی که لیگهای قوی دارند را برنامهریزی کرد تا با تبادل اطلاعات و کسب تجربه در عرصه بینالمللی در مسیر رشد گام برداشت.
علاوه بر آموزش به نظر من باید نظارت دقیق و مستمری بر عملکرد داوران و ناظران وجود داشته باشد تا از اشتباههای موجود جلوگیری شود. از بین بردن اشتباهات برگزارکنندگان وظیفه باشگاهها یا مربیان نیست اما میتوانند در این زمینه همکاری کنند. با این فرض که همچنان کمیته داوران و سازمان لیگ باید برای آن اندیشه و برنامهریزی داشته باشد. باید برای هر کس شرح وظیفهای مشخص شود و پس از هر بازی نیز عملکرد برگزارکنندگان توسط خودشان زیر ذرهبین قرار بگیرد. این یک حرکت تدریجی و مداوم در جهت آموزش، کاهش اشتباهات و یکسان سازی عملیات اجرائی است. گروههای داوری و نظارت ما نیازمند برنامههای آموزشی متفاوتی نسبت به آنچه در شرایط فعلی دارند هستند.
* این مسئله برای مربیان نیز صدق نمیکند؟!
حتما، هر مربی شخصا باید خود را تحت یک برنامه آموزشی و بازآموزی سالیانه قرار دهد و برای ارتقاء دانش خود مثلا در سمینارها وکلینیکها شرکت کند. از طرف دیگر کمیتههای آموزش و مربیان فدراسیون نیز باید برای کسانی که به صورت شخصی امکان حضور در این برنامهها را ندارند شرایطی فراهم کنند که نیازهای آموزشی آنان نیز مرتفع شود.
هماکنون میتوان مدرسهای خوبی را از سراسر دنیا به ایران آورد و با هزینههای مناسب دورههای آموزشی باکیفیت برگزار کرد. میتوان حضور در این کلاسها را مثل بعضی کشورها اجباری کرد. به نظر من با یک برنامهریزی مناسب میتوان شرایط خوبی را برای مربیان ایجاد کرد که بتوانند در داخل کشور از کلاسهای آموزشی بهره ببرند.
علاوه بر مربیان، سایر ارکان تیمها هم باید آموزش دیده و دانش لازم برای انجام وظایف خود را داشته باشند.
* این برنامهها نیاز به برنامهریزی، مدیریت و نیرو دارد. آیا نیروی فعلی فدراسیون این پتانسیل را دارد یا اینکه میتوان از افراد جوان و نیروی متخصص بهره برد؟
مسلما نیاز به قوای تازه نفس و نیروهای جوان وجود دارد اما فکر نمیکنم که جایگزینی افراد مجرب با جوانان کم تجربه منطقی باشد. به نظر من باید این نیروهای جوان وارد فدراسیون شوند و در کنار افراد با تجربه کار اجرائی را بیاموزند. همانطور که مثلا در کشوری مثل ترکیه عمل شد. اما مسئله دیگر این است که آیا نیروهای جوان میتوانند با شرایط استخدامی در فدراسیون کار کنند؟ هنوز بدلیل کمبود فضای اداری تعدادی از روسای کمیتهها در فدراسیون بسکتبال میزکار ندارند! آیا نیروهای جدید میتوانند با این وضعیت کار کند؟ باید شرایط لازم را هم برای مشارکت جوانان در فعالیتهای اجرایی بوجود آورد.
* اینکه فدراسیون بسکتبال یک ساختمان ندارد نیز شاید یک مشکل است. این مسئله را در مدیریت کلان میبینید یا مقصر خود فدراسیون است؟
فکر میکنم این به مشکل ساختاری در ورزش کشور ارتباط پیدا میکند. تامین امکانات سخت افزاری در این مقیاس از توان فدراسیونها، بجز تعداد معدودی از آنها، خارج است. بخشی از بودجه لازم مسلما از طریق وزارت ورزش و بخش دیگر باید از طریق جذب سرمایه گذاران تامین شود.
معتقدم که وزارت ورزش باید با تمرکز فعالیتهای بازرگانی و بازاریابی در مجموعه خود کسانی که تمایل به سرمایه گذاری در ورزش دارند را شناسائی و جذب کرده و ضمن نظارت بر چگونگی تامین نیازهای سرمایه گذاران از طرق مختلف، فواید مالی را بطور هدفمند در اختیار فدراسیونها قرار دهد. البته نه بصورتی که از طریق صندوق قهرمانان و پیشکسوتان عمل میشد. بحث در این مورد طولانی است.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، فدراسیون بسکتبال ایران در سال جاری تقویمی شلوغ دارد و تیمهای ملی در هر رده باید در رقابتهای بینالمللی شرکت کنند. تیم ملی بزرگسالان ایران قهرمانی آسیا در فیلیپین را پیش رو دارد که سهمیه جام جهانی 2014 اسپانیا است، تیم ملی جوانان باید در جام جهانی زیر 19 سال جهوری چک شرکت کند و تیم ملی نوجوانان نیز پس از حضور در رقابتهای غربآسیا باید در ایران میزبان قهرمانی آسیا باشند. در کنار این رقابتها جام "ویلیام جونز" و کاپآسیا نیز برای تیم ملی رقابتی است که قهرمانان ایران باید در آن شرکت کنند.
در کنار برنامههای تیمهای ملی، باشگاههای ایران نیز رقابتهای بینالمللی دارند. مهرام و پتروشیمی باید در باشگاههای غربآسیا شرکت کنند و پس از آن یکی از آنها راهی باشگاههای آسیا شود. این وضعیت نشان میدهد که ملی پوشان ایرانی چه با پیراهن تیم ملی و چه با پیراهن مهرام و پتروشیمی از همین ابتدا روزهای پرفشاری دارند. با این شرایط برنامه فدراسیون بسکتبال برای تیمهای ملی چیست؟!
تیم امید فراموش شده!
سال گذشته در همین روزها بود که فدراسیون تیم ملی بزرگسالان را به "مهمد بچیروویچ"، تیم ملی امید را به "عباس آقاکوچکی" و تیم ملی جوانان را به "مهران حاتمی" سپرد اما در جریان رقابتهای قهرمانی جوانان آسیا و کاپ آسیا برای بزرگسالان تیم ملی امید فراموش شد. شاگردان "عباس آقاکوچکی" نزدیک به سه هفته در سال گذشته در اردو بودند و قرار شد راهی جام"ویلیام جونز" شوند که مهرام جایگزین این تیم شد و پس از آن نیز هیچ برنامهای نداشتند. با این شرایط بسیاری از بازیکنان که شرایط حضور در تیم ملی بزرگسالان را نداشتند کنار گذاشته شدند و فرصتی نداشتند تا خود را در تیم ملی امید نشان دهند.
پس از اینکه کنفدراسیون بسکتبال آسیا رقابت رده امید را از تقویم سالیانه خود حذف کرد این اتفاق در بسکتبال ایران نیز افتاد و سال گذشته ملی پوشان امید هیچ برنامهای نداشتند. تنها نام تیم ملی حفظ شد و هیچ برنامهای وجود نداشت. مطمئنا خود فدراسیون به خوبی میداند که جریان داشتن اردوهای تیم ملی امید میتواند بازیکنان خوبی چون محمد جمشیدی، محمد حسینزاده، اصغر کاردوست و بسیاری دیگر از ملی پوشان جوان را برای حضور در تیم ملی بزرگسالان و آینده بسکتبال ایران آماده کند.
درست است که بسکتبال ایران با کمبود امکانات و سالن در تهران مواجه است اما این بازیکنان میتوانند در شهرستانها زیر نظر "عباس آقاکوچکی" کار کنند. این مربی که در فصل گذشته لیگ برتر نیز هدایت تیمی را برعهده نداشت به خوبی میتوانست تیم ملی امید را به کار بیندازد و بازیکنانی که در لیگها و تیمهای ملی نبودند را رشد دهد.
حال امید است تیم ملی امید ایران در سال جاری زیر سایه جوانان و بزرگسالان نباشد. در تقویم سال جاری مسابقههایی چون جام "ویلیام جونز" و کاپ آسیا وجود دارد که تیم ملی امید میتواند در آنها شرکت کند و بین بازیکنان جوان انگیزهای ایجاد شود. به این شرط که دوباره هدف کسب نتیجه نباشد.
تکلیف تیم ملی جوانان چیست؟
تیم ملی جوانان باید در جام جهانی زیر 19 سال جمهوری چک شرکت کند، اما در سال جدید هنوز برنامهای پیش رو ندارد و چند تن از این بازیکنان این تیم در مهرام و پتروشیمی راهی باشگاههای غربآسیا میشوند اما مساله اینجاست که هم اکنون سرمربی تیم ملی جوانان (مهران حاتمی) در کنار پتروشیمی و تا اواخر اردیبهشت درگیر غربآسیا است. پس از آن نیز رقابتهای بسکتبال باشگاههای آسیا در اردن برگزار میشود که اگر پتروشیمی سهمیه این رقابتها را بگیرد "مهران حاتمی" به طور کامل درگیر پتروشیمی خواهد شد و جوانان ایرانی بدون برنامه میمانند.
جوانان ایران که در رقابتهای قهرمانی آسیا بر سکوی سوم ایستادند در رقابتهای جام جهانی "پراگ" در گروه دوم رقابتها با آرژانتین، لیتوانی و جمهوری چک هم گروه هستند. آنها فرصت زیادی تا آغاز این رقابتها ندارند و باید خیلی زود برای بدست آوردن آمادگی کامل وارد تمرین شوند. "مهران حاتمی" سرمربی تیم ملی جوانان درباره برنامهریزیهای تیم ملی جوانان به ایسنا گفت: تیم ملی جوانان جام جهانی زیر 19 سال را پیشرو دارد و هدف گذاری ما حضور قدرتمند و شایسته در این رقابتها است. با آقای مشحون صحبت کردهایم و برنامهریزی ما مشخص است. زمان آغاز اردو تعیین و تمرین را آغاز خواهیم کرد. در زمان پیشرو باید تدارکات خوبی داشته باشیم و نیاز به مسابقههای دوستانه و اردوهای برون مرزی داریم. به نظر من یکی از اصلیترین دلایل موفقیت تیم ملی در قهرمانی آسیا همان اردوهای برون مرزی بود.
حالا سازمان تیمهای ملی بسکتبال نیز باید برای جوانان فکری کنند که به سرعت وارد اردو شوند و زیر نظر یک مربی به کارشان ادامه دهند تا فعالتهای بینالمللی پتروشیمی و "مهران حاتمی" نیز مشخص است.
تیم ملی و فرصت باقی مانده تا قهرمانی آسیا
از یازدهم تا بیست و یکم مرداد نیز تیم ملی بسکتبال ایران برای قهرمانی در آسیا و کسب سهمیه جام جهانی اسپانیا باید در فیلیپین به مصاف حریفان قدرتمند خود برود. هم اکنون که سرمربی تیم ملی هنوز به ایران بازنگشته و اکثر ملی پوشان نیز تا انتهای باشگاههای غربآسیا که تا بیست و هشتم اردیبهشت در عراق برگزار میشود درگیر این رقابتها هستند. سازمان تیمهای ملی هنوز برنامهای برای تیم ملی ندارد و باید منتظر ماند تا "بچیروویچ" به ایران بازگردد. البته "بوبان میتف" که انتهای فروردین قراردادش با ایران تمام میشود هم اکنون در ایران است و باید وضعیت قرار داد او نیز معلوم شود.
محمدرضا مشحون رییس سازمان تیمهای ملی بسکتبال درباره برنامه تیم ملی به ایسنا گفت: هم اکنون "بچیروویچ" ایران نیست و با بازگشت او برنامهریزیهای جدید برای تیم ملی انجام خواهد شد. باید برنامه تیم ملی بزرگسالان و جوانان را انجام دهیم. فکر میکنم برنامههای تیم ملی از ابتدای اردیبهشت آغاز خواهد شد و از آن زودتر نخواهد بود. البته فراموش نکنیم دو تیم مهرام و پتروشیمی نیز باید در باشگاههای غرب آسیا حاضر شوند و باید با توجه به وضعیت برنامهریزی کنیم.
مهران شاهینطبع و محمد کساییپور در ارزیابی لیگ برتر بسکتبال به این نکته رسیدند که برای رشد بسکتبال و ورود به عرصه جهانی نباید دور خود دیوار بکشیم و باید نیروهای متخصص را همانند هوای تازه وارد بسکتبال کرد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، همیشه در پایان هر فصل از لیگ برتر بسکتبال ایران مربیان و کارشناسان از وضعیت لیگ برگزار شده صحبت میکنند. تفاوتها و شباهتها با گذشته را مطرح میکنند و یا میگویند کیفیت لیگ پایین بود یا بالا. هرساله لیگ برتر بسکتبال ایران با شرایطی تقریبا یک شکل برگزار میشود. اگر به جزییات آن توجه شود پیشرفت خاصی در آن دیده نخواهد شد. خبرگزاری ایسنا در پایان این فصل از لیگ برتر بسکتبال که با قهرمانی پتروشیمی همراه بود میزبان دو تن از مربیان لیگ برتری بود و به صورت موشکافانه وضعیت بسکتبال ایران را ارزیابی کرد. مهران شاهینطبع سرمربی سابق تیم ملی جوانان و سرمربی دانشگاه آزاد و محمد کساییپور سرمربی سابق تیم ملی امید و سرمربی سابق استقلال زرین قشم مهمانان ایسنا بودند و از وضعیت لیگ و بسکتبال ایران صحبت کردند. این دو مربی از امروز و فردای بسکتبال گفتند و اینکه چگونه باید وارد عرصه جهانی شد. صحبتهای این دو مربی پر از نکات مهم بود که نمیشود حتی یک قسمت از آن را جدا بیان کرد.
مشروح گفت و گوی ایسنا با این دو مربی ملی را در ادامه میخوانید.
*آقای کساییپور برای ارزیابی لیگ برتر میتوان از مقایسه آن با سالهای گذشته صحبت کرد. با توجه به شرایط این فصلی که گذشت نظر شما درباره وضعیت لیگ ایران چیست؟
برای بررسی و ارزیابی لیگ کشور شاخصههای زیادی وجود دارد که باید درباره آنها صحبت کرد. زمان برگزاری و مدت زمانی که لیگ برگزار میشود، تعداد تیمها و شرایط حضورشان، نحوه جذب بازیکن، سهمیه بازیکنان، بازیکنان خارجی و تعداد آنها، نحوه فعالیت باشگاهها، فدراسیون، مربیان، امکانات باشگاهها و بسیاری از موارد دیگر. ما در سالهای گذشته شاهد حضور بازیکنان خارجی زیادی در ایران بودیم اما تعداد آنها در دو سال اخیر کم شد تا با توجه به تفکر فدراسیون بازیکنان ایرانی بیشتر رشد کنند. این اتفاق افتاد و بازیکنان زیادی وارد چرخه بازی شدند اما بسکتبال ایران از تجربههای بازیکنان خارجی خوب بی نصیب ماند. بازیکنانی که در رشد و پرورش ستارههای امروز نقش بزرگی ایفا کردهاند. در این فصل از لیگ زمان کمی شاهد رقابتها بودیم. بازیها فشرده بود و بازیکنان باید خیلی سریع خود را برای رقابتهای پشت سر هم آماده میکردند. شاید همین مساله هم باعث ایجاد آسیب دیدگیهایی میشد که به تیمها ضربه زد. بازیکنان جوان ایرانی وارد چرخه شدند و خوب بازی کردند اما اگر زمان بیشتری پیدا میکردند شاهد رشد بیشتری میبودیم. در کنار آنها به نظر من کیفیت بازیکنان خارجی چشمگیر نبود. شاید زمان برگزاری لیگ و البته وضعیت اقتصادی باشگاهها در این مساله دخالت داشت. با این حال در این فصل رقابتهای خوبی در لیگ دیدیم که نسبت به فصل گذشته کیفیت بیشتری داشت. تیمها سرمایه گذاری خوبی داشتند و تقسیم بازیکنان نیز مناسب بود که باعث شد رقابت تیمها نزدیک شود. چند تیم بودند که به عنوان مدعی به رقابت میپرداختند و همین مساله باعث شد تا بازیها غیر قابل پیش بینی شوند.
*آقای شاهینطبع همانطور که همکار شما گفتند شاخصههای زیادی برای ارزیابی وجود دارد. شما این شاخصهها را چطور تعریف میکنید؟
با تایید تمام صحبتهای آقای کساییپور به نظر من باید موضوعات را به صورت جزئی نگاه کرد و از کلی گویی و کلی نگری در رابطه با موضوعات و مشکلات موجود در رشته بسکتبال پرهیز کرد. برای بررسی لیگ خوب و به طور کلی رشد و توسعه رشته ورزش بسکتبال و این موضوع که آیا این رشته در چند سال گذشته در ایران رشد داشته یا دچار عقبگرد شده مولفههایی وجود دارد که میتوان با بررسی آنها به نتایج نسبتا دقیق رسید.
برای نمونه یکی از مولفههای لیگ موفق بسکتبال وجود امکانات و تجهیزات مناسب است. به عنوان مثال سالنهای اختصاصی، زمینهای تمرین ، اسکور بوردها، وضعیت باشگاهها و امکانات آنها نسبت به هشت سال پیش چگونه است؟
آیا در طول این هشت سال در رابطه با این موضوعات ما پیشرفت داشتهایم یا پسرفت؟ همچنین موضوع اسپانسرها و یا بحث خصوصی بودن و یا دولتی بودن باشگاهها و روند خصوصی سازی نسبت به هشت سال پیش در چه وضعیتی قرار دارد؟ برنامهریزی فدراسیون برای اجرای بازیها و مسابقات در طول برگزاری لیگ بر اساس استانداردهای دنیا چگونه است؟
آیا کیفیت مسابقات نسبت به سالهای گذشته بهتر شده است یا نه کیفیت بازیها سیر نزولی داشته است؟ همچنین موضوع ایجاد انگیزه در میان بازیکنان و سرمایه گذاران نیز مولفه دیگری است که می توان به آن توجه کرد. وضعیت حقوق، دستمزدها و قراردادها و همچنین پاداش بازیکن برتر و شایسته در طول لیگ، وضعیت تماشاچیان و ایجاد انگیزه در میان آنها برای ورود به سالنها برای تماشای بازی مولفهای دیگری است که میتوان با بررسی آنها به رشد و توسعه و یا پسرفت بسکتبال در طول این هشت سال دست یافت.
*پس با ارزیابی این شاخصهها میتوان پس از مدتها به یک نتیجه کاملا علمی برای بسکتبال رسید.
بله. بنابراین برای بررسی وضعیت رشته بسکتبال در طول چند سال گذشته باید از کلی گویی پرهیز کنیم. توجه به مولفههای مطرح شده ضروری است. در این رابطه باید میان سیاستهای کلان دولت با سیاستها و برنامههای فدراسیون تفکیک قائل شد. به عنوان مثال بحث حضور بانوان در سالنها برای تماشای بازیها موضوعی دولتی و جز سیاستهای کلان است ولی موضوعات دیگر از قبیل استفاده از نیروهای داوطلب برای مدیریت و نظارت بر بازیها، موضوعی است که در حیطه وظایف فدراسیون بسکتبال است. هم اکنون در بسیاری از کشورها نیروهای داوطلب متشکل از دانش آموزان در برگزاری بازیها با فدراسیون همکاری میکنند. این دانش آموزان به صورت داوطلبانه و رایگان خدمات بسیار مهمی را به فدراسیون ارائه میدهند که هنوز در ایران از این ظرفیتها استفاده نشده است.
این موضوعات به طور مستقیم به مسائل مدیریتی فدراسیون مربوط میشود که به راحتی میتوان با برنامهریزی دقیق برای اجرای آنها برنامه ریزی کرد. از دیگر مولفههای مهم برای بررسی وضعیت بسکتبال کشور توجه به سیستم جامع و فراگیر آماری در سطح کشور است. این سیستم در لیگ برتر اجرایی شده است ولی در لیگهای پایین تر این سیستم هنوز طراحی و اجرا نشده است. بررسی ورود ضابطهمند بازیکنهای خارجی به کشور و همچنین چگونگی نظارت بر قراردادهای آنها مولفه دیگری است که میتوان به آنها توجه کرد. به عنوان مثال بسیاری از کشورها برای ورود بازیکن خارجی به لیگ خود محدودیتهایی از قبیل سن زیر 27 سال و عدم سابقه حضور در لیگ nba در نظر میگیرند زیرا بازیکنی که در لیگ nba بازی کرده دیگر انگیزهای برای تلاش و کوشش ندارد. حال باید مطالعه کرد که ما در طول این هشت سال چقدر در زمینه ورود بازیکن خارجی کار کردهایم. چقدر قراردادهای ما واقعی بوده است.
*با توجه به صحبت خودتان درباره پرهیز از کلی گویی، بهتر است شاخصههای خود را ریزتر توضیح دهید.
بله. مولفه دیگر برای مطالعه و بررسی موضوع اطلاع رسانی در زمینه برگزاری مسابقات است. در این زمینه چقدر با نهادهای دیگر مانند شهرداری رایزنی کردهایم تا از امکانات آن برای اطلاع رسانی به شهروندان بهره ببریم؟ آیا تولید کنندگان برای حضور یک پارچه تماشاچیان در سالن مسابقات با فدراسیون همکاری دارند؟ آیا حضور آنها در افتتاحیهها و اختتامیههای مسابقات مناسب و شایسته هست؟
همچنین موضوع تناسب فنی تیمهای حاضر در لیگ برتر از مولفههای دیگری است که با بهرهگیری از سیستم فراگیر آماری میتوان در آن زمینه بحث کرد. این موضوع به عنوان مثال در تحلیل و آنالیز بازی تک تک تیمهای حاضر در لیگ بسیار کارآمد و کارا خواهد بود. بحث داوری، ایجاد انگیزه در داوران، پاداش و دستمزد آنها حمایت از حق و حقوق آنها از جمله مولفههای دیگر است که با بررسی آنها میتوان به نتایج قابل قبولی در رابطه با وضعیت بسکتبال در کشور رسید.
امروز در تمام کشورهای صاحب سبک در رشته بسکتبال کلاسهای بازآموری و یا همان کیلینیک برگزار میشود و بزرگترین مربیان درجه یک بین المللی در این کلاسها حضور می یابند. باید توجه داشت که برگزی این کلاسها و دعوت از این اساتید هزینه زیادی به فدراسیون تحمیل نمیکند، زیرا این اساتید به عنوان نوعی خُمس دانش و علم خود با دستمزد بسیار کم در این کلاسها حضور مییابند. همچنین باید به این موضوع توجه کرد که برگزرای این کلاسها به ایجاد روحیه همبستگی در میان مربیان داخلی نیز کمک شایانی خواهد کرد. اجرای تمامی این مولفهها که منجر به رشد و توسعه بسکتبال در کشور میشود سخنان رویایی و آرمانی نیست بلکه راه راحت، قابل اجرا و شدنی است.
همچنین بحث پخش بازیها از تلویزیون و تعادل آن در میان باشگاههای تهرانی و شهرستانی از جمله موضوعات دیگری است که باید به آن توجه داشت. نقل و انتقال بازیکنها، روندهای دموکراتیک در اداره باشگاهها و مدیریت آنها همگی از جمله مولفههایی است که باید با بررسی آنها به یک نظر اجمالی در رابطه با رشد بسکتبال در طول چند سال گذشته رسید.
نکتهای که باید بر آن تاکید کرد بحث مدیریت و مسئولیت پذیری مدیران است. باید بر این موضوع پای فشرد که هر مدیری باید مسئولیت تبعات تصمیمات خود را بپذیرد و این در یک روند دموکراتیک در باشگاهها امکان پذیر خواهد بود.
*همگی این شاخصهها در بسکتبال امروز جهان دیده میشود. آقای کساییپور آیا میتوان یک الگویی برای بسکتبال ایجاد کرد و طبق آن ورزش کشور را پیش برد.
دقیقا صحبتهای آقای شاهینطبع به خوبی شاخصههای خوب ارزیابی بسکتبال را نشان داد. در ادامه صحبتهای او و حرفهای خودم باید تاکید کنم که همیشه با یک الگو برداری مناسب میتوان راه درستی را پیش برد. باید ببینیم بسکتبال جهان در چه مسیری حرکت میکند و ما چه راهی را پیش گرفتهایم. باید تمام این شاخصهها را در نظر بگیریم و با وفق دادن آنها با بسکتبال کشور گام برداریم. بسیاری از شاخصهها نیازمند به یکدیگر و مکمل هم هستند. هر ساختاری نیاز به یک ساختار زیربنایی دارد تا پایههای حرکتی مستحکم شود. اگر ما از داشتههای خود شناخت نداشته باشیم نمیتوانیم کاری انجام دهیم. عدم ثبات برنامهها از همین عدم شناخت و بهره نبردن از شاخصهها ایجاد میشود.
به نظر من نباید تفکر ما محدود باشد و تنها به یک چیز فکر کنیم. بسکتبال تنها لیگ نیست.
در دنیای امروز ورزش و بسکتبال جزییات زیادی دارند و با توجه به تمام آنها میتوان رشد کرد. توجه به این مسائل یک نظام را ایجاد میکند. زمانی که یک ساختار استاندارد داشته باشیم و طبق آن پیش برویم و با ایجاد ارتباط حرکت کنیم موفق خواهیم شد. اگر بخواهیم یک چرخه دایره وار ایجاد کنیم و هیچ راه خروجی برای آن شکل ندهیم بسکتبال ما جایی برای رشد نخواهد داشت و با همین حداقلهایش زنده میماند.
زمانی که ساختار ما همانند یک ساختمان بدون پنجره و در باشد راه ورود و خروج بسته میماند و چیزی تغییر نمیکند. هوای جدید وارد چرخه نمیشود. برای رشد باید مبارزه کرد. یک مبارزه فکری و طبق آمار. اگر بخواهیم تنها با اتفاقهایی که افتاده کارمان را مقایسه کنیم نتیجه نمیگیریم. باید کمی به این فکر باشیم که دیگر کشورهای جهان چه راهی پیش گرفتهاند و در کجای جغرافیای بسکتبال جهان جای گرفتهاند.
*آقای کساییپور هم اکنون با توجه به این شاخصهها لیگ ایران در کجای بسکتبال جهان قرار دارد؟
برای پرسش به این سوال باید به وضعیت سازمان لیگ ایران نگاه کرد.
*آیا سازمان لیگی داریم؟
مهران شاهین طبع: به نام داریم. خود کارکنان فدراسیون، نفرات را چیدهاند و نامش را سازمان لیگ گذاشتهاند.
محمد کسایی پور: باید دید همین سازمان لیگی که هست چه فعالیتی دارد. توجه کنیم که نباید با کشورهای صاحب سبک مقایسه کنیم. هم اکنون ورزش ایران با بسیاری از کشورها قابل مقایسه نیست. فوتبال ایران به هیچ وجه با اسپانیا در یک سطح قرار نمیگیرد. نکته اینجا است که ما باید بفهمیم کجا قرار داریم و باید با توجه به پتانسیل خود برنامه ریزی کنیم و پیش برویم. بسکتبال ایران در چه جایگاهی قرار دارد و برای بهتر کردن این رتبه چه کار کرده است؟ به طور مثال در المپیک لندن ایران جایگاه خوبی بدست آورد و بالاتر از بسیاری از کشورهای قدرتمند جای گرفت. این رتبه به دلیل مدالهای طلای دو رشته خاص اتفاق افتاد که اگر نبودند رتبه ایران نیز خوب نمیشد.
برای بهتر شدن این جایگاه باید به واقعیتها به طور کلی دقت کرد. اینکه ایران در رتبه بیستم بسکتبال جهان قرار دارد و کشوری مثل لبنان، اردن، کره جنوبی و ژاپن بعد از ما قرار دارند نشان از بهتر بودن ما نیست. گاهی این آمارها ذهن ما را به اشتباه میاندازند.
رنکینگ ما از تمام کشورهای آسیا به جز چین بهتر است اما داشتههای کشورهایی چون کره و ژاپن چیست؟ لبنان، اردن، ژاپن و کره جنوبی بعد از ما قرار دارند اما شرایط آنها همانند بسکتبال ایران است؟ زمانی باید موفقیت را نشان داد که اگر چندین سال پیاپی در عرصه بین المللی مقامی بدست نیامد بدانیم که روند رو به رشد طی میشود. ثبات در ورزش حکم فرما است. طبق آمار جدید فدراسیون جهانی که بسیار جالب بود تعداد باشگاههای ثبت شده ایران و دیگر کشورهای آسیایی در فدراسیون جهانی است. ایران 40 باشگاه ثبت شده بسکتبال در خود دارد. 500 بازیکن داریم که ثبت شدهاند و 1500 بازیکن داریم که ثبت نشدهاند. این آمار در مقایسه با کشورهای دیگر آسیایی چون ژاپن و کره که نزدیک به 2هزار باشگاه فعال در بسکتبال دارند بسیار پایین است.
اگر بسکتبال ایران میخواهد جهانی شود باید از ساختار دایره وار و بسته خود خارج شود. یک کشور 2 هزار باشگاه و 11 هزار بازیکن ثبت شده دارد و این مساله نشان میدهد که بسکتبال آنها به ثبات رسیده است. ایران هشتاد میلیون جمعیت دارد اما تعداد آماری در بسکتبال اینقدر پایین است. ممکن است عناوین ما بهتر باشد اما بسکتبال در کشوری مثل ژاپن در بین مردم ریشه قویتری دارد. ساختار قدرتمندتری دارد و از نیروهای توانمند استفاده میکند.
*براساس نظر برخی کارشناسان، یکی از مسائل در بسکتبال ما عدم استفاده از نیروهای با انرژی است. با این نظر موافق هستید؟
محمد کسایی پور: در فدراسیون ایران یکسری از پیشکسوتان بسکتبال در حال فعالیت هستند که برای این ورزش تا جایی که میتوانند زحمت میکشند. آنها تلاش و کار میکنند و کارکشته هستند اما واقعیت این است که این نیرو برای رساندن بسکتبال ایران به عرصه جهانی کافی نیست. بسکتبال به نیروهایی جدید و با انرژی با تفکر تازه نیاز دارد. نیروهایی که از تجربه این افراد استفاده کنند. با این شرایط خیلی سخت است که به استانداردهای جهانی برسیم. باید سازمان تیمهای ملی تقویت شود. باید کمیته داوران به طور مستقل کار کند. تعریفی که از بسکتبال میکنیم بسیار مهم است. زمانی که تعریف با توسعه و پیشرفت همسو میشود نمیتواند دور خودمان دیوار بکشیم و راه ورود و خروج را بسته نگه داریم و راه ورود اکسیژن را ببیندیم. ممکن است این روزها تاثیری نداشته باشد و اتفاقی نیفتد اما در آینده تاثیرش دیده می شود. شاید عناوین این روزها بهتر باشد اما در مرور زمان ثبات بدست نخواهیم آورد.
نکته دیگری که باید بگویم این است که ساختار کوتاه مدت بسیار مهم است اما این مساله باید در راهی بلند مدت شکل بگیرد. زمانی که در برنامهریزیها گام برمیداریم بر محور این ساختار بلند مدت است که هرکس که خواست مسوولیت را برعهده بگیرد برنامه مشخص شده پیش رویش باشد نه اینکه همه چیز تغییر کند. به نظر من نباید تنها امروز را ببینیم. باید به فکر آینده باشیم تا با ایجاد ثبات بتوانیم در هر عرصه موفق باشیم. همین ثبات باعث تقویت همه بنیانها میشود و راه موفقیت شکل میگیرد.
مهران شاهین طبع: بحث نیروی انسانی یک بحث بسیار مهم است که به آن تاکید میشود. با تغییر سازمان تریبت بدنی به وزارت ورزش این امید وجود داشت که بحث ارتقای نیروی انسانی در این نهاد به صورت جدیتر پیگیری شود. به طور کلی برگزاری کلاسهای مختلف از جمله کلاسهای باز آموزی، فن آوری رایانه و بسیاری از کلاسهای دیگر که به طور کلی در تمامی نهادها و سازمانها برگزار میشود در جهت ارتقای نیروی انسانی است. فعالیت تمامی نهادها گویای این واقعیت است. بحث نیروی انسانی بسیار مهم و با اهمیت است و از این رو است که سازمان بازرسی کشور نیز به صورت جدی وارد بحث دو شغلهها شد.
دلیل این اقدام نیز این بود که ایران کشوری جوان است و این جوانان دارای استعدادهای بسیار ویژه و با پتانسیل هستند. شاید این موضوع طنز آمیزی است که وزارت حامی جوانان، خود عرصه را برای ورود جوانان کشور به عرصههای مدیریتی و اجرایی تنگ و محدود میکند. متاسفانه وزارت ورزش از روزی که شروع به فعالیت کرد مشغول به انجام فعالیتهایی شد که بیشتر از جنس برخوردهای شخصی بود و این منجر به ورود سازمان بازرسی به این عرصه شد.
*دلیل تاکید سازمان بازرسی چه بود؟
ورود سازمان بازرسی به بحث دو شغلهها در وزارت ورزش بیشتر در جهت حمایت از جوانان و حضور آنها در عرصه اجرایی و مدیریت کشور بود. این حرکت برخورد شخصی نیست. باید برای جوانان در عرصههای مدیریتی فضا را مهیا کرد. این جوانان هستند که علاقه و انگیزه بالا برای انجام بسیاری از امور خلاقانه و مبتکرانه را دارند که توقعهای مالی بسیار کمی دارند. هم اکنون من از فرزندانم اطلاعاتی بدست میآورم که خودم نمیتوانم آنها را بدست بیاورم. باید این واقعیت را پذیرفت که افراد با تجربه و با سن و سال زیاد که در وزارت خانه مشغول فعالیت هستند دیگر نیرو و انگیزه جوانان را ندارند و باید عرصه را برای جوانان مهیا کنند. جوانان این کشور سرانجام باید از نقطهای شروع به فعالیت و کسب تجربه کنند. نمیشود فضا و محیط را برای آنها محدود کرد. به عنوان مثال آقای افشارزاده فردی بزرگ و قابل احترام است. زحمت کشیده اما با 50 سال تجربه دیگر چه فعالیت نوآورانه و خلاقانهای می تواند داشته باشد؟! چگونه میتواند فعالیت یک جوان با انگیزه را انجام دهد؟ این موضوع موجب شد تا سازمان بازرسی کشور وارد عمل شود. این افراد زحمت کشیدهاند. تلاش کردند اما تا چه زمانی میخواهیم جوانان را کنار بگذاریم؟
متاسفانه وزارت ورزش دستگاه نظارتی منسجمی ندارد در بخش کنترل مشکل دارند. برای مثال نیروی انتظامی بخشی به نام حفاظت اطلاعات دارد که به صورت نهادی مستقل وظیفه نظارت بر این ارگان را دارد و ریئس و فرمانده این نیرو نمیتواند در امور این نهاد مستقل دخالت کند و رئیس این نهاد نیز به صورت دقیق تمام اموری این نهاد را زیر نظر دارد.
*پس یکی از مشکلات بحث نظارتی است!
مهران شاهین طبع: متاسفانه در بحث نظارتی در وزارت تازه تاسیس ورزش و جوانان مشکلات زیادی وجود دارد. باید این واقعیت را پذیرفت که شخص محوری و مسائل شخصی و منفعت طلبی آدمیزاد را از بین میبرد و این موضوع سبب میشود که به راحتی حقوق افراد ضایع شود. هم اکنون فرد لایقی مانند حمید سجادی در وزارت ورزش حضور دارد که به دلیل دانش و تواناییهای خود اقدامات موثر و خوبی انجام داده است ولی باید این واقعیت را پذیرفت و این سوال را پرسید که جایگاه نیروی جوان و تحصیلکردههای ما در این وزارتخانه کجاست؟ هم اکنون تعداد زیادی دانشجوی خلاق و با انگیزه در دانشگاهای ما وجود دارند که بدون هیچ چشم داشتی حاضر به فعالیت و همکاری هستند ولی متاسفانه هنوز با وجود این همه دانشگاه و این همه جوان تحصیلکرده هیچ لایسنس (مدرک) مربیگری وجود ندارد. این در حالی است که میشود به راحتی با همکاری دانشگاههای کشور در پروسه یک ساله لایسنس مربیگری بسکتبال را در کشور ایجاد کرد.
*خود فدراسیون هم میتواند جداگانه در این امر حرکتی داشته باشد؟
مهران شاهین طبع: ما در طول این سالها و از مدیریت قبلی فدراسیون فرصتهای بسیاری را از دست دادهایم. هم اکنون بسیاری از مربیان ما کمتر از چهار سال سابقه مربیگری دارند و به عبارت دقیقتر بسیاری از آنها با سابقه کمتر از چهار سال مربیگری تیم بزرگی را بر عهده گرفتند و این در حالی است که در بسیاری از کشورها مربیگری تیمهای لیگ برتر به افرادی داده میشود که حداقل چهار سال سابقه مربیگری داشته باشند و لایسنس مربیگری را از کالج دانشگاهی دریافت کرده باشند. ما نیازمند جوانگرایی در ورزش و به ویژه بسکتبال هستیم. در کنار این موضوع مهم بحث علمگرایی نیز در این رشته ورزشی اهمیت دارد. هنوز هم در ورزش ما و به ویژه در رشته بسکتبال علم پژوهش و تحقیقات جایی پیدا نکرده است. به عنوان نمونه چقدر کار علمی پژوهشی در این رشته انجام شده است؟ مقاله پژوهشی، کار علمی و حتی کتاب به چه اندازه تالیف و یا ترجمه شده است؟ این در حالی است که رهبر معظم انقلاب سال های متوالی است که در این زمینه و بر موضوع علم گرایی و پژوهش در تمامی زمینه ها تاکید می کنند. چرا فدراسیون اینکار را انجام نمی دهد؟ ما این شرایط را می خواهیم. عقب نشینی هم نمی کنیم. چرا نباید فدراسیون به عنوان متولی این کارها را انجام دهد؟ اگر بسکتبال ایران در سال های آینده چند بازیکن خوب نداشته باشد دیگر عنوانی بدست نمی آورد. زمانی که می گویم سال های گذشته را از دست داده ایم دلیلش این است که ما تیم ملی قدرتمندی داشتیم و هم می توانستیم در عنوان پیشرفت کنیم و هم در دیگر شاخصه ها.
*اما همه به دنبال نتیجه هستند.
مهران شاهین طبع: بله عوام مردم به دنبال این نیستند که من چهار سال به دنبال گرفتن مدرک بوده ام و مردم نتیجه می خواهند. نتیجه هم یکی از شاخصه های موفقیت است. همانطور که آقای کسایی پور به ان اشاره کرد. بیستم بودن در دنیا شاخصه است و می گویند موفق هستند بله چون نتیجه خوب بوده است اما اگر دو بازیکن خوب نداشته باشیم دیگر این نتیجه نیز بدست نمی آید. آیا تا امروز همایش بسکتبال داشته ایم؟ آیا یک مقاله درباره بسکتبال داشتیم؟ چند تولید پژوهشی داشتیم؟ تنها یک کتاب داوری داریم.
محمد کسایی پور: با این شرایط همیشه هم می شنویم که می گویند بودجه کافی نیست. چطور کافی نیست؟ کاری انجام نمی شود. اگر قرار بود این فعالیت ها انجام شود چه می گفتند؟ تالیف یک کتاب یا انجام فعالیت های پژوهشی برای بسکتبال نیاز است. باید اینگونه کار شود و به آنها بها داده شود. زمانی که این فعالیت ها نیست بودجه هم نیاز نداریم. اما اگر بدانیم این فعالیت ها خودش تولید بودجه می کند و به یک منبع درآمد تبدیل می شود به ارزش آن پی می بریم. وقتی هیچ کار مهم و با برنامه ای انجام نمی شود بودجه کافی است حتی زیاد هم هست. وقتی هیچ فعالیتی پژوهشی و علمی صورت نمی گیرد همین مقدار کم در نظر گرفته برای چنین فعالیت هایی هم دست نخورده باقی می ماند.
*آقای شاهین طبع آیا توجه به این مسائل خود تقویت مساله تبلیغات و درآمدزایی در بسکتبال نیست؟
دقیقا همین است. یک طرحی است که می تواند کل ایران را دربر بگیرد. این مضوع را می توان در رابطه با بحث استعداد یابی نیز مطرح کرد. در حال حاضر عقب افتاده ترین کشورها هم در رابطه با استعداد یابی فعالیت های گسترده ای انجام می دهند. این این موضوع یکی از شاخص های مهم در ارزیابی وضعیت رشته بسکتبال در دنیا است. در ایران بحث استعداد یابی در طول این سال ها به پیدا کردن جوانان قد بلند خلاصه شده و این در حالی است که پیدا کردن جوانان قد بلند تنها یک آیتم در این زمینه است. شرط لازم است ولی کافی نیست.
*خود مساله استعدادیابی بسیار پیچیده است. این آیتم از نظر علم روز دنیا چگونه ارزیابی می شود؟
مهران شاهین طبع: در بحث استعداد یابی موضوعات دیگری هم چون بحث روانشناختی و بسیاری از آیتم های دیگر نیز در اولویت است. به عنوان نمونه روحیه کار جمعی و تیمی، سخت کوشی، پشتکار، هماهنگی و بسیاری شاخص های مهم دیگر در رابطه با استعداد یابی با اهمیت است. حال سوال این است که در طول این سالها ما در زمینه استعداد یابی چه کرده ایم؟ چه نهاد یا سازمان و یا فردی مسئول استعداد یابی در رشته بسکتبال است؟ بر اساس چه مکانیزم و برنامه ای جوانان با استعداد در اقصی نقاط ایران شناسایی می شوند. در کشور کرواسی در مکانیزم استعداد یابی افراد و مدیرانی وجود دارند که تک تک مناطق این کشور را بر اساس روحیه قوای جسمانی شناسایی کردند و به عنوان مثال می دانند کدام منطق این کشور جوانان قد بلند و با استقامت دارند. در کدام منطقه جوانان روحیه کار تیمی بالایی دارند. تمام این افراد مسئول استعداد یابی در این کشور دارای تحصیلات آکادمیک هستند و با نگاهی کاملا علمی این کار را انجام می دهند و نتیجه آن نیز کاملا در وضعیت رشته بسکتبال این کشور مشخص است. ولی متاسفانه در ایران همه چیز شخصی و فرد محور است. ورزش ایران به ویژه بسکتبال از بی ثباتی و نتیجه گرایی آسیب بسیار دیده است. به عنوان مثال برای کشور اسپانیا فرقی نمی کند که چه کسی رئیس و مسئول فدراسیون بسکتبال باشد آنچه که مهم تلقی می شود اجرای برنامه روتین و تدوین شده ای است که در این کشور و در تمامی مناطق آن حتی در دورافتاده ترین مدارس تدریس می شود. این برنامه با آمدن و رفتن مدیران و مسئولان دستخوش کوچکترین تغییرات نمی وشد ولی در ایران سیاست های کلی و برنامه های کلی فدراسیون با تغییر تحول مدیران به سرعت تغییر می کند چه برسد به برنامه های جزیی این چنینی.
*آقای شاهین طبع جدا از مساله کشف استعداد در زمینه آموزش نیز مشکلاتی داریم.
ما هنوز برای آموزش و تدریس بسکتبال در رده ای سنی پایین فاقد الفبا و برنامه هستیم و این معضل بسیار بزرگی در این رشته است. هنوز در ایران اختلاف فاحشی بین دانشگاه و محیط تئوریک با محیط ورزش و روندهای عملیاتی وجود دارد. به عنوان مثال سه سال پیش در دانشگاه گیلان همایش بسکتبال برگزار شد ولی به دلیل عدم آشنایی دانشجویان با واقعیت های سالن های ورزشی و دور بودن آنها از محیط واقعی ورزش، تمامی مقاله های ارسال شده کیفیت بسیار پایینی داشتند و هنوز هم این معضل در کشور لاینحل باقی مانده است. مگر این مسائل چقدر هزینه نیاز دارد؟
*جدا از هزینه دیگر نیازهای کشور و بسکتبال چیست؟
مهران شاهین طبع: امروزه ورزش کشور و به ویژه بسکتبال نیازمند همبستگی و مدیرت یکپارچه است. ما باید در این رشته مدیریت مشارکتی، تثبیتی و نظارتی داشته باشیم. دیگر دوران مدیریت آمرانه و تحکمی به سر آمده و این نوع مدیریت در این ورزش جوابگوی نیازها نخواهد بود. باید در مسیر مشارکت حداکثری و انعطاف بیشتر گام برداریم. امروزه در هر حرفه ای موضوع تخصص و حرفه ای گری از موضوع شخصیتی کاملا جدا است. ارتباطات در دنیای امروز نقش بسیار پررنگی دارد. بحث شخصیت و روحیه کاملا از بحث تخصص و مسائل فنی مجزا و دو مقوله کاملا جدایی است. تنها راه همبستگی در ورزش احترام به قانون و اجرای صحیح قانون و مقررات است. هم اکنون بی توجهی به اجرای قانون ما را به وضعیت کنونی رسانده است. احساساتی برخورد کردن با مسائل، مقابله با یکدیگر و بی احترامی تمامی این موارد ما را به سمت پس رفت و قهقرا سوق خواهد داد. به نظر من همه چیز باید در بسکتبال تعریف شده باشد. احترام بگذاریم به عقاید و از همه نظر ها استفاده کنیم. این مسائل پایه ها را قوی می کند. اینکه به دلیل مسائل شخصی نیروها را کنار بگذارند و حذف کنند نتیجه ای جز ضرر نخواهد داشت.
*اما گفته می شود که این افراد خودشان کنار رفته اند و حذف نشده اند.
محمد کسایی پور: بله چند سالی است که این حرف ها شنیده می شود که مربیان ایرانی خودشان نمی خواهند کار کنند. می گویند قطار در حال حرکت هست و هر کس می خواهد با آنها کار کند. گاهی اتفاق می افتد که روراست به من نمی گویند از قطار پیاده شوم اما شرایط به گونه ای رقم می خورد که مجبور می شوم پیاده شوم. وادار به پیاده شدن می شویم یا باید از خیلی چیزها بگذریم. کاری می کنند که استعفایت بدهند. بحث مشارکتی که آقای شاهین طبع مطرح کرد بسیار مهم است. بنشینید پای درد و دل آقای فتحی. چرا از بسکتبال رفت؟ چرا دیگر کار نکرد؟ مربی که خوب کار کرده و تاثیرگذار بوده چرا دیگه نیست؟ بسکتبال ضرر کرد. آقای شاهین طبع نباشد آقای ارمغانی که زحمتش را در مجارستان می کشد در بسکتبال نباشد چه کسی ضرر می کند. خود بسکتبال ضربه می خورد.
*آقای کسایی پور دلیل این اتفاق ها چیست؟ شما از حرف هایی که پشت سر مربیان ایرانی زده می شود خبر دارید.
متاسفانه چند سالی است که این موضوع مطرح می شود که مربیان ایرانی بی سواد و پولکی هستند و این موضوع آسیب بسیاری به این رشته تحمیل کرده است. این در حالی است که تمامی مربیان داخلی در تمام این سال ها شاهد تبعیض میان خود و مربیان خارجی بودند. جریانی که می خواست مربیان ایرانی را بکوبد. تاکید می کنم که یک جریان وجود دارد که می خواهد مربیان ایرانی را بکوید و من دلیلش را نمی دانم. ریشه این مساله کجاست نمی خواهم واردش بشوم. به عنوان مثال مربی داخلی با کوچکترین اشتباهی نه تنها از سمت خود عزل می شده که پرونده انضباطی هم برای او در کمیته انظباطی درست می شده است ولی مربیان خارجی با دستمزد بالا در بهترین شرایط کار می کردند و تمامی حوادث و مسائل آنها به سرعت جمع و جور می شده است. بی توجهی به استقلال مربیان و عدم اعتماد به توانایی و سواد آنها در طول تمامی این سال ها وجود داشته است. تمامی تیم ها قابل احترام هستند و اگر تیمی موفق می شود نتیجه زحمت و تلاش تمامی دست اندرکاران آن تیم از بازیکنان، کادر فنی، مربیان و اسپانسرها بوده است. وقتی قانون اجرا نشود یا به صورت دلبخواهی اجرا شود چنین مشکلاتی نیز پیش می آید. این همه در حالی است که در تمامی کشورهای صاحب سبک در بسکتبال مربیان بیش از توانایی فنی خود مورد احترام و حرمت مسئولان هستند. تا به امروز فدراسیون برای مربیان داخلی مربیان زحمت کش چه اقدامی کرده است؟ آیا حرمت آنها حفظ شده است؟ کم نبودند مربیانی که از ابتدا تیمی را پله پله به سمت سکوی قهرمانی پیش بردند و در بازی فینال تعویض شدند و به دلایلی جای خود را به دیگری دادند و لقب قهرمانی در کارنامه مربی دیگری ثبت شده است. باید واقعیت ها را دید. واقعا تا به امروز چه اقداماتی برای این مربیان گمنام و زحمت کش شهرستان ها انجام شده است؟ آیا فدراسوین برای حفظ شان و حرمت آنها کاری کرده است؟
مهران شاهین طبع: همه مربیان ایرانی تلاش کرده اند. صحبت های آقای کسایی پور همه از تجربه است. از تمام مربیان ایران می خواهم استقلال خودشان را حفظ کنند. بزرگترین مساله در مربی گری جنبه شخصیتی است. مسائل فنی پس از آن ایجاد می شود. استقلال مربی گری بسیار اهمیت دارد. بهترین مربیان دنیا نتیجه استقلال کاری خود را می بینند. دیگر نمی توانند آمرانه با کسی برخورد کنند. ما باید به کارمان اعتقاد داشته باشیم و بدانیم که می توانیم. مثالی می زنم، مطمئن باشید تیمی که وارد نیمه نهایی لیگ برتر بسکتبال قابلیت مربی، بازیکنان، شهردار، تماشاگران و فعالیت آنها بود که وارد چهار تیم شوند اما زمانی که تیم من برنده می شود و به رختکن می رود اما دوباره داور مسابقه بازی را به جریان می اندازد تا بالاخره ما شکست بخوریم حرمت بسکتبال شکسته شد. مسوولان باشگاه من می توانستند خیلی کارها انجام دهند و زمانی که از من پرسیدند چرا تیم را دوباره به زمین بردی؟ گفتم برای حرمت بسکتبال.
آنها حرمت را حفظ نکردند اما من حفظ کردم. فهم و شعور زیر سوال می رود. حتی یک عذرخواهی هم نکردند. همه تیم ها قابل احترام هستند اما زمانی که قانون یکنواخت انجام نمی شود نتیجه این خواهد بود. این باشگاه با چه انگیزه ای سرمایه گذاری کند؟ چه کسی جواب زحمت شبانه روزی من را می دهد. روزی بوده که هشت تا ده ساعت سرپا بوده ام اما این رفتار با تیم من می شود. هرکس بگوید مربیان ایرانی برای بسکتبال کشور کاری نکرده اند به مملکت توهین کرده اند. این مربیان کار کردند و زحمت کشیدند. همه همکاران من شبانه روزی کار کردند اما در فینال عوض شدند. آینده شان تغییر پیدا کرد. چه کسی پاسخ این اتفاق ها را می دهد؟
*هم اکنون شرایط در ورزش اینگونه است. ما در حداقل هایمان که فعالیت های جزیی در بسکتبال است مشکل داریم.
مهران شاهین طبع:بله. چقدر به فکر پایه بسکتبال هستیم؟ چقدر در استان ها امکانات داریم؟ چقدر به استان ها می رسیم؟ در بعضی استان ها روسایی داریم که از کار افتاده اند.
محمد کسایی پور: صحبت از توسعه بسکتبال ایران در چند سال گذشته به نظر بنده کمی طنزآمیز است. شاید ما در رتبه بندی از برخی کشورها بالاتر باشیم ولی در واقعیت ما از بسیاری از کشورها عقب افتاده ایم. برای این می گویم که عقب هستیم چون آمار به ما نشان می دهد. به عنوان مثال کشور ژاپن هم اکنون دارای 30 هراز باشگاه و 300 هزار بازیکن است. حال اینکه تعداد باشگاه های ایران به زور به 40 باشگاه می رسد. ما از نظر توسعه باشگاهی و به طور کلی توسعه بسکتبال اگر نگویم پس رفت داشته ایم، رشد و توسعه ای نداشته ایم.
مهران شاهین طبع: هم اکنون باشگاه های استان تهران کجا هستند؟ جایگاه بسکتبال تهران کجا است؟ چند سالن بزرگ و حرفه ای بسکتبال در تهران و یا کل ایران وجود دارد و در طول این سالها چند سالن احداث شده است؟ برای نمونه به ساختمان فدراسیون بسکتبال نگاه کنید چرا فدراسیون بسکتبال حتی یک ساختمان شایسته ندارد. ما هنوز نیروی متخصص به صورت تخصصی در عرصه های مختلف نداریم. به این معنی نبود نیروی متخصص در کشور نیست بلکه نیروهای متخصص یا در جای خود نیستند و یا به صورت آچار فرانسه کار می کنند. یعنی یک نیرو در تمامی عرصه ها فعالیت دارد.
مسوولان فدراسیون زحمت کشیده اند برای بسکتبال و نتایجی هم که آورده اند مشخص است اما این حاصل زحمت خیلی ها بوده است. اگر فرد دیگر مدیریت فدراسیون را برعهده داشت چندتا از این مدال ها بدست می آمد؟ حاضر هستم 10 تا از این مدال ها را نداشتیم اما فدراسیون یک ساختمان شایسته و سالن استاندارد داشت. چرا نداریم؟ اگر نمی توانیم امکانات بگیریم برویم یک نفر دیگه بیاید و امکانات بگیرد. چرا فدراسیون های دیگر بهترین ساختمان ها و سالن ها را دارند؟ مسائل مدیریتی تنها مدال نیست. مدیریت یعنی این چیزها که اصلا به آن توجه نمی شود. مسوولیت ها بین چند آدم تقسیم شده و یک نفر چندین کار را انجام می دهد. اینگونه نتیجه نمی گیریم. ما نیروی متخصص می خواهیم نه آچار فرانسه.
*البته در این فصل افرادی چون آقای ساکت انتقادهایی به ساختار فدراسیون داشته است که البته این انتقادها هم توجیه شده است.
محمد کسایی پور: برخی از آقای ساکت انتقاد می کنند که ایشان تجربه ورزشی ندارد ولی باید اذعان کرد که ایشان اگر تجربه ورزشی در این رشته ندارد ولی تجربه و کارنامه درخشان مدیریتی دارد. او تنها مدیری بود که بحث ایجاد سازمان لیگ حرفه ای را مطرح کرد. زمانی که بسیاری حتی در مخیله خود نیز به این موضوع فکر نکرده بودند. ما باید این واقعیت را بپذیریم که برای رسیدن به استاندارهای جهانی نمی توان به یک نفر چند مسئولیت داد. باید مسئولیت ها میان افراد با تجربه و متخصص و کار بلد تقسیم شود.
*آقای کسایی پور در پاسخ به این خواسته شما می گویند خودتان نمی خواهید کار کنید.
بله آقایان می گویند خودمان نامه داده ایم که نمی خواهیم کار کنیم. شما از آنها بخواهید این نامه که بچه ها امضا کردند و نخواسته اند کار کنند را در اختیار خود شما نیز بگذارند تا همه چیز روشن شود. این موضوع که مربیان داخلی امضا کردند که کار نمی کنند این مدرک را در اختیار ما نیز قرار دهید.
مهران شاهین طبع: من این نامه را نوشتم. اتفاقا می خواستم این مساله را باز کنم. خود من به دلیل مسائل و مشکلات خانوادگی نوشتم که در یک مقطع دیگر نمی توانم با تیم ملی کار کنم اما بعد آن برخورد هایی بدی دیدم. احساس های بدی دیدم. این موضوع که می گویند مربیان داخلی و بنده دنبال پول بودیم، سخن بسیار نادرست و ظالمانه ای است. اگر دنبال پول بودم الان در امریکا باید مشغول فعالیت بودم. المپیک و جام جهانی می رفتم. مگر این افراد که در حال فعالیت و خدمت هستند دنبال پول هستند؟ ما در هنگامی که در فدراسیون بودیم به دنبال کار و خدمت بودیم. همچنان که مسئولان کنونی به دنبال انجام وظایف و کار خود به نحو احسنت هستند.
این موضوعات و مطرح کردن آنها نادرست است. البته از رسانه ها هم گلایه مندم که فرصتی را برای ما فراهم نکردند تا از خود دفاع کنیم. کسی زنگ نزد به من به دوستان دیگر تا ما از خود دفاع و صحبت هایمان را بیان کنیم. ما تنها به دنبال انجام وظایف به نحو احسنت بودیم و در این راه تاوان هم دادیم. نباید به دنبال مسائل جزیی باشیم. این موضوعات تنها به مجموعه بسکتبال آسیب می زند. باید از روزمرگی دوری و پرهیز کنیم. هر کسی که به دنبال بزرگ کردن جزییات باشد نمی تواند در این مجموعه کار کند. چرا آقای داورزنی در والیبال همه را دور خود جمع کرده و از همه کمک می گیرد؟ چون آمرانه کار نمی کند. چون با یک اشتباه برخورد نمی کند. صحبت می کند و حرف می زند.
مگر ما کم تاوان دادیم؟ نباید بگوییم مهران شاهین طبع چند سال پیش به کدام بازیکن کم بازی داده است. مسائل بسکتبال ما بزرگ تر از این حرف ها است. اگر بخواهیم چیزهای کوچک را بزرگ کنیم نتیجه نخواهیم گرفت و از همین چیزهای کوچک ضربه خواهیم خورد.
*یکی از مسائل امروز ما تغییرات قوانین است. این موضوع را چطور می بینید؟
مهران شاهین طبع: با مثال توضیح می دهم. کل لیگ امسال با اینکه فکر می کردیم 4 ماهه است اما دو ماه طول کشیده است. لیگ ما دو ماه و چهارده روزه بود. آن تیم هایی که در پلی آف بودند سه ما بازی کردند. اینکه نمی شود. وضعیت تیم ها چه می شود؟ حالا با این شرایط دو تیم باید وارد باشگاه های غرب آسیا شوند. با این برنامه که نمی شود پیشرفت کرد. همین مسائل است.
محمد کسایی پور: تصمیم هایی که گرفته می شود حتی در یک جهت هم نیست. سال گذشته به یکباره اعلام کردند که تیم ها تنها می توانند از یک بازیکن خارجی استفاده کنند. تیم ها کل لیگ را با یک بازیکن خارجی پشت سر گذاشتند و در پلی آف با دو بازیکن خارجی کار شد. این وضعیت درحالی بود که باید در بازی های غرب آسیا با دو بازیکن خارجی بازی می کردیم. این تغییر و تحولات مقطعی در بخشنامه ها پدر تیم ها را درآورد.
مهران شاهین طبع: تا قانون و مقررات را را به درستی اجرا نکنیم وضعیت ما از این بهتر نمی شود. باید در ورزش بسکتبال جایگاه ها را از بین ببریم. این جایگاه ها و تاکید بر حفظ آنها به این ورزش آسیب جدی وارد می کند. به عنوان مثال اگر تمام قدرت در اختیار مسئولان و مدیران تیم ها باشد این افراد داور ها را از بین می برند.
وقتی ما تنها منافع مدیر باشگاه را در نظر می گیریم اتفاقی که در فوتبال افتاد در بسکتبال هم به وقوع می پیوندد. در فوتبال به دلیل اعتراض مدیران برای بازی دربی از داوران خارجی دعوت می کردند. این داوران نیز نتوانست اعتراض مدیران باشگاه ها را کم کنند. بعد از چند سال تصمیم بر این شد که از داوران داخلی استفاده کنند و توجهی به اعتراض مدام مدیران نکنند و هم اکنون چند سال متوالی است که بازی دربی بدون کمترین حاشیه ای با داوران داخلی انجام می شود. در تمامی این ورزش ها به داروان ما ظلم مضاعف می شود. در فوتبال در بسکتبال این واقعیت وجود دارد و هنوز هم راهکاری برای آن تهیه نشده است. باید اتحادیه هایی باشد تا بتوانند مستقلانه کار کنند.از اشتباه ها درس بگیریم و از تجربه ها استفاده کنیم.
*یک سوال اینجا مطرح می شود. شما به عنوان مربی تا چه حد این قضیه را وظیفه خود می دانید؟ تفکر ایجاد اتحادیه را تا چه حد گسترش داده اید؟خود جامعه مربیان چه شرایطی را برای آن فراهم کردند؟
مهران شاهین طبع: امروزه تمامی کارها تخصصی شده است. بنابراین کسانی موفق هستند که در تمامی عرصه ها به صورت تخصصی وارد شوند. کار امروز تخصصی است و تخصص حرف اول را در تمامی امور می زند. امروزه در جامعه بسکتبال مربیانی هستند که نه تنها به امور فنی و مربیگری مشغولند که در زمینه جذب اسپانسر برای تیم ها نیز تجارب خوبی دارند. برخی از آنها در زمینه مدیریتی نیز فعالیت دارند ولی کار و حرفه اصلی من مربیگری است. بنابریان من باید تلاش اصلی خود را معطوف مربیگری تیم ها بگذارم. ما امروز دنبال آن هستیم که انجمن مربیان را ایجاد کنیم. به عنوان یک ngo عمل کنیم. ما در این زمینه جلسات هفتگی برگزار می کنیم ولی خود در این مسیر گاهی منافع باشگاهی خاص یا فرد خاصی عکس العمل هایی را ایجاد می کند. ما در جایی کار می کنیم که یک نفر چند پست دارد و خیلی ها بیکار هستند.
محمد کسایی پور: چگونه می توانیم با وضعیت کنونی در رتبه بیستم جهان به طور واقعی باشیم؟ باشگاه ها و مربیان که کاری نکرده اند پس چطور اینگونه شده ایم؟ اگر آقای مشحون این ها را نمی بیند چطور به قول خودشان بیستم شده ایم؟ در دو نسل گذشته وضعیت بسکتبال ما همین گونه بوده است. اگر موفقیتی به وجود آمده بیشتر بر توانایی های فردی بوده است. به عنوان مثال اگر حامد حدادی را به تیمی مانند امارات، لبنان و ژاپن بدهیم آن تیم موفقیت های زیادی به واسطه توانایی این بازیکن به دست خواهد آورد. بنابریان موفقیت های ما در این سال ها ساختاری و از روی برنامه منسجم نبوده است و باید آن را اتفاق های دوره ای و مقطعی قلمداد کرد.
*حال شما چقدر دغدغه ها و برنامه های خود را به نسل بعدی منتقل خواهید کرد با چه ابزاری؟ آیا امید دارید که این تجربیات و دغدغه ها به نسل بعد منتقل شود و یا نسل بعدی نیز مانند گذشته باز در یک فرایند آزمون و خطا به تجربیات امروز شما خواهد رسید؟
محمد کسایی پور: به نظر من و متاسفانه موضوعی که بیان کردید اتفاق می افتد. به این معنی که این تجربیات به نسل بعدی منتقل نمی شود و نسل بعدی نیز تمام آنچه را که ما تجربه کردیه ایم را تجربه خواهد کرد. همان اتفاقی که برای داوران ما در برهه ای از زمان افتاد. زیرا به دلایل ساختاری نسل جدید با نسل قدیم این داوران ارتباطش قطع شد و نتوانستند از تجربیات نسل قدیم بهره بگیرند و نسل جدید دوباره در همان مسیر نسل قدیم گام برداشت. باید این واقعیت را بپذیریم که مربیان نیز اشکالات و خطاهای بسیار داریم. اشتباه و خطای بزرگ ما این بود که در مقطعی ما از هم فاصله گرفتیم و رقابت در میان ما بیش از هر عامل دیگری رشد کرد و این آسیب بسیارزیادی را به ما و بسکتبال تحمیل کرد.
در این چارچوب است که تجربیات از نسلی به نسل دیگر منتقل نمی شود. من در این زمینه مثالی بزنم چند روز گذشته سایت فدراسیون را بررسی کردم. صفحه چارت سازمانی این فدراسیون هنوز بعد از این مدت طولانی بارگذاری نشده است. صفحه سازمان تیم های ملی نیز همین گونه است. بخش همکاران در این سایت نیز بدون بارگذاری اطلاعات به حال خود رها شده است. کل سازمان تیم ملی ما تنها به یک برگ خلاصه شده است و این به خوبی نشان می دهد که ما نه به کار تیمی و تشکیلاتی علاقه مندیم و نه به این موضوعات مهم که به انتقال تجربیات منجر می شود اعتقادی داریم. البته در این راستا باید از عدم انسجام و هماهنگی نیز سخن گفت. هر جریانی برای تاثیر گذاری بر محیط پیرامونش نیاز به هماهنگی و انسجام دارد و اگر ما به عنوان مربیان بتوانیم با انسجام بیشتر و تنها از یک تریبون خاص اهداف، آرمان ها و خواست های خود را بیان کنیم به طور حتم به راحتی می توانیم تاثیر گذار باشیم. هر سازمانی فکر کند یک جریان یکدست در مقابلش قرار گرفته است برای سرکوب آن حرکتی انجام می دهد.
وقتی تفکر ، تفکر سنتی است و به دنبال این موضوع است که مربیان چه بازیکنانی را معرفی کرده است این نتایج منفی به بار خواهد آورد. در بحث ساختن بازیکن باید به این موضوع توجه کرد که یک بازیکن را تنها یک مربی خاص تربیت نمی کند. بلکه آن بازیکن از سوی تعداد زیادی مربی در مقاطع مختلف زمانی تربیت می شود و به جایگاه کنونی می رسد. فعالیت و تلاش مربیان داخلی باید برایند و فریاند کاری آنها را مطالعه کرد. برایند کار مربیان داخلی ارسلان کاظمی که بازیکن بزرگی است و هم اکنون در تیم ملی و آمریکا بازی می کند. این بازیکن ها در طول دوران آموزش خود از نونهالی تا به امروز از سوی مریبان متعددی اموزش دیدند و هیچ مربی نمی تواند بگوید تنها من فلان بازیکن را تربیت کردم بلکه آن بازیکن در یک فرایند زمانی و تحت نظر مربیان متعدد به وضعیت کنونی رسیده است اما آقایان می گویند مربیان ایرانی کدام بازیکن را به بسکتبال معرفی کرده اند؟
*آقای شاهین طبع این مساله واقعا جدی است. اینکه مربیان ایرانی را به گونه ای نشان دهند که هیچ کاری انجام نداده اند.
ما باید از مغالطه ورزشی به صورت جدی پرهیز کنیم. اگر امروز مدیری می گوید فلان مربی در فلان باشگاه کاری نکرده این یک مغالطه است. ساختن بازیکن یک فریاند تدریجی و دراز مدت است. در رشد و تربیت بازیکنان تمامی پرسنل یک باشگاه موثر هستند. حال فردی کم و فرد دیگری زیاد و در میان همه این موارد نقش باشگاه شاید از همه بیشتر باشد. بنابراین اگر انتقادی می کنیم نباید بگوییم فلانی کار نکرده است زیرا تمامی افراد زحمت کشیدند. باشگاه ها، سرمایه گذاران، مربیان و تمامی اینها در تربیت یک بازیکن نقش داشتند.
انچه که امروز بسکتبال کشور به آن نیاز دارد بیش از هر موضوع دیگری در ابتدا قانون و رعایت آن است و در مرحله بعد داشتن نقشه راه و استراتژی. ما نمی توانیم و نباید تمام خواسته هایمان را در لیگ پیاده کنیم. باید اهداف را اولویت بندی کنیم و در این مسیر گام برداریم.
*به نظر شما دلیل تمام این اتفاق ها فراموش شدن نقش ها نیست؟
مهران شاهین طبع: باید تنفیذ اختیار انجام بگیرد. باید اختبارات را به کسی دهیم که قدرت تصمیم گیری داشته باشد چرا که در غیر این صورت موجب رشد انسان های تحت امر خواهد شد.
*آقای کسایی پور فکر می کنید چقدر خود فدراسیون موافق تنفیذ اختیار است؟
فدراسیون کشور ترکیه در ساختمانی سه طبقه ای است که در این ساختمان در حدود 50 جوان در حال فعالیت هستند و مدیریت این فدراسیون را بر عهده دارند. متاسفانه بحث جوانگرایی و اعتماد به جوانان در فدراسیون ما هنوز موضوعی لاینحل است. با این حال اکثریت افراد با این موضوع موافق هستند که ساختار باید تغییر کند و ساختاری استاندارد تدوین و طراحی شود ولی این موضوع با بحث سیستم مشارکت حداکثری و تعیین اهداف و هدف گذاری ها و اولویت بندی ها متفاوت است. برای من سوال است که چگونه می شود فردی در یک فدراسیون که نهادی تقریبا بین المللی است یعنی با جهان بیرونی در ارتباط است نمی تواند یک پیامک انگلیسی را بخواند؟ یا برای مثال من خود بارها مشاهده کردم که در فدراسیون پنج الی شش نفر برای ترجمه یک نامه درگیر هستند. حال باید پرسید با چنین وضعیتی بسکتبال ما به کدام سمت خواهد رفت.
فدراسیون ما اگرچه نهادی بین المللی است ولی ساختار آن کاملا داخلی و بسته است و بسیاری از موضوعات ساده و پیش پا افتاده در آن همچنان لاینحل باقی مانده اند. به عنوان نمونه هم اکنون یکی از مشکلات باشگاه داری ما کنار کشیدن باشگاه داران است زیرا واقعا نمی توانند برآورد کنند که به چه مقدار سرمایه برای اداره باشگاه نیازمند هستند. باشگاه دار امسال با یک میلیاد تومان به عنوان مثال وارد گود می شود ولی هزینه های آن در سال بعدی سه یا چهار برابر می شود. به عبارت بهتر باید گفت باشگاه دار به دلیل عدم شفافیت و فقدان مکانیزم نظارتی توان برآورد هزینه های سالیانه خود را ندارد و از این رو باشگاه را تعطیل می کند و سرمایه خود را به بخش دیگری منتقل می کند. در نهایت معتقدم خودشان قبول دارند و حاضر به مشارکت هم هستند.
*آقای شاهین طبع یکبار گفتید برای رسیدن به موفقیت نیاز به جرات است. بسکتبال این جرات را دارد؟
به نظر من احترام به بزرگترها را در نظر نگیریم ضربه خواهیم خورد. من خودم در کنار زمین اگر راهی را کج رفته باشم در بازی ها و نتایج ثمره آن را می بینم. خودم می دیدم که گاهی ضربه چیزهایی را می خورم که در گذشته اتفاق افتاده است. به نظر من هرکس یک شخصیتی دارد. بسکتبال خانواده ای فهیم و تحصیل کرده دارد که وقتی با برخوردهای نامناسب مواجه می شوند دلسرد می شوند و می روند. گاهی قانون نیست و مواردی دیگر دخیل است. به طور مثال در بازی ایران برابر اردن که سهمیه المپیک از دست رفت و بسیاری از آقایان بحث کارشناسی می کردند معتقدم دلیل آن اتفاق چیز دیگر بود. گاهی باید به خودمان بیاییم.
*آقای شاهین طبع به نظر شما ضعف جذب اسپانسر و بسیاری از مشکلات جزیی در بسکتبال چیست؟
بسیاری از اتفاق ها جنبه مدیریتی دارد. در جامعه ای هستیم که وجود ما به بسیاری از مسائل مربوط است که هرکس برای خودش تعریف خاصی دارد. خود من راه کج رفته باشم نتیجه اش را دیده ام. گاهی خدا سیگنالی به ما می دهد که نشان دهد خیلی چیزها در دنیای تکنولوژیک امروز تعریف نمی شود. واقعا آن بازی ایران با اردن فنی نبود. مسائل دیگر در آن دخیل شد که قدرتمندترین تیم ملی ایران شکست خورد.
تغییر قانون ها به ما ضربه زد. به طور مثال همان اتفاقی که برای بازیکنان در این فصل افتاد. همه تصمیم گرفتیم و چند بازیکن وارد سهمیه ملی شدند اما به یکباره یک بازیکن ملی به عنوان سهمیه خارجی به تیمی دیگر می پیوندد. همان بازیکن برابر تیم من بهترین بازیکن میدان شد. یا تیم من می خواست در مرحله پلی آف در سالن خودش با مهرام بازی کند چرا مخالفت کردند؟ چرا حالا که تیم ما می خواست یک قدم مثبت بردارد برابرش ایستادند.
*به نظر می رسد باید جایگاه ها را بیشتر حفظ کنیم تا مدیر یک باشگاه با مدیر تیم های ملی درگیر نشود.
گفت و گو از خبرنگار ایسنا: عنایت الله حسینیان
** جرقه پیشرفت های بسکتبال از مربیان داخلی بود
وی ادامه داد: طی چند سال گذشته در نسل مربیان بسکتبال تغییراتی ایجاد شده و مربیان جوانتر وام گرفته از نسل قدیم شروع به کار کردند که به نظرم جرقه پیشرفت های بسکتبال از همین نسل شروع شد باید یادمان باشد که مربی تیم ملی جوانان که در ابتدای دهه هشتاد اولین مدال نقره بسکتبال را گرفت ایزد پناه و مربیان تیم قهرمان جوانان در دوره بعدی شاهین طبع و کمالیان بودند که بعد از آن مدال های رنگارنگ دیگری برای بسکتبال کسب شد.
کسایی پور اضافه کرد: در جام باشگاه های آسیا هم مدال های مختلفی توسط مربیان ایرانی به خصوص هاشمی و شاهین طبع به دست آمد که نشان داد مربیان داخلی هم می توانند در سطح بالا موفق باشند.
** سطح قهرماني جام باشگاه ها از جام ملت ها بالاتر است
کسایی پور با تایید این که بحث تبادل دانش بسکتبال هیچ وقت قدیمی نمی شود و باید مربیان داخلی به هم و مربیان خارجی به داخلي ها کمک کنند اشاره کرد: همیشه سطح مرحله نهایی جام باشگاه های آسیا از سطح جام ملت ها بالاتر است چون اکثر تیم ها با بازیکنان ملی به علاوه 2 یار خارجی در این رقابت ها شرکت می کنند و قطعاً مربیانی که در این سطح قابلیت ها و توانایی اداره تیم را نشان دهند از میادین دیگر هم سربلند بیرون می آیند.
** مربیان ایرانی مشکلي در اداره بازیکنان ندارند
وی بحث اداره تیم را تشریح کرد: گاهی مطرح می شود که مربیان داخلي توان اداره کردن و هدایت بازیکنان بزرگ را ندارند اما در چند سال اخیر بازیکنانی دارای سابقه حضور در NBA و یورو لیگ مانند تونی مدیسون و ژوزف گارث زیر دست مربیان ما کار کرده اند که در بسکتبال ما تاثیر گذار بوده و از طرفی کاملاً حرفه ای بودند چنین بازیکنانی گاهی با روحیات خاص خود اخلاق خوبی هم نداشتند اما مربیان ما به خوبی موفق به اداره آن ها و کسب مقام های مختلف شدند.
** مربیان ایرانی امکان نشان دادن خود را ندارند
سرمربی سابق قشم تاکید کرد: در سال های اخیر این امکان از مربیان داخلی گرفته شده که خودشان را نشان بدهند در حالی که هیچ کم و کاستی از نظر فنی در مورد آن ها وجود ندارد اگر هم مربیانی مثل بوسنیاک، ترومن، ماتیچ و نبوشا در ایران قهرمانی به دست آورده اند تنها برداشت از زحمات مربیان داخلی قبل از آن ها بوده که در رده های نونهالان و نوجوانان شالوده و بنای قهرمانی را گذاشتند.
**فقط داوران بین المللی نیستند
کسایی پور تصریح کرد: ما داوران خوبی در سطح آسیا داریم که بحثی روی آن نیست اما مربیان خوبی هم داریم که قادر به کار در سطح بین المللی هستند و به هیچ وجه در بحث دانش و استانداردهای کار چیزی کم ندارند. برای مثال کمالیان که در سطح لیگ NCAA کار کرده یک لیگ پیشرفته دانشگاهی که بسیاری مربیان بزرگ دنیا در این سطح کار می کنند. یا سعید ارمغانی در مجارستان که در چند مقام ذوب آهن هم نقش مهمی داشت.د مربیان دیگری هم بوده اند که به کشور های منطقه دعوت شده و قادر به کار در خارج از ایران هم هستند.اگر داوران ایرانی کارت بین المللی دارند. 95 درصد مربیان هم کارت بین المللی و گواهینامه از فیبا دارند. اما متاسفانه مربیان داخلي کمتر دیده شده و توانایی های آنها مطرح می شود در حالی که این قشر نیاز به حمایت از جانب باشگاه ها و فدراسیون دارند.
کسایی پور اشاره کرد: نقش مربیان داخلی را در کنار مربیان دیگر در تیم ملی نباید نادیده گرفت. تمام مربیان افرادی هستند که در حوزه دیگری توانایی های خود را نشان داده اند. اکثریت قریب به اتفاق آنها دارای تحصیلات عالی تسلط به زبان انگلیسی شخصیت و کاریزمای مربیگری هستند که اگر با باشگاه ها موافق به کسب مقام آسیایی شده اند. در سطح بالا و تیم ملی هم قادر به گرفتن بهترین نتیجه هستند.
سرمربی سابق تیم ملی باشگاه گفت: شالوده این تیم ملی جوانان را که به مسابقات جهانی راه یافته علی توفیق گذاشت اما به این تیم بسیار ناامیدانه نگاه می شد حتی حاتمی هم در زمان گرفتن هدایت این تیم نگران بود در حالی که تنها مشحون و شخص توفیق به عنوان سازنده تیم متوجه آینده دار بودن آن بودند.
وی ادامه داد: در حال حاضر مربیان تیم ملی به عنوان سازنده معرفی می شوند در حالی که در شهرستان ها، افراد گمنامی وجود دارند که واقعا سازنده هستند برای مثال امیر آقا جانی در اصفهان، مربیان شهر کرد مثل ناصر مهدیان یا خود علی جمشیدی که به پرورش نسل جدید شهر کردی ها کمک می کند مجید ولی پور در مشهد که غنی ترین نسل جوان از این منطقه هستند و کسانی مثل مجید صالحی، حسن نگهداری و علی قنبری که هم سازنده هستند اما نامی از آنها به میان نمی آید.
** تمام مربیان در یک جبهه هستند
کسایی پور اشاره کرد متاسفانه يکي از موضوعات در مورد بحث مربیان بسکتبال این است که خودمان فراموش می کنیم که همکار هستیم در حالي که حتی در مواقع رقابت هم این موضوع را نباید فراموش کنيم. براي مثال اگر مشکلی برای بچیروویچ وجود می آید و به خاطر یک اشتباه یا سوء تفاهم به کمیته انضباطی می رود چند روز دیگر این اتفاق برای هر کدام از مربیان داخلی می افتد درست نیست که ما مربیان وی را محدود کرده و با شدید ترین لحن به وی بتازیم نباید فراموش شود که تمام مربیان در یک جبهه می جنگند و نیاز به قرار گرفتن کنار هم داریم.
وی اضافه کرد: اگر بچیروویچ در خودش می بیند که توانایی فعالیت در باشگاه را در کنار مسئولیت تیم ملی دارد و به آن تعهد لطمه ای نمی خورد مشکلی از نظر عرفی وجود ندارد همانطور که سرجیو اسکاریولي مربی تیم ملی اسپانیا مربی تیم میلانو ایتالیا هم هست مربی تیم ملی گرجستان سالها دستیار تیم فینیکس سانز بوده بوژان تاندوویچ سرمربی یوگوسلاوی علاوه بر سالها مربیگری تیم ملی تریکه در تیم فنر باغچه هم همزمان حضور داشت.
وی اشاره کرد: این بحث مربیگری همزمان تیم های و باشگاهی نقاط قوت و ضعف خود را داشته مثلا ممکن است تمرکز وی روی تمام بازیکنان را از بین ببرد و از طرفی شخصیت و کاریزمای مربی رابه خاطر رقابتهای درون لیگ تحت تاثیر قرار دهد اما در نهایت قانونی در این مورد وجود ندارد.
عنایت آتشی در گفت و گو با خبرنگار ورزشی ایسنا درباره حواشی کمیته انضباطی فدراسیون بسکتبال اظهار کرد: به نظر من همیشه باید بین خبرنگار و مصاحبه شونده ارتباطی باشد که عدالت کاری در آن رعایت شود. خبرنگار وظیفه دارد مسائل را پیگیری کند و واقعیت ها را منتشر کند، پس نباید از او خورده ای گرفته شود. درباره این اتفاق ها نیز اگر فایل های صوتی وجود داشته باشد خیلی چیزها روشن خواهد شد.
کارشناس بسکتبال درپاسخ به این سوال که چرا یک قهرمان ملی به سادگی زیر حرفهایش می زند تا خود را مبرا کند؟ تصریح کرد: شرایط بازیکنان پس از مسابقه خاص بوده اما همه باید توجه کنند که نگاه جامعه تغییر نکند. مهدی رحمتی روز گذشته حرفی زده که نگاه جامعه به خودش را تغییر داد. پس از آن نیز کیروش خیلی خوب پاسخ داد و حرف هایش را به رحمتی گفت. بازیکن پس از حاشیه و شکست ضربان بالایی دارد و مطمئنا نمی تواند خودش را کنترل کند اما به عنوان یک بسکتبالیست بزرگ باید حواسش باشد.
آتشی ادامه داد: در هر حال این اتفاق ها افتاده است. در سراسر جهان نیز شاهد چنین اتفاق هایی هستیم. معتقدم نباید تیم ملی را وسط بکشیم و حرفی بزنیم. اگر تیم ملی نیز نبود قراردادهای کنونی نیز ایجاد نمی شد. صمد نیز گفته است که برداشت رسانه ها درست نبوده و ادبیاتش به گونه ای دیگر بوده است. مهدی کامرانی نیز چنین پاسخی داده است. باید بدانیم پیراهن ملی تاج سر هر ورزشکاری است.
پیشکسوت بسکتبال ایران در پاسخ به این سوال که اگر این رفتار توسط سجاد مشایخی یا صالح فروتن اتفاق می افتاد می توانستیم بگوییم جوان هستند اما چنین رفتاری از بسکتبالیستهایی که یک دهه الگو جامعه اند بعید نیست، به ایسنا گفت: شاید صمد و مهدی نتوانستهاند حرفشان را بیان کنند. در جلسه هیات رییسه بودم. آنها با کاری که برابر همیاری کردند حیثیت مهرام را بردند. بچیروویچ به عنوان یک مربی حرفه ای چطور از قانون بی خبر است؟ این عیب محسوب می شود. در کل این اتفاق ها در هیجان می افتد اما ورزشکاران و قهرمانان بدانند که در دوران خود باید پهلوان هم باشند. ادبیات، کلام، منش و اخلاق ورزشی در کنار بار فنی است که ورزشکاران را می سازد. اخلاق قهرمانی در اولویت است.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، یکی از مربیان با تجربه بسکتبال ایران که این روزها دیگر نمیخواهد در این خانواده باشد سعید فتحی است. در حالی که اکثر ملیپوشان و کارشناسهای بسکتبال او را به عنوان مربی سازنده میشناسند، اما او همچنان میخواهد بیرون بماند. دلایل سعید فتحی برای این تصمیمهایش نیز جالب است.

سرمربی سالهای نه چندان دور تیم ملی ایران درباره اتفاقهای اخیر در بسکتبال و کنار گذاشته شدن هاشمی، در گفت و گو با خبرنگار ایسنا اظهار کرد: اتفاقهایی هست که صحبت خاصی درباره آن ندارم. ورزش جایگاه بالایی ندارد که حذف انسانها از آن اتفاق بزرگی باشد. به همین دلیل که این ورزش اهمیتی ندارد، دیدگاهی هم درباره آن نخواهم داشت. ورزش چرخ پنجم هم نیست و معتقدم درباره این مقوله بی اهمیت دلیلی ندارد، اظهار نظر کنیم. حالا یک نفر از این جایگاه بی اهمیت حذف شود چه اتفاقی می افتد.
سرمربی پیشین تیم ملی بسکتبال در پاسخ به این سوال که این ورزش برای ورزشکاران مهم است. آیا نباید به آن فکر کنیم؟ بیان کرد: ورزش اگر برای ورزشکاران مهم نبود که آنها ورزش نمیکردند. به نظر من در هر شرایطی اتفاق خاصی نمیافتد. هم اکنون در دیگر رشتههای ورزش این همه تغییرات ایجاد شده چه تفاوتی کرده است؟ چند نفر صحبت میکنند، اما هیچ اتفاقی نمی افتد.
وی درباره حضور بچیروویچ در مهرام نیز گفت: حالا حتما برای این مساله توجیه هایی هست که هزینه مربی را باشگاه میدهد.
فتحی در پاسخ به این سوال که چرا نمی خواهید تجربهتان را در اختیار دیگران قرار دهید؟ تصریح کرد: تجربهای که به درد خودم نخورده است برای دیگران نیز مفید نیست. سعی میکنم در مهندسی تجربه ام را افزایش دهم که برای کاری مفید باشد. در بسکتبال به من میگفتند سعید فتحی و بیرون میگویند مهندس فتحی. همین که در مهندسی کارم را انجام دهم، بهتر است. اگر بخواهم در بسکتبال باشم باید نشنوم، نبینم و نگویم . در این شرایط آدم آزادهای نیستم. برای ماندن باید لال شوم یعنی شیر بی یال و کوپال. این خواسته من نیست. بسکتبال وسوسه ماندن دارد که نمیخواهم در آن بمانم. هم اکنون آدم آزادهای هستم که این بهتر است.
پیشکسوت بسکتبال ایران در پاسخ به این سوال که اگر بازیکنان هم برای حضور شما از بسکتبال درخواست کنند چه؟ گفت: آن روزی که بازیکنان بخواهند برای من موقعیت ایجاد کنند روز مرگ من است. سعید فتحی اگر هم اکنون در یاد خیلی ها هست دلیلش این است که درون بسکتبال نمانده، اگر بودم اهمیتی نداشتم. وقتی باشی و کار کنی کسی کارت را نمی بیند، اما زمانی که کار خوب کرده باشی و بروی، خلا نبودن بهتر و بیشتر دیده میشود. همه میگویند نیمه پر لیوان را ببینید من می گویم نیمه خالی لیوان عشق است. در مقولهای که اهمیت ندارد اظهار نظر بیفایده است.
عنایت آتشی در گفت وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره حضور سرمربی تیم ملی در باشگاه مهرام اظهار کرد: شرایط اقتصادی کنونی کشور ایجاب کرد تا این تصمیم گرفته شود. برای نخستین بار در طول تاریخ بسکتبال ایران چنین اتفاقی می افتد که سرمربی تیم ملی بر روی نیمکت یک باشگاه می نشیند. این مسأله ازیک جهت مناسب است که بچیروویچ بیکار نمی ماند. او گزینه مناسبی هم برای مهرام است که در زمان کنونی می توانست هدایت این تیم را بر عهده بگیرد.
آتشی ادامه داد: با توجه به اینکه فدراسیون بسکتبال به دلیل مسائل مالی کمیته ملی المپیک به مشکل خورده است فرصتی بود تا با این حرکت بچیروویچ بدون مشکل در ایران کارکند. چرا که هم اکنون جذب یک مربی خوب خارجی دشواراست و از دست دادن او برای بسکتبال خوب نبود. این اتفاق به نفع بچیروویچ است.
کارشناسی بسکتبال درپاسخ به این سوال که این اتفاق شائبه در بسکتبال ایجاد نخواهد کرد؟ گفت: حساسیت هایی ایجاد خواهد شد که البته طبیعی است. در لیگ برتر همه تیم ها به دنبال برد هستند و حساسیت ایجاد می شود اما با اینکه به شخصه مخالف حضور سرمربی تیم ملی در باشگاه هستم معتقدم باید مربیان به کار خود بپردازند و اجازه ندهند حاشیه هایی ایجاد شود. دو فصل گذشته توزین الکتریک مربی خارجی داشت اما حالا پذیرفتن حضور بچیروویچ به این دلیل دشوار شده که او سرمربی تیم ملی است. البته وضعیت اقتصادی موجب شده این اتفاق بیفتد و باید به مهرام، فدراسیون و بچروویچ حق بدهیم.
آتشی در ادامه به شخصیت مصطفی هاشمی اشاره کرد و گفت: جا دارد همینجا به تلاش های آقای هاشمی برای بسکتبال ایران اشاره کنم. خروج او از لیگ به این شکل در شان و شخصیت او نیست. چه خوب بود باشگاه مهرام از او تقدیر و تشکری می کرد و در زمانی مناسب از عدم ادامه کاری حرف می زد. هاشمی مربی بزرگی است که قلبش برای بسکتبال میتپد حال که در لیگ نیست دلتنگ شده است. او نزدیک 40 سال است که در بسکتبال بوده و نباید این اتفاق برایش می افتاد.
پیشکسوت بسکتبال افزود: دانش و لیاقت مربیان ایرانی خیلی بالااست. آن قهرمانان ملی بودند که امروز هدایت بسکتبال را بر عهده دارند. قدرت و منزلت امروز بسکتبال مدیون همین مربیان است. باید جایگاه و شخصیت مربیان ایرانی حفظ شود و همیشه اولویت مربی های داخلی باشند.
آتشی درباره حضور نساج پور درترکیب پتروشیمی به ایسنا گفت: همیشه گفته ام اگر اتحادیه ها شکل بگیرند چنین اتفاق هایی نمی افتد. این اتفاق را از دو طرف نگاه می کنم. اگر تیمی قوی و مدعی باشد با حضور یک بازیکن نباید شکست بخورد. اگر ماهان برنده بازی می شد باز هم چنین ادعایی می کرد؟ از طرف دیگر هم اگر تغییراتی در تصمیم های جلسه مربیان ایجاد شده باید با نظر همه مربیان باشد.
عنایت آتشی در گفتوگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره وضعیت فصل جدید لیگ برتر بسکتبال اظهار کرد: همیشه در هفته نخست لیگ برتر شرایطی ایجاد میشود که تیمها با آمادگی کامل در رقابتها حضور ندارند. شرایط اجرایی و مسابقههای تیمها آنقدر خوب نیست اما هفته به هفته شرایط بهتر خواهد شد. با توجه به اینکه باشگاهها و بازیکنها باید با تغییرات خود هماهنگ شوند، نیاز به زمان دارند و به همین دلیل همیشه هفته نخست منحصر به فرد است.
وی با اشاره به رقابتهای هفته نخست بیان کرد: البته در این فصل، در هفته نخست رقابتهای خوبی داشتیم. تیمها پیش از فصل زمان مناسبی در اختیار داشتند تا تمرین کنند و هماهنگ شوند. تیمهایی چون ماهان، پتروشیمی، دانشگاه آزاد و همیاری به خوبی کار کردند و هماکنون وضعیت مناسبی دارند. به نظر من در این میان تنها مهرام بود که فرصت نداشت و ضرر کرد. نفت سپاهان نیز در روزهای آخر جمع شد و حالا به زمان بیشتری نیاز دارد.
کارشناس بسکتبال با اشاره به وضعیت تیم تازه وارد استقلال زرین قشم تصریح کرد: استقلال قشم تیم تازه وارد و خوبی است. باید به آنها فرصت داده شود. این تیم در منطقهای علاقهمند کار میکند و باید مسئولان استانی در کنارشان باشند. آنها با سرمایهگذاری مناسبی به لیگ گام گذاشتهاند و به حمایت، فرصت و توجه نیاز دارند تا کارشان را به خوبی ادامه دهند.
وی ادامه داد: دو تیم بندر لنگه و استقلال که در هرمزگان هستند به دلیل مجاورت با خلیج فارس در بسکتبال منطقه زیر نظر هستند. اگر فضای خوبی پیدا و رشد کنند میتوانند در منطقه خلیج فارس نام بسکتبال ایران را به عنوان قطبی در بسکتبال ثابت کنند. از طرف دیگر جزیرهای چون قشم بهترین مکان برای توریسم ورزشی است که میتواند به اقتصاد ورزش ایران کمک کند.
پیشکسوت بسکتبال ایران در ادامه به بسکتبال اصفهان هم اشاره کرد و گفت: هماکنون فولاد ماهان به عنوان تیمی تازهکار نماینده استانی قدرتمند در بسکتبال است. ذوب آهن که منحل شده و جایش نیز خالی است اما حالا فولاد ماهان قصددارد جای این تیم را بگیرد و با تمام توان نیز در اندیشه بردن جام قهرمانی به اصفهان است. آنها در مسابقه نخست نیز کار دشواری داشتند اما با توجه به مهرههایی که جذب کردهاند بهتر میشوند. حریف این تیم در هفته نخست همیاری زنجان بود که در این فصل سرمایهگذاری خوبی انجام داده و میخواهد انتظار بالای هواداران این شهر را برآورده کند. این تیم زنجانی نیز وضعیت خوبی دارد.
آتشی مهرام را همانند فیل خواند که مرده و زنده اش یک قیمت دارد و گفت: مدافع عنوان قهرمانی شرایطی متفاوت دارد. آنها یکی دو سال است که کمی مشکل دارند اما همچنان جزو مدعیان محسوب میشوند. مهرام همانند فیل است که مرده و زندهاش یک قیمت دارد. با شناختی که از استخوانبندی و تفکر باشگاه مهرام داریم معتقدم این تیم مدعی حضور در فینال این فصل است. دیگر تیم این فصل که برای قهرمانی برنامهریزی کرده، پتروشیمی است. آنها مهرههای خوبی جذب کردهاند و تیم جوانی هم دارند. به نظر من با هماهنگ شدن بازیکن خارجیشان با بسکتبال ایران شرایط بهتری پیدا خواهند کرد.
کارشناس بسکتبال در پایان به ایسنا گفت: با توجه به اینکه فصل کوتاهی پیش رو داریم معتقدم لیگ پرباری خواهیم داشت. توجه کنیم بسکتبال ایران سال آینده عرصهای بسیار مهم پیش رو دارد و باید به گونهای حرکت کنیم که بازیکنان در این فصل به خوبی آماده شوند. چین، کره جنوبی، فیلیپین، چین تایپه، لبنان و اردن آتش زیر خاکستر هستند و مطمئنا برنامههای ویژهای برای جام ملتها دارند. به همین دلیل ما باید در این فصل رقابتهای خوبی داشته باشیم تا همه بازیکنان به اوج آمادگی خود برسند.
عنایت آتشی در گفتوگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره وضعیت دوره جدید باشگاههای بسکتبال آسیا اظهار کرد: بیست و سومین دوره از رقابتهای باشگاههای آسیا در حالی آغاز خواهد شد که کنفدراسیون آسیا با هدف برگزاری بهتر و حضور تیمهای قدرتمندتر زمان آن را تغییر داد، اما امروز میبینیم که چنین شرایطی ایجاد نشده است. یک نابسامانی در بسکتبال لبنان ایجاد شد و آنها تصمیم به تغییری گرفتند که به سود الریاضی شد. این شرایط در حالی ایجاد شد که هیچ کدام از اهداف کنفدراسیون عملی نشده و تنها الریاضی فرصت داشته تا بتواند با کسب آمادگی برای دفاع از عنوان قهرمانیاش گام بردارد.
وی با اشاره به شرایط بسکتبال آسیا به ایسنا گفت: سال به سال شرایط بسکتبال آسیا به جای اینکه بهتر شود، بدتر شده است. اگر باشگاههای آسیا همان زمان برگزار میشد، از یک طرف به سود مهرام و بسکتبال ایران بود و از طرف دیگر تیمها نیز میتوانستند به موقع در این رقابتها شرکت کنند. حالا با این تغییر قطر و فیلیپین در این دوره شرکت نکردهاند و مهرام نیز با موانع زیادی که پیش رویش داشت عازم لبنان خواهد شد. معتقدم بسکتبال آسیا نسبت به قارههای دیگر سال به سال در حال افت است.
کارشناس بسکتبال ایران در پاسخ به این سوال که آیا لبنانیها با نفوذ در کنفدراسیون برای نتیجهگیری الریاضی تلاش کردهاند یا نه تصریح کرد: هاکوپ خاجیریان به عنوان دبیرکل کنفدراسیون آسیا عرب است و به کشورهای حاشیه خلیج فارس حساسیت ویژهای دارد. اما با توجه به اینکه در گذشته نیز چهره خوبی بین لبنانیها نداشته تلاش میکند با موقعیت کنونی خود فعالیتهای به سود کشورش بکند تا در بین بسکتبال دوستان جایی بدست بیاورد. سال گذشته لبنان میزبانی جام ملتها را با جریمهای از طرف کنفدراسیون از دست داد، اما دوباره هم میزبان باشگاهها شد و هم مسئولیت برگزاری جام ملتهای سال آینده را بر عهده گرفت. دلیل این کار چه میتواند باشد؟
پیشکسوت بسکتبال با اشاره به وضعیت کنونی بسکتبال منطقه ادامه داد: دیگر کشورهای عربی توانی در بسکتبال ندارند و تنها ایران و لبنان هستند که به پیشرفت فکر میکنند. حالا آنها به دنبال تضعیف بسکتبال ایران هستند که ما نباید این اجازه را بدهیم. با این شرایط مهرام به عنوان تیمی قدرتمند که هزینه زیادی انجام داده است، چگونه در این رقابتها شرکت کند؟ الریاضی از موقعیتی که داشت استفاده کرده و حالا شرایط بهتری دارد و به دنبال نتیجه خواهد بود و این موضوع در کل به ضرر بسکتبال ایران است.
آتشی درباره وضعیت میزبانی لبنانیها به ایسنا گفت: میزبان رقابتها همیشه شرایط بهتری دارد اما تیمهای عربی از این فاکتور به گونهای منحصر به فرد استفاده میکنند. با این شرایط تیمها و حریفان الریاضی برای اینکه به مشکل نخورند، باید یک سروگردن بالاتر باشند. مهرام نیز برابر این حریف باید به گونهای بازی کند که اسیر اتفاقها نشود.
سرپرست تیم ملی نوجوانان در ادامه به وضعیت بسکتبال ایران در قاره کهن اشاره کرد و توضیح داد: تیمهای ایرانی با هزینههایی که انجام میدهند خود را برای حضور در غرب آسیا و آسیا آماده میکنند، اما کنفدراسیون بدون توجه به این هدفگذاریها برنامهای برای رقابتهایش ندارد. در گذشته اسپانسر و حامی مالی برای رقابتها بود، اما مشخص نشد سود این حامیان مالی در چه راهی هزینه شد. ایران با بسکتبال قدرتمندی که دارد برای پیشرفت خودش هزینه میکند اما قاره آسیا این گونه نیست و به تلاشها توجهی ندارد. هماکنون مهرام به عنوان نماینده ایران هزینههای زیادی انجام داده اما با بیمهری مسئولان آسیایی مواجه شده است. واقعا نخستین سوالی که باید به ایران پاسخ بدهند این است که چرا زمان رقابتها را تغییر دادهاند؟ چرا قطر و فیلیپین در رقابتها حاضر نیستند؟ البته قطریها که با پشتوانه رییس قطری کنفدراسیون بسکتبال آسیا هر کاری که میخواهند، انجام میدهند.

کارشناس بسکتبال ایران درباره عدم حضور کشورهای دیگر شرقی در این رقابتها گفت: کرهایها مشخص نیست که چرا در سالهای گذشته در باشگاههای آسیا شرکت نمیکنند. چینیها هم ابتدا نبود حامی مالی را بهانه کردند اما بعد مشخص شد که رییس قطری کنفدراسیون را به رسمیت نمیشناسند که این خود میتواند دلیل قاطعی برای عدم حضور نماینده چین باشد. چرا که این کشور به هیچ وجه مشکل مالی ندارد.
آتشی در پایان ابراز امیدواری کرد که مهرام همانند همیشه برای ایران افتخارآفرین باشد و افزود: مهرام نماینده بزرگی برای بسکتبال ایران است. با همه مشکلاتی که داشت هزینه کرده است و میخواهد برای نام ایران افتخار دیگری به دست بیاورد. آنها تنها یک بازیکن خارجی دارند و امیدوارم همانند همیشه در عرصه بینالمللی موفق باشند. نماینده ایران در رقابتهای خارج از خانه حریفان قدرتمندی دارد اما میتواند بهترین باشد. مهرام موانع زیادی در این مدت داشت و باید به آنها حق بدهیم اما با توجه به بازیکنان و کادر فنی قدرتمند این تیم پتانسیل موفقیت بسیار بالاست.

اين صحبتها معمولا با واكنش مسوولان فدراسيون بسكتبال روبهرو ميشود و آنها تمامي حرفهاي سخنگوي پيشين مقيم آلمان را بي اساس و بي اهميت ميخوانند، اما پرسش اينجاست آيا فدراسيون بسكتبال در قبال برخي كارهايي كه صورت ميگيرد و ابهامات در ارتباطات را بيشتر ميكند، توجه لازم را دارد؟
طاهري در گفتوگوهاي قبلي خود بچيروويچ سرمربي تيم ملي بسكتبال را متهم به دلالي و كاسبي در بسكتبال ايران كرده بود.
او حتي مدعي شد ساني بچيروويچ، پسر سرمربي تيم ملي بسكتبال در راه يكي از باشگاههاي جنوبي است. در اين رابطه در روزهاي گذشته شنيده شده است ساني براي عقد قرارداد 70هزار دلار در ماه درخواست كرده است و سرمربي تيم جنوبي قول داده تا اين مبلغ را به اين بازيكن اسلوونيايي بدهد! سرمربي تيم جنوبي كه دستيار بچيروويچ در تيم بسكتبال جوانان ايران است، اخيرا اعلام كرده كه دستيار تيم باشگاهي خود را از بين مربيان اسلوونيايي انتخاب ميكند.
ظاهرا اين انتخاب به نظر باشگاه بستگي دارد، اما در شرايطي كه اوضاع مالي بسياري از تيمها خراب است و مربيان زيادي در ليگ برتر بيكار ماندهاند، استخدام مربي خارجي چه دليلي ميتواند داشته باشد؟
اين مربي در زمان اقامت تيم بسكتبال جوانان ايران در اسلووني و در يك مهماني شام به سرمربي تيم جنوبي معرفي شد و از دوستان بسيار نزديك مهمد بچيروويچ است.
او در تيمهاي سرمربي فعلي تيم ملي بسكتبال دستيار بچيروويچ بوده و هم اينك هدايت يك تيم دسته سومي در اسلووني را بر عهده دارد!
رضا طاهري در گفتوگو با ايسنا يك بار ديگر مسئولان فدراسيون بسكتبال را تهديد كرده كه پرده از واقعيتهاي مالي و ارتباطهاي پنهان در بين برخي از افراد و تيمها با فدراسيون بسكتبال را كنار ميزند.
اگر چه رييس فدراسيون بسكتبال درباره صحبتهاي اخير رضا طاهري، باز هم معتقد است حرفهاي او ديگر براي فدراسيون بسكتبال اهميتي ندارد، اما با اين حال فدراسيون بسكتبال با آگاهي از برخي مسائل رخ داده در اين چند هفته كه حواشي زيادي را براي فدراسيون به وجود آورده، بايد در قبال برخي اظهارنظرهاي طاهري شفافسازي كرده تا فضاي بسكتبال ايران بيش از اين ملتهب و پرحاشيه نباشد.

عنايت آتشي در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به عملكرد مهرام در جام ويليام جونز اظهار كرد: مهرام به عنوان نماينده ايران در اين دوره راهي رقابتها شده بود و شرايط خوبي داشت. مهراميها حتي در دو ديداري كه مغلوب شدند از حريف سر بودند و به دلايل ديگري تن به شكست دادند. به طور مثال در ديدار برابر فيليپين در دقايق پاياني حريف از هوشياري خودش استفاده و در آخرين موقعيت پيروزي را به نامش ثابت كرد. عملكرد قابل قبول مهرام در برابر حريفاني بود كه از بازيكنان خارجي استفاده ميكردند و تنها ايران و چينتايپه بدون يار خارجي بودند.
كارشناس بسكتبال با اشاره به وضعيت حريفان مهرام در اين جام به ايسنا گفت: به نظر من اين رقابتها فرصتي براي ارزيابي حريفان آسيايي ايران است. فيليپين پيشرفت خوبي داشته و محور بازياش را بر روي يك سنتر آمريكايي تغيير داده است. اين بازيكن نيز فوقالعاده باهوش است و به خوبي تيم را رهبري ميكند. كره جنوبي ديگر تيم آسيايي است كه همانند هميشه يكدست و منسجم است. آنها بسكتبالي سرعتي و باثبات بازي ميكنند و نسبت به گذشته شكل مستحكمتري پيدا كردهاند.
وي ادامه داد: به نظر من كرهايها در اين جام بدشانسي آوردند چرا كه حقشان قرار گرفتن در بين سه تيم نخست آسيا بود. اردن و لبنان هم با تركيب قدرتمند خود به چينتايپه آمده بودند. در لبنان فادي الخطيب و علي محمود و براي اردن زيد عباس، وگلاس و يك بازيكن ديگر غايب بودند. نكته جالب توجه اين بود كه اين دو تيم در حال تغيير هستند و ميخواهد نسل جديدي را وارد تيم ملي خود كنند تا براي قهرماني آسيا در سال 2013 آماده شوند. اين همان نكتهاي است كه بايد به آن توجه كنيم.
پيشكسوت بسكتبال در پاسخ به اين سوال كه آيا مهرام در اين جام به اهدافش رسيد؟ تصريح كرد: مهرام به دنبال هماهنگي بود. آنها سعي كردند وضعيتي ايجاد كنند كه همه بازيكنان ابتدا به روند مسابقه نزديك و سپس هماهنگ شوند. آنها از ابتدا به خوبي برابر حريفان قرار گرفتند و بازيكناني چون صمد و مهدي كه تمرين نداشتند هم درخشيدند. كادر فني مهرام قصد داشت از اين فرصت به بهترين شكل استفاده كند كه موفق شد. نايب قهرماني نشان ميدهد عملكرد خوب بوده و فكر ميكنم عدم قهرماني چيزي از قدرت اين تيم كم نكرده است.
آتشي درباره وضعيت كنوني مهرام و تيم ملي به ايسنا گفت: با شرايط كنوني بين تمرينهاي مهرام فاصله ميافتد. به نظر من كنفدراسيون آسيا ميتواند زمان جام استانكوويچ را تغيير دهد تا تيمهاي آسيايي به مشكل نخورند اما اگر اين اتفاق نيفتد تنها راهكار پيشرو همفكري و تعامل است. از يك طرف تيم ملي براي انتخابي جام جهاني 2013 برنامهريزي دارد و از طرف ديگر مهرام ميخواهد در باشگاههاي آسيا جام قهرماني را پس بگيرد. ايران بايد در هر دو قطب قدرتمند باشد و بايد با يك تعامل و برنامهريزي به اين هدف برسد.
عضو هيات رئيسه فدراسيون بسكتبال در پاسخ به اين سوال ايسنا كه سهميهبندي مليپوشان را ناراحت كرده است آيا اين سهميهبندي به ضرر آنها نيست؟ توضيح داد: مسالهاي ايجاد شده است. شايد اگر تيمي مانند ذوب آهن منحل نميشد و تيمهاي ليگ ميتوانستند سرمايهگذاري بهتري داشته باشند بازيكني بدون تيم نميماند. سهميهبندي به گونهاي است كه تيمهاي پولدار بهترين نفرات را انتخاب ميكنند و اين در شرايطي است كه چندين مليپوش سهميه الف هنوز تيمي ندارد. به نظر من جا دارد فدراسيون وارد شده و دخالت كنند. بايد ترتيبي داده شود تا اين مليپوشان هم در باشگاهها جذب شوند.
راهكار شما براي اين موضوع چيست؟ آتشي در پاسخ به اين سوال گفت: به نظر من در سال آينده بايد تغييراتي ايجاد شود. ايران باشگاههاي زيادي ندارد كه به خوبي سرمايهگذاري كنند. برخي هم به سهميههاي الف اعتقادي ندارند. به نظر من بايد مديران، مربيان و بازيكنان هم نظرهايشان را ارائه كنند تا اين موضوع حل شود.
كارشناس بسكتبال درباره تيمهايي كه تاكنون در نقل و انتقالات خوب عمل كردند نيز بيان كرد: فولاد ماهان با جذب بازيكناني به دنبال آوازه قهرماني براي خودش است. پتروشيمي هم با حضور شاهينطبع نيروهاي خوبي جذب كرده و زنجان نيز با جذب يك مربي نامدار چون فرزاد كوهيان خوب نشان داده است. به نظر من اگر مهرام نيز با ساختار گذشته وارد ليگ شود و با حضور پتروشيمي رقابت بين اين تيمها خواهد بود.
آرازبسکت- سعیدارمغانی راکمتربسکتبالیستی درایران است که نشناسد.مردی که درایام بازیکنی واقعا"جزءبهترین گاردها بود و تماشاگران لذت می بردند.
درلباس مربیگری هم شایدجزو 5 مربی برتردرایران باشد که افکاربسکتبالی او وسوادبسکتبالش واقعا"زبانزد والگو برای تمامی مربیان می باشد وخیلی ازمربیان مطرح درکشور باآشنایی وکمک ازافکارایشان به این جایگاه دست یافتند.ایشان درکشورمجارستان هم چندین وچندسال است که جزو بهتریم مربیان بسکتبال آن کشور می باشدومایه افتخارما ایرانی هاست.

اما مصاحبه ایشان درهفته گذشته باعث شد که چندسطری برای درد دل کردن با این استادگرانقدر وبه عنوان یکی ازمربیان کمی فعال دررده پایه داشته باشیم:
آقای ارمغانی ؛اینکه مشکل بسکتبال ایران دررده پایه است ماهم قبول داریم اما آیا می دانیدچرامربیان پایه به مانند سالهای قبل خروجی کافی ندارند؟به چندمشکل ازاین مشکلات توجه کنید:
- هزینه بالای سالن ورزشی: دراینجا ودرهمین پایتخت برای اجاره یک سالن باید مبالغ هنگفتی پرداخت کرد.بیشترسالنها هم باخیال راحت مشتری های فوتسال راانتخاب می کنند (این رابرای شما یادآوری کردیم چون درمجارستان این خبرها نیست)ونهایت بنده مربی با کمی پارتی ودرساعاتی بسیارنامناسب سالن رافقط برای 1/5 اجاره می کنم وبه این امیدکه اجاره سالن جورشود.ولی مشتری فوتسال برای سالنها دست به نقداست.جالب است که شما بدانید حداقل 70%این سالنها هنوزخط کشی سال 2010 راندارند!!

- گران بودن وسایل آموزشی و کمک آموزشی: خرید وسایلی مانند توپ،لباس هماهنگ، فنرپاس،عینک دریبل و... که برای آموزش الزامیست ولی خریدآنها بسیارهزینه براست.
-کم بودن تایم تمرین: آیا بادو یا سه جلسه 1/5 ساعته درهفته می شود ارسلان کاظمی ساخت؟
- کم بودن زمینهای روباز : متاسفانه کم بودن این زمینها درهمین تهران باعث شده که بازیکنان برای انجام تمارین اضافی گاها ساعتها درراه رفت وبرگشت به زمینی خاص باشند.البته اگرقبل ازآنها دراین زمین فوتبال شروع نشده باشد.
-دراختیارنبودن بازیکنان:به علت نگاه فرهنگی مابه تحصیلات دراین چندسال ،همیشه درایام مدارس مابازیکنان رابطور ناقص دراختیارداریم.
-افت بازیهای مدارس:متاسفانه بازیهای آموزش وپرورش هرروز درحال افت است وبازیکن سازی فقط درباشگاهها انجام می شود ونه درمدارس.آیا دوران شماهم اینگونه بود؟آقای ارمغانی بازیهای بسکتبال آموزشگاههای کشور دررده مینی بسکتبال(ابتدایی)حذف شده است .خبردارید؟

-آماده خوری تیمها:این مشکلی است که برای خیلی ازتمیها به وجودآمده ودیگرتمایلی به کاررده پایه ندارند.
البته اینها همه دلایل این افت نیست،میشودازدلایلی همچون دخالت دادن مربیان کم سواد درامرآموزش،دخالت دادن مربیان مادی درمدرسه های بسکتبال ،استفاده ازمربیان صفرکیلومتردررده پایه و...واشاره کرد وجالب اینکه همیشه دیواری کوتاه تر از مربیان فعال پیدانمی شود که انگ بی سوادی،عدم فعالیت کافی و... به آنهازده می شود وجالب اینکه مربی برجسته ای چون شما هم بدون اشاره به مشکلات مربیان پایه درایران (بالاخص تهران)به راحتی راجع به مشکل پایه دربسکتبال ایران صحبت می کنید وبه قول معروف ازبیرون گود به مربیان پایه درایران نگاه می اندازید.
بله آقای ارمغانی ؛مربی زیادداریم(کم کم ازبازیکنان بیشترمی شوند) اما مقدمات کاربرای آنها فراهم نیست.به یادداشته باشیددرباره بسکتبالی صحبت می کنیم که هنوز یک سالن اختصاصی برای خود ندارد.اگراستادفتحی موفق به ساختن بازیکنانی چون حامدحدادی شد بدلیل پشتکارایشان همراه با ایجادیک سالن اخصاصی به نام آزادی برای اهداف ایشان بود.اما آیا اکنون سالن آزادی وقت خالی برای انجام این کاردارد؟آیاسالنهایی این چنین حداقل درتهران برای این کارداریم؟وجالب اینکه حالا سعیدفتحی راهم درگودنداریم.

آقای ارمغانی،استادمحترم،کمی هم منصف باشید .باورکنید نفراتی چون صالح فروتن ها وسجادمشایخی ها وارسلان کاظمی شاید اگرامکانات مجارستان رادرکنارمربیانشان داشتند اکنون ما 10 تیم ملی بزرگسال درحد قهرمان آسیا داشتیم.
انتقادازشمابرای ما مربیان پایه کاری بسیاردورازادب است واجازه دهید فقط ازشما خواهش کنیم که شما دیگرحداقل تقصیرهارابرگردن مربیان پایه نیاندازید واگرخواستیدبیاندازید به مشکلات آنها هم اشاره کنید.امیدواریم روزی بتوانیم ازتجربیات شمابیشتراستفاده نماییم. انشاءا..
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حسن ميرزا آقا بيگ به عنوان كاپيتان و مربي اسبق تيم ملي، رييس سابق هيات بسكتبال تهران و كارشناس ورزش و مسئول انجمن راگبي ايران از معدود منتقدهاي كنوني فدراسيون بسكتبال است كه تمام حرفهايش را ميزند. از ريز و درشت وضعيت كنوني بسكتبال ميگويد و آينده را نگران كننده ميبيند. مسئول نگرانيهايي كه به آن اشاره ميكند را شخص محمود مشحون ميداند و هميشه از آمادگياش براي مناظره صحبت ميكند. تمام نظرهاي او از طرف رييس با ردصلاحيت او براي انتخابات فدراسيون بسكتبال روبرو ميشود. صحبتي كه خود آقا بيگ آن را بياساس ميداند و با طرح چند سوال، درباره آن توضيح ميدهد. با توجه به اين موضوعها خبرنگار ايسنا به گفت و گو با حسين ميرزا آقا بيگ پرداخت كه مشروح صحبتهاي وي را در ادامه ميخوانيد:
اين روزها صحبتهاي زيادي درباره وضعيت بسكتبال مطرح ميشود. دليل اين اتفاقها كه بيانگيزگي زيادي ايجاد كرده چيست؟
با توجه به وضعيت كنوني كشور كه در آن تصميم گيريها شخص است و فرد جمعي تاثيري ندارد، چنين اتفاقي در بسكتبال افتاده است و در نهايت بيانگيزگي رشد پيدا ميكند. اين كاهش انگيزه در ميان سرمايهداران، مربيان و بازيكنان ريشه دوانده پويايي بسكتبال از بين برده است. به طور مثال همين سهميه بندي مليپوشان يكي از تصميمهاي اشتباه بود. به عنوان يك كارشناس ورزشي مي گويم اين سهميه بندي هيچ تاثيري در رشد نخواهد داشت و نتيجهاي بر عكس خواهد داشت.
انتقاد شما به سهميه بندي درباره چيست؟
ـ چرا 24 بازيكن جز سهميه «الف» معرفي ميشوند؟ تيم ملي 12 بازيكن دارد كه بايد آنها به عنوان سهيمه تعيين شوند. نكته ديگر حضور بازيكناني در سهميه «الف» است كه چندين سال از تيم ملي دور بودند، بابك نظافت چرا جز سهميهها محسوب شده است؟ بازيكناني كه به تيم ملي دعوت نشدند، چرا سهميه شدند؟ اين تصميمها كاملا غير كارشناسانه بوده و آينده بازيكنان را خراب خواهد كرد.
صمد نيكخواه بهرامي هم به سهميه بنديها اشاره و انتقادهايي كرده بود، با او موافق هستيد؟
صمد به دليل جايگاه مستحكمي كه در تيم ملي دارد و كاپيتان است توانست درد و دل مليپوشان را بيان كند. انتقادها بيشتر از اين چيزهايي است كه صمد گفته اما به اين دليل كه بازيكنان وحشت دارند كه جايگاهشان را از دست بدهند حرف نميزنند. نكته اينجا است كه فضاي بسكتبال به سمتي رفته كه صداي همه را در آورده است. شايد روزهايي بود كه كسي انتقاد نميكرد، اما امروز همه شاكي هستند، همه حرفهاي زيادي براي گفتن دارند، اما بنا به دلايلي سكوت كردهاند.
اين بيانگيزگيها و گلايهها به تيم ملي ضربه نمي زند؟
ـ آينده تيم ملي نگران كننده است. چيزي كه زمان انتخابات رييس فدراسيون گفتم اكنون ديده ميشود، جدا از بيانگيزگي پشتوانه سازي هم نداريم. ميگويند بازيكناني همچون صمد را اين افراد ساخته اند، اما حافظهاشان ضعيف شده است. صمد وقتي هفده سال سن داشت به همراه ما راهي روسيه شد و در آنجا براي تيم ملي بازي كرد، اما تا امروز تنها نفري كه به تيم ملي اضافه شده ارسلان كاظمي است. با اين وضعيت وقتي يك بازيكن هم آسيب ميبيند جايگزيني ندارد و در غرب آسيا برابر لبنان شكست مي خورد.
شرايط غرب آسيا متفاوت بود.
ـ چه تفاوتي داشت؟ آقايان گفتند مهرداد آتشي و سامان ويسي نتوانستند كنار تيم باشند. سوال اينجا است كه مهراد آتشي كي مهره كليدي تيم ملي بوده كه حالا از او ياد ميكنيم؟ ايران بازيكن نداشت، اما اردن هم كه هشت مليپوش را وارد تركيب نكرده بود، لبنان هم تيمي جوان داشت و توانست ايران را شكست دهد.
معتقديد تيم ملي بازيكن جايگزين مطمئن ندارد؟
ـ فدراسيون به دليل نتيجه گرا بودنش اصطحكاكي در تيم ملي ايجاد كرده كه بازيكنان فرسوده و مصدوم ميشوند. سوال من اين است كه به جز ارسلان كاظمي كدام بازيكن در اين سالها وارد عرصه ملي شده است؟ اين مليپوشان كنوني كه نسلي طلايي هستند ساخته شدند و در اختيار آقاي مشحون قرار گرفتند. پيش از اين كه آنها وارد تيم ملي بزرگسالان شوند در تمام ردههاي پايه به مقامهاي مختلف رسيده بودند.
هم اكنون بازيكنان جوان خوبي در عرصه ملي داريم.
ـ بله. فدراسيون بازيكناني همچون سجاد مشايخي را نام ميبرد كه من هم موافقم، او بسكتباليستي بزرگ است، اما با تمام اين شرايط نتوانست در 18 سالگي همانند صمد و كامراني وارد تيم ملي شود. اين مساله نشان ميدهد كه پشتوانه سازي قوي نبوده است. با اين وضعيت دلم براي رييس بعدي فدراسيون مي سوزد كه بعد از آقايان بسكتبال نابود شده را تحويل ميگيرد! مطمئن باشيد پس از رفتن آقايان از بسكتبال، اين ورزش ايران به صفر كه هيچ، به منفي پنج رسيده است.
پس نتايجي كه در اين فدراسيون گرفته شد، چطور؟
ـ آقاي مشحون سه دوره رييس فدراسيون بودند. در دور اول كه نتيجهاي نگرفت. در دور دوم در رقابتهاي آسيايي اندونزي پنجم شد و در دوره سوم دقيقا بعد از فعاليتهاي آقاي دكتر غضنفري وارد فدراسيون شد و جواناني را تحويل گرفت كه در ردههاي جوانان و اميد قهرمان و نايب قهرمان آسيا بودند. همين بازيكنها در آسيا نايب قهرمان شدند. بازيكناني كه توسط فدراسيون ديگري ساخته شد و در اختيار آقايان قرار گرفت. حالا كه قرار است دو سال ديگر كه البته به طور غير قانوني به كارش ادامه دهد، بسكتبالي فرسوده و نابود شده را به فرد ديگري تحويل خواهد داد.
* چرا غير قانوني؟
ـ اين مساله به بحثهاي در زمان انتخابات آخر فدراسيون و در زمان آقاي سعيدلو مربوط ميشود. در آن زمان مساله دو شغلهها و بازنشستهها مطرح بود كه براي آقاي مشحون رعايت نشد و وي به عنوان رييس انتخاب شد كه اين مساله به ضعف سازمان تربيت بدني سابق برميگردد. در آن زمان آقاي سعيدلو به اين نكته توجه نكرد و هيچ اتفاقي نيفتاد.
در همان انتخاباتي كه شما حضور نداشتيد و آقاي مشحون ميگويد رد صلاحيت شديد؟
ـ آقاي مشحون ميتواند هر نظري بدهد. اين مساله را در رسانه ملي نيز بازگو كرد و به همين دليل از او در حراست وزارت ورزش و جوانان و مراجع قانوني شكايت كردم و پيگير نيز خواهم بود. آقاي مشحون فراموش كرده است. اگر من رد صلاحيت مي شدم كه به عنوان دبير بازيهاي كشورهاي اسلامي انتخاب نمي شدم، هم اكنون كارشناس خبره وزارتخانه نبودم و رييس انجمن راگبي نمي شدم. در آن زمان در حالي كه دبير مجمع به عنوان يكي از كانديداها از من دعوت كرد تا در مجمع شركت كنم اجازه ورود به من ندادند و گفتند كه بايد از سعيدلو رضايت نامه داشته باشم. در حالي كه او در ايران نبود. ميخواهم به عنوان آخرين تذكرم بگويم كه اميدوارم آقاي مشحون نگاهي به گذشتهاش داشته باشد. گذشته من از آقاي مشحون قبل و بعد از انقلاب معلوم است و اگر مساله رد صلاحيت در ميان باشد خود دوستان ميدانند چه اتفاقي خواهد افتاد. درباره سابقه ورزش هم بگويم كه كاپيتان و مربي تيم ملي بودم و در هيات بسكتبال استان كار كردهام، پس از خانواده بسكتبال هستم.
برسيم به مسايل فني، خيلي از اعضاي خانواده بسكتبال ديگر در اين ورزش نيستند، دليل اين اتفاق چيست؟
ـ سياست بودن و نبودن آقاي مشحون دليل حذف شدن افراد است. اگر امروز به دنبال افرادي كه نسل كنوني بسكتبال را ساختن برويم آنها را خارج از اين خانواده پيدا ميكنيم. دكتر غضنفري، مهندس فتحي، مهندس گرامي، اسداله كبير و نصرت اله جعفريان در كجاي بسكتبال هستند. ايزدپناه كه تيم ملي را در كويت نايب قهرمان كرد، كجاست؟ با شاهين طبع كه در هند جوانان را قهرمان كرد چه كار كرديم؟ همين افراد نسل طلايي بسكتبال را ساختند و كنار گذشته شدند و پس از آنها مربيان درجه سه اروپايي آمدند و نتايجي گرفتند كه مربيهاي خوب ايراني هم ميتوانستند آنها را تكرار كنند. هم اكنون اگر سابقه كاري اين مربيها را بررسي كنيم هدايت تيم ملي بسكتبال ايران بهترين سابقه كاري براي آنها است كه با آن براي خودشان شغل دست و پا ميكنند. مصطفي هاشمي، مهران شاهين طبع، فرزاد كوهيان، سعيد ارمغاني و مربيان ديگري داريم كه به درد بسكتبال مي خورند، اما در ميدان نيستند.
در تمام گفتوگوهاي رسانهايتان آقاي مشحون را به مناظره دعوت ميكنيد. اين بار هم چنين قصدي داريد؟
ـ هر زماني كه آقاي مشحون بخواهد حاضرم در يك مناظره مطبوعاتي حاضر شوم. منكر زحمتهاي آنها نيستم اما نتيجهگرا بودن آقايان بسكتبال را از بين برده است. يكي از سوالهاي من اين است كه چرا هيچ جواني در بسكتبال كار نميكند؟ آقاي رضا مشحون، آقاي نوربخش، آقاي انبه و آقاي پور شرفي از اساتيد خود من هستند، اما چرا يكي از اين سمتها در اختيار جوانان بسكتبال ايران نيست؟ آقاي مشحون با اين وضعيت هم هميشه از جوانگرايي صحبت ميكند و به احتمال فراوان منظورش حضور صفاعلي كماليان در تيم ملي باشد كه دليلش نامشخص است. سوال ديگر هم اين است كه مربيان كنوني تيم ملي با چه سابقه كاري در اين سمتها حضور دارند؟ همه اين افراد محترم هستند، اما من به آينده بسكتبال فكر ميكنم.
به گزارش خبرگزاری فارس، با جرات میتوان گفت فدراسیون بسکتبال تنها فدراسیونی است که از لحاظ ارتباط با رسانهها و اطلاع رسانی در سطح بسیار ضعیفی عمل میکند و شاید اگر رسانه ها نبودند هیچ کس حتی مسئولان خود فدراسیون هم از اخبار این رشته اطلاع پیدا نمیکردند.
در مورد سفرهای خارجی تیمهای ملی هم قصه به نوعی دیگر است و دغدغه اهالی رسانه چند برابر میشود. زمانی که یکی از تیمهای ملی به مسابقات یا اردوهای خارجی میرود این نگرانی در اصحاب رسانه به وجود میآید که شاید نتوانند به دلیل همین ضعف اطلاع رسانی از سوی فدراسیون هیچ یک از اخبار آن را پوشش دهند.
پس از حضور مهمد بچیروویچ، سرمربی تیم ملی حرکت مثبتی انجام شد و وی رضا طاهری را به عنوان سخنگوی تیمهای ملی برگزید تا دیگر رسانهها به راحتی بتوانند اخبار و برنامههای تیم ملی را چه در داخل و چه در خارج به اطلاع مخاطبان برسانند. طاهری در مدتی که این سمت را بر عهده داشت، ارتباط خوبی را با رسانهها برقرار کرده بود، اما هفته گذشته به یکباره خبر برکناری محترمانه از سوی فدراسیون اعلام شد و این نگرانی را به وجود آورد که اطلاع رسانی در بسکتبال به روزهای سابق بازگشته است.
انتصاب حمید خمجانی، شخصی که دبیر فدراسیون بسکتبال هم محسوب میشود و خود را همیشه به عنوان کسی که سابقه خبری دارد، معرفی میکند به عنوان سخنگوی تیمهای ملی در نوع خود جالب به نظر میرسد. یکی از ملاکهای سخنگوی تیم ملی باید این باشد که حداقل زبان انگلیسی را بداند، اما او این طور نیست و باید دید با برکناری طاهری و آمدن شخص جدید چه اتفاقی خواهد افتاد. حالا چرا و به چه علت این اتفاق افتاده است را تاکنون هیچ یک از مسولان فدراسیون پاسخ مناسبی به آن ندادهاند!
![]() |
علاوه بر این، ضعف در ایجاد ارتباط عمومی مناسب و مطلوب هم در فدراسیون بسکتبال کاملاً مشهود است، اما تنها کسانی که توجهی به این ضعف نمیکنند خود مسئولان فدراسیون هستند. بارها از مشحون، رئیس فدراسیون در مورد این ضعف و اینکه چرا این مشکل برطرف نمیشود، سوال شده و او تنها قول حل مسئله را داده است. حالا چه زمانی برای حل این مشکل قدم برداشته خواهد شد، مشخص نیست!
البته شاید مصلحتی در این کار باشد و دوستان در فدراسیون دوست نداشته باشند اخبار این رشته بیشتر منعکس شود.
اینکه بسکتبال با مشکلات زیادی مواجه است و هر زمانی که با مسئولان فدراسیون هم کلام میشویم آنها نداشتن سالن استاندارد و از کم توجهی به این رشته صحبت میکنند کاملاً به حق است، اما داشتن روابط عمومی قوی و سایت اطلاع رسانی به روز مشکلی نیست که مسئولان وزارت ورزش بخواهند آن را حل کنند.
وقتی فردی که به عنوان روابط عمومی فدراسیون مشغول کار است و اکثر اخبار و اطلاعات خود را از خبرنگاران کسب میکند، دیگر باید به این موضوع پی برد که تا چه حدودی اطلاع رسانی در این فدراسیون ضعیف است.
سایت فدراسیون که ید طولانی در به روز نشدن و دادن اخبار اشتباه به رسانهها دارد، در تازه ترین اقدامش خبر سهمیه بندی بازیکنان لیگ برتر را پس از 5 روز و روز گذشته روی خروجی خود منتشر کرده است. این نکته جای تامل دارد چرا وقتی جلسهای که در داخل خود فدراسیون برگزار میشود، نتایج آن پس از 5 روز منتشر میشود؟!
اشتباه اعلام کردن نتایج تیم ملی در مسابقات غرب آسیا و شماره تماس سخنگوی تیم ملی جوانان از دیگر اشتباهاتی است که تنها در یک ماه اخیر و شاید کمتر رخ داده است.
این شرایط در تیم از طریق ابزارهای مختلف (نرم افزار) که امروزه در سطح تیمهای جهان متداول شده یکی از راههای رسیدن به نقاط ضعف و مثبت رقیب می باشد که با این روش، بازی پیچیده بسکتبال بسیار ساده و روان شده و به تصمیم گیریهای مربی کمک می کند.

این نرم افزار کامپیوتری برای صرفه جویی در وقت و دقت عمل و اشراف مربیان تیمها به مهارتهای فردی و گروهی و تبحر آنان در اداره بازی، امروزه متداول شده است.
تاریخچه پیدایش این نرم افزار کامپیوتری به نام آنالیز پیشرفته به سال 1995 میلادی برمی گردد که از آن سال تاکنون شیوه شناخت از تیم مقابل در اتحادیه ملی بسکتبال (NBA) بدین روش مرسوم شده است.
در آن زمان که هنوز نرم افزار مورد نظر در بسکتبال رواج پیدا نکرده بود به صورت دستی این عمل انجام می شد که اشکالاتی در برداشت و با این دقت که امروزه تمام جزئیات بازی بررسی می شود، امکان پذیر نبود.
اما با وجود پیشرفت علم آنالیز و توسعه این ابزار در سال 1995 میلادی یک نرم افزار جدید ارائه شد که به تمام تیمهای حاضر در NBA تحویل و پس از آن مورد بررسی قرار گرفت.
از آنجاییکه فقط 16 تیم از این برنامه استفاده کرده بودند، بسیار مورد توجه و اعتماد آنان قرار گرفت و از این طریق روز به روز بر کیفیت بازیها افزوده شد.
بطور کلی با توجه به اینکه جایگاهی در تیمها به عنوان مربی و یا مربی آنالیز وجود نداشت بررسیهای انجام شده هم تعیین نمی کردند که این فرد می بایست دارای قابلیتهای بالایی از جهت شناخت فنون بسکتبال و روش مقابله با آنها بوده و توانایی سریع انتقال مطالب را داشته و به خوبی آنها را موقعیت سنجی کند.
از همین جا بود که جایگاه مربی آنالیزور در تیمها تعیین و تصمیم گرفته شد یک نفر به عنوان آنالیزور به کادرفنی تیمها اضافه شود.
وظیفه مربی آنالیزور با استفاده از این نرم افزار کشف اطلاعات مهم، روشن و روان به صورت خیلی ساده و در اختیار دادن این اطلاعات به سرمربی تیم است تا وی تصمیم گیریهای لازم را در بازی داشته باشد.
این روزها در تیمهای دنیا از این نرم افزار که توسط شرکتهای متعددی ارائه شده بهره می برند که در قاره آمریکا و اروپا این ابزار کاربرد بیشتری دارد.
نرم افزارها خدمات متفاوتی ارائه می دهند که کار مربی آنالیزور را راحت می سازد.
آنالیزور وظیفه دارد قبل از هر مسابقه به جمع آوری اطلاعات تیم حریف بپردازد تا بتواند در مهندسی شیوه بازی، کمک شایانی به سرمربی کند که همانطوری که گفته شد این کار نیز در حین بازی و بعد از بازی امکان پذیر است.
این روش در 3 بخش جمع آوری شده که در اینجا فقط به سرفصلهای آن اشاره می شود که هر یک از این سرفصلها دارای بخشهای متفاوتی است که از بحث این یادداشت خارج می باشد.
الف - نفرات شروع کننده با شاخصهای تکنیکی در دفاع و حمله و خصوصیات افراد جانشین
ب - حمله؛ اطلاعات لازم و شیوه استفاده از تاکتیکها را مشخص کرده و راهکارهای مقابله با آن در اسرع وقت را معلوم کرده و حملات را متوقف می سازد.
ج - دفاع؛ روش استفاده به چه صورت و به چه نوع دفاعی اعمال شده و ویژگیهای مربوطه و راههای مقابله با آن را مشخص می سازد.
بعد از جمع آوری جمیع اطلاعات در تمام جهات، اطلاعات واصله را به سرمربی و سپس در بین بازیکنان مطرح و جزئیات کارهای فردی و دسته جمعی مورد دقت و توجه قرار داده می شود و بر روی تمامی اجزای آن تمرین می صورت می گیرد.
مطالب گفته شده خیلی جزئی و خلاصه بیان شد اما وظیفه مربی آنالیزور بسیار پیچیده، علمی، فنی، تخصصی و با شناخت و اعتماد به نفس همراه می باشد.
به نظر من شرایط مربی آنالیزور و شرح وظایف و دستورالعمل اجرایی آن می بایست از سوی فدراسیون بسکتبال ایران تعیین شود چرا که این حرکت می تواند تحول ارزنده ای در پیشبرد کار مربیان تیمها به خصوص در رده ملی و باشگاهی بوجود اورد.
امید است، تربیت مربی آنالیزور و اشاعه این علم در بین تیمها جدی گرفته شده و برای این رده مربیگری اعتبار خاصی بوجود آید.
عنایت الله آتشی در گفتوگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس، در مورد
عملکرد تیم ملی بسکتبال و نایب قهرمانی در غربآسیا اظهار داشت: ما نباید
هیچ وقت به این فکر کنیم که میتوانیم همیشه در بهترین شرایط باشیم. باید
قبول کنیم که تعدادی از بازیکنان تیم ملی مصدوم بودند و سرمربی جدید تیم
ملی هم تغییراتی را داده و فنداسیون تیم ملی را زیر رو رو کرده بود. او
فرصتی را به بازیکنان جوان داد و باید به فکر این باشیم که همین جوانگرایی
را ادامه دهیم.

وی ادامه داد: یک سال و نیم تا جام ملتهای آسیا 2013 باقی مانده و فرصت
طلایی داریم که همه بازیکنان را محک بزنیم. من اعتقادی به این ندارم که
بگویم بازیکن جوان و پیر داریم و هر بازیکنی شایسته بود، باید باشد. ما این
اقتدار را داریم که همانند سال 2007 و 2009 قهرمان آسیا شویم و نباید به
این فکر باشیم که اگر تیم ملی رفت در غرب آسیا دوم شد به یکباره بگوییم که
بسکتبال ایران نزول کرده است. انتقاد خوب است اما باید سازنده باشد و
راهکار داده شود.
کارشناس بسکتبال گفت: این نکته را باید بگوییم که شرایط برگزاری غرب آسیا
هم به هیچ وجه مناسب نیست و به یک باره زمان آن را تغییر میدهند. آنها بر
اساس کشورهای عربی برنامهها را تنظیم میکنند و ما بر اساس شایستگی
بسکتبالمان.
وی عنوان کرد: غرب آسیا هم به اندازه جام ملتها مهم نیست و امیدوارم همه
این مسائل به شکلی رقم بخورد که بچیرووچ که مربی بزرگی است و در سطح اول
اروپا و جام جهانی مربیگری کرده است تیم ملی را به جایگاه اصلیاش برساند.
البته باید به او زمان بدهیم و امکانات لازم را فراهم کنیم تا اشتباهی که
ماتیچ انجام داد را دیگر شاهد نباشیم.
وی در مورد ارزیابی خود از تیمهای حاضر در مسابقات غرب آسیا گفت:
تیمهای لبنان و اردن نسبت به جام ملتها ترکیب خود را تغییر داده و جوانتر
شده بودند و انگیزه زیادی داشتند. فادی الخطیب و گارنت در لبنان 2 بازیکن
کلیدی بودند که مقابل ما هم گارنت پرتابهای پنالتی فوقالعادهای انجام
داد و 95 درصد پرتابهایش به گل تبدیل و همین باعث برد آنها شد. تیم ایران
موفق شد راهی جام استانکوویچ شود و این مسابقات میتواند مکمل خوبی برای
بازی با لبنان باشد.
آتشی اظهار داشت: لبنان و اردن قدرتی در بسکتبال نیستند که ما بخواهیم از
آنها انتقام بگیریم. روزی که به اردن در چین باختیم، آن بازی دیگر هیچ وقت
جبران نمیشود، چون با آن شکست المپیک را از دست دادیم و حالا ما در
غربآسیا که یک تورنمت است اردن را شکست دهیم دیگر آن ناکامی را جبران
نمیکند. باز هم میگویم که همین نتیجهای که تیم ملی به دست آورده اعتماد
به نفس بازیکنان را بالا برده است و کمک میکند که در مسابقات آینده
بیشتر محک بخورند.
وی در مورد اردوی آمادگی تیم ملی "ب" گفت: اردوی این تیم از روز پنجشنبه
آغاز میشود، اما برنامه کاری این تیم هنوز اعلام نشده است. ما باید بیشتر
برنامه ریزی و تقسیم کار کنیم و هدفمان باید این باشد که این تیم را به
نوعی آماده کنیم که بعد از 2013 و 2014 این بازیکنان بتوانند بازدهی داشته
باشند. ترکیب "ب" و "الف" می تواند اقتدار بسکتبال ایران را نشان دهد. ما
باید از همین الان تقسیم کار کنیم و از برخی بازیکنان بیش از حد کار نکشیم.
امسال سال جوانان است و باید آنها را آماده کنیم. اگر اتفاق خاصی نیفتد می
توانیم بر سکوی بسیار خوبی در آسیا قرار بگیریم. البته نباید خیالمان
راحت باشد و برای بازی با بهترین و ضعیف ترین تیم باید با قدرت تمام وارد
شویم و هیچ تیمی را دست کم نگیریم.
سرمربی سابق تیم ملی گفت: ما باید به سمتی برویم که تورنمنتهای بزرگ را
در کشور برگزار کنیم. با این تفکر که بازیها در سالن 12 هزار نفری و تمرین
تیمها در سالن آزادی برگزار شود. سالن 12 هزار نفری امکانات بسیار خوبی
دارد و ما میتوانیم حتی میزبانی جوانان جهان را هم بگیریم. والیبال برگزار
کرد و بسکتبال هم این توانایی را دارد. البته باید این کار با برنامه باشد
و از الان برای چند سال آینده تصمیم بگیریم. اگر ما میزبان بازی های بزرگ
باشیم قطعا پیشرفتمان به سرعت خواهد بود.


ایلنا: کاشناس بسکتبال کشورمان بااشاره به نایب قهرمانی تیم ملی بسکتبال در رقابتهای غرب آسیا گفت: واقعا حیف شد، ما میتوانستیم عنوان قهرمانی این مسابقات را به دست بیاوریم و حالا باید افسوس بخوریم.

مصطفی هاشمی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا با بیان این مطلب افزود: من
در مسابقات غرب آسیا حاضر نبودم، اما دو بازی لبنان برابر اردن و ایران
مقابل اردن را تماشا کردم و باید بگویم این دو تیم بسیاری از ملیپوشان خود
را در اختیار نداشتند و بیشتر به نفرات جدید و جوان خود میدان داده بودند.
با این شرایط ما هم عنوان نایب قهرمانی را به دست آوردیم که جای تاسف
دارد.
وی ادامه داد: البته پتانسیل بسکتبال کشور ما بالاست و من اطمینان دارم
در جریان مسابقات پیش رو میتوانیم جبران کنیم و نتایج خوبی بگیریم.
این کارشناس بسکتبال کشورمان با بیان این مطلب که میتوان با ارائه یک
برنامه قوی و پویا به نتایج درخشانی دست یافت، اظهارداشت: در حوزه
اختیارات من نیست که بخواهم در مورد بچیروویچ (سرمربی تیمملی) حرف بزنم
ولی قاعدتا آنهایی که از نزدیک بازیهای تیم ملی در مسابقات غرب آسیا را
مشاهده و در کنار تیم بودند بهتر میتوانند در مورد کار این اظهارنظر کنند.
وی افزود: من فکر میکنم بررسی عملکرد بچیروویچ زود است چراکه هم او به
تازگی کارش را با تیم ملی آغاز کرده وهم اینکه افرادی میتوانند در مورد
عملکرد او اظهار نظر کنند که با تیم زندگی کرده باشند.
هاشمی در خصوص کیفیت تیمهایی مانند اردن و لبنان در مسابقات غرب آسیا
اظهار داشت: اردن نسبت به ما با ملیپوشان کمتری پا به مسابقات گذاشته بود و
تنها از ۲ ملیپوش خود که آنها هم در بیشتر مواقع نیمکت نشین بودند پا به
این مسابقات گذاشته بود. لبنان هم فقط ۴ ملی پوش داشت و البته از یک ملی
پوش جوان خود هم استفاده کرد. در این بین تیم ملی کشورمان با وجود اینکه
چند بازیکن مصدوم داشت، با تعداد زیادی ملیپوش در این مسابقات حاضر شد و
دلیل آن را باید از مسئولان تیم پرسید.
تیم ملی بسكتبال ایران جمعه شب موفق شد با نتیجه 75 بر 73 از سد تیم ملی اردن بگذرد و به مقام نایب قهرمانی مسابقات غرب آسیا برسد.
وی ادامه داد: تیم ما در این رقابت ها بسیاری از بازیكنان خود را در اختیار نداشت و فكر می كنم در این شرایط كیفیت كار بازیكنان ایران نسبت به گذشته بسیار خوب بود.
سرمربی تیم بسكتبال فولاد ماهان در مورد عملكرد 'مهمد بسیروویچ' گفت:این مربی در مدت كوتاهی بازیكنان تیم ملی را انتخاب كرده و باید به او حق داد كه كمی تركیب خود را نشناسد.
وی تصریح كرد:ارزیابی این مربی بسیار زود است اما فكر می كنم بسیروویچ مربی توانمند و خوبی است زیرا شجاعت لازم را در او می بینم.
وی اظهار داشت:تیم ملی ایران توان قهرمانی با همین بازیكنان را در مسابقات غرب آسیا داشت و اطمینان دارم اگر كامرانی و داوری مصدوم نمی شدند این اتفاق رخ می داد.
صادق زاده خاطرنشان كرد:بسكتبال ایران بسیار قدرتمند از كشورهایی چون اردن و لبنان است و اگر ما در مسابقات قهرمانی آسیا به اردن باختیم تنها به خاطر اشتباهات سرمربی تیم ملی در آن زمان بود.

كارشناس بسكتبال ایران گفت: به كادرفنی پیشنهاد می كنم از جوانان آینده دار در كنار تیم ملی بیشتر استفاده كنند زیرا حضور آنها به آینده بسكتبال ایران كمك زیادی می كند.
دیدار تیم های بسكتبال ایران و اردن در چارچوب مسابقات غرب آسیا جمعه شب برگزار شد و تیم ملی كشورمان موفق شد از سد میزبان با نتیجه 75 بر 73 بگذرد.
ملی پوشان ایران موفق شدند با این پیروزی انتقام شكست برابر اردن در مسابقات قهرمانی آسیا را بگیرند و همچنین جواز مسابقات كاپ آسیا را نیز بدست بیاورند.
بر اساس این گزارش، تیم بسكتبال لبنان توانست مقام قهرمانی این دوره از مسابقات غرب آسیا را بدست بیاورد.
ایلنا: مسابقات بسکتبال غرب آسیا با کسب عنوان دومی ملیپوشان بسکتبال ایران همراه شد که البته شکست مقابل لبنان نکته منفی عملکرد تیم ملی در این رقابتها بود.

به گزارش خبرنگار ایلنا، تیم ملی بسکتبال ایران در سومین دیدار این
رقابتها مقابل لبنان تن به شکست داد تا عنوان قهرمانی را به این تیم
واگذار کرد. همچنین مهدی کامرانی و جواد داوری نیز در این رقابتها مصدوم
شدند تا یک ماه از میادین بسکتبال دور بمانند.
گفتوگوی ما را با مهران حاتمی در مورد عملکرد تیم ملی بسکتبال در رقابتهای غرب آسیا بخوانید.
- عملکرد تیم ملی بسکتبال در مسابقات غرب آسیا رضایت بخش بود؟
تمام اعضای تیم ملی در این بازی حضور نداشتند همچنین بسکتبالیست های ما
تمرین کمی را قبل از این بازیها انجام داده بودند که فقط یک هفته از این
تمرینات زیر نظر بچیروویچ برگزار شد. به نظر من تیم ما با تمام توان خود به
این مسابقات نرفته بود. این مسابقات فقط باعث ایجاد آمادگی بیشتر
ملیپوشان ما برای حضور در رقابتهای آسیایی خواهد بود.
- ما مقابل لبنان شکست سختی را متحمل شدیم، دلیلش چه بود؟
۸ تیم در سطح آسیا هستند که از نظر عملکرد بسیار به هم نزدیکاند و
تیمی در این رقابتها نتیجه بهتری میگیرد که از نظر عملکرد قوی و از نظر
سخت افزاری هم قوی باشد ولی متاسفانه تیم ما از این نظر بسیار ضعیف است
چراکه مسئولین به این موضوع رسیدگی مناسبی نمیکنند. امکانات ما قابل قیاس
با برخی از تیمهای مطرح آسیا نیست.
- چرا وقتی تقریبا با تمام توان خود به مسابقات رفته بودیم از پس تیمی مانند لبنان بر نیامدیم؟
من معتقدم ما با تمام توان خو درد این رقابتها حضور نیافته بودیم.
تعدادی از بازیکنان ما مصدوم و تعدادی هم غایب بودند. از سوی دیگر تیم
لبنان از نفرات غیر لبنانی زیادی استفاده کرد و ۸۰ درصد تیم آمریکایی بودند
که این ترکیب شاید در این مسابقات بتوانند حضور داشته و به تیم کمک کنند
اما در مسابقات آسیایی باید با نفرات تیم خود حضور یابد و این تیم ضعیف
میشود و شکست دادن آنها بسیار آسان است.
- آیا لازم بود اکثر ملیپوشان اصلی خود را به این مسابقات اعزام میکردیم؟
این مسابقات در اصل محکی برای آمادگی و شناخت تیم ما در مسابقات آسیایی
خواهد بود. از سوی دیگر تیم ما تمرین کمی داشت ولی با همین زمان کم
تغییرات زیادی کرده بود.
- با شکست مقابل لبنان، عنوان قهرمانی هم از دست رفت...
در بازی مقابل لبنان از اول مشخص بود چه نتیجهای رقم خواهد خورد چراکه
این تیم با نفرات خارجی خود حضور یافته بود و اکثر بازیکنان این تیم
آمریکایی بودند. در اصل ما با آمریکا بازی کردیم نه با لبنان.
- آیا میتوانیم عملکرد بچیروویچ را با این شکست به نقد بکشیم؟
بچیروویچ از ابتدا نشان داد که مربی بسیار بزرگی است و این را میتوان
در تغییراتی که در همین بازیها در تیم ما ایجاد کرده بود مشاهده کرد. ما
مشاهده میکنیم با تمرینات کم، تغییرات بسیار زیادی در تیم ایجاد شده بود و
این حرف را نه تنها من به شخصه، بلکه تمام بازیکنان تیم میگویند.
- آیا تیم ملی بسکتبال ما نیاز به تغییرات ندارد؟
در حال حاضر بازیکنانی نداریم که به جای بازیکنان فعلی جایگزین کنیم.
این بازیکنان فقط تا چند سال دیگر میتوانند بازی کنند و مسئولین باید به
فکر باشند که برای آینده بازیکنان بهتری داشته باشیم. باید طوری
برنامهریزی کنیم که بازیکنان جایگزین اوضاع تیم ملی را بهتر کنند نه
بدتر.
- متاسفانه ما در این رقابتها ۲ بازیکن مصدوم هم دادیم(کامرانی و داوری)دلیلش چه بود؟
آسیبدیدگی در هر بازی و برای هر بازیکنی ممکن است اتفاق بیفتد. این
موضوع خیلی طبیعی است و جزئی از بازی است که هیچ دلیل خاصی ندارد.
- صحبت پایانی؟
باید کمی مثبت اندیش باشیم و با یک باخت تیم را زیر سوال نبریم.
بچیروویچ مربی بسیار بزرگی است که تاکنون مربی در چنین سطحی در ایران
نبوده، پس باید کمی به این مربی وقت داده شود. همانطور که در حال حاضر مشخص
است با تمرینات این مربی، تحولات بسیاری در تیم ملی ایجاد شده، با کمی صبر
به جایی که میخواهیم میرسیم. ما باید به فکر آینده بسکتبال هم باشیم.
وی در گفتگو با خبرگزاری ورزش ایران (ایپنا)، گفت: بطور کلی ما در شرایط بسیار خوب و قابل قبول قرار داشته و توانسته ایم موفق به اجرای برنامه های مورد نظر شویم. تیم شهرداری گرگان با بازیکنان بومی کار خود را دنبال کرده و در ادامه هم به همین منوال پیش خواهد رفت.
کبیر در ادامه افزود: بطور کلی ما از پتانسیل های بسیار بالایی در این منطقه برخوردار هستیم و با توجه به این که تماشاچیان پرشوری در این منطقه وجود دارد، پایتخت بسکتبال ابران محسوب می شویم. ما 6 دوره در لیگ نایب قهرمان شدیم و 2 دوره هم توانستیم به عنوان سومی دست یابیم. الان هم تمام توان خود را بکار گرفته ایم تا در بخش پایه به تربیت نیروهای برتر پرداخته و بتوانیم برای چند سال آینده بازیکنان مطرحی در اختیار لیگ برتر و بسکتبال گرگان قرار دهیم.
سرمربی تیم بسکتبال شهرداری گرگان تصریح کرد: من فکر می کنم اون زمانیکه پول در این رشته ورزشی کمتر بود، بهتر در بخش سازندگی فعالیت می شد اما از زمانیکه پول وارد بسکتبال شده تفکر سازندگی در این رشته کم شده و شدیدا افت کرد و حالا همه به دنبال این هستند که به مربیان سوپر لیگی تبدیل شوند و تمرکز روی رده سنی پایه کمتر شده که این اتفاق خوبی برای بسکتبال نیست. تربیت بازیکن سوپرلیگی زمان بر است و حداقل چند سال طول می کشد تا یک بازیکن بتواند در شرایط لازم برای فعالیت در لیگ قرار بگیرد اما با توجه به پتانسیل بالایی که در این بخش وجود دارد ما امیدوار هستیم بتوانیم موفق پیش رفته و همانطور که سال 1390تیم مینی بسکتبال ما جزو 4 تیم برتر قرار گرفت در ادامه هم موفق به اجرای برنامه های مورد نظر خود در این بخش خواهیم بود.
کبیر در مورد حضور مثبت بازیکنان خارجی در بسکتبال ایران خاطرنشان کرد: از زمانیکه پای خارجیها در بسکتبال ایران باز شد ما توانستیم به خوبی از هر نظر رشد کنیم زیرا ترس بازیکنان ما از خارجیها ریخته و آنها توانستند با اعتماد به نفس بیشتری در عرصه بین المللی فعالیت کنند.
به گزارش ایرنا، 'رضا مشحون' روز چهارشنبه در جمع خبرنگاران گفت: از خبرنگاران می خواهم سعی كنند همچنان جو بسكتبال را پاك نگه دارند و نباید این رشته ورزشی را مانند فوتبال و كشتی وارد حاشیه كنند.

وی ادامه داد: فضای بسكتبال بسیار پاك است و نباید با ورود بعضی حاشیه ها، این فضای خوب را از دست بدهیم. برای ما فرقی نمی كند در فدراسیون حضور داشته باشیم یا خیر زیرا برای ما اصلی ترین چیز حفظ بسكتبال است.
مدیر تیم های ملی بسكتبال ایران گفت: متاسفانه پس از دیدار تیم های فولاد ماهان و پتروشیمی، گزارشاتی به چاپ رسید كه به هیچ عنوان صحت نداشت و فقط برای تخریب فضای بسكتبال بود.
وی تصریح كرد: حمایت شما از مربیان خاطی كه از قهرمانان ملی ما هم بوده اند، باعث تخریت این دوستان می شود.
وی در پایان اظهار داشت: از رسانه ها می خواهم همچنان در كنار ما باشند و برای پیشرفت بسكتبال كمك كنند.
9118 /به گزارش خبرگزاری فارس، بسکتبال تنها رشتهای محسوب میشود که از درون دانشگاه برخواسته است و با این وجود قطعاً رعایت اخلاق و فرهنگ حرف اول را باید در آن بزند.
در رشتهای که دانشگاهی محسوب میشود، همه انتظار دارند بی احترامی و خشونت در آن دیده نشود، اما برخی رفتارها و بی حرمتیها در این رشته باعث به وجود آمدن جوی شده که همه به این نکته رسیدهاند که بسکتبال در راه فوتبال قدم گذاشته و اهالی آن از فوتبال چیزهایی را به ارث میبرند که به هیچ وجه جایگاهی در ورزش توپ و تور ندارد.
*حاشیههایی از همه جنس
از اعتراضهای پیاپی به داور، بی احترامی مربیان به بازیکنان و بالعکس؛ ترک زمین توسط تیمها و درگیری فیزیکی بازیکنان با یکدیگر رفتارهای زشت و زنندهای است که مسئولان این رشته باید توجه خاصی برای رفع آنها داشته باشند. هرچه قدم در راه پیشرفت میگذاریم و عناوینی را کسب میکنیم حاشیهها و درگیریها بیشتر میشود و اخلاق پنهان؛ شاید در گذشته نتیجه گیری آنقدر برای مربیان و مدیران باشگاهها مهم نبوده که اخلاق بیشتر رعابت میشد.
![]() |
عنایتالله آتشی، کارشناس بسکتبال در این زمینه میگوید: درست است که ما در چند سال گذشته دارای شرایط خوبی در بسکتبال شدهایم، اما این رشته به خاطر فرهنگش زنده است و همه آن را ورزشی با فرهنگ میشناسند و این موضوع باید از سوی مربیان، بازیکنان، داوران و مسئولین محترم شمرده شود و اگر این کار صورت نگیرد مسلماً آن جایگاهی که از سال 1326 به دست آمده است، از دست خواهد داد.
باید یک مقدار تعامل وجود داشته باشد و همه به قوانین و مقررات احترام گذارند. زمانی که این کار صورت گیرد هیچ گونه مسئلهای در این زمینه به وجود نخواهد آمد. مسائل فرهنگی باید در میان تمام دست اندرکاران ورزش بسکتبال رعایت شود.
*دیدار پتروشیمی و فولاد در آخرین مورد
بازی فولاد ماهان و پتروشیمی آخرین نمونه این زیر پا گذاشتن فرهنگ اخلاق در بسکتبال ایران بود. جایی که 2 تیم به خوبی از خجالت یکدیگر در آمدند. از بازیکن گرفته تا مربی بدترین الفاظ را علیه هم به کار بردند تا نشان دهند که اخلاق و فرهنگ که مهمترین نکته در بسکتبال محسوب میشود زیر پا گذاشته شده است.
اتفاقات حاشیهای این بازی تنها در داخل زمین نبود و درگیریها پس از بازی این 2 تیم هم ادامه داشت و کار به جایی رسید که پای کلانتری هم به میان آمد.
در این میان نباید از قضاوت ضعیف داوران هم غافل شویم. در این فصل اعتراضها به داوری از سوی تمام تیمها زاید وجود داشته است و نکته جالب اینکه مسئولان کمیته داوران فدراسیون در اکثر مواقع از داوران خود حمایت کردهاند و شاید هم بیشتر اشتباهات از همان پشت گرمی که به آنها داده میشود صورت میگیرد. مدت زیادی از دیدار ذوبآهن و فولاد نگذشته است که یکی از داوران این دیدار به بازیکن فولاد توهین کرد و فدراسیون هم هیچ واکنشی در این زمینه نشان نداد.
در این فصل کم شاهد این اتفاقات نبودیم. دیدار ذوبآهن و شهرداری گرگان در گرگان، مهرام و ذوبآهن در اصفهان نمونههای دیگری از این دست بودند. هرچند برخوردهایی با متخلفان صورت گرفت، اما آیا کافی بود؟ آیا نباید برای بازیکنان و تماشاگرانی که بسکتبال را آغاز میکنندفرهنگ سازی وجود داشته باشد؟
* کمیته فرهنگی فدراسیون و باشگاهها چه نقشی دارند؟
فدراسیون بسکتبال و در راس آن کمیتههای فرهنگی و انضباطیاش نقش اساسی را برای پایان این رفتارهای ناشایست دارند، اما نکته مهم این است که کمیته فرهنگی که بیشترین تاثیر را میتواند داشته باشد، عملاً تعطیل است و کمیته انضباطی هم آنچنان که باید و شاید عکسالعملی نشان نمیدهد.
بازیهای متعددی در لیگهای برتر، دسته اول و دوم برگزار میشود، اما حتی یک شعار فرهنگی هم از سوی مسئولان عنوان نمیشود چه برسد به کاری که بخواهد اخلاق و فرهنگ را در بسکتبال زنده نگه دارد.
باشگاههایی که نام فرهنگی ورزشی بر روی خود نام نهادهاند آیا مسئولان آن بر روی حرکات بازیکنان، مربیان و تماشاگران خود دارند؟ آیا در تیمهای بسکتبال مرجعی به عنوان کانون هواداران وجود دارد. در شهری مانند گرگان که طرفداران بسکتبال زیاد است همیشه مسائل ضد فرهنگی دیده میشود و به تیم های میهمان توهین میشود.، اما چرا برای پایان دادن به این مسائل زشت کاری صورت نمی گیرد.
آتشی در این باره گفت: قطعاً با تخلفاتی که از سوی هرکسی صورت میگیرد باید برخورد جدی شود و گذشت وجود نداشته باشد. بسکتبال استثنا است و با دیگر رشتهها تفاوت زیادی دارد. این رشته در تمام دنیا به عنوان ورزش با فرهنگ و دانشگاهی محسوب میشود و نباید اجازه دهیم هرکسی هر رفتاری را دلش خواست انجام دهد.
![]() |
*حاشیههای تیمملی هم کم نیست
در رده ملی هم همین اتفاقات مشاهده شده؛ در جام ملتهای آسیا شاهد اتفاقاتی در میان بازیکنان پس از باخت به اردن و عدم صعود به المپیک بودیم. آنها علیه یکدیگر موضع گرفتند و دیگری را متهم اصلی باخت دانستند.
موضوع جبهه گرفتن و مصاحبه علیه یکدیگر که در گذشته کمتر شاهد آن بودیم در حال حاضر رواج زیادی یافته است و بازیکنان هر طوری که دوست دارند در مورد هم صحبت میکنند.
حاشیههایی که برخی مواقع به وجود میآید علتش این است که ما یا فرهنگ بسکتبال را فراموش یا به آن توجه نمیکنیم.
* با ادامه این رفتارها خانوادهها از بسکتبال دور میشوند
آتشی در این زمینه میگوید: روز به روز خانوادهها بیشتر به سمت بسکتبال روی میآورند و اگر این حواشی ادامه داشته باشد، دچار تنفر نسبت به این رشته میشوند. در عالم حرفهای نتیجه گیری و پیروزی وجود دارد، اما باید بهتر فکر کنیم. همه ما وظیفه داریم که مراقب و رفتار خود باشیم و به سمت فرهنگسازی بیشتر و پیشرفت حرکت کنیم.
تهیه و تنظیم گزارش: جلال بابایی
در حالی که محمد کسایی پور طی چند سال گذشته یکی از بی حاشیه ترین مربیان سوپرلیگ بسکتبال بوده، پس از یک اعتراض به گونه ای از زمین بیرون برده شد که گویی مرتکب جرمی شده است. طبق گفته اعضای تیم پتروشیمی داور این دیدار با امتناع کسایی پور از خروج زمین به جای کمک خواستن از مسئولان برگزاری، ناظرین و ... از نیروهای ویژه خواستار بیرون بردن این مربی شد و مربی و چند بازیکن این تیم با برخورد فیزیکی روبرو شده و کتک خوردند!
نکته جالب اینجاست که کمتر از دو هفته قبل و در جریان دیدار پایانی دو تیم مهرام و الریاضی لبنان همین داور با دیدن عصبانیت فواد ابوچاکرا سرمربی لبنانی الریاضی و فریادهای وی با صحبت قصد آرام کردن وی را داشت. آن هم در روزی که با حضور داوران و ناظر خارجی مسئولیتی متوجه وی نبود.
بعد از تمام این اتفاقات محمد کسایی پور مربی پتروشیمی می گوید: از پنج سال قبل تصمیم گرفته بودم در مقابل تمام مسائل مربوط به داوری چه از نظر فنی و چه رفتاری سکوت کنم و این اتفاق هم افتاد. طی چند سال گذشته هیچ صحبتی در این حیطه انجام ندادم اما گاهی داوران رفتاری نشان می دهند که نه در شان بازی بسکتبال و نه داوری ما است. این حرکات به هیچ وجه در اخلاق حرفه ای داوران ما مورد قبول نیست.
وی در مورد صحنه اخراجش از بازی توضیح می دهد: من به دلیل اعتراض فنی ام به اعتراضات تیم مقابل یک خطای تکنیکال گرفتم. هیچ فحاشی و توهینی هم نبود و تنها به این دلیل که داوران در مقابل اعتراضات تیم مقابل کاری نمی کردند درخواست برخورد داشتم که بلافاصله داور دیگر خطای دیسکالیفه(اخراج) مرا اعلام کرد.سوالم این است که پس از این جریان و برای خروج من از زمین به عنوان بازیکنی که سالها برای تیم ملی بازی و مربیگری کرده برخورد مناسبتری وجود نداشت؟
* داور از نیروهای ویژه درخواست اخراجم را داشت
کسایی پور تاکید می کند: چطور یک داور در مقابل چشم تمام تماشاگران و دوربینهای تلویزیونی از نیروهای ویژه درخواست می کند که مرا از سالن بیرون کنند؟ تنها چیزی که حیطه اختیارات داور اجازه انجام آن را می دهد برگزار نشدن بازی تا زمان خروج من از سالن است. جایی که ناظر مسابقه حضور دارد اخلاق بسکتبال اجازه کمک خواستن از نیروهای خارج از بسکتبال را برای بیرون بردن یک مربی نمی دهد. این اتفاق بی احترامی به جامعه مربیان ما است. گویا علت مقاومت مربی پتروشیمی در مقابل خروج از سالن هم همین موضوع بوده است.
وی ادامه می دهد: داور پیش از اینکه از مسئولان بازی درخواست کند ، از یگان ویژه درخواست کمک کرد به همین خاطر هم به مسئولان آنها گفتم که تنها در صورت درخواست یک پیشکسوت بسکتبال بیرون می روم. اما چند نفر روی سرم ریخته و به خارج از سالن بردند. به عنوان یک مربی بسکتبال به خاطر اقداماتم در زمین باید جریمه یا محروم شوم و بحثی در این موضوع نیست اما نباید از کسی برای بیرون رفتن از سالن کتک بخورم.این در حیطه بسکتبال و اخلاق ورزشی نیست.
*مشکلات ساختاری داوران ریشه ای حل شود
هر چند داوران هم در بسیاری میادین بسکتبال مظلوم واقع می شوند اما در مواقعی واکنشهای نامناسبی هم در مقاطع حساس نشان می دهند که با آن برخوردی نمی شود. کسایی پور به مشکلات ریشه ای داوران می پردازد: وقتی تمام مشکلاتی که داوران همپای بخشهای دیگر دخیل در بسکتبال مثل مربیان، مطبوعات و ... دارند ،به نوعی پوشش داده می شود مشکلات انها هم به صورت ریشه ای حل نمی شوند.
در مسابقات مهمی مثل بسکتبال باشگاههای اروپا داوران اصلا در سالن دیده نمی شوند و بازی هم به خوبی کنترل می شوداما رفتار داوران ما مشکلاتی دارد که باید به صورت ساختاری حل شوند.
*خود را مادام العمر محروم فرض می کنم
وی اضافه می کند: داوری ما باید به خود بیاید. من تمام هزینه های رفتارم را پذیرا هستم و رای کمیته انضباطی را می پذیرم.حتی خود را مادام العمر محروم فرض کرده ام ولی به نظرم داوران باید هر چه زودتر در رفتار و نحوه اداره مسابقات تجدیدنظر کنند. در بازی بسکتبال یک مربی، یک داور و تعدادی بازیکن دخیلند که نمی توان به مربی و بازیکن گفت که مسائل داوری تنها مربوط به داوران است و حق زدن حرفی در مورد آن را ندارند.
همانطور که به مربیان گفته می شود که در رفتار خود تجدیدنظر کنند باید در ساختار و شرایط داوری مان هم تجدید نظر کلی انجام شود.
مربی پتروشیمی با تاکید می گوید که حتی در صورت کنار گذاشته شدن از بسکتبال هم به عنوان منتقد حق اظهار نظر در مورد این ورزش را دارد و هیچکس پس از 30 سال زحمت در این رشته توانایی بیرون کردن وی از جامعه بسکتبال ایران را ندارد.
وی خاطرنشان می کند: باید بپذیریم که در بسکتبال ایران مشکلی با عنوان داوری وجود دارد.دكتر مهران شاهينطبع در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره اهميت علم مديريت در ورزش اظهار كرد: امروزه، ورزش دنيا به سمت علمي شدن پيش ميرود. علمي شدن به معني اينكه ، به هر حقيقتي در ورزش بايد از طريق روشهاي علمي رسيد. همه چيزهايي كه از طريق تجربه ميتوان به آن دست يافت، از روش علمي راحتتر بدست خواهد آمد. امروزه ميبينيم در ورزش دنيا چه در ورزشهاي حرفهاي و چه همگاني متخصصان به دستاوردهاي جديدي رسيدهاند. ليگهايي كه ما به اين صورت سازماندهي كرديم را افرادي در دنيا از طريق روش علمي طراحي كردند و باعث شده بقيه هم آن باشند. بنابراين استفاده از علم در ورزش اجتنابناپذير است و ما ناخودآگاه نياز داريم كه از آن استفاده كنيم.
شاهينطبع همچنين در مقايسه وضعيت مديريتي ورزشي ايران نسبت به دو دهه قبل خاطرنشان كرد: اگر بخواهيم وضعيت مديريت ورزش ايران را با 20 سال پيش مقايسه كنيم ميبينيم كه كار به مرور زمان پيشرفت داشته است، اما بايد در آينده هم مراقب باشيم كه كار، دست افرادي نيفتد كه خدايي نكرده با جهل خودشان روشهاي علمي را كنار بزنند و بخواهند از ديدگاههاي سنتي استفاده كنند. اگر رسانههاو مديران رده بالاي ورزشي بدانند كه تخصص علمي در مديريت ورزش به چه اندازه حائز اهميت است سرعت پيشرفتمان در زمينههاي مديريتي مضاعف خواهد شد.
وي در ادامه در ارزيابياش از شيوه مديريتي در ورزش كشورمان تاكيد كرد: نميتوانيم به اين موضوع منفي نگاه كنيم. در دوراني از مديريت ورزش، جهش داشتيم. روزهايي كه آگاهي را به ورزش تزريق كرديم و ارزيابيهاي رواني و مهارتي را معياري براي سنجش ورزشكاران قرار داديم، نويد بخش بود. مديراني هم آمدند كه بحث سياسي كردن ورزش برايشان پررنگ بود اما اين موضوع اجتنابناپذير بود و در هر دورهاي ميخواستيم به سمت علمي كردن برويم اما مسئلهاي كه اين بحثها را تحت تاثير قرار داده، احساسي عمل كردن و مقايسه نتايج در دوران مختلف بوده است و اين باعث شده افرادي را به اشتباه كنار بگذاريم.
وي اضافه كرد: اينجا بحث فرد هم مطرح نيست بلكه جايگاه بايد در نظر گرفته شود اگر معاون سازمان تربيت بدني تحصيلات داشته باشد بحث خود فرد مطرح نيست به طور مثال اگر سجادي را به عنوان معاون سازمان داريم، ديگر جامعه ورزش اجازه نمي دهد كه فرد غير ورزشي بعد از او تصدي مقامش را بر عهده گيرد. بنابراين در مجموع، با توجه به اين كه نميتوانيم منفي نگاه كنيم، نكات مثبتي هم در مديريت ورزش كشور هم بوده است. مثل افزايش كمي و دستيابي راحت به امكانات و اهميت دولت و متوليان ورزش و همچنين نتايجي كه گرفتيم با سازماندهي، بهتر، تعريف دقيقتر و استفاده از متخصصان بيشتر، شرايط بهتري را بدست خواهيم آورد.
شاهين طبع دربارهي بحث مديريت كلان در ورزش و تفاوت رشتههاي تيمي با انفرادي، گفت: مديريت ورزش قهرماني از همگاني بايد جدا باشد. ورزش همگاني رشد و پرورش جامعه را در بر ميگيرد در ورزش همگاني هدف به كارگيري توانايي رواني افراد از طريق فعاليتهاي جسماني است. هدف ورزشهاي همگاني نيز افزايش روحيه، نشاط و شادماني جامعه است اما ورزش قهرماني شرايط جدايي دارد و مديريت در آن متفاوت است. مديريت ورزش قهرماني تفكيك شده و كاملا تخصصي است كه هماكنون اين وضعيت در جوامع غربي وجود دارد و ورزش آنها نيز رشد كرده است. به طور مثال در بسياري از كشورها تقسيمبندي ورزشها به صورت گروهي و انفرادي است اما كشورهاي صاحب سبك تفكيكبنديهاي ريزتري نيز انجام دادهاند. مثلا صربستان يك تفكيكبندي كاملا تخصصي درباره ورزشهاي توپي و گروهي دارد. اين كشور در بسكتبال، واليبال، تنيس و واترپلو موفق است چرا كه مديريت كلانش بر روي ورزشهاي توپي و گروهي تاكيد ميكند اما همين كشور كشتيگير ندارد.
وي ادامه داد: درباره اين نوع مديريت نيز شاخصههاي متفاوتي تاثيرگذار هستند. علاقه و نگاه مخاطب و مردم به ورزش تاثيرگذار است. به طور مثال در ايران كشتي جايگاه ويژهاي دارد و به همين دليل تقسيمبندي و مديريت بايد به گونهاي باشد كه اين جايگاه در آينده نيز حفظ شود. در ورزش حرفهاي جايگاه رشته با توجه به خواست مردم تقسيمبندي ميشود. در اين راه نيز نقاط مختلف كشور در يك طرح استعداديابي كلان بررسي ميشوند تا مشخص شود در كجاي كشور آن رشته ورزشي ريشه قويتري دارد. در اين راه نيز مديريت كلان ورزشي با توجه به تمام شاخصههاي ارزشمندش فعاليتش را آغاز ميكند. برگزاري رقابتها در نقاط مختلف كشور، پتانسيل آن منطقه را در آن ورزش مخصوص مشخص ميكند. در كنار اين مسئله مديريت علمي و كار پژوهشي انجام ميشود تا با يك طرح سوال و فرضيه در پايان يك نتيجه علمي نيز گرفته شود.
شاهين طبع دربارهي روند حركتي علم ورزش در ايران گفت : در كشور ما رشد ورزشي كند بوده اما توقفي نداشته است. يك سال فردي مركز علمي ورزشي درست كرد تا تمام زيربناها را تغيير دهد و به صورت كاملا علمي رشد را در ورزش ايجاد كند. در همان سال مخالفتها و انتقادهايي نيز وجود داشت اما رفته رفته همه به اين نتيجه رسيدند كه بايد اين مركز علمي و ورزشي وجود داشته باشد. در همين مسير كه هيچ كس همراهش نبود تمام افراد پاياپايش حركت كردند. اين راه استاندارد جهاني ورزش است و ما اگر امروز در آن حركت نكنيم بالاخره بايد فردا در اين مسير كارمان را ادامه دهيم و اين مسئله انكارناپذير است. البته مطمئنا نزديك شدن به استانداردها افت نيز ايجاد ميكند. روز به روز فيفا فوتبال ايران را به سمت استاندارد شدن ميكشاند اما ما نيز شاهد افت محسوس هستيم. مطمئنا در ورزش حرفهاي نزديك شدن به استانداردهاي بينالمللي تاوان دارد و تاوان آن نيز افت در يك بازه زماني است. هماكنون در ورزشهاي ديگر نيز شهرستانهايي بودند كه در گذشته حرف اول را ميزدند اما حالا كه شرايط سالنها و امكانات سختافزاري بهتر شده، هيچ حرفي براي گفتن ندارند.
وي ادامه داد: در مجموع نزديك شدن به استانداردهاي جهاني افت به وجود ميآورد كه براي يك بازه زماني ايجاد ميشود. در اين راه بايد همه چيز استاندارد شود. مديريت درست ورزشي نياز به امكانات، مديرهاي متخصص و ورزشكاران حرفهاي نياز دارد. هماكنون مربيهاي بزرگ دنيا با مديريت حرفهاي خودشان بازيكنان را انتخاب ميكنند. سليقه در جايي وارد ورزش ميشود كه چند چيز از هر نظر با هم يكسان باشد و آنجا سليقه فرد وارد عمل ميشود. مديريت علمي يعني حركت پژوهشي و تحقيقاتي. هماكنون ليگهاي NBA و NCAA آمريكا در زماني كه برگزار ميشوند، چندين پژوهشگر بر روي آنها تحقيق ميكند پس از پايان اين رقابتها از هر تيم 10 يا 15 تحقيق علمي به دست ميآيد كه نشان ميدهد هر ورزشكار چه شرايطي دارد. اطلاعات دقيق تمام مهارتهاي آنها بررسي ميشود و در پايان نيز به شما پاسخ ميدهد كه كدام بازيكن در آينده چگونه ميشود. شايد اين مسئله رويايي باشد اما جامعه بايد به اين سمت حركت كند و اين هدف نيز تنها با كمك نيروهاي متخصص و بادانش امكانپذير ميشود.
سرمربي تيم بسكتبال پتروشيمي ماهشهر در پاسخ به اين سوال كه استعداديابي در صحيح در رشتههاي تيمي خصوصا بسكتبال چگونه بايد انجام شود، اظهار كرد: همه عوامل موفقيت به هم متصلند. رشد و شكوفايي جسماني،رواني و مهارتي بازيكنان در ردههاي پايه شناساييي ميشود. تمام بازيكنان از همان سنين پايين بايد صاحب پرونده شوند هر منطقه و شهر اطلاعات جسماني،رواني و مهارتهاي پايه بازيكنان را داشته باشد. در مهارتهاي پايه، دويدن، گرفتن، پرتاب كردن، نشستن و بسياري از ويژگيهاي هر فرد ذكر ميشود. هماكنون بازيكناني همانند ناوارو و جينوبلي از طريق همين نوع استعداديابي مدارس وارد NBA شدهاند. شايد باور نكنيد ليلي كردن نيز جزء مهارتهاي ابتدايي حساب ميشود كه در كنار پرتاب كردن و راه رفتن به عنوان اصول پايه در مدارس بر روي آنها تاكيد ميشود. هماكنون در رشتههاي ورزشي ما استعداديابي انجام ميشود و ما بر روي بازيكنان 11 ـ 12 سالهمان توجه ميكنيم و از نظر فيزيكي و جسماني او را وارد يك ورزش ميكنيم اما در اسپانيا اين سن به 7 يا 8 سالگي كاهش پيدا كرده است چرا كه سن يادگيري نيز بناي علمي دارد
شاهين طبع در ادامهي اين بحث خاطرنشان كرد: آموزش و پرورش با برنامهريزي در ورزش مسير حرفهاي را آغاز ميكند كه بعدها توسط سطح كلان ورزش كشور ادامه پيدا ميكند. رشد ورزش مدارس يعني رشد ورزش قهرماني. يك مثال علمي ميزنم. هماكنون بنياد علمي قلمچي دانشآموزانش را از سالهاي اول مدارس زير نظر ميگيرد و گام به گام تا كنكور پيش ميبرد و هر سال نتايج فوقالعادهاي نيز ميگيرد. اگر اين راه در مدارس نيز ايجاد شود و ورزش از همان ابتدا با نظام آموزشي پيشرفته حركت كند مطمئنا در آينده ورزشكاران آمادهتري خواهيم داشت. در استراليا وقتي يك دانشآموز قرار است فارغالتحصيل شود مربي ورزش او چند خط درباره آمادگي جسماني و بدني او مينويسد. اگر اين دانشآموز از نظر علمي شرايط خوبي نداشته باشد همين چند خط مربي ورزش ميتواند سرنوشت او را عوض كند. اين گونه شرايط اشتياق و انگيزه ايجاد ميكند و باعث ميشود افرادي كه پتانسيل حضور در ورزش دارند از همان ابتدا راهشان را پيدا كنند. متاسفانه اين مسائل هيچ وقت مطرح نميشود. همه دنبال روزمرگيهاي خود هستند و به جاي اينكه اين مسائل علمي مطرح شود جنگهاي رسانهاي به وجود آورده ميشود كه همه از آن ميترسند. امروزه نيز آقاي هاشمي در وزارت آموزش و پرورش فعاليتي را آغاز كرده كه مطمئنا تاثيرگذار خواهد بود و تغييري در ساختار ورزش مدارس ايجاد خواهد كرد.
وي در بارهي موضوع مديريت مشورتي يادآور شد: ورزش گروهي مديريت و تعريف خاص خودش را دارد. هر فدراسيون بر اساس اساسنامه خود حركت ميكند. هر رشته ورزشي اساسنامه دارد و بر اساس آن تصميماتش را ميگيرد. شايد در بسياري از ورزشها خودمحوري تاثير داشته باشد اما همه به مديريت شورايي اهميت ميدهند. البته به شرطي كه همه صاحب فن باشند نه اينكه تنها به دنبال منفعت خود باشند. كار شورايي دشوار اما بسيار خوب است و نياز به افراد متخصص دارد.
شاهين طبع دربارهي وضعيت اماكن ورزشي و كمبود سالنهاي اختصاصي در برخي رشتهها مانند بسكتبال اظهار كرد: به نظر من كشورهاي مختلف ساختارهاي مختلف دارند. مشكلات متعددي در ورزش كنوني ما ايجاد شده است. مديريت خوبي داشتيم اما خيلي مناسب نبوده است. درباره فضاهاي ورزشي بايد بگويم كه سازههاي سالني ما سازههاي ورزشي نيستند. هماكنون بيشتر سالنهاي ما ساختارهاي انباري دارند. سازه يك سالن ورزشي نبايد همانند يك انبار باشد. نه به لحاظ ارتفاع مناسب است و نه به لحاظ شرايط آب و هوا. سالنهاي ما از نظر تمريني و مسابقه فرقي ندارند. موارد ايمني لحاظ نشده و تعداد سالنهاي بينالمللي ما نيز زياد نيست. چند سالن بسكتبال و واليبال داريم كه همانند آزادي باشند؟ نكته مهم وضعيت ايمني سالنهاست. اگر يك ورزشكار در سالن صدمه ببيند هزينههاي زيادي براي درمانش انجام ميشود اما ميتوان با نصف آن هزينهها كف سالن را تغيير داد تا زماني كه بازيكن بر روي آن ميدهد از ناحيه مچ و زانو مصدوم نشود. سازههاي سالنهاي ورزشي بايد به گونهاي ساخته شود كه ورزشكاران به آن جذب شوند. جايي براي تفريح باشد كه اين مسائل در ايران لحاظ نميشود و با استانداردهاي بينالمللي تفاوت دارد.
وي ادامه داد: هماكنون كدام سالن در اختيار دانشآموزان است كه در آن امكانات ورزشهاي متفاوت وجود دارد. پله صعودي، طناب و امكانات ورزشهاي كششي چون ژيمناستيك نيازهايي هست كه براي دانشآموزان بايد مهيا شود. يا درباره سالنهاي چند منظوره بايد بگويم كه سازههاي ايران در خود دو، سه يا چهار رشته را جا ميدهد و در آن نيز تفكيكي وجود ندارد و اين به دليل عدم استاندارد سازههاي ورزشي است. معضلي كه در آينده نيز براي ما مشكل ميسازد. رشد ورزش در مدارس نياز به امكانات دارد. هماكنون كدام خانواده فرزندش را به سالني ميفرستد كه كفش همانند آسفالت است. با يك دور دويدن زانوها آسيب ميبيند. شايد مسئولين ورزشي آمارهاي كمي زيادي بدهند اما به هيچ عنوان كيفيت و استانداردها بالا نيست و اصليترين دليل اين مسئله مشخص نبودن متولي آن است. مديران ورزشي ميتوانند ورزشهاي پايه را درست كنند اما اين نياز به همكاري و تلاش دارد. يك مثال جالب ميزنم؛ تمام ساختمانهاي بانك ملي شبيه ساختمان مركزي است اما كدام يك از سالنهاي ورزشي آموزش و پرورش با آن يكي شبيه است؟

به لحاظ سطح سواد و دانش بسكتبال، مربيان ايراني كه در ردههاي پايه كار ميكنند، اصول كار را فراگرفتهاند و در انتقال دانش خود به بازيكنان جوان شيوههاي مناسبي دارند كه باعث همان عادت قهرماني در غرب آسيا شده است. جوانان بسكتبال ايران، يمن، لبنان، اردن و سوريه را بيش از يك بار بردهاند.
در مرتبه نخست، زماني كه ايران ميزبان رقابتهاي جوانان غرب آسيا شده بود، همه اين تيمها برابر ايران زانو زدند و در بيروت بار ديگر جوانان و تيمهاي پايه كشورهاي غرب آسيا، مقهور قدرتنمايي جوانان ايراني شدند.
اين تيم قابليتهاي بالايي دارد و يكي از بختهاي كسب قهرماني در بازيهاي نهايي آسياست و حتي ميتواند سهميه رقابتهاي جوانان جهان را به دست آورد.
تيم ايران بعد از قهرماني در بازيهاي 2008 جوانان آسيا، سال 2010 نه قهرمان شد و نه توانست سهميه جهاني بگيرد، اما سال 2012 اين اتفاق ميتواند براي جوانان فعلي رقم بخورد.
براي تيم جوانان كه تا چند ماه ديگر در بازيهاي آسيايي به ميدان ميرود كارهايي در حال انجام است، اما كارهاي ديگري را هم بايد براي اين تيم انجام داد.
استخدام مربي خارجي براي جوانان بسكتبال فرصت خوبي براي بازيكنان مستعدي است كه شيفته يادگيري هستند و اين مربي بر اندوختههاي مربياني كه تاكنون براي جوانان زحمت كشيدهاند، ميافزايد.
برگزاري بازيهاي تداركاتي با رقباي سخت، جوانان ايران را در شرايط پراسترس و هيجان قرار ميدهد تا قدرت تصميمگيريشان را در اين بازيها نشان دهند.
متاسفانه بسياري از باشگاهها در زمينه سرمايهگذاري در ردههاي پايه دچار كاهلياند، اما بسكتبال ايران به سمتي پيش ميرود كه رويكرد به بسكتبال جوانان روزبهروز بيشتر احساس ميشود.
جوانان فعلي خوشبختانه در باشگاههايي مشغول فعاليت هستند كه كار با جوانان را به صورت يك نياز و اصل پذيرفتهاند.
بازيهاي ليگ برتر و ليگ يك فرصت عرض اندام جوانان بسكتبال پيش از رويارويي با رقباي آسيايي بوده است بنابراين ميشود تا بازيهاي جوانان آسيا تعامل بين باشگاه و مربيان تيم جوانان را بيشتر از گذشته شاهد بود.
محمد رضاپور - جام جم
به گزارش خبرنگار مهر، هفته گذشته بسکتبال یکی از کانونهای توجه ورزش ایران بود چون مهرام در یک شب استثنایی و البته پرحاشیه در رقابتی پایاپای با بازیکنان همیشه جنجال ساز الریاضی لبنان که مدافع عنوان قهرمانی آسیا هستند، جام قهرمانی مسابقات باشگاههای غرب آسیا را از آن خود کردند.
البته این قهرمانی که پس از یک سال ناکامی مطلق بسکتبال و به دنبال قهرمانی دو سه هفته پیش جوانان در غرب آسیا به دست آمد، در سایه حاشیههایی قرار گرفت که به خاطر پشت درماندن جمعیتی از تماشاگران و حتی خبرنگاران ایجاد شد و داغ دل بسکتبالیها را در نداشتن سالنی بزرگ با ظرفیت کافی تازه کرد.
تالار قدیمی بسکتبال مجموعه ورزشی آزادی در برابر سیل استقبال مردم که برای تماشای دیدار تیمهای مهرام و الریاضی آمده بودند، یک میزبان آماده و سربلند نبود چون در فاصله دو ساعت مانده به آغاز این بازی، به خاطر پرشدن و تکمیل ظرفیت سکوها، درهای سالن به روی جمعیتی که هنوز ورودشان ادامه داشت، بسته شد.
البته در این میان برخی افراد با پارتی بازی و معرفی خود به عنوان اقوام مسئولان فدراسیون بسکتبال، وارد سالن شدند اما برخی از خبرنگاران مانند مردم عادی پشت در ماندند و همین مسئله انتقادات زیادی را از فدراسیون بسکتبال و مسئولانش موجب شد که در صحت هیچ یک شکی نیست اما مهمتر از همه بیانگر نیازی بود که بسکتبالیها به داشتن سالنی با ظرفیت مناسب در مرکز شهر دارند و طی یک دهه گذشته قول کلنگ زنی برای ساخت آن از سوی مدیران ورزش داده شد اما عمل نشدن به آنها تا به آنجا ادامه داشت که شب قهرمانی بسکتبال ایران با به چشم آمدن دوباره کوچکی تنها سالن بسکتبال ایران در پایتخت همراه شد.
خلف وعده مدیران از زمان مهرعلیزاده تا سعیدلو
پس از آنکه فدراسیون بسکتبال سال 1383 قهرمانی تیم امید و کسب
سهمیه رقابتهای جهانی آرژانتین را در تهران و در حضور دیگر آسیاییها جشن
گرفت محسن مهرعلیرزاده - رئیس وقت سازمان تربیت بدنی - به پاس قدردانی از
زحمات مسئولان این رشته قول احداث سالن اختصاصی بسکتبال در تهران را داد تا
بسکتبال و مدیرانش هم پاداش قهرمانی امیدهای خود را گرفته باشند و هم جای
خالی بزرگترین نیازشان را پر کنند. اما ...

بعد از مهرعلیزاده و علی آبادی، چشم امید بسکتبالیها به علی سعیدلو بود تا شاید تحقق وعده او آنها را از بیخانمانی نجات دهد. به خصوص اینکه اسفندماه سال 88 و در جریان فینال مسابقات لیگ برتر، علی سعیدلو که برای تماشای دیدار مهرام و ذوب آهن به تالار بسکتبال آزادی رفته بود گفت که اقدامات لازم برای احداث خانه بسکتبال انجام شده و قرار است بزودی مراحل کلنگزنی این مجموعه آغاز شود طوریکه تا پیش از مسابقات جهانی 2010 این مجموعه به نیمی از مراحل ساخت برسد.
در هر صورت جمعیت پشت در مانده بسکتبال در هفته گذشته بهترین بهانه است برای اینکه محمد عباسی به عنوان اولین وزیر وزارت ورزش و جوانان چاره ای بیندیشد تا حداقل تبدیل شدن سازمان تربیت بدنی به وزارت ورزش و جوانان نتیجهای برای ورزش ایران و بسکتبال داشته باشد. چه بسا با داشتن سالنی مجهزتر و استفاده از به جای سالن قدیمی آزادی، بسکتبال ایران حداقل در قالب دیدارهای دوستانه بتواند میزبان تیم های بزرگ هم باشد.
بسكتبال امروز با گذشته تفاوتهاي زيادي دارد كه پيشكسوت بسكتبال ايران بيش از هرچيز به تلاش و غيرت بازيكنان گذشته اشاره مي كند كه بدون هيچ نفعي براي پيراهن خود مبارزه ميكردند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اگر تقويم را به سمت عقب ورق بزنيم به اتفاقهايي ميرسيم كه در آن حقايقي ديده ميشود كه امروز ما از آنها بيبهره است. اگر در بسكتبال نيز عقب گرد كنيم به افرادي ميرسيم كه همانند قهرمانان ايران زمين قهرمان بودند، غيرت داشتند، تلاش ميكردند و واقعا شبيه به افتخار آفرينان امروز هستند اما تفاوت هايي دارند كه ميتواند نگاه به گذشته را دقيق تر كند. در دالان تاريخ بسكتبال كه به عقب برگرديم به ورزشكاران و مربياني ميرسيم كه حرفاي جديدي دارند بدون اينكه برايشان هدفي وجود داشته باشد. در حرفهاي آنها به مسايلي ميرسيم كه كه در ورزش قهرماني امروز خنده دار به نظر ميرسد اما خود دنيايي واقعي هستند. شايد كسي باور نكند يك روز مليپوشان بسكتبال ايران با قطار درجه سه سفر ميكردند يا اينكه بهترين غذايي كه مي خورند كلهپاجه بوده و همين مليپوشان روزهايي را پشت سر ميگذاشتند كه از نظر غذايي سير نميشدند. خبرنگار ورزشي ايسنا، در عقبگردش به تاريخ بسكتبال ايران در ايستگاه نخست به محمود پورشرفي كه جز مربيان قديمي ايران شناخته ميشود رسيده است. او كه سابقه حضور در راس تيم ملي ايران را در كارنامه اش دارد از روزهاي گذشته بسكتبال ايران صحبتهاي جالبي به زبان ميآورد كه شايد خيلي ها تاكنون از آنها خبري نداشته باشد.
گفت و گو رييس كميته مربيان فدراسيون بسكتبال ايران را در ادامه ميخوانيد:
در ابتدا از خودتان و شرايط حضورتان در بسكتبال بگوييد.
در آن زمان شرايط فيزيكي خودم براي بازي كردن خوب نبود و نميتوانستم همانند يك بازيكن حرفهاي مسابقه بدهم و به همين دليل خيلي زود به سمت مربيگري رفتم. با سن كمي كه داشتم هميشه علاقهمند به بسكتبال بودم و به همين دليل از طريق مر بيگري در مسير علاقهام حركت كردم. بسكتبال را از باشگاهي در ميدان خراسان آغاز كردم بعد از آن نيز وارد باشگاه تاج (استقلال كنوني) شدم و 18 سال در آن جا ماندم. در باشگاه تاج فعاليتهاي زيادي ميكرديم و همان جا بازيكنان خوبي نيز به بسكتبال ايران معرفي كردم. سعيد ارمغاني، علياكبر شيريان، مسعود نيكبخت، مرتضي ساهاني، علي توفيق، محسن شاهعلي، محمود سجادي، آدريك غريبيان، امير خوشخبر و رامين طهماسبي از جمله بازيكناني بودند كه زير نظر من پرورش پيدا كردند. سال 63 تيم ملي جوانان را گرفتم و با آنها كار كردم. مهران شاهين طبع و محمد كسايي پور از جمله جوانان آن روزها بودند و زير نظر من كار ميكردند. البته اين بازيكنان توسط ديگر مربيان رشد كرده بودند و وارد تيم ملي شدند. به همراه همين جوانان وارد تيم ملي بزرگسالان شدم و به عنوان سرمربي تيم ملي ايران فعاليت كردم. در كنار اين كار، 5 سال در باشگاه راه آهن بودم. مهران شاهين طبع و محمد كسايي پور نيز در آنجا به من ملحق شدند و زير نظر من كار ميكردند. هماكنون نيز تمام اين بازيكنان كه يك روزي مربي آنها بودم در بسكتبال فعاليت دارند. تعدادي از آنها چون سعيد ارمغاني در كشورهاي خارجي فعاليت ميكنند و گروه ديگر نيز چون مهران شاهين طبع و محمد كسايي پور در ايران به دنبال پرورش بسكتبال هستند.
در ورزش باشگاهي به عناويني رسيديد؟
در آن زمان كه در تيمهاي ژاندارمري و تيم ارامنه تهران حضور داشتم در اكثر مسابقات به مقام ميرسيديم. در سال 64 به وسيله تاج يا همان استقلال، قهرمان ايران شديم. يا تيم ژاندارمري در 4 ـ 5 سالي كه در اوج جنگ تحميلي بود قدرت اول بسكتبال ايران شناخته ميشديم. بازيكنان آن زمان من از جمله بسكتباليستهايي بودند كه يا خودم پرورششان داده بودم يا توسط ديگر مربيان حرفهاي شده بودند. بايد بگويم كه هدف ما در آن روزها اين بود كه بسكتبال را حفظ كنيم. زماني كه با تيم ژاندارمري حرف اول را در بسكتبال ايران ميزديم، هميشه در حال پرورش بازيكنان بوديم و بيش از اينكه به دنبال كسب مقامي باشيم، سعي ميكرديم تيم ملي را تقويت كنيم.
پس از ورود به تيم ملي، شرايط مليپوشان را چطور ديديد؟
زماني كه مربي تيم ملي بزرگسالان بودم به مقامهاي چهارمي،پنجمي و ششمي آسيا رسيديم. شرايط آن موقع همانند امروز نبود. بسكتبال ايران بازيكن بلندقامتي نداشت و هميشه از اين نظر ضربه ميخورد. اما امروز بلند قامتاني داريم كه در آسيا حرف اول را ميزنند. در گذشته بلندترين بازيكن ما 204 سانتيمتر قد داشت كه محسن صادقزاده بود. هميشه نيز وقتي مسابقه شروع ميشد نگران اين بوديم كه اين بازيكن 4 ـ 5 خطائه نشود چرا كه جايگزيني برايش نداشتيم. ديگر بلندقامتان تيم ملي مصطفي هاشمي و مهران شاهينطبع بودند اما امروز حامد حدادي، اصغر كاردوست، حامد سهرابنژاد، روزبه ارغوان، اوشين ساهاكيان و بسياري ديگر از بلند قامتاني كه به بسكتبال ايران كمك ميكنند حضور دارند.
مطمئنا در گذشته شرايط همانند امروز نبود. شرايط تمريني و آمادهسازي بازيكنان چطور بود؟
تمرين و نحوه آمادهسازي ما همانند امروز نبود. هفتهاي سه روز و هر جلسه دو ساعت تمرين داشتيم. همانند امروز نيز برنامه غذايي منحصر به فردي نداشتيم. غذاي سادهاي بود كه بازيكنان ميخوردند. به ياد دارم غذاي اصلي ورزشكاران در گذشته سيرابي و كلهپاچه بود. همين مسئله نشان ميدهد كه ما در گذشته با چه امكاناتي براي مسابقات آماده ميشديم. هيچ وقت فراموش نميكنم تيم تاج را با قطار درجه 3 به خوزستان بردند اما هماكنون بازيكنان با پرواز چارتر نيز سفر نميكنند.
با اين شرايط هم بازيكنان با تمام وجود تلاش مي كردند؟
بازيكنان در آن زمان خيلي به پيراهنشان احترام ميگذاشتند. هميشه پيشكسوتان در جايگاه بالايي قرار داشتند و مورد احترام جوانان بودند. البته هماكنون نيز اين شرايط وجود دارد كه به نظر من به دليل وارد شدن پول به دنياي ورزش اين وضعيت كمرنگتر شده است. البته تاكيد ميكنم بازيكنان براي ادامه زندگي خود نياز به پول دارند و نميتوانند كاري بكنند به همين دليل بايد با نگاهي عادلانه به ورود پول به ورزش نگاه كنيم. هماكنون يك كفش بسكتبال 100 هزار تومان قيمت دارد كه بالاخره بايد از يك منبع درآمدي تامين شود. در آن زمان يك كفش چيني ميخريديم و با آن همه كار انجام ميداديم. اما هماكنون ورزش حرفهاي نيازهاي حرفهاي نيز ميخواهد. اين تفاوتها با پيشرفت علم ورزش به وجود آمده و نميتوان جلوي آن را گرفت. نميتوان به صورت صفر يا 100 به اين مسئله نگاه كنيم. در گذشته ورزش هيچ سودي براي ورزشكار نداشت اما امروز درآمد يكي از اولويتهاي اصلي است. ما نميتوانيم بگوييم كدام يك از اين دو بهتر است اما به نظر من بايد حد وسطي را در اين بين رعايت كنيم. در گذشته بازيكنان وقتي وارد باشگاه ميشدند با تمام توان تلاش ميكردند و با غيرت به ميدان ميرفتند. در شرايطي كه چيزي نصيبشان نميشد، زحمت ميكشيدند. حتي فوتباليستهاي ايران در گذشته نيز اين گونه نبودند كه پولهاي هنگفتي از باشگاهها بگيرند. به خوبي به ياد ميآورم بازيكني بود كه وارد تيم ملي جوانان ميشد اما لباس و كفش نداشت. اين مسئله براي بازيكناني كه باشگاه نيز نداشتند بدتر بود و واقعا بدون حمايت، اذيت ميشدند. البته در گذشته شرايط باشگاهها نيز همانند امروز نبود. همان طور كه گفتم قهرمان ايران با قطار درجه 3 به شهرهاي ديگر سفر مي كرد اما امروز تيمها با هواپيما هم سفر نميكنند و هميشه به دنبال بهترين هستند.
باشگاههاي گذشته نيز از نظر امكاناتي ضعيف بودند؟
بله. همين علي توفيق كه هماكنون سرمربي تيم ملي بسكتبال جوانان است را با قطار درجه سه به رقابتها ميبردم. سعيد ارمغاني كه هماكنون در مجارستان مربي بسكتبال است، با قطار به شهرهاي ديگر سفر ميكرد. اينها تفاوتهايي است كه تا جايي با شرايط كنوني مطابقت دارد اما بعضي از تفاوتها به هيچ وجه قابل توجيه نيست. همان طور كه گفتم هيچ برنامه غذايي وجود نداشت بازيكنان هرچه بود ميخوردند اما نكته اين جا بود كه شايد خيليها سير هم نميشدند. به ياد دارم روبهروي باشگاه تاج يك ساندويچفروشي بود كه بچهها بعد از تمرين به آنجا ميرفتند و غذا ميخوردند. يك ساندويچ ميخريدند و آن را به صورت سه يا چهار نونه ميخوردند تا سير شوند يا برخي ديگر سيراب شيردان ميخوردند. كسي در اين فكر نبود كه بايد غذايش مخصوص ورزشكاران باشد و با برنامهاي منظم پيش برود. البته دوباره تاكيد ميكنم نه مثل امروز خوب است و نه مثل گذشته. بايد حد وسط داشته باشيم.
دستمزد بازيكنان چطور بود؟
در مجموع، از گذشته بازيكنان بسكتبال نسبت به ديگر رشتهها دستمزد كمتري ميگيرند. هماكنون نيز كه تمام رشتهها مانند فوتبال و واليبال دستمزد سر به فلك كشيده ميگيرند تنها 5 ـ6 بازيكن بسكتبال هستند كه پولهاي خوبي از باشگاههايشان ميگيرند. همين مسئله ورود پول از اصليترين دلايل مشكل دار شدن ورزش ايران است. بسكتباليست ها در گذشته بدون چشم داشتي تلاش مي كردند.
باشگاهها در گذشته چگونه بازيكن جذب مي كردند؟
در گذشته فدراسيون هيچ فراخواني براي بازيكنان نداشت. فدراسيون و تيمهاي ملي از باشگاهها تغذيه ميكردند. باشگاه و مربي سازنده بودند و فدراسيون مصرف كننده. دقيقا برعكس شرايط كنوني. من به عنوان مربي بازيكن پرورش ميدادم و فدراسيون آنها را جذب ميكرد. شرايط نيز اين گونه بود كه مربي و باشگاه سالن را اجاره ميكردند و تعدادي بازيكن وارد تمرين ميشدند و پرورش پيدا ميكردند. نكته مهم در پرورش بازيكنان هزينه كمي بود كه مردم براي ورود به ورزش صرف ميكردند. هماكنون ورزش به مسير اشتباهي رفته كه آن هزينه زياد براي مردم است. يك نوجوان ميخواهد وارد سالن شود بايد هزاران تومان پول به عنوان شهريه بپردازد. هزينههاي نادرستي كه هيچ نتيجهاي نخواهد داشت. در گذشته "در" باشگاهها باز بود و همه براي ثبت نام ميآمدند و ميرفتند و بعد از تاييد مربي به عنوان بسكتباليست يا هر ورزشكار ديگري تمرين ميكردند. از اين هزينههاي كمي كه مردم صرف ميكردند حقوق مربي، كرايه سالن و تجهيز امكانات مورد نياز انجام ميشد.
اين يعني سهل الوصول بودن ورزش؟
دقيقا. اين شرايط ورزش را سهلالوصول كرده بود و مردم به راحتي وارد عرصه ورزشي ميشدند. امروز وارد سالنهاي شيك ورزشي بشويد، 5 ـ 6 آدم سن بالا ميبينيد كه به دليل پولدار بودن، تنهايي واليبال بازي ميكنند اما نوجواناني كه پول زيادي ندارند در كوچه بيكار نشسته اند. اين ضعف ورزش است كه در آينده ضربه ميزند. شايد باور نكنيد اما وقتي بعدازظهرها وارد باشگاه تاج ميشديم، بيشتر از 600 يا 700 نفر ورزشكار در رشتههاي مختلف تمرين ميكردند. يك باشگاه ديگر نيز در نظامآباد بود و همين شرايط را داشت. ديگر باشگاه معروف نيز در آن زمان نازيآباد بود. اين سه باشگاه در كنار هم بسياري از ورزشكاران ايران را تربيت كردند و به عرصه ملي تحويل دادند اما امروز باشگاه داريم اما به همان اندازه نيز زد و بند وجود دارد كه روحيه سازندگي را از بين برده است.
گفتيد شرايط پرورش و مصرف بازيكنان در امروز تغيير كردهاست؟
بله. در گذشته تيم ملي بازيكنان باشگاهها را دعوت ميكرد و وارد رقابتها ميشد اما امروز باشگاهها مليپوشان را جذب ميكنند و در مسابقات بينالمللي شركت ميكنند. افرادي كه سالهاي زياد در ورزش هستند چيزهايي ميبينند كه دلشان ميسوزد و واقعا اذيت ميشوند. وقتي ميبينم كه شرايط بر عكس شده و فدراسيون بيشتر از هر باشگاهي در امور پايه فعاليت ميكند، نگران ميشوم. هماكنون فدراسيون فراخوان ميدهد تا بازيكنان در ردههاي پايه در تمرينهايش شركت كند. اين وضعيت در حالي براي بسكتبال امروز به وجود آمده كه چندين سال است از نبود يك سالن استاندارد رنج ميبريم. هر روز فراخوان ميدهيم و تمامي ردههاي سني در دو بخش آقايان و بانوان را در همان تك سالن آزادي مستقر ميكنيم.
نبود سالن بزرگترين ضربه به بسكتبال است.
قطعا. شايد باور نكنيد گاهي به صورت ميليمتري سالن آزادي را خالي ميكنيم تا يك تيم ملي در آن تمرين كند. در گذشته باشگاهها سازنده بودند و بازيكناني زيادي را به تيم ملي معرفي ميكردند. در يك سال يك بازيكن كه حتي نميدانست فدراسيون بسكتبال ايران كجاست و در يك باشگاه بازي ميكرد، قهرمان پنالتي ايران شد و پس از آن به تيم ملي ملحق شد. در آن سال اين بازيكن از 50 پنالتي 49 تا را به ثمر رساند اما وقتي به او گفتيم به فدراسيون بيا، آدرس فدراسيون را نميدانست و از ما نشاني گرفت. البته باشگاههاي امروز نيز زحمت ميكشند. ما مربيان بزرگي داريم كه در بسكتبال ايران تلاش ميكنند اما اين فعاليتها جوابگوي عرصه ملي نيست. در يك سال بايد 20 بازيكن خوب ساخته شود تا فدراسيون 8 تا 10 از آنها را انتخاب و وارد تيمهاي ملي كند اما اين اتفاق به هيچ وجه نميافتد.
در گذشته چگونه با اطلاعات روز بسكتبال آشنا ميشديد؟
زماني كه تيم ملي به يك رقابت بينالمللي اعزام ميشد دو گوني پسته ميخريديم و آنها را به بستههاي كوچك تقسيم ميكرديم و به مربيان تيمهاي خارجي ميداديم تا اجازه بدهند سر تمرينشان حاضر شويم و نكتهبرداري كنيم. در آن زمان ما تمرينهاي تيمهاي بزرگ را ميديديم و هر كاري كه مربيان انجام ميدادند را يادداشت ميكرديم و با توجه به داشتههايمان در ايران آن نحوههاي تمرين را در تيم ملي خودمان اجرا ميكرديم، اما امروز مربي با دو دكمه بر روي كيبورد كامپيوترش تمام تمرينهاي روز بسكتبال را ميبيند و از آنها در تيمش استفاده ميكند. دي ويديهاي آموزشي كه در تمام كشور پخش شده تا مربيان با تمرينهاي مخصوص هر پست آشنا شوند. ديگر راه آموزش مربيان در گذشته باز شدن پاي مربيان خارجي به بسكتبال ايران بود. يك مربي وقتي به ايران ميآمد اطلاعات خوبي به ما ميداد و ما نيز با حضور در تمرينها و كلاسهاي او سعي ميكرديم از داشتههايش استفاده كنيم. حسن اين كار اين بود كه تفكر تنبل نميتوانستند در مربيگري بمانند اما امروز به وسيله اينترنت حتي نوع پانسمان بازيكنان نيز به دست ميآيد. به نظر من شرايط گذشته با امروز تفاوتهاي زيادي دارد. هر دو طرف نقصان و حسنهايي دارد كه به سود و ضرر بسكتبال است.
جايگاه پيشكسوتان در گذشته چگونه بود؟
نميخواهم بگويم بچههاي امروز به پيشكسوتان احترام نميگذارند اما در آن زمان حرمت و احترام به موسفيدان معناي ديگري داشت. البته بستر جامعه به گونهاي بود كه بزرگسالان در اولويت قرار داشتند. وقتي بزرگ خانواده وارد ميشد، كوچكترها سرشان را بالا نميآوردند اما امروز اين شرايط شدني نيست چرا كه قالبهاي خانواده در جامعه تغيير كرده است. البته تاكيد ميكنم فرهنگ احترام به پيشكسوت در بسكتبال وجود داشته و تا امروز نيز ادامه دارد اما به صورت كلي در ورزش احترامي كه به پيشكسوتان گذاشته ميشود كمرنگ شده است.
برنامهريزيها و مديريت در ورزش چگونه بود؟
شرايط در گذشته بسيار سادهتر بود. چشمداشتي وجود نداشت و تمام ورزشكاران با اندك فشار رواني به كارشان ادامه ميدادند اما اكنون وضعيت فرق كرده است. هماكنون كسي كه ورزش ميكند وقتي از تلويزيون فينال كشتي فرنگي را ميبيند ميخواهد ايران قهرمان شود و اگر اين اتفاق نيفتد ناراحت خواهد شد. جايگاه ورزش در بين مردم بالا رفته و حالا توقع به وجود آمده است اما نكته اساسي اين است كه جايگاههاي اصلي در بين مديران مشخص شود. بايد بفهميم كه شرايط ورزش چگونه است بايد با توجه به داشتههايمان براي ورزش برنامهريزي و مديريت كنيم. اگر در يك ورزش ضعيف هستيم نبايد با هدف قهرماني جهان در آن حركت كنيم. پله به پله و گام به گام قدرتمند ميشويم و به عنوان تيمي مطرح در عرصه بينالمللي شناخته ميشويم. اين نكته بسيار مهم است كه افراد متخصص در ورزش آن را درك ميكنند. زماني كه مدير آگاه باشد، نتايج درخشان ميشود. مديريت درست رشد را به وجود ميآورد و وقتي كه يك مدير از تمام داشتههايش به بهترين شكل استفاده ميكند خطي مستمر و روندي صعودي ايجاد ميشود. به نظر من اگر مديران ورزشي در كار خودشان و اموري كه در آن تخصص دارند مشغول شوند ورزش موفق خواهد شد. مدير متخصص بايد جايگاه اصلياش را پيدا كند تا ورزش موفق شود.
با توجه به شرايط ورزش، نگاه جهاني به بسكتبال ما چگونه بود؟
زماني هر دو سال يك بار مسافرت خارجي داشتيم هيچ جايي بسكتبال ايران را دعوت نميكرد. دعوتنامهاي براي ما نميآمد چرا كه تمام كشورها ميخواستند از تيمي قدرتمند براي حضور در رقابتهاي مختلف دعوت كنند. طبيعت ورزش اين است كه براي پيشرفت بايد با حريف قدرتمند مبارزه كنيم. حريف ضعيف و پيروزي برابر آن ضعفها را نشان نميدهد بايد تيمي برابرت به ميدان بيايد كه تمام نقاط ضعفت را نشان دهد. اين شرايط ادامه داشت تا اينكه كمكم بسكتبال ايران در عرصه بينالمللي شناخته شد وبعد از آن با حضور در جام جهاني و المپيك توانست فرصتهاي خوبي براي خودش ايجاد كند. دعوتنامههاي متفاوتي از كشورهاي اروپايي و كسب عناوين مختلف در رقابتهاي قارهاي باعث شد تا نگاه جهاني به ما تغيير كند.
نقطه عطف اين ديد جهاني كجا بود؟
درباره تغيير ديد جهاني نسبت به بسكتبال ايران بايد بگويم كه مليپوشان گذشته و امروز در پستهاي پيراموني شرايط يكساني داشتند. مليپوشان ما در منطقههاي پيراموني چون محمد كسايي پور، سعيد ارمغاني، علي توفيق و سيامك الهي جزو بهترينها بودند و از بازيكنان امروز كم و كسري نداشتند اما ضعف ما در گذشته بازيكن بلند قامت بود. با ورود نسل بلند قد بسكتبال ما ميتوان نقطه عطف ديد جهاني را پيدا كرد. شاهسوند، حدادي، سهرابنژاد، جابر روزبهاني كه اضافه شدند، نسلهاي بلند قامت بسكتبال ما شدند كه باعث رشد زيادي بودند. اين نسل باعث شد تا ديد جهاني نسبت به بسكتبال ايران تغيير كند. البته ما در گذشته بازيكناني چون امير ايلياوي را نيز داشتيم كه مقاطعي كه در ايران بازي ميكرد، خوب بود اما امير ايلياوي هيچ وقت حامد حدادي نميشود. البته يك نكته در بسكتبال ما وجود داشت كه نسل گذشته از نظر ميانگين قدي ضعيف بود اما مليپوشان قبل از آنها كه رضا مشحون و همان امير ايلياوي در آن بازي ميكردند، مشكلي از اين نظر نداشتند اما همه آنها نسل جديد بسكتبال نميشوند. در همين نسل نيز بازيكناني داشتيم كه نتوانستند رشد كنند. علي دورقي بازيكني است كه در پست خود رشد نكرد اما اصغر كاردوست هماكنون از بهترين ها محسوب ميشود.
حضور مربيان بزرگ و رفتن تيم ملي به ترنومنتهاي خوب چقدر اثرگذار است؟
شك نكنيد يكي از فاكتورهاي رشد همين مساله است. به نظر من ماتيچ ضربه سختي به بسكتبال ايران زد و فرصت خوبي را از ما گرفت. اگر در چين قهرمان ميشديم و به المپيك ميرفتيم موقعيتهاي فوقالعادهاي كسب ميكرديم كه ميتوانست سكوي پرشي براي بسكتبال ما باشد. اگر المپيكي بوديم، تيم ملي اكنون در تمرين بود و ورزشكاران ايراني براي تورنمنتهاي مختلف آماده ميشدند اما حالا همه چيز از دست رفته است.
ضعف در اصول پايه كه در بسكتبال امروز وجود دارد در گذشته نيز ديده ميشد؟
ضعف اصول پايه در بسكتبال امروز ايران زبانزد شده اما به نظر من بزرگنمايي است. ما در مسائلي مشكلي داريم اما در مهارتهايي نيز فوقالعاده هستيم. به نظر من آينده بسيار بهتر خواهد شد و با توجه به اينكه، فاكتور آموزش مورد توجه مسئولين قرار گرفته مطمئنا تمام ضعفها از بين خواهد رفت و شرايط بهتر و بهتر ميشود. به نظر من بايد به صورت كاملا عملي با بازيكنان كار شود. اگر يك بسكتباليست نميتواند از يك منطقه پرتابهاي موفق داشته باشد، بايد در چندين جلسه تنها شوت بزند تا در آن امر نيز تقويت شود. نكته ديگر تمرينهاي مخصوص براي هر رده سني است. ورزشكاران از همان ابتدا كه تمرينهاي پايه را آغاز ميكنند، گام به گام بايد آموزش ببينند و وقتي به سن 18 سالگي رسيدند، وارد عرصه تجربه شوند يعني مسابقه، مسابقه و مسابقه. اگر تمام اين مسير به خوبي انجام شود، بازيكنان در باشگاهها پرورش داده ميشوند و به بسكتبال ملي نيز كمك ميكند و ديگر تيم ملي مسئول تغذيه كردن باشگاهها نخواهد بود. ضعف در اصول بسكتبال در گذشته نيز بوده اما شرايط فيزيكي امروز بازيكنان ايران باعث شده تا رشد بهتري داشته باشيم.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، آخرین نبرد مهرام ایران و الریاضی لبنان در حالی در سالن بسکتبال آزادی برگزار شد که اتفاق های تلخی نیز برای بسکتبال دوستانی که برای حمایت نماینده ایران به سالن بسکتبال آمده بودند، افتاد. در حالی که هیچ کس فکر نمیکرد با توجه به ناکامی های بسکتبال در سال گذشته، میزان استقبال مردم از این مسابقه دو برابر گنجایش سالن آزادی باشد، پشت در ماندن بسیاری از اهالی رسانه و مردم و سردرگمی تماشاگران، حاشیههايي را بوجود آورد.
شاید از 30 دقیقه قبل از آغاز مسابقه درهای سالن به دلیل پر شدن گنجایش سالن بسته شد و تماشاگران زيادي نتوانستند وارد سالن شوند. این مساله توسط مسئولین حراست سالن به مردم انتقال داده شد و بسیاری از تماشاگران و حتی خبرنگاراني كه اجازه ورود به سالن را نداشتند در تلاش بودند تا حتی از فاصله دور و به طور ایستاده این مسابقه را تماشا کنند.
در همین بین زمانی که تماشاگران سر درگم و خبرنگارانی که دارای کارت وزارت ورزش و جوانان بودند سعی داشتند با استفاده از همین کارت وارد سالن شوند شاهد اتفاقی باور نکردنی و عجيب بودند. در حالی که محمود مشحون رییس فدراسیون بسکتبال ایران همیشه مردم و اهالی رسانه را جزو خانواده بسکتبال می دانست در سالن را گشود و تنها چهار نفر از بانوان را که خواهر زاده های خود نامید، وارد سالن کرد و در حالی که مردم مبهوت این حرکت رییس فدراسیون بودند او هیچ اقدامی برای آرام کردن این جو انجام نداد و به جایگاه برگشت.
این اقدام محمود مشحون اعتراض بسیاری از تماشاگران را در پی داشت و بسیاری از مردم با بیان این مطلب که وقتی رییس فدراسیون اینگونه برخورد می کند چرا زمان خود را هدر دهند، ورزشگاه را ترک کردند اما بسیاری دیگر همچنان منتظر بودند تا بتوانند به طریقی این مسابقه را تماشا کنند. نکته جالب توجه این بود که در بین دیگر بانوان چند تن نیز خود را اعضای خانواده خمجانی که یکی از کارکنان فدراسیون بسکتبال ایران است نامیدند و قصد ورود به سالن را داشتند اما با اعتراض تماشاگران مواجه شدند.
در همین لحظه اتفاق دیگری افتاد که باعث شد حرکت محمود مشحون بیش از پیش تلخ تر شود چرا که امیرمحمد گنجی مدیر باشگاه مهرام از سالن خارج شد و در حالی که خیلی ها منتظر بودند تا او نیز اعضای خانواده خود را وارد سالن کند وی با عذرخواهی از مردم به تنهایی وارد سالن شد و بسیاری از اعضای خانواده او نیز همانند دیگر تماشاگران پشت در ماندند.
شاید قهرمانی مهرام و جشن مردم بیرون از سالن از ذهن بسیاری از حامیان بسکتبال پاک شود، اما حرکت حمیدرضا صمدزاده سرپرست مهرام که در جریان مسابقه تیم خود را رها کرد و به بیرون از سالن آمد و با عذرخواهی از طرفداران بسکتبال تا جایی که می توانست اجازه ورود آنها را صادر کرد، از ذهن هیچ کس پاک نخواهد شد.
ای کاش رییس فدراسیون بسکتبال که سال گذشته در عرصه ملی روزهای خوبی نداشت اما مردم دوباره حمایت خود از بسکتبال را نشان دادند، او نیز پشت دیگر اعضای خانواده اش که همیشه از آن دم می زند، میماند.
ایپنا(همایون بکتاش)-
به قلم همایون بکتاش (کارشناس و پیشکسوت بسکتبال)
در بحث مدیریت کلان و سیستم مدیریتی رکن اصلی طرح و برنامه است و سرمایه اصلی آن مجموعه که نیروهای انسانی آن هستند باید برای رسیدن به هدف بطور هماهنگ بتوانند پیش ببرند و در کنار آن از نظرات انتقادی و پیشنهادی دیگران به عنوان منتقدین و ناظرین مجموعه استفاده کنند. اینکه ما سیستم را به شکل دیکتاتوری ببندیم که هر چه ما گفتیم به عنوان وحی منزل است کسی هم روی حرف ما حرفی نمی تواند بزند این باعث می شود خطاها و اشتباهات ما دیده نشود و اگر کسی خواست که لب به اعتراض بگشاید با برخوردهای چکشی و حذفی ما روبرو شود. در سیستم مدیریتی در دنیای امروز که عصر ارتباطات و تبادل افکار و نظریات است افراد و مدیرانی موفق ترند که بتوانند از نظرات فنی و کارشناسی نهایت بهره را ببرند. دوره قلع و قمع و یکه تازی گذشته است و باید یک مجموعه فنی در راس هرم مدیریت باشد و فرد محور نباشد. به نظر من اگر یک مجموعه قائل به فرد بود قطعا به مشکل بر خواهد خورد که متاسفانه این مورد در بسکتبال ما اتفاق افتاده.

از سوی دیگر آقایان در یک دوره 10 ساله چندین رئیس را تجربه کرده اند و هر دوره هم با ناز گفته اند که می خواهیم برویم و امکانات نیست و ما می خواهیم استعفاء بدهیم. حالا به لطف خدا و شانس آقایان حاصل دسترنج دوره های مختلف در دوره این آقایان جواب داده و به نام آنها تمام شده. سئوال من از این آقایان این است که اگر شما در رده های نوجوانان، جوانان و امیدها قهرمان آسیا شدید کادرفنی آن تیمها کجا هستند. همچنین در حال حاضر بحث ارتباطات ما کجاست؟ این چه نقش ظاهری است که رئیس فدراسیون ما رئیس کنفدراسیون بسکتبال غرب آسیاست ولی دبیر لبنانی ایشان همه کاره است و به راحتی و بصورت علنی حق مسلم باشگاههای ما را ضایع می کنند. در بحث میزبانی، در بحث تاریخ مسابقات و هم در بحث ارنج داوری اعمال نظر و اعمال سلیقه می کنند و به راحتی تیمهای باشگاهی ما تضعیف می کنند.
بحث این است که اگر همه چیز در اختیار یک نفر باشد و تفویض اختیاری نشود و تقسیم کاری نکنیم همین می شود. وقتی می گوییم کار تشکیلاتی و سیستماتیک، رئیس حکم یک مهندس ناظر را در یک مجموعه دارد و باید کار را تقسیم کند و تفویض اختیار کند. در اینجا نقش هیات رئیسه چیست؟ هیات رئیسه را چه کسی می شناسد و سابقه ورزشی آنها چیست؟ البته همه برای من قابل احترام هستند اما به راستی این دوستان چه نقشی در این مدت در این فدراسیون داشته اند. نقش نائب رئیس چیست؟ دبیر فدراسیون چه نقشی دارد؟ کمیته ها کجا هستند؟ کمیته روابط عمومی فدراسیون کجاست و مسئولیتش با کیست؟ کمیته مربیان، کمیته داوران و مسابقات، سازمان لیگ و سازمان تیمهای ملی چه جایگاهی دارند؟ برای اینکه کار راحت تر شود باید بگوییم فدراسیون متشکل از برادران مشحون (محمود و محمدرضا) است و حتی آقای نوربخش هم به نوعی تصمیم گیرنده نیست و مجری اوامر آقایان است. حالا بگذریم که آقای نوربخش هم چندین سمت در فدراسیون دارند (عضو هیات رئیسه فدراسیون بسکتبال، رئیس کمیته مسابقات و داوران فدراسیون بسکتبال و سرپرست تیم ملی بزرگسالان) که همین مسئولیتها نیز قابل بحث خواهد بود.
الان برای ما جای تاسف دارد که در جوان ترین کشور دنیا که ایران است پیرترین فدراسیون ورزشی آن فدراسیون بسکتبال است. خودتان محاسبه کنید برادران مشحون، نوربخش، قائمیان، پور شرفي، غفوری، انبه و برادران خمجانی، از میان این آقایان جوانترین آنها حدود شصت سال سن دارد. این باعث می شود که بنیه و شادابی و نشاط جوانی را ندارند و نمی توانند با نسل جوان ارتباط خوبی برقرار کنند و چون این ذهنیت بر افکار آنها حاکم است که کسی نباید روی حرف ما حرف بزند فقط خواسته های خودشان را پیش می برند. این وضعیت تیمهای ملی ماست که با آن بازیکنان خوب و شاخصی که داریم باید در آسیا پنجم شویم، آن از تیم نوجوانان ما که اعزام نمی شود و این هم وضعیت تیمهای باشگاهی ما که به راحتی عربها باشگاههای ما را قربانی می کنند و ما دل به این خوش کرده ایم که رئیس کنفدراسیون غرب آسیا ایرانی است.
این رئیس بودن چه امتیازی برای کشور ما داشته؛ این پرستیژ چه چیزی برای ما داشته؟ ازطرفی ما کرسی خودمان را از بین می بریم. کشورهای دیگر به آب و آتش می زنند که یک کرسی بدست بیاورند ولی ما به راحتی و به خاطر مسائل شخصی، غرض ورزی و کینه های شخصی یک عنوان و سمت خوب را که نصرت الله جعفریان دارد به عنوان ناظر فدراسیون جهانی و مدرس فدراسیون جهانی حق عضویت ایشان قطع می شود و نامه به فیبا داده می شود که ایشان نماینده ایران نیستند. برای اینکه می خواهند ایشان را از صحنه حذف کنند. چه کسی پاسخگوی این مساله است و به راستی کسانی که خاک بسکتبال را خورده اند کجا هستند؟
آقای دکتر حمزه علی پور (داور و مدرس بین المللی و استاد دانشگاه) کجای این بسکتبال نقش دارد. آقای دکتر مهران شاهین طبع که دکترای تربیت بدنی دارد و چندین سال بسکتبال ایران به افتخارات مختلف رسانده اند الان در کجای بسکتبال ما قرار دارد. چرا کسی سراغی از مهندس سعید فتحی نمی گیرد؟ که بخش عمده ای بازیکنان فعلی تیم ملی فعلی ما حاصل کار و تلاش ایشان است. آقایان کاری کرده اند که آقای عباس مرشدی به گوشه ای رفته و در مهاباد تعدادی بازیکن نونهال را بدون سرو صدا آموزش می دهد.
بدون شک اگر بخواهیم کسانی را که توانایی بالا برای کار در بسکتبال دارند نام ببریم، کم نیستند. استاد محمد حسن ذوالفقاری، رضا شجاع پور، داریوش نبوی، منوچهر شهامت نژاد، حسن میرزا آقابیک، علی شکوری، سید عبدالمجید لاجوردی، جمشید شریعت نژاد، سعید طاعتی، رضا مهندسی، مهندس مقدسیان، عباس مقدس زاده و... تک تک این افراد برای خود وزنه ای در بسکتبال هستند و این افراد متخصص و خبره در هر فدراسیونی که باشند مورد استقبال قرار می گیرند ولی آقایان فدراسیون بسکتبال با برخوردهای حذفی کاری کرده اند که این خوبان عطای کار را به لقای آن بخشیده اند.
به نظر من فردی مدیر موفقی است که بتواند زیر مجموعه خود را حفظ کند و این را تداوم بدهد چون حفظ پیروزی از کسب آن مهمتر است. من اگر بتوانم شما را حفظ کنم و از توانایی هایتان برای مجموعه خودم استفاده کنم، هنرمند هستم. دوستان به خاطر ضعفهای خود نتوانسته اند اطرافیان خود را برای خود حفظ کنند چون معتقدند همه باید تابع محض آنها باشند. همه فقط اسما ً در کنار ما باشند و رسما ً هر چه را ما گفتیم تائید کنند. راجع به درستی و نادرستی گفته ها اظهار نظر نکنند و فقط باید بله قربانگو باشند. به همین دلیل دنبال این موضوعات نبودند که مدیر تربیت کنند و در بخشهای مختلف آینده بسکتبال ایران را تضمین کنند. از سوی دیگر اسپانسرهای مالی هم که آوردند نتوانستند نگه دارند؛ تیمهای قوی که از کردستان، مازندران، گلستان، چهار محال و بختیاری، فارس و اصفهان بودند الان کجای بسکتبال ما قرار دارند.
الان اکثر تیمهای باشگاهی ما در حال ارتزاق از ساخته های دیگران هستند. زمانی شهر کنگاور در استان کرمانشاه 3 بازیکن به نامهای ابراهیم الهی، مجید صفری و مسعود صفری که 3 بازیکن بسیار خوب بودند، تحویل تیم ملی جوانان داد ولی در حال حاضر استان کرمانشاه جایگاهی در بسکتبال کشور ندارد. پس می بینیم کار پایه تعطیل شده و سازندگی نداریم. به نظر من دوستان اصلا با موضوعی به نام مدیریت ورزشی آشنایی ندارند. اعلام می شود که یک دوره مدیریت ورزشی در مالزی برگزار می شود که 2 سهمیه هم بسکتبال دارد که متاسفانه به عنوان یک سهمیه خواهرزاده آقای مشحون را اعزام می کنند که سابقه ورزشی هم ندارد. کسی که با هزینه این مردم و با پول بیت المال به مالزی اعزام شده ثمره آن برای بسکتبال ایران چه بوده؟ از سوی دیگر سال گذشته و امسال یک دوره 45 روزه مربیگری در آمریکا برگزار شد که سال گذشته آقای مهران حاتمی و امسال آقای کمالیان اعزام شدند؛ بازخورد این اعزامها برای بسکتبال مملکت چه بوده؟ آقای کمالیان در کدام تیم باشگاهی مربیگری می کند؟ زکات علم نشر آن است. اگر قرار است آموزشی ببینیم باید در جایی کارایی و باز خورد داشته باشد و نمایان شود. آقایان که 90 روز با هزینه فدراسیون به آمریکا رفته اند و آموزش دیده اند، این آموزش آنها در کجای بسکتبال دیده شده؟
آقایان جایی را تحویل گرفته اند و موقع رفتن هم می خواهند یک مخروبه تحویل دهند. اقدامات ظاهری و آمارهای سوری و غیر واقعی که راجع به استعدادیابی که برای ارائه به وزارت ورزش و جوانان و کمیته ملی المپیک آماده کرده اند و موضوعات غیر واقعی را در چند مصاحبه به خورد مردم داده اند اما خصوصا برای اهالی بسکتبال مسجل است که اینها آمار واقعی نیست که ارائه می شود و این گفته های آقایان با اعمالشان کاملا ً در تضاد است. در این چند ساله در رابطه با بسکتبال بانوان و بسکتبال آموزشگاهی و دانشگاهی اقدامی صورت نگرفته. آقایان می توانستند از بخش دانشگاهی استفاده کنند و از آنها بخواهند که با هم تعامل داشته باشند. الان آموزشگاههای ما در چه سطحی قرار گرفته اند؟ چیزی بابت بسکتبال از این آموزشگاهها بیرون نمی آید چون مربی انگیزه ندارد و کارشان در جایی دیده نمی شود. باید به این مربیان آموزشگاهها انگیزه داد. کار آنها دیده شود و مربیان موفق آموزشگاهها در کنار تیم ملی در اردوهای آماده سازی قرار بگیرند و همین ملاک امتیاز و ارتقاء مربیان شود و مثلا به جای 4 سال در 3 سال به آنها ارتقاء داده شود. به این ترتیب به این مربیان انگیزه داده شود تا در آموزشگاهها و محلات بازیکنان خوب را پیدا کنند و فدراسیون از این طریق تغذیه شود. اگر این کار انجام شده یک نمونه آن مطرح شود تا ما هم بدانیم.
تیم مدیریت بعدی بسکتبال هر شخص یا اشخاصی که باشند، قطعا کار سختی در پیش خواهد داشت ولی شدنی است چون ما نیروهای توانمند در بسکتبال کم نداریم که متاسفانه از توان و کارایی آنها استفاده نمی شود و همه خارج از گود مانده اند. در استانها ما افراد مدیر و موفق زیاد داریم ولی آقایان در یک استان شخصی را هم به عنوان رئیس هیات و هم سرمربی فلان تیم باشگاهی انتخاب می کنند!
وزیر محترم ورزش و جوانان و معاونت ورزشی ایشان که خود از قهرمانان سرد و گرم کشیده ورزش دوومیدانی هستند اگر نسبت به این مساله حساس هستند اگر امروز اقدامی انجام دهند بهتر از فرداست چون باید به داد این ورزش دانشگاهی رسید. آقای مهندس عدل را که هم سابقه ملی بسکتبال و هم سابقه والیبال داشت برای والیبال استفاده کردند چون دیدند که بسکتبال هنر استفاده از این آقا را ندارد. وی در فدراسیون والیبال کار پایه و زیر بنایی انجام داد و در مدارس جستجو کردند و علاقه مندان والیبال را پیدا کردند.
از سوی دیگر دوستان بسکتبالی ما در ایجاد یک زیر ساخت برای ایجاد سالن در تهران در مانده اند و دائما فرافکنی می کنند و سعی می کنند دیگران را مقصر جلوه دهند. اگر آقایان مدعی هستند که سازمان سابق همکاری نمی کرد و وزارت ورزش و جوانان امکانات لازم را در اختیارشان قرار نمی دهد، باید به این نکته توجه کرد که آقای داورزني در همین زمان در خیابان حجاب تهران خانه والیبال ایجاد کرد چون خواستند و دنبال کار بودند. به کارشان علاقمند هستند و از نظرات سازنده دیگران استفاده می کنند چون به فکر پیشرفت هستند.
همین چند هفته پیش یکی دو رسانه خبری می خواستند با چند مربی مصاحبه کنند که آنها اعلام کردند که در این فضای مسموم حاضر به مصاحبه نیستند! وقتی علت را جویا شدند گفتند که ما حقیقتا ً چیزهای زیادی می دانیم ولی اگر امروز مصاحبه ما منتشر شود فردا ما را از نان خوردن می اندازند. مملکتی که مردم به راحتی در مورد رجال سیاسی می توانند انتقاد کنند و نظر بدهند چرا در مورد رئیس فدراسیون بسکتبال و برادرش نمی توانند اظهار نظر کنند؟ و ترس از به خطر افتادن موقعیت شغلی داشته باشند و سایه وحشت همچنان بر آنها حاکم است؟ از سوی دیگر بعضا آقايان پيغام مي دهند كه خودتان را خسته نكنيد وزير ورزش كه هيچ، رئيس جمهور هم نمي تواند ما را عوض كند!!!! اين خيلي حرف سنگيني است چون این آقایان 10 سال است هر كاري خواسته اند كرده اند و هر كسي را هم كه خواسته اند از ريشه قلع و قمع كرده اند.
چند وقت پيش رئيس فدراسيون در برنامه ورزش و مردم با حضور دكتر عباسي وزير محترم ورزش و جوانان آماري دادند كه ما اين تعداد توپهاي اصل به هياتهاي استانها داديم. حالا شما از همين هيات تهران که بيخ گوش فدراسيون است بپرسيد ببينيد اصلا توپی به آنها داده اند یا نه؟
برادر آقاي مشحون با افتخار مي گويند اگر كسي بخواهد جلوي ما بايستد حذف اش مي كنيم اين را با افتخار مي گويد و ديديم كه عملا هيچ برخوردي هم با ايشان نشد.
در حال حاضر 5 نفر از مربيان را مي خواهند براي دوره آموزشي به آلمان بفرستند كه قرار بوده از مربيان برتر باشند يكي از اين آقايان چون خبرنگار فلان روزنامه ورزشي است چرا به عنوان مربی با اين تيم همراه شده جاي سوال جدي دارد و ...
اینها گوشه هایی از مشکلات و معضلات نانوشته بسکتبال ایران بود که به آنها اشاره کردیم و بدون شک اگر می خواستیم به موارد مختلف دیگر اشاره کنیم دیگر چیزی از آبرو و اعتبار این رشته دانشگاهی باقی نمی ماند.
باشگاههایمان مقتدرانه در غرب آسیا شرکت کردند، در بخش نوجوانان و جوانان پشتوانه سازی بسیار خوبی صورت گرفت و لیگ نیز روز به روز در حال پیشرفت است.
وی تاکید کرد:امسال هیچ تیمی از پیش برنده نیست و باخت مهرام به ذوب اهن نشان دهنده قدرت بالای تمام تیم های ایرانی بود، به هر حال تمام این موارد در کنار استخدام یک مربی خوب و سرشناس برای تیم ملی نشان از این است که کاروان موفقیت بسکتبال رو به جلو حرکت می کند. البته هنوز هم به این چیزها قانع نیستیم و امیدوارم سال آینده برایمان بهتر باشد.
از مشحون پرسیدیم آیا تیم ملی بزرگسالان در سال 912 بیکار می مانده که تاکید کرد: در سال 92 باید در جام ویلیام جونز،استانکوویچ و مسابقات غرب آسیا در بخش بزرگسالان شرکت کنیم و جوانان باید در مسابقات قهرمانی آسیا شرکت کنند که برنامه هایی هم برای چندین مسابقه تدارکاتی برای رسیدن به بالاترین حد امادگی به فدراسیون داده اند. به هر حال سازمان تیم های ملی همیشه در فصل تابستان گرفتاری های خود را دارد.
بچیروویچ برکار تمام تیم های ملی نظارت می کند
مشحون در مورد بچیروویچ اشاره کرد سرمربی جدید تیم ملی از 25 فروردین به ایران می آید و در ابتدا کاروان جوانان را برای آمادگی در مسابقات آسیایی همراهی می کند و احتمالا در تورنمنت های تدارکاتی این تیم شرکت خواهد کرد از طرفی پلی اف لیگ را در پیش داریم که با نظر ما بچیروویچ بهترین ها و منتخب لیگ را از این مسابقات انتخاب می کند. البته وی به خوبی از جام جهانی قهرمانان ما را می شناسد.
وی تصریح کرد:قرار شده بچیروویچ یک مربی خارجی نیز به عنوان دستیارش در تیم های پایه به ما معرفی کند.
تمام نیرویمان را برای موفقیت در جام باشگاه های آسیا می گذاریم
رئیس سازمان تیم های ملی در مورد باشگاههای غرب اسیا اشاره کرد مهرام و ذوب آهن هر 2 بسیار قوی و مقتدر در این بازیها شرکت کردند و فدراسیون تمام نیرویش را برای قهرمانی نماینده صعود کننده به جام باشگاههای آسیا می گذارد. البته شایسته بود که پتروشیمی هم در این بازیها موفق شود اما چون این تیم دیر بسته شده و اصلا درکش و قوس تعویض مدیران قرار بر تیم دادن آنها نبود دیر به این فصل رسید و بازیکن خارجی خوبی هم به غرب آسیا نبرد. در نهایت نبود افراد موثر در این تیم تاثیر منفی گذاشت و با این وجود بازیهای خوب و قابل قبولی انجام داد که امیدوارم برای فصل بعد با شرایط بهتری وارد این رقابتها شود.
وی با اشاره به دادن 3 سهمیه غرب آسیا به ایران در این فصل گفت: تصمیم گیرنده اصلی در این مورد فدراسیون غرب آسیا(وابا) است که هزینه ها را پرداخت کرده و برای سال بعد هم در مورد تعداد نمایندگان ایران تصمیم می گیرد.
حضور جوانان در لیگ موفقیت فدراسیون بود
رئیس سازمان تیم های ملی از حضور جوانان در لیگ امسال ابراز خوشحالی کرد: امسال فشار زیادی برای استفاده از بازیکنان جوان به تیم ها وارد کردیم و هم در سوپر لیگ و هم دسته یک تعدادی از ملی پوشان جوانان دقایق خوبی به میدان رفتند حتی در تماس با مسئولان تیم ها برای استفاده از آنها در بازیهای آسیایی هم درخواست کردیم و این را یکی از موفقیت های امسال فدراسیون می دانیم.
از مشحون خواستیم تا بازیکنان جوان موفق در لیگ های امسال را معرفی کند که تصریح کرد:سجاد مشایخی، صالح فروتن،بهنام یخچالی،رسول مظفری و سعید باقری در لیگ های امسال واقعا خوب کار کردند.
وی خاطرنشان کرد:اردوی تیم ملی جوانان دیر تشکیل نشد چون بازیکنان در باشگاه ها مشغول بوده و ما هم همین آمادگی را در مسابقات می خواستیم
پيشكسوت و ناظر بين المللي بسكتبال ايران، 90 را سال ناراحتي اين ورزش ميداند كه مطمئنا هشداري براي غرور ايجاد شده در اين ورزش است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، روزهاي پاياني سال 90 در شرايطي سپري ميشود كه خانواده بسكتبال روزهاي تلخ و شيريني را در اين سال تجربه كرد. ناكامي تيم ملي در جام ملتها و قهرماني جوانان در غربآسيا دو خاطره از دفتر پر اتفاق بسكتبال است كه دوستداران اين ورزش دانشگاهي از آن ياد ميكنند. بسياري از كارشناسان 90 را سال تلخي معرفي كردند و سعي داشتند تا با اشاره به رشد جوانان به آينده اميدوار باشند. يكي از پيشكسوتان بسكتبال ايران كه در عرصه بينالمللي نيز به عنوان نماينده بسكتبال ايران شناخته شده، نصرتالله جعفريان است. ناظر بينالمللي بسكتبال ايران، 90 را سال ناراحتي خانواده بسكتبال عنوان ميكند و ميگويد اين اتفاق هشداري بود براي ما، كه كمي مغرور شده بوديم. گفت و گوي ايسنا با نصرتالله جعفريان را در ادامه ميخوانيد:
**سال 90 براي بسكتبال ايران چطور بود؟
فكر ميكنم حرفي كه ميخواهم بزنم، حرف تمام خانواده بسكتبال است. 90 سال تلخي براي ما بود كه در اصليترين رقابت بينالمللي ناكام بوديم و نتوانستيم سهميه المپيك را كسب كنيم. به اين دليل كه از نظر فني جايگاه بالايي ندارم، نميخواهم مربي يا بازيكنان را دليل اين شكست بدانم اما مطمئن باشيد اين ناكامي كار خدا بود. به نظر من اين نتيجه هشداري براي بسكتبال ايران بود كه شايد غرور آن را گرفته است. زماني كه در تلويزيون، بازي ايران برابر اردن را نگاه ميكردم، در آن دو دقيقه آخر قلبم درد ميكرد چرا كه تنها حرفم اين بود، "ايران نبايد برابر اردن شكست بخورد". شكستي كه جايي براي جبران نداشت و ما را از قهرماني آسيا به مكان پنجم رساند. در نهايت نيز اردن با چند باخت دوم شد و ما با يك باخت پنجم شديم. 90 سال بدي براي بسكتبال بود و براي هيچ كدام از اعضاي خانواده بسكتبال قابل قبول نبود. همهي ما را اذيت كرد و تنها اميدوارم در آينده تكرار نشود، چرا كه ميدانم كماكان قدرت آسيا در دستان بلندقامتان ايراني است.
**در عرصه باشگاهها نيز نتوانستيم سري قهرماني ايران را ادامه دهيم.
نايب قهرماني مهرام در آسيا ارزشمند و براي ما افتخار بزرگي است اما متاسفانه در سال 90، ايران در باشگاهها نيز ناكام بود. پس از چهار سال قهرماني پياپي در باشگاههاي آسيا ، مهرام نايب قهرمان شد و نتوانست اين روند را ادامه دهد. صباباتري در كويت و تهران و مهرام در قطر و اندونزي قهرمان بودند و مهرام براي سومين بار پياپي به دنبال قهرماني آسيا بود كه با يك لرزش كوچك همان طور كه تيم ملي برابر اردن باخت مهرام برابر الرياضي لبنان تن به شكست داد. 90 سال موفقيتآميزي براي ايران نبود چرا كه اگر به ردههاي ديگر ملي نيز نگاه كنيم، ناكامي ديده ميشود. نوجوانان ما در مرحله دوم غرب آسيا بين چهار تيم سوم شدند و به رقابتهاي آسيايي نيز اعزام نشدند. درست است كه فدراسيون ويتنام كوتاهي كرد و نوجوانان ما نتوانستند در اين رقابتها حاضر شوند اما اين مسئله به بسكتبال ايران ضربه زد و براي ما تلخ بود. البته فراموش نكنيد در همين سال 90 تيم ملي جوانان در مرحله نخست غرب آسيا قهرمان شد و ميتواند در سال آينده آغازگر دوباره قهرمانيهاي ايران در عرصه بينالمللي باشد.
**90 سال رشد و شكوفايي جوانان بود آيا سطح پيشرفت آنها قابل قبول است؟
جوانان ما پيشرفت خوبي داشتند اما من هنوز آن را كافي نميدانم. به نظر من اگر فدراسيون اجبار ميكرد كه هر باشگاه بايد در تركيب 12 نفره خود دو بازيكن جوان داشته باشد و حداقل يك كوارتر از آنها استفاده كند، شرايط متفاوت ميشد. شايد اين وضعيت در يكي دو سال اول افت چشمگيري در بسكتبال ايجاد ميكرد اما آينده ما تضمين ميشد، چرا كه جوانان بيشتر تلاش ميكردند. زماني كه يك باشگاه مجبور است از دو جوانش در زمانهاي بيشتري استفاده كند، در جريان تمرينهاي هفتگي به آنها فشار ميآورد و از آنها كار بيشتري ميخواهد، چرا كه تمرين سختتر نتيجه بهتري در پي خواهد داشت. پس از آن نيز به طور مثال يك بازيكن 30 مسابقه پيش رو دارد كه در 30 كوارتر به ميدان ميرود و همين تجربه بسيار بزرگي است. البته اين نظر من است و مطمئنا كاملا درست نخواهد بود اما بايد تلاش كنيم تا آينده بسكتبال به صورت خط مستمري تقويت شود. به داشتههاي كنوني قانع نشويم و هر سال جايگزينهاي جديدي براي بزرگان امروز بياوريم و با تزريق نيروهاي قدرتمند، هر لحظه بسكتبالي قدرتمند داشته باشيم.
**با از دست رفتن كرسي ايران در كميته فني كنفدراسيون بسكتبال آسيا ناكاميهاي سال 90 تكميل شد. دليل اين اتفاق را توضيح ميدهيد؟
در كنفدراسيون بسكتبال آسيا، كميتههاي فني و مسابقات باارزشترينها هستند و من نيز به دليل معرفي نشدن از طريق فدراسيون ايران، كميته فني را از دست دادم. البته حرف من حضور نصرتالله جعفريان در فيبا آسيا نيست، بلكه ميگويم بسكتبال ايران در آسيا قدرت زيادي دارد و زشت است كه ماكائو در كميته فني عضو داشته باشد و ايران هيچ فردي را به عنوان نماينده در اختيار نداشته باشد. اگر حضور من به سود بسكتبال نيست، فكر ميكنم خانواده اين ورزش دانشگاهي در ايران، هماكنون افراد زيادي دارد كه بتوانند در اين كميتهها براي منافع بسكتبال ايران تلاش كنند. متاسفانه فدراسيون بسكتبال بايد اسم من را اعلام ميكرد كه اين اقدام انجام نشد كه حتما به نفع بسكتبال بوده و من لياقت اين جايگاه را نداشتم.
**هماكنون ادامه فعاليت شدما به عنوان ناظر بين المللي نيز در هالهاي از ابهام قرار دارد. دليل اين شرايط چيست؟
زماني كه فدراسيون جهاني در آلمان بود هر ساله بايد 25 مارك براي حق عضويت داوران و ناظران فعال از طريق فدراسيون كشور به حساب فدراسيون جهاني واريز ميشد و پس از انتقال فدراسيون به ژنو اين مبلغ به 40 فرانك تغيير كرد كه حدودا 25 دلار ميشود. اين مبلغ حتما بايد از حساب فدراسيون كشور به حساب فدراسيون جهاني واريز شود، چرا كه مهر تاييدي بر فعاليت فرد به عنوان ناظر است. هماكنون من از نماينده فدراسيون جهاني شنيدهام كه فدراسيون ايران قصد ندارد حق عضويت من را پرداخت كند تا من از ليست داوران و ناظران فعال فيبا حذف شوم. شنيدهام تا آگوست 2013 زمان دارم و اگر فدراسيون ايران اقدامي نكند، اين جايگاه نيز از من گرفته ميشود.
**در صحبتهايتان به غرور اشاره كرديد. دليل مغرور شدن بسكتبال ايران چيست؟
فكر ميكنم بسكتبال رشد سريعي داشت و نتوانست با اين رشد شخصيت حرفهاي خودش را پيدا كند. به نظرم فرهنگ و شخصيت بسكتبال همانند سطح فنياش رشد نكرده و ما نتوانستيم خودمان را در اين رشد شخصيتي جاي دهيم. اين وضعيت نيز نهايتا برميگردد به اداره بسكتبال كه بايد توسط مسئولين مديريت ميشد تا بازيكنان همان قدر كه از نظر فني رشد ميكنند از نظر شخصيتي و رفتاري نيز سطح بالايي پيدا كنند و جنس خوبشان را حفظ كنند. متاسفانه هماكنون از جنس خود خارج شدها ند. بحث مديريتي و فرهنگي همين جاست كه تاثيرش را نشان ميدهد و من نميدانم اين ضعف در كجا بوده كه اين گونه تاثيرگذار شده است. به نظر من مسائل فرهنگي بايد مديريت شود. بايد شخصيتي پيدا كنيم كه براي راه درست محكم باشيم و بر روي حرفمان بايستيم. بهطور مثال هماكنون كه تماشاگران بسكتبال به اين ورزش كمك ميكنند افرادي واردشان شدهاند كه از جنس آنها نيستند و گاهي از خود باشگاهها خط ميگيرند تا شرايطي را ايجاد كنند تا در شان بسكتبال نيست. به نظر من بايد اين وضعيت به سرعت مديريت شود و با يك اعمال قانون سخت همه چيز را درست كرد.
**متاسفانه در اين فصل مسوولين غربآسيا نيز هركاري كه ميتوانستند به ضرر نمايندههاي ايران انجام دادند. اين شرايط نسب به سال گذشته بدتر شدهبود. دليل اين مساله چه بود؟
شرايطي كه ايجاد شده را از كساني بپرسيد كه مسئول هستند. زماني كه مسئول برگزاري رقابتهاي غرب آسيا بودم به عنوان عضو كميته فني ميديدم كه مسئولين عربي ميخواهند كارهايي را انجام دهند اما به آنها اجازه نميدادم. متاسفانه زماني كه از اين سمت دور شدم آنها نيز از خدايشان بود و حالا هر كاري كه ميخواهند انجام ميدهند. نمونه بارز آن ميزباني دو گروه مرحله مقدماتي باشگاههاي غرب آسيا بود كه به لبنان داده شد و به نظر من بسيار غلط بود. به عنوان نماينده مهرام در جلسه برنامهريزي حضور داشتم و هيچ وقت چنين صحبتي را نشنيدم. قرار بود ميزبان رقابتها لبنان و عراق باشند و پس از آنكه عراق به هر دليلي انصراف داد، بدون اينكه با همگروههاي آن تيم مذاكرهاي شود، ميزباني را به شانفيل دادند. متاسفانه پوئنها يكي پس از ديگري به لبنانيها داده ميشود و كسي نيست كه جلوي آنها را بگيرد. پس از اين، مسئله برنامهريزي رقابتها بود كه ديدار مهرام را يك هفته جلوتر آوردند و خود اردنيها نيز به اين مسئله اعتراض داشتند اما متاسفانه خاجيريان كه همه كاره كنفدراسيون است، حرف كسي را گوش نميدهد و بايد بگويم كه هيچ آدمي را تحويل نميگيرد.
سومين مسئله داوران اين رقابتها هستند كه خود من صحبت كردم و خواستم كه از داوران منطقه استفاده كنيم تا در كنار رشد بسكتبال، داوران نيز رشد كنند. لبنان، اردن، سوريه و ايران بهترين داورها را دارند اما چرا بايد در رقابتهاي حساس منطقه از داور هندي استفاده شود؟ خاجيريان به من گفت "اعتماد نميكنم كه داوران منطقه براي رقابتها سوت بزنند" اما مگر ميشود خودمان را گول بزنيم؟ ما از همين بسكتبال هستيم و فكر ميكنم آنقدر شرف داريم كه به سود تيمهاي خودي سوت نزنيم. آنقدر در باشگاهها هزينه كرديم اما سود پيشرفت داوريشان را هنديها كه هيچ حرفي براي گفتن در اين ورزش ندارند بردند. متاسفانه ديگر حرف ما را قبول نميكنند. در رقابتهاي گروهي كه در سالن شانفيل حاضر بودم، همانند يك تماشاگر با من برخورد ميكردند و به جاي اينكه فدراسيون از من حمايت كند، خوشحال ميشد كه نصرتالله جعفريان در حال حذف شدن از بسكتبال منطقه است. بايد درباره غرب آسيا بگويم كه هيچ كس از فعاليتهاي خاجيريان رضايت ندارد و كسي هم نميتواند جلويش را بگيرد.
**سرمربي جديد تيم ملي نيز انتخاب شدهاست. از او شناختي داريد؟
شناخت خاصي از بچيروويچ ندارم و تنها ميدانم كه سرمربي تيم ملي اسلوني بوده و عملكرد خوبي نيز داشته است. به نظر من تنها دانش مربي لازم نيست، رفتار و برخورد او نيز بايد به گونهاي باشد كه بتواند با فرهنگ ما كنار بيايد و در شرايط كنوني بسكتبالمان كار خوب خودش را انجام دهد.
به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به اهمیت مدال آوری و پیشروی بدون نزول و سقوط در ارزیابی عملکرد فدراسیونها و تیمها باید گفت که امسال سال افت و نزول کامل بسکتبال بود که البته در ادامه راه سال گذشته رقم خورد چون سال گذشته قهرمانی مهرام در آسیا تنها قهرمانی حاصل شده برای بسکتبال بود و دربازیهای آسیایی گوانگجو هم تیم ملی با تکرار عنوان سومی خود حرکت "درجا" داشت اما امسال نه قهرمانی ایران در باشگاههای آسیا تکرار شد و نه عنوان اولی تیم ملی در آسیا!
بسکتبال طی ماههای ابتدایی سال جاری بیشتر از هر چیز درگیر طولانیترین لیگی بود که از سال گذشته ادامه داشت که به دلیل کشیده شدن دیدارهای مرحله نهایی و نیمه نهایی به دیدارهای پنجم هنوز به پایان راه نرسیده بود. در آن روزها هیچ برنامهای برای اعزام تیم ملی به مسابقات قهرمانی آسیا و انتخابی المپیک تدارک دیده نشده بود و این در حالی بود که بسکتبال ایران فقط فاصله زیادی تا این رقابتها نداشت.

مشحون توجه به تیمهای پایه، برنامه ریزی برای استعداد یابی و تشکیل اردو در ردههای سنی مختلف را از محورهای اصلی برنامه سال 90 فدراسیون بسکتبال عنوان کرد و یادآور شد: طبق این برنامه تمام بازیکنان مختلف در زیر نظر مربیان و مسئولان مرتبط با خود در حیطه آزمایش قرار داشتند.
رئیس فدراسیون بسکتبال تشکیل کلاس آموزشی با حضور مدرسان جهانی را یکی از کارهای مهم این فدراسیون عنوان کرد و گفت: این کلاس آموزشی با همکاری روسای توسعه بسکتبال جهان و اروپا تشکیل شد که طی آن 180 مربی به 8 روز دورههای آموزشی لازم را گذراندند.
رئیس فدراسیون بسکتبال یادآور شد: امسال مسابقات باشگاهی لیگ برتر، دسته اول، دسته دو و زیر گروه به صورت منظم و هفتگی برگزار شد طوری که در روزهای پایانی هر هفته به طور میانگین 200 نفر از داوران، خط نگهداران و منشیها برای حضور در محل مسابقات به نقاط مختلف کشور تردد داشتند.
وی تصویب کاهش تعداد بازیکنان خارجی تیمهای باشگاهی به یک نفر در مرحله دورهای مسابقات لیگ برتر را از دیگر کارهای موثر انجام شده در طول سال جاری عنوان کرد و خاطرنشان کرد: این کار در راستای استفاده بیشتر از بازیکنان جوان انجام شد. خوشبختانه در این زمینه مربیان هم همکاریهای لازم را انجام دادند و در طول مسابقات نسبت به سالهای گذشته استفاده بیشتری از جوانان کردند.
رئیس فدراسیون بسکتبال با اشاره به اینکه امسال نیز این فدراسیون از داشتن سالن اختصاصی محروم بود، گفت: هرچه میگذرد از نیاز واقعی که داشتن سالن است دورتر میشویم. ما سالن اختصاصی نداریم و نخواهیم هم داشت. اگرچه وزیر وزارت ورزش و جوانان قول داده برای در اختیار گذاشتن سالن مجاور مجموعه شهید کشوری تلاش کند. این سالن در حال حاضر در اختیار دو و میدانی است.
محمود مشحون در گفتوگو با خبرنگار ورزشی باشگاه خبری فارس «توانا»، در
مورد عملکرد فدراسیون بسکتبال در سال 90 و اهدافی که در این سال بسکتبال به
دنبال آن بود توضیحاتی داده است که در زیر میخوانید:
فارس: ارزیابی شما از بسکتبال ایران در سال 90 به عنوان رئیس فدراسیون این رشته چیست؟
سال 90 را با تقویمی که طراحی کرده بودیم، آغاز کردیم و مهمترین کاری
که در این سال انجام دادیم بحث آموزش و استعدادیابی بود و به همین منظور از
مدرس فدراسیون جهانی دعوت کردیم و چندین مرحله کلاسهای آموزشی را در
استانها برگزار کردیم.
برگزاری این کلاس ها بازخوردهای زیادی داشت و توانستیم دانش مربیان خود را افزایش دهیم و آنها با بسکتبال روز بیشتر آشنا شوند.
فارس: به اهدافتان در سال 90 دست یافتید؟
به همه اهداف خود نرسیدیم. یکی از بزرگترین اهدافی که داشتیم قهرمانی در
جام ملتهای آسیا و راهیابی به المپیک بود که در آن ناموفق بودیم، اما
سایر اهدافمان به لطف همه اهالی بسکتبال به خوبی دنبال شد.
کاهش حضور بازیکنان خارجی برای آیندهسازی بسکتبال کار خوبی بود که در
این سال انجام شد. بازیکنان جوان و خوبی چهره شدند و مربیانی که یک مقدار
در مورد آنها تردید داشتند فهمیدند که اعتماد به جوانان نتیجه خوبی خواهد
داد.
در مورد ناکامی نوجوانان هم تمام کارها انجام شده بود و فدراسیون ویتنام باعث شد که نتوانیم در این مسابقات شرکت کنیم.
فارس: از عملکردتان در سال 90 راضی بودید؟
ما فقط وظیفهمان را انجام دادیم و دیگران باید در مورد عملکرد ما نظر بدهند. سعیمان این است که کارها را به نحو احسن انجام دهیم.
فارس: سال کم مدالتری نسبت به 89 برای بسکتبال بود...
درست است. ما در جام باشگاههای نتوانستیم طلا بگیریم و در جام ملتهای
آسیا هم متأسفانه به مقامی دست پیدا نکردیم. در مورد نوجوانان هم که اصلاً
اعزام نشدیم و طلاهای ما در بزرگسالان و جوانان عرب آسیا رقم خورد.
فارس: برنامه فدراسیون بسکتبال برای سال91 چیست؟
در ابتدا باید لیگ برتر را که مرحله پلیآف خواهد بود را به پایان برسانیم و سراغ باشگاههای آسیا برویم که در لبنان خواهد بود.
قهرمانی جوانان آسیا که در مغولستان خواهد بود مهمترین هدف ما است که
امیدوارم بتوانیم به مقام قهرمانی برسیم و بتوانیم به جام جهانی برویم.

در مجموع سال 91 مسابقات زیادی برگزار نمیشود و باز هم کار استعدادیابی و آموزش را ادامه خواهیم داد.
فارس: چه انتظاری در سال 91 از وزارت ورزش دارید؟
تنها خواسته ما این است که سالنی را که قول داده و تعیین کردهاند که به
بسکتبال بدهند قطعی کنند که بسکتبال هم صاحب خانه شود. 10 سال است که
برای داشتن خانه بسکتبال انتظار میکشیم.
فارس: آروزیی که برای سال 91 دارید چیست؟
بزرگترین آرزویم این است که تیمهایمان مانند سال 89 بدرخشند و بتوانند
توانایی خود را نشان دهند و خواستههایی که جامعه بسکتبال از مسئولین دارند
تحقق پیدا کند.
كارشناس و پيشكسوت بسكتبال ايران، سال 90 را سال ناكامي اين ورزش دانشگاهي در عرصه ملي ميداند.
به گزارش خبرگزاري
دانشجويان ايران (ايسنا)، بسكتبال ايران روزهاي پاياني خود را در سال 90
سپري ميكند. سالي كه براي خود منحصر به فرد بود و فراز و نشيبهاي زيادي
داشت. امسال با نايب قهرماني مهرام در باشگاههاي آسيا آغاز شد اما پاياني
تلخ داشت. شكست برابر اردن و از دست دادن المپيك لندن تا مدتها خانواده
بسكتبال را آزار داد. به روزهاي پاياني سال نزديك مي شويم و خبرنگار ايسنا
در ادامه ارزيابي عملكرد اين رشته دانشگاهي در سال 90 با عنايت آتشي
كارشناس بسكتبال به گفت و گو پرداخته است.
![]()
او معتقد است، ناكامي در جام ملتهاي آسيا اتفاق تلخي بود كه تمام موقعيتهاي ايران را زير سوال برد.
سال 90 براي بسكتبال ايران در حال به پايان رسيدن است. اين ورزش سال را چگونه گذراند؟
بسكتبال ايران در سال 90، در رده
ملي ناكام بود. شكست برابر اردن جدا از اينكه شانس حضور در المپيك لندن را
از بسكتبال ايران گرفت، ديگر موقعيتهاي اين رشته ورزشي را زير سوال برد.
نظر مسئولين و علاقهمندان به بسكتبال، با اين نتيجه تغيير كرد و حتي شاهد
اين بوديم كه قول مسئولين براي بسكتبال نيز عملي نشد. در سالهاي
گذشته مسئولان براي فراهم كردن تجهيزات سختافزاري قولهايي داده بودند كه
امسال با قهرماني در جام ملتها ميتوانستيم اين قولها را عملي كنيم. به
نظر من بسكتبال ايران در سال 90 از نظر قهرماني ناكام بود. اما فراموش
نكنيم كه همين سال ناكام، ميتواند به عنوان سال ايدهآل بازيكنان مليپوش
باشد چرا كه ديگر مليپوش مصدومي نداشتيم. اگر سال گذشته را به ياد
بياوريم، اكثر مهرههاي كليدي ما آسيب ديده بودند اما در سال جاري همه
آنها در شرايطي فوقالعاده به سر ميبرند.
در سالي كه
براي ردههاي ملي ايران سال پرمشغلهاي بود، جوانان توانستند در منطقه
غربآسيا عملكرد قابل قبولي داشته باشند. شرايط تيم ملي جوانان را چگونه
ارزيابي ميكنيد؟
جوانان ما امسال قهرمان غرب آسيا
شدند و در سال آينده نيز بايد در جام ملتها حضور داشته باشند. اين جوانان
در سال جاري، البته در نيمه دوم سال شرايط بهتري پيدا كردند چرا كه با
آغاز فصل جديد ليگ برتر و قانون جديد فدراسيون، بازيكنان جوان ميدان
ديدهتر شدند و از نظر بدني و فيزيكي رشد خوبي داشتند. حضور در رقابتهاي
قهرماني غرب آسيا نيز نشان داد كه جوانان ما نسبت به كشورهاي منطقه سطح
بالاتري دارند اما رقابتهاي جام ملتهاي آسيا متفاوت است و اين جوانان
بايد با آمادگي كامل در آن شركت كنند. شايد مليپوشان بسكتبال ايران در رده
جوانان در سال 90 تنها تيمي بودند كه شرايط مناسبي كسب كردند البته فراموش
نكنيم تيم ملي بزرگسالان در غرب آسيا قهرمان شد اما اين جوانان اگر
بتوانند با حمايت و آمادگي كامل راهي مغولستان شوند، پتانسيل ادامه روند
موفقيتها را در خود دارند.
90، سال ضعيف تيم ملي نوجوانان بود. با اين نظر موافق هستيد؟
نوجوانان در غرب آسيا بين چهار
تيم سوم شدند اما به هيچ وجه نبايد اين عملكرد را براي سنجش سطح فني آنها
استفاده كنيم. شايد نوجوانان در آن زمان سطح پاييني داشتند اما پس از
برگزاري اردوهايآمادهسازي قبل از قهرماني آسيا، پيشرفت خوبي داشتند و از
هر نظر آماده شدند. به نظر من نوجوانان كنوني ما سطح بالايي دارند و نسبت
به سالهاي گذشته پيشرفت فوقالعادهاي داشتهاند. البته اين تيم نيز
همانند تمامي تيمهاي رده پايه نياز به محك خوردن و محك زدن دارد. نوجوانان
و جوانان آينده بسكتبال ايران هستند و بايد از همين امروز حمايت شوند و
حرفهاي باشند. به نظر من اگر اين نيروها را از امروز تقويت كنيم در آينده
يك آسيب ديدگي جزئي نميتواند دغدغه ما باشد.
با ناكامي
تيم ملي ايران در جام ملتها شرايط ايران در منطقه متزلزل شد. وضعيت كنوني
بسكتبال ايران در قاره كهن را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
ايران كشوري است كه هماكنون
بازيكنان بزرگي دارد كه ميتوانند در هر رقابت بينالمللي برايش به ميدان
بروند. در كنار آنها جواناني هستند كه استعداد و پتانسيل بالايي دارند و
بايد تجربه كسب كنند. همين شرايط باعث ميشود بسكتبال ايران نسبت به
كشورهاي منطقه برتري چشمگيري داشته باشد. همان تيم اردني كه ايران را شكست
داد، تنها در آن مسابقه توانست خوب باشد. تمام بازيكنان اردن از رده ملي
كنار رفتند و ديگر نميتوانند در آينده به اين تيم كمك كنند. ديگر
بازيكنانشان هم، در رده باشگاهها، خودشان را نشان دادند و با نتايجي كه
برابر مهرام، ذوب آهن و پتروشيمي گرفتند، به همه ثابت كردند كه از نظر
پشتوانه بسيار ضعيف هستند. ايران با توجه به اينكه بازيكنان باتجربه و
جوانان خوبي دارد، با يك برنامهريزي دقيق ميتواند همچنان در بهترين
شرايط، باقي بماند.
وضعيت باشگاهها در سال 90 چگونه بود؟
باشگاههاي ايراني شرايط خوبي
داشتند. ابتدا درباره ليگ برتر ايران بايد بگويم كه فصل گذشته جذابيت و
كيفيت فوقالعادهاي داشت و همه بسكتبال دوستان شاهد رقابتهايي نزديك و
زيبا بودند. پس از آن نيز مهرام توانست نايب قهرمان آسيا شود و دوباره براي
بسكتبال ايران افتخار آفريني كند. فصل جديد بسكتبال نيز فرصتي بود براي
جوانان تا بتوانند رشد كنند. رقابت در بين چند تيم نزديك است و مطمئنا در
مرحله پليآف و نيمه نهايي شاهد رقابتهاي جذاب خواهيم بود. اما نكتهاي كه
بايد در سال آينده براي بسكتبال به آن توجه كنيم اين است كه باشگاههاي
ايراني بايد از طريق محمود مشحون رييس كنفدراسيون غرب آسيا اعتراضهاي خود
را به نحوه برگزاري رقابتهاي وابا (غربآسيا) بيان كنند.
گفته ميشود مقصر اصلي اين شرايط هاكوپ خاجيريان است.
شايد خيليها مقصر اصلي شرايط بد
رقابتهاي بسكتبال باشگاههاي غرب آسيا را هاكوپ خاجيريان ميدانند اما به
نظر من او تنها يك مجري است و برنامههاي كنفدراسيون بسكتبال آسيا را انجام
ميدهد. او در فعاليتهايش به سود كشورهاي عربي كار ميكند اما او مقصر
اصلي نيست. ما بايد از طريق فيبا و كنفدراسيون آسيا بتوانيم شرايط بهتري در
رقابتهاي منطقه فراهم كنيم.
در پايان سال 90 به كدام بازيكنان ايران ميتوان اشاره كرد كه رشد چشمگيري داشتند؟
اصغر كاردوست و ارسلان كاظمي رشد
خوبي داشتند. در كنار اين دو تجربه بزرگسالان نيز غير قابل انكار است. صمد
نيكخواه بهرامي بازيكني باتجربه شده كه در زمين هر كاري ميتواند انجام
دهد. حامد آفاق هماكنون جسارت هميشگي اش را پيدا كرده و ميتواند براي هر
حريفي خطرناك باشد. مهدي كامراني، اوشين ساهاكيان و ديگر بازيكنان تيم ملي
نيز در سال 90 پيشرفت خوبي داشتند. با شروع شدن ليگ NBA نيز شاهد عملكرد
خوب حامد حدادي هستيم كه ميتواند به بسكتباليستي مطمئن در آمريكا تبديل
شود. درباره جوانان بسكتبال ايران نيز ميتوان به سجاد مشايخي، امير صديقي،
محسن مرادخاني، آرمان زنگنه، صالح فروتن، عماد سلماني، وحيد دليرزهان،
شاهد وثوقي، محمد فلاحت و بسياري از جوانان اشاره كرد كه پتانسيل بالايي
دارند اما بايد بيشتر تلاش كنند. البته بهنام يخچالي نيز مهره ارزندهاي
است كه به عنوان بازيكني نوجوان در ليگ برتر بازي كرد. او اگر بتواند مسير
حركتش را به بهترين شكل ادامه دهد، تا دو سال آينده مهرهاي كليدي براي تيم
ملي ايران خواهد بود.
نياز بسكتبال ايران در سال آينده چيست؟
به نظر من بايد در سال آينده
شرايطي ايجاد كنيم كه به قول معروف جوانان ما شلاق بخورند و تمرين كنند.
بايد در شرايط مسابقه قرار بگيرند و تجربه خوبي به دست بياورند. هدف
بسكتبال ايران هميشه بايد حاضر شدن در بين چهار تيم نخست آسيا باشد و براي
آن آماده شود.
به گزارش خبرگزاری مهر، این کفشها از سیستم حسگری برخوردارند که به همراه یک نرم افزار می تواند عملکرد ورزشکاران را محاسبه کرده و تاثیرگذاری تمرینهای ورزشی را افزایش دهند.
اساس سیستم کفشهای "بسکتبال" و "آمادگی جسمانی" شرکت نایک حسگری فشاری است که در درون کفشها قرار گرفته اند. این حسگر می تواند حرکات فرد را در سرتاسر بازی، تمرین یا بدن سازی محاسبه کرده و اطلاعات آن را به صورت بیسیم به تلفن هوشمندی مجهز به نرم افزار ویژه کفش ارسال کند.

سپس ورزشکاران می توانند اطلاعات به دست آمده را برای کنترل وضعیت عملکرد خود ارزیابی کرده و بخشهای ضعف و قوت آن را مشخص کرده و آنها را با دیگر ورزشکاران به اشتراک بگذارد.
کفش بسکتبال نایک در حالت "مسابقه ام را دنبال کن" می تواند ارتفاع جهش، سرعت حرکات و شدت بازی یک بازیکن را بسنجد. این کفش در حالت "نمایشی" به کاربر امکان می دهد که عملکرد و بازی خود را به صورت ویدیویی نمایش دهند و یا آنها را بر روی شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارند.

بر اساس گزارش گیزمگ، نایک می گوید کفشهای ویژه آمادگی جسمانی با مشارکت ورزشکاران مشهوری مانند "رافائل نادال" و "آلیسون فلیکس" و با هدف افزودن به میزان سرگرمی ورزشهای آمادگی جسمانی طراحی شده اند. این کفشها با استفاده از برنامه جانبی تلفن هوشمند برای اجرای نرمشها و ورزشهای کوتاه مدت، قدرتی و سرعتی از نشانه های تصویری استفاده می کند.
آرازبسکت-ورزش بسکتبال همواره به عنوان ورزشی دانشگاهی دردنیا معرفی گردیده است ودرکشورماهم بازیکنان تحصیل کرده اکثرا"به این ورزش روی آورده اند وهمیشه سطح فرهنگی مسابقات بسکتبال بسیاربالاترازخیلی ازرشته ها بوده است.
اما متاسفانه همانطورکه اهالی بسکتبال نیزبارها به این مسئله اعتراض داشته اندتماشاگرنماها وبازیکن نماها دراین ورزش نیزکم کم درحال شکل گیری هستند.به عنوان مثال میتوان به رفتارتماشاگران درمسابقات دسته اول کشور اشاره نمودکه نمونه بارزآن دربازی دوتیم اصفهانی رخ دادویا درگیری دربازی ذوب آهن ومهرام و...که البته کمیته انضباطی فدراسیون همواره سعی دربرخوردمناسب باخاطیان راداشته است واین موضوع آشکاربوده که فدراسیون درمقابل این اتفاقات کوتاه نخواهدآمد.
اما چه کسانی عامل ایجاداین بی اخلاقی ها هستند؟
چراباعاملان این ناهنجاریها برخوردنمی شود؟
آیاتماشاگران که بعضا"اصلا"آشنایی به قوانین ندارندخودبه خود عامل تنش هستندویا توسط بازیکن ویا مربی تحریک می شوند؟
چرابامربی که تیم خود راازمسابقه خارج می کندویا دربازی وقفه ایجادمی کند برخوردنمی شود؟آیادادن تکنیکال فول توسط داوران کافیست؟این موضوع بارها درمسابقات بسکتبال دیده می شود.
به نظرمیرسد وقت آن رسیده تادرمراسم های قرعه کشی،قانونی جدید برای برخورد با مربیان وبازیکنانی که خلاف اهداف ورزش وبالاخص بسکتبال رفتارمی نماینداتخاذ گردد وبه اطلاع تمامی مربیان وبازیکنان رسانده شود تابرای همیشه ازشراین حرکات خلاص شویم.
چرامربی به بازیکنان خوددستورمیدهدتاباتیم روبرو (قبل یا بعدبازی)دست ندهند؟
چرامربی به بازیکنان خود دروقت استراحت توهین می کند وبعضا"برخورد فیزیکی می کند؟
چرامربی به مربی تیم حریف توهین می کند؟
چرابازیکن بسکتبال بایدتوهین کند؟
شخصیت داوران چرابراحتی توسط بازیکن یا مربی به بازی گرفته می شود؟
اشتباه جزو کارداوری است همانطورکه مربی وبازیکن هم درکارخودبدون اشتباه نیستند.اما مربی که حتی حاضرنیست آخربازی به داورخسته نباشیدبگویدچه چیزی به بازیکنان خود آموزش میدهد؟
آیامربی نباید الگو باشند؟
آیامربی خوب یعنی مربی که تیمش مقام کسب کند؟(حتی به قیمت زیرسوال رفتن ارزشهای انسانی؟)
چرابایدرفتاری ازسوی بازیکنان صورت بگیرد تازحمت کشان مسابقات رامایوس کند؟
آری به نظرمیرسدوقت آن شده که قوانینی سخت ترازقبل برای برخود بااین موضوع اتخاذشده وبه اطلاع تمامی اهل بسکتبال برسد تابتوانیم حساب سالم وناسالم راجداکنیم.
ipnaهمایون بکتاش-رعايت اخلاق و مدنظر قرار دادن كرامت انسانها در امور ورزشي از مسائل بسيار مهم و در عين حال در ميهن عزيزمان از پيشينه طولاني و داراي الگوهاي اخلاقي فراواني همچون پورياي ولي و مرحوم غلامرضا تختي و در روزگار نزديك تر به ما مرحوم استاد حسن اشتري و مرحوم حاج اصغر تهراني و شهداي گرانقدر ورزشكاري همانند سعيد طوقاني، رضا هوريا، سعيد نوروزي و... مي باشند.
خبرهاي اين روزهاي بسكتبال كشور گوياي فاصله گرفتن هرچه بيشتر اين ورزش از الگوهاي اخلاقي و منشهاي پهلواني است كه در گذشته هايي نه چندان دور همه و همه محيط فرهنگي حاكم بر ورزش بسكتبال را به دلايل گوناگون بسيار سالم و اخلاق محور مي دانستند.
حال آنكه امروزه خبرهايي مي شنويم مبني بر اينكه مسوولين فدراسيون بازيكن ملي پوش سابق بسكتبال كشور را كه به دليل نياز مالي و زمين گير شدن در خيابان دستفروشي مي كند، را به دروغگويي متهم مي كنند وهدف او را باج گيري از فدراسيون مي خوانند و حتي پا را فراتر گذاشته و بيان مي كنند كه او عضو تيم ملي نبوده حال آنكه سايت رسمي فدراسيون بسكتبال نيز اسم او را در ليست ادوار گذشته بسكتبال كشور آورده است.
يا نمونه اي ديگر اينكه در بسكتبال بانوان و در مسابقات سوپر ليگ، بازيكن يكي از تيمها داور مسابقه را مورد حمله و ضرب و شتم قرار مي دهد و داور چنان مصدوم مي شود كه به بيمارستان منتقل می شود!
اينها گوشه اي بسيار كوچك و قابل بازگويي از وضعيت اسفبار فرهنگي و اخلاقي جاري در بسكتبال كشور است و گرنه مصاديق فراوان از حضور پررنگ بي اخلاقي ها و بد اخلاقي ها وجود دارد كه قلم از نگاشتن آن شرم داشته و فكر هر انسان آزاده و هر آن شخصی كه ذره اي دغدغه فرهنگي داشته باشد را آزار مي دهد.
ريشه اين نارسايي ها و بد اخلاقي ها را مي توان در جاي جاي گفتمان حاكم بر عملكرد مسوولين فدراسيون در تعامل با جامعه مربيان، داوران و بازيكنان يافت كه اين 3 ركن اصلي بسكتبال بارها مورد هجمه و حمله كلامي و رفتاري مسوولان فدراسيون قرار مي گيرند و كار تا آنجا پيش مي رود كه مسوولين فدراسيون بسكتبال بيان مي كنند؛ با كساني كه مشكل داريم حذفشان مي كنيم و آن را از مزاياي اخلاقي خود مي دانند.
تا چندي پيش هنگامي كه دلسوزان متعهد و اخلاق گرایان به متوليان بسكتبال گوشزد مي كردند كه اگر پايه هاي اخلاقي اين ورزش خوشنام را متزلزل و سست كنيد تبعات آن گريبانگير مجموعه بسكتبال كشور خواهد شد(همانطور كه خبرهاي گوناگون از آنچه در سفرهاي برون مرزي بر بازيكنان مي گذرد) آقايان با دليل ناموجه پاسخ مي دادند و در نهایت با پررنگ جلوه دادن مقام و قهرماني ها اين مشکلات به دست فراموش سپرده می شد.
حال كه امروز ديگر خبري از روزهاي خوش بسكتبال نيز در عرصه داخلي و در سطح بين المللي نيست، آنچه باقيمانده بي اخلاقي هاي گوناگون در ورزش بسكتبال است.
از آنجا كه مردم شريفمان، مسوولين و متوليان وزارت ورزش و جوانان و شخص آقاي دكتر عباسي به رشد و تعالي توامان فكري، اخلاقي و جسماني تاكيد فراوان داشته و دارند و با عنايت به اينكه ريشه هاي تربيتي ورزشكاران ما با اخلاق و معنويات آبياري شده و رشد ونمو يافته است، دور از دسترس نخواهد بود كه با بهره مندي از نيروهاي توانمند و در عين حال اخلاقمدار بازگشتي دوباره به ورزش اخلاق محور و پهلواني و در عين حال حرفه اي و قهرماني داشته باشيم.
به اميد بازگشت و شكوفايي مجدد اخلاقيات و ارزشها در عرصه ورزش دانشگاهي و مهيج بسكتبال ايران اسلامي.
* همایون بکتاش
عنایب آلله آتشی که تجربه هدایت تیم ملی بسکتبال در دورههای مختلف را دارد در گفتگو با خبرنگار مهر به برخی ویژگیهای سرمربی جدید تیم ملی اشاره کرد و اظهار داشت: این مربی تجربه کار در تیمهای پایه را دارد و حتی با جوانان اسلوونی در رقابتهای قهرمانی اروپا و جهان هم شرکت کرده و صاحب عنوان هم شده است.
وی ویژگی بارز "بسیرویچ" نسبت به مربیان پیشین تیم ملی بسکتبال به خصوص "رایکو ترومن" و "وسلین ماتیچ" که طی پنج سال گذشته در راس تیم ملی بودهاند، فعالیتهای کشوری عنوان کرد و یادآور شد: سرمربی تیم ملی سابقه فعالیت در تیمهای باشگاهی و کادر فنی تیم ملی کشورش را دارد و این شاخصترین ویژگی وی است که او را از مربیان پیشین متمایز کرده است.
کارشناس بسکتبال با یادآوری اینکه "بسیرویچ" در رقابتهای جهانی ترکیه سرمربی تیم ملی کشورش بود، خاطرنشان کرد: این مربی در این رقابتها نشان داد که میتواند مدیریت خوبی داشته باشد. از مجموع دوازده بازیکن وی، یازده نفر در تیمهای بزرگ دنیا مانند تیمهای NBA بازی میکردند.
آتشی تاکید کرد: در مجموع کارنامه کاری که سرمربی اسلونیایی تیم ملی بسکتبال در اختیار دارد نشان میدهد که وی نسبت به مربیان پیشین به خصوص دو مربی اخیر تیم ملی شرایط بهتری دارد و بهتر میتواند نتیجه بگیرد. با این اوصاف اظهار نظر و پیشبینی در مورد کارآیی و چگونگی عملکرد این مربی زود است.
وی ادامه داد: باید منتظر آغاز به کار سرمربی جدید تیم ملی بود و از چگونگی انتخابها و برنامه ریزیهایش برای بسکتبال ایران مطلع شد. باید صبرکنیم تا ببینیم نتیجه انتخاب صورت گرفته برای راس تیم ملی چه میشود.
کارشناس بسکتبال ایران با اشاره به اینکه برای سال جاری میلادی رقابتهای جام ملتها در تقویم آسیا نیست، اظهارداشت: البته امسال رقابتهای جوانان آسیا برگزار میشود. اگر فدراسیون بسکتبال از این مربی در کنار تیمهای پایه هم استفاده کند، در همین رقابتها (جوانان آسیا) میتوان از چگونگی عملکردش مطلع شد.
عنایب الله آتشی در پایان توضیح مختصری در مورد بسکتبال اسلونی داد و گفت: بسکتبال اسلونی شبیه یوگسلاوی است. این کشور سال 1992 عضو فیبا شد. تیم ملی اسلوونی تاکنون دو بار در رقابتهای جهانی شرکت داشته اما از شرکت در مسابقات قهرمانی اروپا تجربه بیشتری دارد. ضمن اینکه بسکتبال اسلونی دو بار قهرمان جام استانکویچ شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، "مهمد بسیرویچ" 51 ساله که اهل کشور اسلونی است، هفته گذشته با انعقاد قراردادی به عنوان سرمربی جدید تیم ملی بسکتبال ایران انتخاب شد.
داشتن امكانات سخت افزاری، یكی از نیازهای اصلی رشته های ورزشی به ویژه بسكتبال است.
وی ادامه داد: به طور حتم با داشتن این امكانات می توانیم انتظار رشد ورزش كشور را داشته باشیم و در غیر این صورت به هیچ عنوان نباید بیش از اندازه انتظار داشته باشیم.
وی افزود: امیدوارم به بحث سخت افزاری توجه بیشتری شود تا رشته های ورزشی ما با مشكلات كمتری روبه رو شوند.
پیشكسوت ورزش بسكتبال در خصوص اینكه آیا با پیشكسوتان
ما به شكل صحیحی برخورد می شود، گفت: زمانی كه قصد داشتم از دنیای بسكتبال خداحافظی كنم، هیچ گاه انتظار برخورد حرفه ای در دوران بازنشستگی را نداشتم.
وی ادامه داد: در صورتی كه ورزش ما حرفه ای تر بود به طور حتم برخورد بهتری با ورزشكاران در دوران بازنشستگی می شد.
پیشكسوت ورزش بسكتبال ایران در خصوص اینكه آیا اینگونه برخوردها باعث دلزدگی او از ورزش نشده است، گفت: هیچ گاه در این دوران از بسكتبال زده نشده ام زیرا من عاشق این رشته ورزشی هستم و برای منافع خود وارد بسكتبال نشده ام.
'سعید فتحی' روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا گفت:
داشتن امكانات سخت افزاری، یكی از نیازهای اصلی رشته های ورزشی به ویژه بسكتبال است.
وی ادامه داد: به طور حتم با داشتن این امكانات می توانیم انتظار رشد ورزش كشور را داشته باشیم و در غیر این صورت به هیچ عنوان نباید بیش از اندازه انتظار داشته باشیم.

وی افزود: امیدوارم به بحث سخت افزاری توجه بیشتری شود تا رشته های ورزشی ما با مشكلات كمتری روبه رو شوند.
پیشكسوت ورزش بسكتبال در خصوص اینكه آیا با پیشكسوتان
ما به شكل صحیحی برخورد می شود، گفت: زمانی كه قصد داشتم از دنیای بسكتبال خداحافظی كنم، هیچ گاه انتظار برخورد حرفه ای در دوران بازنشستگی را نداشتم.
وی ادامه داد: در صورتی كه ورزش ما حرفه ای تر بود به طور حتم برخورد بهتری با ورزشكاران در دوران بازنشستگی می شد.
پیشكسوت ورزش بسكتبال ایران در خصوص اینكه آیا اینگونه برخوردها باعث دلزدگی او از ورزش نشده است، گفت: هیچ گاه در این دوران از بسكتبال زده نشده ام زیرا من عاشق این رشته ورزشی هستم و برای منافع خود وارد بسكتبال نشده ام.
وی در مورد ارزیابی خود از حریفان پتروشیمی و ذوبآهن در گروه A رقابتها گفت: الریاضی یکی از تیمهای قدرتمند لبنان و غرب آسیا است که سال گذشته هم قهرمان آسیا شد. بسکتبال ورزش اول لبنان است و مسئولان فدراسیون این کشور از تمام توان خود برای نتیجهگیری تیمهای بسکتبالشان استفاده میکنند
کارشناس بسکتبال ایران ادامه داد: آرامکس اردن دیگر حریف نمایندگان ایران در دورههای گذشته از افت و خیز زیادی برخوردار بوده و نتایج خوبی را کسب نکرده است. الطلال یمن هم به نظر من ضعیفترین تیم گروه است، چون یمن در بسکتبال آنقدر قوی نیست و شاید با حضور بازیکنان خارجی بتواند خودش ار نشان دهد.
وی در مورد شرایط پتروشیمی و ذوبآهن، نمایندگان ایران عنوان کرد: هم ذوبآهن و هم پتروشیمی در این دوره عزم خود را جزم کردهاند تا شرایط خوبی داشته باشند. متاسفانه ذوبآهن در این فصل با مشکلات مدیریتی روبرو شده است که این به ضرر بسکتبال خواهد بود. به نظر من اگر ذوبآهن بتواند نتایج خوبی را در این دوره کسب کند مدیران ذوبآهن را مجبور به حمایت بیشتر خواهد کرد.
آتشی ادامه داد: بر خلاف ذوبآهن پتروشیمی حداقل در حال حاضر شرایط بهتری نسبت به ابتدای فصل دارد و نتایج خوبی را در 2 هفته پایانی لیگ کسب کرده است. پتروشیمی با این نتایج روحیه خوبی برای غرب آسیا کسب کرده و با یاران جدیدی که به خدمت گرفته است، شرایط مناسبی دارد.
وی گفت: بازیکنان خارجی در این مسابقات بسیار تاثیرگذار هستند و به نظر من هر تیمی که از بازیکنان خارجی خوبی استفاده کند نتیجه بهتری خواهد گرفت. اگر ذوبآهن نتواند با بازیکنان ایرانیاش کمبود یار دوم خارجی خود را جبران کند شرایطش سختتر خواهد شد. لورن وودز، بازیکن خارجی ذوبآهن سابقه بازی در الریاضی دارد و با شناختی که آنها از این بازیکن دارند امکان دارد او را در این دیدار از جریان بازی خارج کنند.

این کارشناس در پاسخ به این سوال که آیا رویارویی نمایندگان ایران با یکدیگر در روز نخست مشکل ساز میشود یا خیر تاکید کرد: به نظر من نمایندگان ایران باید به این برنامه ریزی اعتراض میکردند تا قداست بسکتبال ایران زیر سوال نرود. البته در سالهای گذشته هم همین شرایط وجود داشته و اعتراضها پاسخی نداشته و باید حاشیهها کنار بزنیم و با قهرمانی قدرت خودمان را به آنها ثابت کنیم.
وی در مورد شرایط مهرام، دیگر نماینده ایران در گروه B رقابتها گفت: مهرام تیم کار کشته و با توان بالا است. افتخارات زیادی را هم در بسکتبال آسیا داشته است و شرایش طوری است که میتواند عنوانهای خود را باز هم تکرار کند. ترکیب بسیار خوبی از بازیکنان برجسته بسکتبال دارد و کادر فنی این تیم هم با تجربه است
مربیگری درتمام دنیادارای فلسفهایی کاملا" شخصی است وتمامی مربیان براساس اصول خود به مربیگری می پردازند.اما بعضی ازاصول کاملا"مشترک می باشد که درتمامی کلاسهای مربیگری به مربیان آموزش داده می شودواین اصول مقوله ای جدا از اصول فنی می باشد که باید مربی داشته باشد.
نحوه رفتاردرتمرینات،نحوه انتقال فرامین به بازیکنان،نحوه برخورد باداوران وکادراجرایی،نظم نیمکت و... همه وهمه ازاصول شخصی مربیگری است ونمیتوان هیچ مربی رامجبور به رعایت قوانینی خاص کرد.اما چیزی که درتمام موارد فوق مهم است رعایت احترام داوران،کادراجرایی،بازیکنان حریف وتیم خودوتماشاگران است.
متاسفانه درمسابقات تهران دربعضی موارد مربیانی رامشاهده می کنیم که به خاطربرد تمام این احترام هاراکمرنگ می کنند وجالب اینکه بعضا"به موفقیت هم می رسند واین موفقیت راآنقدر پررنگ میکنند که عیوب رفتاری خود راپوشش دهندومتاسفانه دراین کارموفق هم می شوند.
براستی ورزش وسیله است برای تربیت یا وسیله است برای رسیدن به موفقیت های شخصی مربی؟
آیا با تنبیه بدنی بازیکن درجلوی چشم تماشاگران وداوران،فحش وناسزا گویی وبیرون کشیدن تیم و...تربیت به به آنها یاد داده ایم؟
وسوال اینست چراباچنین مربیانی برخورد نمی شود وبه جای اینکه حداقل مورد بازخواست قرارگیرند مورد تشویق قرارمی گیرند؟آیادیسیپلین درمربیگری بااین اعمال سنخیت دارد؟برای رسیدن به آرزوی خود درمربیگری باید بازیکن راجلوی همه خرد کرد؟باید داوران را(هرچند به عمد سوت زده باشند که اصلا" نداریم!!)مورد ناسزاقرارداد؟
امیدواریم هیئت بسکتبال تهران وبالاخص کمیته مربیان کمی دراین امور دخالت کند واجازه ندهد مربیگری بسکتبال،این رشته کاملا"دانشگاهی ازنظر خانواده ها تبدیل به ورزشی بی کلاس شود.باورکنید مربیانی هستندکه اصلا"درس بازیکنان برایشان مهم نیست وفقط به حضوردرتمرینات تاکید میکننداما حضور به چه قیمتی؟به قیمت ازدست رفتن آرزوهای پدرمادربازیکن؟

باورکنید دربعضی مواقع زمین بسکتبال باکشتی کج اشتباه گرفته می شود.
داوران را مورد لطف قرارمی دهند،بازیکن را درگوشه رینگ(نیمکت)تنبیه می کنند،لیوان و... به سمت او پرتاب می کنند(شانس آوردیم درگوشه رینگ صندلی وجود ندارد)وتازه خیلی ازمواقع هم درختکن بازیکنان مورد لطف مربی قرارمیگیرند.
آقای مربی!!اگرتربیت بازیکن از نظر شما فقط فنی است واقعا"برای شما متاسفیم.
با بررسی 21 دوره بازیهای جوانان و 2 دوره بازیهای نوجوانان آسیا پی خواهیم برد که هیچگاه غرب آسیا جایگاه ثابت ومقتدرانه ای در بسکتبال پایه آسیا نداشته است و گاهگاهی هم که شاهد درخشش کشوری ازغرب آسیا بوده ایم تنها به دلیل ظهورستارگانی در آن کشورها بوده است و نه به دلیل کار ریشه ای و پایه ای چون همگان به خوبی می دانند که کار ریشه ای تداوم خواهد داشت ولی در بررسی صورت گرفته خواهید دید که هیچگاه این موفقعیتها درغرب آسیا تداوم نداشته است. به همین دلیل است که می توان گفت ما باید به بازیهای غرب آسیا تنها به عنوان یکسری مسابقه تدارکاتی مناسب بنگریم نه بیشتر.
از زمان آغاز برگزاری مسابقات جوانان آسیا در سال 1970 تا سال 2000 تقریبا می شود گفت که غرب آسیا به جزء دفعات اندک آن هم در سالهای 1978 (عراق مقام سوم بازیهای مانیل)، 1990 (سوریه مقام دوم بازیهای ناگویا) و 1995 (اردن مقام سوم بازیهای مانبل) هیچگاه جایگاه ثابتی در بسکتبال پایه آسیا نداشته و فقط درمدت زمانی کوتاه از سال 2002 آن هم با درخشش تیمهای ملی جوانان ایران در بازیهای 2002 کویت و 2004 هند که توانستند برای اولین بار در بین 4 تیم اول آسیا قرار گیرند و به عنوان قهرمانی در سال 2004 و نایب قهرمانی در سال 2002 آسیا دست یابند ولی این روند رو به رشد در سال 2006 باز هم متوقف شده و ناگهان جایگاه تیم قهرمان دوره قبل یعنی ایران به جایگاه هفتم نزول می یابد و جایگاه خود را در بین 3 تیم اول آسیا به تیم لبنان می دهد که با یک پله صعود در این دوره از بازیها توانست مقام سومی را کسب کند.
شاید بتوان گفت اقتدارغرب آسیا در رده های پایه فقط در بازیهای 2008 تهران بوده است که توانست 2 نماینده برای اولین و تا به امروز برای آخرین بار در بین 3 تیم اول آسیا داشته باشد که همین امردرآن زمان باعث شد توجه همگان به بسکتبال پایه در غرب آسیا جلب شود.
بدون شک این دوره را می توان بدترین دوره برای شرق آسیا دانست که با گذشت ازنحوه حذف تیم قدرتمند چین می بینیم که تیمی همچون کره جنوبی هم از شرق آسیا نمی تواند در بین سوم تیم اول آسیا قرار بگیرد و این تنها دوره بود که هیچ تیمی از شرق آسیا بروی سکوهای قهرمانی آسیا قرار نگرفت.
بدین ترتیب می توان درخشش تیمهای غرب آسیا در یک مدت زمان کوتاه را فقط یک اتفاق دانست چون این روند دیگر ادامه نیافت و بعد از آن شرقی ها اجازه قدرت نمای به غربی ها را ندادن و متاسفانه این روند رو به رشد در غرب آسیا متوقف شد و البته این دوره کوتاه زنگ خطری بموقع بود برای بیداری شرقی ها از خوابی که به واسطه غرور کاذب در آن گرفتار شده بودن، همان غروری که حالا بسکتبال ایران به واسطه 2 دوره قهرمانی جوانان آسیا با آن دست به گریبان است غافل ازآن که چه در شرق آسیا می گذرد.
بعد از ناکامی در سال 2008 کشورهای شرق آسیا اولین دوره مسابقات نوجوانان آسیا را در سال 2009 زمانی مناسب برای بازگشت به اقتدار سابق خود دیدن و بجای توجیح عملکرد ضعیف خود، ضعف خود را پذیرفتند و با آنالیز و برنامه ریزی مناسب توانستن نقاط ضعف خود را به خوبی پوشش دهند تا مجدد شاهد حضور 2 تیم قدرتمند خود (چین وکره جنوبی) در فینال مسابقات باشند و از طرف دیگر درغرب کشورها بجای نگاه به جلو و برنامه ریزی مناسب برای آینده در خواب موفقعیتهای کوتاه مدت خود فرو رفتند و همین مسئله باعث شد که شاهد حضور تنها یک نماینده ازغرب آسیا (ایران) در بین 4 تیم اول آسیا در این دوره از بازیها باشیم آن هم فقط به دلیل ظهورتک ستاره خود یعنی سهیل یوسفی.
این ناکامی و ناکامی های بعدی می تواند به وضوح نشانگر نزول دوباره بسکتبال پایه درغرب آسیا پس از یک دوره کوتاه شکوفایی باشد.
روند رو به رشد کشورهای شرق آسیا در بسکتبال پایه در بازیهای آسیای جوانان 2010 صعنا نیز ادامه یافت تا آنجای که هر3 سکوی اول آسیا را تصاحب کردند در آن دوره شاید کسب عنوان قهرمانی و نایب قهرمانی توسط چین و کره جنوبی خیلی دور از انتظار نبود ولی شکست تیم ملی جوانان ایران از چین تایپه و دادن جایگاه سومی و سهمیه مسابقات جهانی تا حدودی عجیب وتاسف بار بود ولی باید بپذیریم که این شکست تنها یک اتفاق نبوده بلکه گامی در راستای روند نزولی بوده است.
این روند نزولی در مسابقات نوجوانان2011 ویتنام تکمیل شد. در این دوره غرب آسیا نتوانست حتی یک نماینده هم در بین 4 تیم اول آسیا داشته باشد و عراق هم که به زعم بعضی ها به دلیل داشتن بازیکنان صغرسنی تیم قدرتمندی محسوب می گشت و به عنوان نماینده اول بسکتبال غرب آسیا در این دوره از مسابقات حاضر شده بود، نتوانست جایگاهی بهتر از پنچمی آسیا را بدست آورد؛ تیمی که توانسته بود در هر2 دوره بازیهای غرب آسیا، ایران را شکست دهد و مقام اول غرب آسیا را از آن خود کند.
حال با توجه به این روند و کسب تنها 2 عنوان قهرمانی، 2 نایب قهرمانی و 5 سومی از مجموع 21 دوره مسابقات جوانان و 2 دوره مسابقات نوجوانان آسیا طی 31 سال گذشته توسط کشورهای غرب آسیا در مقابل 15عنوان قهرمانی، 16 نایب قهرمانی و12 سومی کشورهای شرق آسیا که عمداتا توسط چین وکره جنوبی بدست آمده است می توان به این نتیجه رسید که تیمها درغرب آسیا نسبت به شرق آسیا از سطح کیفی خیلی پائین تری برخوردار هستند و کشورهای در شرق آسیا همچنان با برنامه ریزی طولانی مدت و با پیاده کردن سیستمهای بازی مبتنی با داشته های تیمی خود سعی به ایجاد فاصله بیشتر با رقبای خود دردیگر نواحی آسیا را دارند.
از این رو ما نمی توانیم دل به قهرمانی در غرب آسیا خوش کنیم چون واقعیت درآسیا چیزدیگری است نباید فراموش کنیم که در سال 2009 هم بعنوان قهرمان غرب آسیا پا به مسابقات نوجوانان آسیا گذاشتیم ولی جایگاه بهتر از سومی نصیب ما نشد و یا درسال 2010 که باز هم بعنوان قهرمان غرب آسیا به مسابقات جوانان آسیا راه یافتیم در مکان چهارم این دوره از مسابقات قرار گرفتیم.
شاید بهتر باشد برای رسیدن به قهرمانی در مسابقات جوانان آسیا که در پیش رو داریم مربیان تیم ملی جوانان درنگرش خود تجدید نظر کنند و با فراموش کردن قهرمانی درغرب آسیا به فکر ایجاد شرایطی جهت بالا بردن سطح کیفی تیم برای رقابت با حریفان اصلی خود در شرق آسیا باشند. هیچگاه نباید فراموش کنیم که حریفان اصلی ما در شرق آسیا به انتظار ما نشسته اند نه در غرب آسیا.
| کرمان - خبرگزاری مهر: بسکتبال استان کرمان باز هم به دیوار بی پولی خورد و در بدو ورود به بازیهای لیگ دسته یک کشور مسئولان این تیم باز هم با مشکل تامین اعتبار مواجه شده اند و احتمال سقوط مجدد این تیم از لیگ قوت گرفته است. | |
|
به گزارش خبرنگارمهر، در حالی تیم بسکتبال کرمان از مسابقات لیگ دسته دو به لیگ دسته یک صعود کرده است که سال قبل از لیگ یک به لیگ دو سقوط کرده بود و علت آن هم بی پولی هیئت بسکتبال استان کرمان و بی توجهی مسئولین اقتصادی استان و عدم حمایت این تیم بود. بعد از اینکه سال گذشته علیرغم تمام بی توجهی ها این تیم به لیگ دسته دو سقوط کرد با تلاش بازیکنانش به لیگ دسته یک آمد و اگر تا 15مهرماه نتواند ورودی مسابقات لیگ یک را بپردازد باید باز هم به لیگ دسته دو برمی گردد. حمایت مالی حلقه مفقود بسکتبال کرمان اما مسعود نخی، دبیر هیئت بسکتبال کرمان در گفتگو با خبرنگار مهر اظهارداشت: تیم کرمان بازیکنان شایسته ای دارد که همگی از بومی های استان هستند و شایستگی حضور در لیگ برتر بسکتبال را نیز دارند اما تاکنون به دلیل مشکلات مالی و عدم حمایت توسط نهادهای اقتصادی موفق به احقاق حق خود نشده ایم. وی افزود: آخرین جایی که طی چند ماه اخیر با آن مذاکره کردیم تا از تیم در لیگ یک حمایت کنند مس سرچشمه بود که متاسفانه هنوز به ما خبری نداده اند که می توانند از تیم حمایت کنند یا مانند دیگر مراکز اقتصادی به سادگی از کنار استعدادهای ورزشی کرمان می گذرند. این مسائل در حالی است که تیم بسکتبال 14نفره کرمان به صورت خودجوش تمرین می کنند و به فردای خود امیدوارند. هیئت بسکتبال هفت ماه است مسئول ندارد حسین مهدوی، سرمربی تیم بسکتبال کرمان با انتقاد از وضعیت به وجود آمده به مهر گفت: وقتی هیئت بسکتبال هفت ماه است که رئیس ندارد چگونه توقع کنیم کسی به فکر تیم و پیدا کردن اسپانسر باشد. وی ادامه داد: به دلیل ناهماهنگی هایی که در کار وجود دارد، دیگر رغبتی به حضور در تمرینات تیم ندارم ولی بازیکنان تیم به صورت خودجوش هفته ای سه جلسه تمرین می کنند تا از نظر بدنی آماده باشند. سرمربی تیم بسکتبال کرمان افزود: حتی به مدیران ارشد کرمان نامه نوشتیم و بارها با مدیرکل تربیت بدنی و مدیران مختلف برای بحث حمایت از تیم و مشکلاتمان حرف زدیم ولی هیچ اتفاقی نیفتاده است. وی ادامه داد: کسایی پور سرمربی تیم سوپرلیگی مهرام بیش از دیگران به فکر تیم است و حتی گفته است شما تیم را به لیگ یک بیاورید خودم هفته ای یک بار در تمرین تیم حاضر می شوم و کمک می کنم. کل بودجه تیمهای ورزشی کرمان معادل یک بازیکن ذخیره تیمهای فوتبال مس هم نیست وی ادامه داد: آه تمام ورزشکاران کرمانی در رشته های مختلف دامن تیم مس کرمان را گرفته است که به نتیجه نمی رسند، چرا باید یک بازیکن مس کرمان که جایی روی نیمکت هم ندارد چندین برابر بودجه ای که نیاز کل تیم بسکتبال برای حضور در لیگ یک است، پول می گیرد و یک بار هم پایش به توپ نمی خورد. وی ادامه داد:ن زدیک شش سال با تیم بسکتبال کرمان هستم در سوپر لیگ با این تیم با کمک کسایی پور تیم داری کردیم و بعد از رفتنم وی به تهران و سپس حضورش در تیم مهرام ، سرمربی تیم شدم برنامه در این چندساله فقط بالا رفتن و پایین آمدن در دو لیگ دو و یک بوده است. وی گفت: با توجه به اوضاع پیش آمده اگر تیم بسکتبال نتواند هزینه 100 تا 150میلیون تومانی برای تیم داری داشته باشد حتی در لیگ دو هم نمی توانیم حضور یابیم چرا که سال قبل رئیس هیئت از ما حمایت مالی کرد و در لیگ دو ماندیم امسال با استعفای وی در شش ماه پیش دیگر حتی وی هم نیست تا از تیم حمایت کند. لزوم تعادل در تقسیم بودجه ورزشی به این ترتیب در حالیکه تمام بودجه های ورزشی که حق تمام جمعیت نزدیک به 3 میلیونی استان است تنها به 24بازیکن و کادر فوتبال مس کرمان و مس سرچشمه می رسد و مس کرمان نیز برای در جا زدن در لیگ برتر فوتبال کشور و حاشیه سازی برای ورزش حرفه ای استان از آن بهترین استفاده را می کند و نکته نه چندان جالب این است که سایر تیمهای ورزشی کرمان نادیده گرفته می شوند. نه تنها بسکتبال که هندبال شهرداری هم به صورت رابطه ای قصد بالا آمدن به لیگ برتر هندبال را دارد و تیم والیبال استان کرمان نیز که به دلیل کم پولی امسال نتوانست بازیکن بخرد و با بومی های خود کار می کند و هنوز با نام هیئت کرمان فعالیت می کند. متاسفانه هیچ یک از مدیران تربیت بدنی نیز نتوانستند از ظرفیتی به نام مس استفاده کنند و تنها ورزش استان است که تقاص بد بازی کردن و ولخرجی های تیم فوتبال مس را می دهد. اینجاست که باید از وضعیت تیم هایی چون ذوب آهن و سپاهان که در اصفهان جز بهترین تیم های فوتبال هستند و دیگر رشته های ورزشی این استان را نیز پوشش می دهند، الگو بگیریم. شاید وقت آن است که مس کرمان از پوشش دادن صرفا فوتبال بیرون بیایید و هر دو باشگاه لیگ برتری چندین تیم حرفه ای دیگر را نیز حمایت کنند. |
'مصطفي هاشمي' سرمربي تيم بسكتبال مهرام تهران كه با اين تيم بار ها قهرمان ليگ برتر كشور و دوبار قهرمان آسيا شده است به همراه 'محسن شاه علي' سرمربي سابق تيم ملي نوجوانان ايران و بازيكن اسبق تيم ملي در ميزگرد ايرنا دلايل ناكامي بسكتبال ايران در رقابت هاي اخير را تحليل كرد.
وي گفت: نبايد براي بررسي مشكلات تيم ملي بسكتبال ايران تنها به ديدار مقابل اردن توجه كنيم و ديدگاه ما بايد فراتر از اين حرف ها باشد.
هاشمي ادامه داد: ما بايد ريشه يابي دقيقي از ناكامي خود داشته باشيم و ببينيم آيا در بسكتبال كشورمان پشتوانه سازي درستي شده است.
سرمربي تيم بسكتبال مهرام تهران گفت: فكر مي كنم كار بسكتبال ما ايراد هاي زيادي دارد و بايد حركت ما به سوي پيشرفت بهتر از اين ها باشد.
وي در خصوص عملكرد ضعيف بازيكنان تيم ملي كشورمان در ديدار مقابل اردن تصريح كرد: بايد از بازيكنان تيم ملي تشكر كنيم كه تلاش خود را كرده اند و تا كنون موفقيت هاي زيادي را براي ما كسب كرده اند.
*** غرور باعث شكست تيم ايران مقابل اردن نبود
وي با انتقاد از كساني كه مي گويند بازيكنان ما در مقابل اردن غرور داشته اند، اظهار داشت: اصلا اين بحث را كه آنها در مقابل اردن مغررو شده بودند را نمي پذيرم زيرا غرور براي 5 دقيقه است و نه يك بازي كامل و بايد بدانيم كه بازيكنان ما كم تجربه نيستند كه در چنين بازي حساسي دچار غرور شوند.
هاشمي خاطرنشان كرد: اگر تيم ما در اين ديدار مانند هميشه بازي مي كرد بايد حداقل با 20 امتياز اختلاف آنها را شكست مي داديم زيرا اردن به هيچ عنوان در حد تيم ما نبود.
*** بسكتبال سير صعودي نداشته است
سرمربي تيم بسكتبال مهرام تهران گفت: حذف تيم ملي ما يك اتفاق نبود و به طور حتم ما در اين مدت سير صعودي نداشته ايم و افت زيادي كرده ايم . بايد براي پيشرفت بيشتر فكر كنيم.
وي ادامه داد: مسئولان بايد ظرفيت انتقاد پذيري خود را بالا ببرند و بدانند همه منتقدان دشمن بسكتبال نيستند و مي توانند با توجه به نظرات ما باعث رشد بسكتبال كشور شوند.
هاشمي تاكيد كرد: طلايي ترين تيم بسكتبال ايران، طلايي ترين فرصت را براي قهرماني در جام ملت هاي آسيا و همچنين صعود به المپيك از دست داد.
*** خداوند حامد حدادي را به بسكتبال ايران هديه داد
سرمربي تيم مهرام اظهار داشت: در داخل كشور بهترين مربيان را در اختيار داريم و همه چيز براي پيشرفت وجود دارد و بايد كمي بيشتر اعتماد كنيم.
وي با اشاره به اينكه تيم ملي كشورمان از بازيكنان بسيار خوبي در تركيب از جمله مهدي كامراني و صمد نيك خواه بهرامي سود مي برد در خصوص حامد حدادي گفت: خداوند با هديه دادن تمام بازيكنان بسكتبال كشور حامد حدادي را نيز به ما هديه كرده است كه هر تيمي آرزوي داشتن چنين بازيكني را دارد و براي ساختن چنين بازيكناني بايد بيش از اندازه تلاش كنيم.
*** منافع شخصي را كنار بگذاريم
هاشمي تاكيد كرد: براي پيشرفت بسكتبال كشورمان بايد همدل شويم و منافع شخصي را كنار بگذاريم و در راس همه ما بايد متولي بسكتبال اين كار را انجام دهد.
وي ادامه داد: اين باخت و ناكامي بسكتبال ايران اين مساله را ثابت مي كند كه از تمام نيرو هاي خود به خوبي استفاده نكرده ايم.
*** تيم ملي با مربي ايراني موفق تر بود
هاشمي گفت: اطمينان دارم تيم ملي كشورمان با مربي ايران هم مي توانست اين افتخارات را بدست بياورد و شايد با بعضي از تصميمات غلط مربيان كشورمان را از افتخار آفريني در سطح آسيا محروم كرديم.
وي ادامه داد: اطمينان داشته باشيد تا نسل فعلي مربيان ايراني وجود دارد هميشه تيم ملي ما قدرت مند خواهد بود زيرا آنها با دلسوزي خود هر سال بازيكنان بسيار شايسته اي را براي تيم ملي مي سازند.
*** حق ندارند مربي ايراني را بي دانش جلوه دهند
سرمربي تيم بسكتبال مهرام تهران گفت: بايد بعضي افراد در مصاحبه هاي خود حرمت مربيان ايراني را حفظ كنند و بدانند حق ندارند عليه مربي ايران مصاحبه كنند و ما را بي دانش بنمايانند.
وي ادامه داد: اگر همين مربيان ايراني نباشند وضعيت بسكتبال ايران بسيار بدتر از حالا خواهد شد زيرا زحمات آنها درسال هاي گذشته باعث موفقيت ها بوده است.
*** ليگ بسكتبال باعث قدرتمندي تيم ملي است
هاشمي گفت: اگر تيم ملي ما توانسته در مسابقات گذشته عملكرد خوبي داشته باشد به خطر تلاش تيم هاي حاضر در ليگ و مربيان ايراني آنهاست.
وي ادامه داد: اين بازيكنان در مدت كوتاه در تيم ملي ساخته نمي شوند و باشگاه ها براي آنها زحمات بسيار زيادي را در طول فصل مي كشند.
*** تغييرات كلي يا ساختاري دواي درد بسكتبال است
سرمربي تيم بسكتبال مهرام تهران معتقد است كه تغييرات كلي يا ساختاري تنها دواي درد تيم ملي كشورمان است و در غير اين صورت بازهم در مسير افت قرار خواهيم داشت.
وي ادامه داد: اميدوارم از صحبت هاي دلسوزانه ما به خوبي استفاده شود و بدانند ما دشمن تيم ملي كشورمان نيستيم زيرا زحمات زيادي را براي قدرتمند شدن بسكتبال كشيده ايم.
*** مربيان ايراني 100 بار هم با اردن بازي كنند بازنده نخواهند بود
هاشمي گفت: اطمينان دارم اگر هدايت تيم ملي ايران را در ديدار مقابل يك مربي ايراني بر عهده داشت اگر 100 بار هم بازي مي كرديم در مقابل اين تيم بازنده نبوديم.
وي ادامه داد: تيم ما بسيار قدرتمند تر از اردن بود و اين موضوع را در ديدار مقابل كره ثابت كرد و حتي معتقدم ما مي توانستيم چين را با اختلاف شكست دهيم.
وي ادامه داد: بايد بدانيم كه اگر امروز تيم ملي بسكتبال قدرتمندي داريم براي رسيدن به اين مكان تلاش هاي زيادي شده است و نبايد با يك شكست اينگونه انتقاد كنيم.
سرمربي تيم بسكتبال كاسپين قزوين گفت: محمود مشحون براي بسكتبال ايران زحمات زيادي كشيده است و فكر مي كنم ناكامي تيم ملي كشورمان دلايل ديگري هم مي تواند داشته باشد.
*** مربيان ايران مي توانستند نتايج بهتري را كسب كنند
شاه علي تصريح كرد: معتقدم اگر بر سر اين تيم يك مربي ايراني هم بود ما بدتر از اين نتيجه نمي گرفتيم و حتي مي توانستيم قهرمان جام ملت هاي آسيا شويم.
وي اظهار داشت: مربيان داخلي ما بسيار با دانش هستند و آنها توانايي اداره تيم هاي بسيار بزرگي از جمله تيم ملي كشورمان را دارند و بايد به آنها نيز فرصت دهيم.
پيشكسوت بسكتبال ايران خاطرنشان كرد: نبايد موفقيت هاي امروز بسكتبال كشورمان را به پاي مربيان خارجي بنويسيم زيرا زحمت اصلي را مربيان شاغل در ليگ و تيم هاي پايه كشيده اند.
*** بايد بيش از اين تعامل كند
شاه علي گفت: مديريت فدراسيون بسكتبال ايران در سال هاي اخير عملكرد بسيار خوبي داشته است و توانسته بسكتبال ايران را به جايگاه اصلي خود برساند و نبايد با يك ناكامي عملكرد خوب آنها را زير سئوال برد.
وي ادامه داد: براي جبران اين ناكامي مسئولان فدراسيون بسكتبال بايد بيش از گذشته با خانواده بسكتبال تعامل داشته باشند و به طور حتم با اين كار مي توانيم اين ناكامي را جبران كنيم.
وي تاكيد كرد: تنها راه خارج شدن از وضعيت موجود تعامل در ميان خانواده بسكتبال كشور است و نبايد به خاطر بعضي مسايل منافع بسكتبال را ناديده بگيريم.
*** بايد پشتوانه سازي كنيم
وي تاكيد كرد: بسكتبال ايران بازيكنان بسيار خوبي را در حال حاضر در خدمت دارد اما بايد براي سال هاي آينده پشتوانه سازي خوبي را انجام دهيم.
شاه علي معقتد است كه در موفقيت بسكتبال ايران اول تزريق پول نقش داشته و پس از آن ليگ پويا كه در اين راه مربيان ايراني نيز نقش بسزايي داشته اند.
*** شكست مقابل اردن زلزله نيست
كارشناس بسكتبال ايران گفت: نبايد شكست مقابل اردن را زلزله بدانيم و اگر همين امروز كار خود را مانند گذشته با قدرت آغاز كنيم مي توانيم چهار سال ديگر موفقيت هاي گذشته خود را تكرار كنيم و با قهرماني در جام ملت هاي آسيا راهي المپيك شويم.
وي ادامه داد: اميدوارم از اين پس برنامه مدون تري داشته باشيم تا با قدرت به جايگاه واقعي خود در بسكتبال آسيا بازگرديم و ثابت كنيم شكست مقابل اردن تنها يك اتفاق تلخ بوده است.
وي ادامه داد: ما در مقابل اردن به خودمان باختيم اما اطمينان دارم غرور دليل شكست ما نيست و بايد بررسي كنيم چرا در اين بازي حساس بازي را به اين شكل واگذار كرديم. به طور حتم در صورت قهرماني در جام ملت هاي آسيا و كسب سهميه المپيك راحت تر از حالا در خصوص ضعف هاي بسكتبال كشورمان صحبت مي كرديم.
*** از فدراسيوني كه 10 سال موفق بوده به اين شكل انتقاد نكنيم
ملي پوش اسبق بسكتبال ايران گفت: نبايد فراموش كنيم كه اين فدراسيون 10 سال است بهترين افتخارات را براي بسكتبال ايران كسب كرده است و نبايد به اين شكل از مسئولان آن انتقاد كنيم.
وي ادامه داد: همانطور كه گفتم با كمي تعامل تمام مشكلات حل مي شود و شايسته اين فدراسيون و مسئولان آن با توجه به زحماتي كه كشيده اند اين انتقادات نيست.
سرمربي تيم بسكتبال كاسپين قزوين اظهار داشت: مطمئن باشيد اگر بسكتبال ايران پيروز مي شد به نفع همه ما بود و ما نبايد از اين ناكامي خوشحال باشيم.
وي تصريح كرد: معتقدم اينكه بخواهيم بگوييم مشحون در طول مدت مديريت خود هيچ كاري نكرده است بي انصافي است و بايد بدانيم او زحمات زيادي براي بسكتبال ايران كشيده است.

*** درهاي فدراسيون براي انتقاد باز باشد
شاه علي گفت: مسئولان بسكتبال بايد در هاي فدراسيون را باز بگذارند تا منتقدان به آساني انتقاد هاي خود را مطرح كنند در غير اين صورت مشكلات جدي به وجود خواهد آمد.
وي ادامه داد: مشحون پتانسيل هاي خوبي دارد و با بكارگيري آنها و افراد متخصص مي توانيم باز هم حرف هاي زيادي براي گفتن داشته باشيم.
*** مديريت فدراسيون بسكتبال نبايد تغيير كند
شاه علي گفت: به اعتقاد من مديريت فدراسيون بسكتبال نبايد تغيير كند زيرا با اين كار شرايط براي اين رشته ورزشي بسيار بدتر خواهد شد.
وي ادامه داد: پيشنهاد مي دهم مسئولان فدراسيون بسكتبال از جوانان بيش از اين استفاده كنند زيرا يكي از ضعف هاي فدراسيون همين موضوع است.
مسابقات گروه A به میزبانی تیم حجاب در شیراز و مسابقات گروه B به میزبانی تیم وحدت آریا در تهران برگزار شد .گروه A این رقابت ها شامل تیم های آرارات تهران ، شرکت گاز تهران ، نیکان ترابر تهران ، مانیزان کرمانشاه ، شهرداری کرمان ، حجاب شیراز ، مهرام تهران ، صدرا شیراز در خانه بسکتبال شیراز مسابقه دادند .
گروه B هم شامل تیم های با حضور صابری تهران ، تیام تهران ، وحدت آریا تهران، هیئت بسکتبال قزوین، شهرداری بندرعباس، رشد دانه گرگان ، فولاد ماهان (تینا) اصفهان و هیئت بسکتبال سنندج در تهران رقابت کردند .
در گروه A تیم های آرارات تهران ، شرکت گاز تهران و نیکان ترابر تهران به ترتیب اول تا سوم شدند .در گروه B هم هیئت بسکتبال قزوین ، فولاد ماهان (تینا) اصفهان و تیام تهران به ترتیب در جایگاه اول تا سوم ایستادند.تیم مهرام تهران در گروه A این رقابت ها به علت انصراف و حضورنیافتن در شیراز در هر سه بازی بازنده اعلام شد.
حسن ميرزا آقابيگ در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين مطلب كه مديريت بسكتبال ايران و كادر فني تيم ملي دليل ناكامي ايران در جام ملتها بود، اظهار كرد: هميشه در ناكامي يك تيم دو بحث كلي به وجود ميآيد. يكي عملكرد بازيكنان و ديگري مديريت تيم است. در جام ملتهاي آسيا بسكتباليستهاي ايراني با تمام قدرت برابر حريفان حاضر شدند و بدون هيچ كمكاري و كمفروشي تمام توانشان را براي پيروزي ايران به كار بردند، پس بايد به اين نتيجه برسيم كه عدم موفقيت تيم به نكته دوم بازميگردد. بايد به طور قاطع بگويم كه مديريت تيم و به طور كلي بسكتبال ايران و پس از آن كادر فني صددرصد مقصر هستند چرا كه اردن تيمي نبود كه بخواهيم آن را دست كم بگيريم و برابرش شكست بخوريم.
وي همچنين افزود: اگر با دقت به سطح بسكتبال اردن نگاه كنيم متوجه خواهيم شد كه ايران هميشه برابر اردن به مشكل خورده است. اردنيها برابر ايران ميدانند كه بايد چه كار كنند. در دورهي گذشتهي جام ملتها، قهرماني غرب آسيا و جام ويليام جونز ايران تنها با يك اختلاف امتياز اين تيم را شكست داد. پس اردن اتفاقي يا با خوششانسي به پيروزي نرسيد بلكه آنها با شناخت و مديريت خوب توانستند چنين نتيجهاي كسب كنند.
كارشناس بسكتبال با تاكيد بر اين مطلب كه قدرتمندترين تيم بسكتبال ايران در آسيا پنجم شد، به ايسنا گفت: برابر تيمي شكست خورديم كه بازيكن 36 سالهاش پرتاب 3 امتيازي وارد سبد ايران ميكرد و هيچ دفاعي او را كنترل نميكرد. هيچ سيستمي در اين مسابقه براي مليپوشان وجود نداشت و همين بيبرنامگي باعث شد تا قدرتمندترين تيم بسكتبال ايران كه شايستگي قهرماني آسيا را داشت، پنجم شود. اين تيم با حضور حدادي و كاظمي رويايي بود اما با مديريت نامناسب به خوبي توسط اردن آناليز شد تا در ميدان مسابقه تن به شكست بدهد. پس از باخت گفتند بازيكنان استرس داشتند. بله، قبول ميكنيم اما وظيفهي كيست كه اين استرس را از تيم جدا كند؟ مربي و كادر فني تيم نتوانستند شرايط خوبي ايجاد كنند و در كنار زمين ناموفق عمل كردند. تيم اردن در كل مسابقه با يك سيستم بازي كرد اما ماتيچ نتوانست در 40 دقيقه با تغيير تاكتيكي مناسب حريف را كنترل كند. نميدانم شايد كادر فني تيم متوجه نشده بود اما مسئله اين جاست كه تيم ملي در هر نقطهاش توسط حريف آناليز شده بود.
وي با اشاره به جام ويليام جونز ادامه داد: پيش از آغاز جام ملتها در تورنمنتي كه اهميت زيادي ندارد شركت كرديم و ثمره آن آشنا شدن حريفان با نقاط ضعف تيم ملي بود. ايران در جام ملتها نخستين پيكار نفسگيرش را واگذار كرد تا به خيليها ثابت شود كه تصميمگيريهاي نادرست در فدراسيون به غرور بسكتبال ايران ضربه ميزند. جايي كه بسكتبال ايران ميتوانست با قدرت المپيكي شود با اشتباههاي افراد مسئول شكست خورديم.
حسن ميرزا آقابيگ با بيان اين مطلب كه مشكل بسكتبال را بايد در فدراسيون پيدا كرد، گفت: بايد بگويم كه اين تيم بسكتبال ايران 2 سال آينده قهرمان آسيا ميشود و به جام جهاني صعود ميكند اما بايد به اين نكته توجه كرد كه پس از آن چه وضعيتي پيش خواهد آمد. اين شكست در جام ملتها زنگ خطر براي بسكتبالي بود كه 7 ماه از سالش را تعطيل ميكند و 9 سال است كه ميزبان هيچ رقابتي نيست. عدم پشتوانه سازي در ايران چهار سال بعد تاثيرش را نشان ميدهد. وقتي از هر جاي دنيا از تيم ملي دعوت ميشود و فدراسيون 12 بازيكن مشخص را به رقابتها اعزام ميكند هم پشتوانهها از بين ميروند و هم اين بازيكنان فرسوده ميشوند. چرا فدراسيون بايد در ويليام جونز شركت ميكرد تا آناليز شود؟ چرا جوانان و تيم ب در هيچ رقابتي حاضر نميشوند؟ بسكتبالي كه نتواند با تيم ب در قهرماني غرب آسيا بدرخشد چه پيشرفتي داشته است؟
كارشناس بسكتبال با تاكيد بر اين مطلب كه محمود مشحون خيلي سريع بايد عذرخواهي كند، ادامه داد: بازيكنان تيم ملي تلاششان را كردند و حالا آقاي مشحون است كه بايد وظيفهاش را انجام دهد. رييس فدراسيون بايد به دليل اين ناكامي عذرخواهي كند و از امروز در انديشهي جبران باشد. البته بايد بگويم كه جبران مافات نياز به تغييرهاي عمدهاي دارد.
كاپيتان اسبق تيم ملي بسكتبال ايران با بيان اين مطلب كه آقاي مشحون يا بايد برود و يا تمام زيرساختش را تغيير دهد، تصريح كرد: تنها نجات بسكتبال از آينده نامناسب تغيير كليه زيرساختهاي فدراسيون است. محمود مشحون يا بايد مسئولانش را تغيير دهد و يا خودش از فدراسيون برود. يك ورزش بزرگ چون بسكتبال كه نبايد اين گونه اداره شود. چند فرد مشخص تمام كارهاي فدراسيون را بر عهده دارند. مگر قحطالرجال است و يا باند بازي وجود دارد؟ به طور مثال حسن نوربخش سرپرست تيم ملي، رييس سازمان ليگ و رييس كميته داوران و مسابقهها است. در بسكتبال ايران فضايي املاكي ايجاد شده و هر كس كه ميخواهد حرفي بزند، توسط آقايان كنار گذاشته ميشود. فدراسيون نتيجهگرا شده است و فقط به تيم ملي اهميت ميدهد. رقابتهاي قهرماني كشور برگزار نميشود، چون به درد تيم ملي نميخورد اما پشتوانه سازي كه دارد. چرا اين مسئلهها فراموش شده است؟
آقابيگ با تاكيد بر اين مطلب كه افراد مخصوص در فدراسيون نميتوانند به خوبي كارها را اداره كنند، ادامه داد: بسكتبال ايران تمام ويژگيهايش را به دليل ناتواني مسئولان از دست داده و تنها تيم ملي را حفظ كرده است. بايد همه بدانند كه محمود مشحون بماند يا برود مليپوشان ايران تا چهار سال ديگر در آسيا يكهتازي ميكنند اما پس از آن وضعيت تغيير ميكند. عدم توجه به نوجوانان و جوانان و مديريت ضعيف، بسكتبال ايران را خراب خواهد كرد. متاسفانه حتي شجاعت هم وجود ندارد كه اگر اشتباهي شده است با صدايي بلند قبول و عذرخواهي كنند.
پيشكسوت بسكتبال با اشاره به شرايط كنوني لبنان و فيليپين به ايسنا گفت: اگر فدراسيون بسكتبال برنامهي دقيقي داشت 4 سال آيندهاش را ميديد. چرا لبنان تيم جوانش را به رقابتها فرستاد. آنها سالهاي آينده را ميبينند اما ايران فقط همان تيم هميشگياش را همه جا ميبرد و از پيروزي نيز خوشحال ميشود. وقتي تيم ملي ب و جوانان ايران در عرصه بينالمللي نباشد بسكتبال ضعيف ميشود و به قهقرا خواهد رفت.
حسن ميرزا آقابيگ در پايان با تاكيد بر اين مطلب كه بسكتبال ايران در هر پست بهترينها را دارد بيان كرد: بسكتبال ايران بهترين گارد راس آسيا را دارد. يكي از بهترين پست دو در آسيا براي ايران بازي ميكند. صمد نيكخواه بهرامي ستاره آسيا و ارسلان كاظمي و حامد حدادي و البته تمامي مليپوشان در عرصه جهاني نام آشنا هستند اما همين بازيكنان نيز با بيبرنامگي فدراسيون كه دليل اصلي ناكامي در جام ملتها بود در آينده به مشكل خواهند خورد.
وی ادامه داد: متأسفانه در چند سال گذشته و در فدراسیون فعلی هیچ گونه بازیکنسازی صورت نگرفته است و نگاهی به آینده نبوده است. یک تیم طلایی با بازیکنانی همانند حامد حدادی، مهدی کامرانی، صمد نیکخواه بهرامی و ... پدید آمد و مسئولان فدراسیون هم بر روی این بازیکنان مانور کردند و در تمام مسابقات از همین بازیکنان استفاده کردند و همین عدم بازیکنسازی به جایی رسید که تیم ایران که در 2 دوره گذشته قهرمان آسیا شده بود، در این دوره به مقام پنجم رسید.
کارشناس بسکتبال گفت: رایکو ترومن مربی کار بلدی بود و زمانی هم که هدایت تیم ملی ایران را بر عهده داشت، بسیار مفید کار کرد، اما به دلیل اینکه مربی گران قیمتی بود، او را حفظ نکردند و ماتیچ را بر سر کار آوردند. ترومن هم در فیلیپین خود را بیشتر نشان داد و بسکتبال این کشور که جایگاهی در جام ملتها نداشت را به مقام چهارم آسیا رساند و بالاتر از ایران قرار گرفت.
ایلیاوی عنوان کرد: اگر در جام ملتهای آسیا هریک از مربیان ایرانی هدایت ایران را بر عهده داشت ما بازی را به اردن نمیباختیم و میتوانستیم به راحتی قهرمان شویم، اما ماتیچ اشتباهات فاحشی کرد و ایران را به سمت سقوط هدایت کرد.
وی ادامه داد: قهرمانیهایی که تیم ملی کسب کرد، مسئولان فدراسیون را به این خیال وا داشت که بسکتبال ایران همین بازیکنان را تا آخر خواهد داشت و با آنها باز هم قهرمان میشود.
ایلیاوی عنوان کرد: ارسلان کاظمی که در جامجهانی یکی از بهترین بازیکنان ایران بود، با زحمت و تلاش فراوان از آمریکا اجازه همراهی تیمملی را میگیرد، اما استفاده خوبی از او نمیشود و بازیکنان مصدومی که چند وقتی بود از تیم دور بودهاند را جایگزین وی میکنند. اصغر کاردوست و حامد سهرابنژاد هم در جام ملتهای آسیا سوختند تا بازیکن سالاری به وضوح دیده شود.
وی اظهار داشت: میانگین سنی تیم ملی بالا نیست، اما بازیکنانی که در آن حضور دارند، به دلیل اینکه تمام عناوین آسیایی را کسب کردهاند، اشباع شدهاند و انگیزه آنچنانی ندارند.
کارشناس بسکتبال تأکید کرد: برای پیشرفت و حرکت رو به جلو، فدراسیون بسکتبال باید تغییراتی را در ساختار خودش داشته باشد و از ریاست پادگانی و تکنفره خارج شود که در غیر این صورت شرایطمان از این بدتر خواهد شد.
ایلیاوی ادامه داد: محمود مشحون به عنوان رئیس فدراسیون تمام تصمیمات را به تنهایی میگیرد و خودش هم آنها را اجرا میکند که اصلاً خوب به نظر نمیرسد. بسکتبال ما به افرادی احتیاج دارد که به علم روز آگاه و بسکتبال بدانند و نیروی جوانی را به همراه داشته باشند. متأسفانه در فدراسیون بسکتبال کسانی هستند که 30 سال پیش بازنشسته شدهاند، اما همچنان بر سر کار هستند و هیچ کار خاصی هم انجام نمیدهند.
وی در پاسخ به این سئوال که به نظر شما چرا فدراسیون بسکتبال با مربیان مطرح لیگ همکاری ندارد، عنوان کرد: مسئولان فدراسیون کسی را میخواهند که بله قربانگو بوده و دستورات آنها را اجرا کند و این طرز تفکر هم قطعاً به جایی نخواهد رسید.
.: Weblog Themes By Pichak :.

















